تبليغاتX
كيونان
تریلیاردر حامی احمدی نژاد ، پشت پرده "تات"

تریلیاردر حامی احمدی نژاد ، پشت پرده "تات"


modiran tat.jpg




به گزارش روزنامه اعتماد، یكی از پرحاشیه ترین بانك های خصوصی روز جمعه آغاز به كار كرد. بانك تات كه درباره تركیب سهامدارانش حرف و حدیث بسیاری است در 88/8/8 اولین شعبه خود را در شهر مشهد افتتاح كرد.


در مراسم افتتاح این شعبه جمعی از مدیران ارشد بانك مركزی، وزارت صنایع و معادن، بازرگانی و امیررضا واعظی آشتیانی قائم مقام سازمان تربیت بدنی شركت داشتند. بانك تات هشتمین بانك خصوصی كشور است كه آغاز به كار می كند.


در دوره دولت نهم بانك مركزی به جز موافقت با تبدیل موسسه مالی و اعتباری بنیاد مستضعفان به بانك سینا، هیچ مجوزی در زمینه فعالیت بانك های خصوصی صادر نكرد اما در ماه های پایانی دولت به یكباره بانك مركزی در دادن مجوز بانك های خصوصی دست و دلباز شد. به بنیاد شهید مجوز داد تا بانك دی را راه اندازی كند.


 سپاه موسسه انصار را كه سال ها در حال فعالیت بود توانست تبدیل به بانك كند. شهرداری صاحب بانك شهر شد و دست آخر بانك تات كه پس از چند بار به تعویق افتادن بررسی اساسنامه و پذیره نویسی سرانجام در روز جمعه به طور رسمی اعلام افتتاح شد و ظاهراً از بهمن فعالیت خود را آغاز می كند. اما تات چیست و از آن كیست؟


از ظاهر بانك تا محتوا


بانك تات یك ظاهر دارد و یك محتوا. ظاهر آن تركیب سهامداران آن است كه به طور رسمی اعلام شده اما محتوای آن با یك اسم گره خورده است؛ علی انصاری. انصاری مرد پشت پرده هشتمین بانك خصوصی در جمهوری اسلامی است. او را گرچه رسانه ها با عضویت در هیات مدیره باشگاه استقلال و همانندپنداری با حسین هدایتی عضو متمول باشگاه رقیب شناختند اما باید برای شناخت او به سال ها قبل بازگشت.

 حتی آنانی كه او را با بازار مبل ایران می شناسند باز هم به عقبه او خوب نپرداخته اند. انصاری كار خود را قبل از بازار مبل آغاز كرده؛ در بازاری كه هیچ ربطی به مبل نداشت.

آغاز فعالیت های اقتصادی او به اوایل دهه 70 بازمی گردد؛ زمانی كه به همراه یك شریك دیگر در ضلع جنوبی بازار آهن شادآباد مجتمع تجاری بهاران 1و2 را ساخت. از قبل همین فعالیت ها و ساخت و سازها بود كه توانست كم كم خود را در قامت یك سرمایه دار نشان دهد. اما انصاری چگونه توانست در قامت یك سرمایه دار جلوه كند؟


انصاری كیست

انصاری معمارزاده یی است اهل دان اصفهان كه ظاهراً در ابتدا خانواده متمولی نداشته است و در رده بندی طبقه اجتماعی جزء خانواده طبقه متوسط به شمار می رفته است اما آشنایی با برخی فعالان بازار آهن و ورود به حوزه ساخت و ساز وضع مالی او را دگرگون كرد.


ساخت مجتمع تجاری بهاران 1و2 و در ادامه بازار مبل ایران حركت هایی بود كه انصاری به طور شراكتی انجام داد؛ فعالیت هایی كه زمان را برای او به دهه 80 رساند؛ دهه یی كه مقارن با نشست و برخاست او با اهالی سیاست شد. اوج آن همكاری با امیررضا واعظی آشتیانی در فدراسیون دوچرخه سواری و در ادامه باشگاه استقلال بود. در انتخابات ریاست جمهوری نیز او از حامیان جدی محمود احمدی نژاد به شمار می رفت. دهه 80 انصاری را در مسیر جدیدی از فعالیت ها قرار داد.


اگر در دهه 70 او را فقط در بازار آهن شادآباد می شناختند در دهه 80 توانست به شهرت برسد. این عقبه انصاری، او را مرد اول بانك تات كرده است زیرا انصاری است كه همه را در تات گرد هم جمع كرده و چنین مجموعه یی را شكل داده است؛ مجموعه یی كه با چند و چون زیادی همراه است.

سهامداران موسس تات

سهامداران تات را سه گروه ورزشی، صنعتی و خانوادگی تشكیل می دهند. گروه ورزشی عبارتند از صندوق اعتباری حمایت از قهرمانان و پیشكسوتان ورزش، كمیته ملی المپیك، فدراسیون روستایی و عشایری، فدراسیون پزشكی ورزشی، فدراسیون فوتبال، فدراسیون ورزش های جانبازان و معلولین، باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال و باشگاه فرهنگی ورزشی پیروزی.


 چند هفته پیش سایت های اصولگرا نظیر الف و جهان از حاتم بخشی رئیس سابق سازمان تربیت بدنی خبر دادند. بر اساس اخبار سایت های اصولگرا سازمان لیگ در زمان مسوولیت علی آبادی و با دستور وی در اقدامی غیرقانونی دو میلیارد تومان به بانك خصوصی تات كمك كرد.


این سایت ها گزارش دادند از بودجه دیگر فدراسیون های ورزشی نیز برای تاسیس این بانك هزینه شده است. اعطای این مبلغ پول در حالی است كه برخی از فدراسیون های ورزشی از پرداخت حقوق كاركنان خود عاجزند. البته كمیته ملی المپیك در جوابیه یی توضیح داد راه اندازی بانك آرزوی جامعه ورزش بوده كه تاكنون به دلیل كمبود اعتبار عملی نشده بود و راه اندازی تات می تواند پشتوانه مطمئنی برای ورزش كشور باشد.

 در این جوابیه توضیحی درباره نكات مبهم كمك سازمان ها و زیرمجموعه های سازمان تربیت بدنی داده نشده بود.

از این رو درباره اولین گروه از سهامداران چنین شبهه یی از سوی خود اصولگرایان مطرح شد.

گروه صنعتی سایپا؛ از قرار معلوم 20 میلیارد سهم تات را سایپا خریده است. در واقع 10 درصد از سهام این بانك در اختیار سایپا قرار دارد. درباره حضور سایپا در این بانك دو نكته وجود دارد؛ اول آنكه شركت سایپا در حال راه اندازی یك بانك است تا به طور تخصصی در خدمت خود باشد از این رو مشخص نیست چرا سهامدار موسس یك بانك، شركتی است كه خود تا چند وقت دیگر صاحب بانك می شود؟ نكته دیگر به مدیران بانك مركزی برمی گردد. محمود بهمنی رئیس كل بانك مركزی چند بار به صراحت در پاسخ به حل مشكلات مالی ایران خودرو رقیب سایپا در بازار و دریافت تسهیلات از بانك ها بر فروش سهام شركت بانك پارسیان تاكید كرد.


 در واقع ایران خودرو باید از سهامدار بودن پارسیان دست می كشید تا سیستم بانكی نیز تعاملات با بانك را از سر گیرد. حال باید از بانك مركزی پرسید چه فرقی بین ایران خودرو و سایپا وجود دارد؟ چرا ایران خودرو نمی تواند در پارسیان سهامدار باشد اما سایپا می تواند سهام تات را در اختیار گیرد؟


گروه سرمایه گذاری تات؛ گروه سرمایه گذاری تات از برادران انصاری است. بنا بر اعلام سایت رسمی تات پایه های اولیه شكل گیری گروه سرمایه گذاری تات در ابتدای دهه 40 شمسی و توسط علی اكبر انصاری در عرصه ساخت و ساز ساختمان های مسكونی و تجاری بنیان گذاشته شد. این سایت اعلام كرده با این حال دهه 60 را می توان اوج فعالیت های حرفه یی و نظام مند این گروه با مدیریت علی انصاری دانست. اما وقتی به كارنامه این گروه نگاه كنید چند كار عمده می بینید.


?بازار آهن غرب

? بازار مبل ایران

?كارخانجات لوله و پروفیل تهران

? كارخانجات تولیدی و صنعتی خوشخواب نوین


?بازار موبایل ایران كه آخری را روی پیراهن استقلال در بازی های لیگ امسال دیده اید و فاز اول همزمان با تات روز جمعه افتتاح شد. برادران انصاری 20 درصد سهام تات را در اختیار دارند. هرچند تمام برادران در زیر چتر علی قرار دارند و ظاهراً تقسیم سهام آن به دلیل برخی موانع قانونی بوده كه اجازه نمی داده یك نفر بیش از میزان مشخصی سهم در اختیار داشته باشد.


تات مخفف یك اسم یا نام قوم


در تبلیغات كه برای تات شده تلاش شده آن را مخفف «تجربه، اعتماد و توسعه» نشان دهند اما در اصل نام قوم برادران انصاری و گروه سرمایه گذاری آنان است. قوم تات در نزدیكی بوئین زهرا قزوین سكنی دارد. انتخاب نام تات برای هشتمین بانك خصوصی نشان دهنده قدرت خاندان انصاری در این بانك خصوصی است.


چرا پذیره نویسی به تعویق افتاد

در اواسط مرداد و براساس مجوز سازمان بورس و اوراق بهادار قرار بود یك میلیارد از دو میلیارد سهم اسمی بانك خصوصی تات (معادل 50 درصد از سرمایه 200 میلیارد تومانی) ظرف مهلت 60 روز پذیره نویسی شود اما به فاصله یك روز سازمان بورس طی اطلاعیه یی اعلام كرد این پذیره نویسی كه قرار بود به زودی انجام شود تا اطلاع ثانوی انجام نخواهد شد و پس از انجام مقدمات لازم، امكان شروع پذیره نویسی توسط سازمان بورس اعلام می شود.


در آن زمان این تاخیر فقط به دلیل عدم بررسی اساسنامه این بانك در جلسه شورای پول و اعتبار كه ناشی از نرسیدن نوبت بود، اعلام شد اما منابع خبری در خصوص تعویق پذیره نویسی دلایل دیگری را اعلام كردند. در خصوص بانك تات گروه سرمایه گذاری تات با دو مساله روبه رو بود؛ اینكه بر اساس قانون گروه های سرمایه گذاری نمی توانند بیش از 10 درصد سهام یك بانك خصوصی را در اختیار داشته باشند در حالی كه گروه سرمایه گذاری تات 20درصد سهام را در اختیار دارد و از قضا این گروه از یك خانواده بود.

 نكته دیگر نداشتن بدهی معوق از سوی سهامداران موسس بود. ظاهراً این گروه به یك بانك خصوصی 500 میلیون تومان بدهی معوق دارد. این ملاحظات بانك مركزی را در بررسی پرونده این بانك دچار احتیاط كرد البته بعداً برخی منابع ادعا كردند این گروه چنین مشكلی ندارد بلكه بدهی بانكی دارد كه این بدهی نشانگر بدحسابی نیست و برای اخذ مجوز مانع حساب نمی شود. اگر این فرض را بپذیریم سخنرانی احمدی نژاد در نظرآباد را به یاد آورید كه گفت معامله پارسیان به این دلیل ابطال شد كه دو خریدار به بانك ها بدهكار بودند و فروش بانك به این دو بدهكار تخلف است. آیا فرقی بین رستمی صفا و انصاری است؟


اگر داشتن بدهی به بانك ها تخلف نیست و مانع اخذ مجوز بانك خصوصی نیست چرا برای خرید سهام پارسیان از سوی رستمی صفا مانع شد؟ این ابهامات است كه آینده بانكداری خصوصی و آمیخته شدن با سیاست خودی و غیرخودی را پرابهام كرده است.


تشابه تاریخی

علاوه بر آلوده شدن سیاست با اقتصاد، در فضایی كه توزیع سود در بخش های مختلف اقتصادی همگرا نیست و سود بخش ها متعادل نیست این گونه مجوز دادن به بانك های خصوصی زمینه سوداگری را فراهم می كند زیرا در این فضا بانك ها ناچارند با نرخ سود بالا پول های مردم را جمع كنند و برای پرداخت بهره ناچارند آن را در پربازده ترین بخش سرمایه گذاری كنند. نتیجه آن روانه شدن سیل نقدینگی به یك بازار و جذب آن در بخش نامولد اقتصادی می شود. اتفاقی كه در بخش مسكن افتاده نمونه واضحی بر این ادعا است.


 در چنین بانك هایی مالكیت و سرمایه یكسان انگاشته می شود و سرمایه بانك در اختیار سهامداران آن قرار می گیرد. برخی بانك های خصوصی كه در حال شكل گیری است عمده سهام اش در اختیار كسانی است كه كمترین آورده را خود دارند. آنها با اخذ وام از دیگران و تامین اولیه سرمایه و پذیره نویسی مالك بانك می شوند و زمام كار را در اختیار می گیرند. برای مثال تات اولین بانكی است كه در جمهوری اسلامی 50 درصد از سرمایه خود را از طریق پذیره نویسی جمع كرده است. اما اگر از این موضوع بگذریم در زمان شاه داستان بانك شهریار كه از سوی برادران رضایی راه اندازی شد با فرضیه ابتدایی همانندی زیادی دارد.


برادران رضایی تولیدگرانی بودند كه ابتدا به صورت موجه فعالیت خود را آغاز كردند و در بخش های صنعتی سرمایه گذاری كردند. آنها پس از مدتی بانك شهریار را ایجاد كردند. بانكی از طریق اخذ وام از بانك های دیگر راه اندازی شد و در ادامه با گرفتن وام از خارجیان و توزیع در داخل برای خود روزگار می گذرانید.

در واقع در این بانك مدیر و مشتری یكی بود و مدیریت با سرمایه قاطی شد. نتیجه آن شد كه این بانك به مرحله سقوط رسید و پای دربار را نیز به موضوع باز كرد. سرانجام بانك مركزی با محدود كردن سهام برادران رضایی كه محوریت شان با علی رضایی بود توانست بحران را تا حدودی كنترل كند. آیا بانك مركزی از گذشته درس گرفته است؟

منبع : http://www.cloob.com/profile/memoirs/one/username/mohammad_pathman/memid/740175/redirectkey/6c9ef7bf6041ce6e90167ca27df85f41


|+|نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 ساعت 0:1 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
کوروش بزرگ ذولقرنین نیست !!

کورش کبیر ذوالقرنین نیست، او فراتر از آن است!

By Terminus

 در ماههای گذشته مطلبی در قسمت نظرهای بالاترین نوشته شده بود که ادعا میکرد کورش کبیر همان ذوالقرنین است و به طبع آن پاسخ خلاصه‏ای هم داده شد. تا این که روز گذشته لینکی به بالاترین فرستاده شد که حاوی کتابی با  ترجمه استاد دکتر باستانی پاریزی بود. تا ایجای کار بسیار عالیست و من بسیار خوشحال شدم چون اولین و تنها منبع بقولی معتبر که چنین ادعایی دارد برایم مشخص شد. پس از دانلود و مطالعه کتاب شگفت زده شدم و به خود گفتم که دلیل ترجمه چنین کتاب نازل و بیهوده‏ای توسط دانشمند بزرگ و معتبری مانند استاد باستانی پاریزی چه میتوانست باشد؟

میخواهم شما هم از دلیل تعجب من با خبر شوید بنابراین وقت شما و فضای وب را بیش از اندازه اشغال نمیکنم و یکسره میروم سر نقد کتاب و ادعای ذوالقرنین بودن کورش کبیر.

متاسفانه بزرگترین مشکلی که در نگاه اول به چشم میخورد ترجمه ناقص و دلبخواهی آیات قرآن در همان ابتدای متن اصلی کتاب است که از صفحه پانزدهم این کتاب هفتاد و هشت صفحه‏ای شروع میشود.

برای نمونه میفرمایند: تا آنجا راند كه محل غروب خورشید است و چنان می نماید كه خورشید در چشمه ای كه آب تیره رنگ دارد فرو می رود، در آنجا قومی یافت. (سوره کهف، آیه 86)

عرض کردم ترجمه دلبخواهی و غیر دقیق! توجه کنید که وجدها یکبار به (چنان می نماید) و یکبار به (یافت) ترجمه شده است. معنی واقعی و مشخص وجدها یافتن، متوجه شدن، درک کردن و فهمیدن است. به عبارت ساده تر زمانی که ذوالقرنین به مکان غروب خورشید رسید متوجه شد که در گل و لای فرو میرود و همانجا هم متوجه شد که قومی وجود دارد. به این ترتیب معنی واقعی این آیه بصورت زیر است:

چون به غروب‌گاه آفتاب رسید، آن را دید که در چشمه‌ای گل آلود فرو می‌رود و نزدیک چشمه گروهی را یافت.

 و این اولین دلیل مبنی بر افسانه‏ای بودن شخصیت ذوالقرنین است چرا که همه ما میدانیم خورشید در گل و لای غروب نمیکند!

مورد بعدی مربوط میشود به آیات 93 تا 98. رابطه بسیار جالبی میان واژه ذوالقرنین، آن مجسمه معروف در پاسارگاد و واین آیات وجود دارد که به آن خواهم پرداخت اما پیش از آن بگذارید به آیه 96  تا 98 بپردازیم.

طبق نص صریح قرآن سدی از آهن با ملات روی در میان دو کوه ساخته شده است. من به مشکلات مهندسی و تکنولوژیکی چنین ساختمانی اشاره نمیکنم اما باید به یک مورد بپردازم که کاملا از دید مدعیان پنهان مانده است. در قرآن و در آیه 98 باز هم بطور مشخص ادعا شده این سد تا قیامت باقی خواهد ماند اما چنین سدی نتنها یافت نشده بلکه در هیچ متن و روایت تاریخی هم به آن اشاره نشده. توجه بفرماید که اگر چنین ساختار فلزی عظیمی حتی در زیر زمین وجود داشت به علت اختلالات بزرگی که در میدانهای الکترومغناطیسی ایجاد میکرد حتما تا کنون یافت شده بود. این هم دلیلی دیگر بر افسانه بودن کل ماجرا و شخصیت ذوالقرنین است.winged man

و اما ماجرای تندیس منسوب به کورش کبیر و ربط آن به آیات 93 تا 98 و واژه ذوالقرنین. ماجرا ساده است، واژه‏ای وجود دارد، تندیسی یافت میشود، قرن را به شاخ ترجمه میکنند، مجسمه را به کورش کبیر منتسب میکنند و نتیجه میگیرند که کورش کبیر همان ذوالقرنین است. به همین سادگی!

اول این که آن تندیس فقط منتسب به کورش است و در هیچ متن تاریخی معتبری تا کنون گفته نشده که تندیس فوق قطعا متعلق به کورش کبیر است. چه کسی میتواند تندیس و یا تصویر قطعی از کورش کبیر به ما نشان دهد؟ آیا چنین چیزی وجود دارد که این تندیس دومینش باشد؟

آقای ابوالکلام آزاد فرد محترم و معتقدی بوده اما از تاریخ هیچ سررشته‏ای نداشته است. به نقل از دایره‏المعارف ایرانیکا مجسمه فوق الهام گرفته شده از مجسمه سازی آشوریها است بدون این که کپی دقیقی از آن باشد. تاجی که بر سر این تندیس است یک تاج مصری به نام hmhm و ترکیبی از سبکهای فینیقی سوری است، ردایی ایلامی دارد که ملیله دوزی آن مربوط به مدلهای یونانی ساکن در آسیای صغیر است و عناصری از مدلهای جدید تر بابلی در آن بکار رفته. تمام این مدلها و استیلهای متفاوت به شکل سنتی آشوری یک جن بالدار (الهه، فرشته نگهبان) نمایانگر شده که احتمالا نشاندهنده همه مناطق تسخیر شده در دوران اخیر است و نه یک فرد (Stronach, 1997, p. 43). این مجسمه به احتمال بسیار زیاد نشانگر یک نماد است نه یک فرد مشخص!

موضوع زمانی جالب تر میشود که به معنی قرن در زبان عربی توجه کنیم. قرن معانی متفاوتی دارد مانند، شاخ، صد سال، تزویج، پیوست، اتصال و جفت کردن.

بگذارید از خودمان سوالی بپرسیم، چرا و چگونه به فردی یک لقب داده میشود؟ پاسخ ظاهرا ساده است، یا کار خاصی انجام داده یا شکل خاصی داشته. در اینجا و مورد خاص ما ادعا میشود که چون مجسمه منسوب به کورش دو شاخ داشته پس ذوالقرنین نامیده شده. اما فقط کسی چنین پاسخی خواهد داد که یا قرآن را نخوانده باشد یا از شدت ایمان و اعتقاد حقایق واضح و آشکار را نمیتواند ببیند. دوستان گرامی فرآن بخوبی و بطور کاملا واضح و مشخص دلیل ذوالقرنین نامیدن آن فرد را دارد بیان میکند، یکبار دیگر آیات 93 تا 98 را بخوانید. آن فرد به این دلیل ذوالقرنین نامیده شده چون دو کوه را به هم آورده و متصل کرده. کار بزرگ ذوالقرنین ساختن آن سد خیالی و عظیم بوده نه این که دو شاخ داشته! اگر شما مهندسی باشید که کلاه شاپو بر سر میگذارد و یک ساختمان 250 طبقه ساخته است به شما نمیگویند مهنس شاپویی میگویند مهندس 250 طبقه‏ای!

در ابتدای مقاله گفتم نقد، اما این نوشتار بیشتر شبیه به حاشیه‏ای خلاصه بر کتاب است. میدانم که خوانندگان اینترنتی مانند خود من وقت و حوصله بسیار کمی برای نوشته‏های طولانی منتشر شده در وب دارند، پس بپردازیم به نتیجه گیری بنده:

کورش کبیر ذوالقرنین نیست، او فراتر از آن است!

کورش کبیر به دلیل شاخ دار بودن، ساختن یک سد خیالی یا منتسب بودن به ذوالقرنین نیست که اهمیت دارد، اهمیت این انسان به دلیل روش زندگی، رفتارش با دیگران و منشور حقوق بشرش است. در زمانی که کشتن اسرا و نابود کردن دین، فرهنگ و شهرهای قوم شکست خورده امری کاملا طبیعی و اخلاقی محسوب میشده رفتار فردی مانند کورش کبیر شگفت آور است او هزاران سال از زمان خود جلوتر بود. او برای دلبستگی‏های زمینی حکمرانی میکرد و میجنگید اما آسمانی بود، او را مقایسه کنید با آنهایی که برای و به مقاصد آسمانی حکومت میکردند و میجنگیدند اما زمینی بودند.

اگر تاریخ را علم به شمار آوریم بدون شک کتاب آقای ابوالکلام آزاد در زمره مطالب شبه علمی قرار خواهد گرفت. 

    |+|نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388 ساعت 10:41 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    کوتاهترین داستان دنیا

    حتما تا حالا داستانهای کوتاه زیادی خوندید، اما تاحالا فکر کردید که کوتاه ترین داستان کوتاه دنیا چیه و نوشته ی کی ؟

    کوتاه ترین داستان کوتاه جهان توسط ارنست همینگوی نوشته شده :

    For Sale: Baby Shoes, Never Worn.

    برای فروش: کفش بچه، هرگز پوشیده نشده .

    گفته میشود ارنست همینگوی این داستان ۶ کلمه ای را برای شرکت در یک مسابقه ی داستان کوتاه نوشته است و برنده ی مسابقه نیز شده است. همچنین گفته میشود که وی این داستان کوتاه را در یک شرط بندی با یکی از دوستانش که ادعا کرده بود که با ۶ کلمه نمیتوان داستان نوشت، نوشته است.

    کوتاه ترین داستان ترسناک دنیا نیز داستان زیر میباشد که نویسنده ی مشخصی ندارد !

    The last man on earth is sitting alone in his room and all of a sudden a Knock on the door.

    آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند.


    |+|نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388 ساعت 1:16 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    چگونه هدایای تبلیغاتی نفیس رایگان از شرکتهای بزرگ بین المللی دریافت کنید؟ کافیست ثبت نام نموده و تبل
     
    چگونه هدایای تبلیغاتی نفیس رایگان از شرکتهای بزرگ بین المللی دریافت کنید؟ کافیست ثبت نام نموده و تبلیغ نمایید.
    یک ماه پیش به من ( من نه ها برای دوستم اومده ) ایملیی اومد که باور نکردم چی بود
    موبایل رایگان همینطور هست من هم باور نکردم
    خوندم و عضو شدم حالا دیروز گوشی برام اومد به خاطر همین میگذارم تا شما هم عضو بشین مدت اومدن گوشی حدود 3 هفته هست گوشی که من انتخاب کرده بودم ایفون 16گیگ ثبت نام (برای دریافت هدیه رایگان موبایت؛گیم،تلوزیون و .... )
    برای ثبت نام روی ادامه مطلب کلیک کنید راهنمای فارسی ثبت نام

    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 11:16 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    بیانیه شماره 14 مهندس میرحسین موسوی در استانه 13 آبان
    سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک میگویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیتهای بلندشان آرزو میکنم.
    متن کامل بیانیه را در ادامه مطلب بخوانید

    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 9:36 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    ورژن جدید الترا سورف نرم افزار عبور از فیلترینگ را از لینک های زیر دانلود کنید :
    ورژن جدید الترا سورف نرم افزار عبور از فیلترینگ را از لینک های زیر دانلود کنید :

    Please Send Altra Surf new version of anti filtering software to inside Iran Friends

    لینک دانلود شماره یک
    http://www.sendspace.com/file/4o6w7o
    لینک دانلود شماره دو
    http://rapidshare.de/files/48583155/u96f.exe.html
    لینک دانلود شماره سه
    http://www.load.to/gzSlYxMVjH/u96f.zip
    لینک دانلود شماره چهار
    http://netload.in/datei8ftc4UehrB/u96f.zip.htm
    لینک دانلود شماره پنج
    http://www.2shared.com/file/8687395/c01710ba/u96f.html

    لطفا این مطلب را بدست دوستان و آشنایان خود در داخل ایران برسانید

    لینک مستقیم دانلود :
    http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://otopia.persiangig.com/880701/u96--.zip


    |+|نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388 ساعت 10:15 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    آزادی و بزرگداشت زنان در ایران باستان

    آزادی و بزرگداشت زنان در ایران باستان





    ... هر مرد و زن راه نیک و بد را شخصاً برگزیند


    گاثاها، هات 30، بند3



    فروهرهای مردان پاکدین ممالک ایران را می ستاییم، فروهر زنان پاکدین ممالک ایران می ستاییم ...


    فروردین یشت، کرده ی 31، بند 143



    ... فروهر زنان پاکدین همه ممالک را می ستاییم...

    فروردین یشت، کرده ی 31، بند 145



    اینک فروهر همه ی مردان و زنان پاک را می ستاییم.


    فروردین یشت، کرده ی 31، بند 148



    آنچه را مرد یا زنی دانست که درست و خوب است، پس باید آنرا با غیرت از برای خود بجای آورد و آنرا بدیگران یاد بدهد، تا چنانکه بایست، بدان رفتار کنند.


    هفتن یشت بزرگ، یسنا 35، بند 6

    دنباله را در ادامه مطلب بخوانید


    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388 ساعت 1:41 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    به نام نامی ایران


    دوستان و یاران گرامی، ویژه نامه مهرگان امردادنامه منتشر شد.
    در این شماره می خوانید:

    مهرگان-فرناز گلشنی
    راز جاودانگی-م.الف
    اردشیر بابکان-یزدان صفایی
    در باب فرهنگ-امیر هورنام
    کنکاشی در باب نامهای رودهای خوزستان-جواد مفرد کهلان
    برابرهای پارسی-الف.نیکویی
    پیروزی فریدون بر ضحاک-یزدان صفایی
    حافظ و منتقدانش-امیر حسین شالچی(برگردان)
    افشین سیمایی از نیرنگ-امیر هورنام
    یک بغل ستاره(داستان)-ستاره

    برای دریافت گاهنامه:
    نسخه کم حجم (760 کیلوبایت)
    http://www.amordad.net/forum/index.php?action=downloads;sa=downfile&id=202

    نسخه پر حجم (1350 کیوبایت)
    http://www.amordad.net/forum/index.php?action=downloads;sa=view;down=201

    همچنین نسک "کتاب" ایران باستانی ، نوشته حسن پیرنیا "مشیرالدوله" چاپ مجلس - 1306 خورشیدی
    در نشانی زیر پیشکش شده است.
    http://www.amordad.net/forum/index.php?action=downloads;sa=downfile&id=203


    با سپاس
    امرداد


    http://www.amordad.net


    |+|نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 ساعت 11:30 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    حکم اعدام زنی که قصد دفاع از خود به هنگام تجاوز را داشت.

    حکم اعدام زنی که قصد دفاع از خود به هنگام تجاوز را داشت.


    شهرزادنیوز: حکم قطعی اعدام محبت محمودی، پس از تحمل 9 سال حبس، توسط دیوان عالی کشور تایید شد. او در سال 1379 در پی قتل مردی که قصد تجاوز به وی را داشت، پس از معرفی خود به اداره‌ی آگاهی بازداشت شد. محبت محمودی اهل روستای صورمان آباد (حوالی ارومیه) است و در سن 12 سالگی به عقد پسر دایی‌اش درآمد. او مادر پنج فرزند است.
    به گزارش حقوق بشر کردستان، وی در نامه‌ای در مورد قصد تجاوز مقتول به وی و چگونگی ماجرا نوشته است: "... سر و کله‌ی یک مرد مزاحم در همسایگی ما پیدا شد... روزی در منزل ما را زد. یکی از پسرهایم که هشت سال بیشتر نداشت در را برایش باز کرد. او به سرعت وارد خانه شد و با یک چاقوی دو سر مشکی به سمت من حمله‌ور شد. صدای فریادهای مرا کسی نمی‌شنید. او می‌گفت هر کاری که دلش بخواهد می‌تواند انجام دهد و هیچ کس هم نمی‌تواند علیه او اقدامی نماید. با چاقو ضرباتی را به سر، گوش و دستانم زد که هنوز آثار آن بر روی بدن من باقی است. لذا برای حفظ آبرویم و ترساندن او اسلحه‌ای را که در خانه داشتیم برداشتم و به سمت او گرفتم اما ناگهان گلوله شلیک شد و به سرش اصابت نمود." وی در مورد دادگاهش افزود: "قاضی اصلا به من مجال صحبت کردن نمی‌داد. آنجا فقط شاکیان پرونده اجازه‌ی حرف زدن داشتند."
    او در نامه خود از مردم و سازمان‌های حقوق بشر خواسته است به او و خانواده‌اش یاری رسانند.

    متن کامل نامه محبت محمودی را در ادامه مطلب بخوانید


    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 ساعت 1:34 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    ترانه موسوی چهارم و اشتباه ناشیانه خبرگزاری فارس
    ترانه موسوی چهارم و اشتباه ناشیانه خبرگزاری فارس

    متاسفانه بعضی از دوستان خواسته یا ناخواسته با ایجاد و تکثیر اخبار دروغین و بدون منبع به بدنه جنبش سبز ضربه میزنند و با ایجاد بی اعتمادی ، بین توده مردم و نخبگان سیاسی و روشنفکران حامی جنبش فاصله ایجاد میکنند. برخی از این اخبار بوسیله عاملان نظام ایجاد میشوند و دوستان بدون اطلاع از هدف ایجاد چنیین اخباری آن را به طریق مختلف تکثیر میکنند. 

     

    برای روشن شدن مطلب مثالی را برای شما مطرح میکنم.

    بیش از یک ماه پیش خبری مبنی بر کشته شدن نوجوانی 12 ساله به نام علیرضا توسلی در جوامع مجازی پخش شد بدون اینکه کسی بداند اولین بار چه کسی در چه منبعی این خبر را منتشر کرده. در این خبر گفته شده بود علیرضا که به همراه پدرش در مراسمگرامیداشت شهدای پس از انتخابات شرکت کرده بود و با ضربه باتوم نیروهای امنیتی به شهادت رسیده. حتی بعضی از دوستان تصویر اعلامیه علیرضا را هم در لینک خود گذاشتند ولی کسی دقت نکرد که تاریخ ذکر شده در اعلامیه 9 تیرماه است در حالی که مراسم بهشت زهرا در تاریخ 8 مرداد برگذار شده. دو هفته بعد 20:30 ( کیهان تصویری) گزارشی در ارتباط با این خبر منتشر کرد و حتی در آن با خانواده علیرضا مصاحبه کرد و اعلام کرد علیرضا در شهرستان ساوه در اثر تصادف با یک خودرو درگذشته و حتی شناسنامه و تاریخ فوت درج شده در شناسنامه علیرضا را نمایش داد.

     

     

    20:30 با پخش این گزارش محکم و مستند افکار عمومی را برای باور خبری مشابه که قرار بود  دو روز بعد در همین برنامه پخش شود آماده کرد. آن خبر چه بود؟ به یاد دارید؟

     

    خبری مضحكو کذب مبنی بر زنده بودن شهید ترانه موسوی... حالا کسانی که با دیدن برنامه مربوط به علیرضا  در صداقت جنبش تردید کرده بودند به راحتی فاکتورهای لازم در گزارش زنده بودن ترانه را دریافت و وارد موضع جدید خود نسبت به جنبش خواهند شد.

     

    اگر هشیاری دوستان و کمی خوش اقبالی همراه ما نبود شاید 20:30 به هدف خود میرسید. این گزارش چنان ناشیانه تهیه شده بود که در نگاه اول میشد به دروغ بودن آن پی برد . در این برنامه 20:30 ادعا میکند که فقط  اسناد مربوط به 3 ترانه موسوی در ثبت احوال موجود است و ترانه موسوی چهارمی وجود ندارد که یکی بچه دوساله در ایران و دیگری جوانی 23 ساله که با خانواده خود در فرانسه زندگی میکند(حالا اداره ثبت احوال از کجا میدند ایشان با خانواده خود در فرانسه زندگی میکند خدا میداند) و دیگری خانمی 40 ساله که در کانادا زندگی میکند. و حتی با خانواده ای به ظاهر منتسب به ترانه موسوی مصاحبه میکند.

     

    فرادی آن روز به صورت اتفاقی خبرگزاری مهر خبر از  کنسرتی ویژه بانوان (ارکیده)  در تالار وحدت را میدهد که نام یکی از نوازنده هایش ترانه موسوی دختری 16 ساله است. (ترانه موسوی چهارم)

    لینک:  http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=927994

    در ارشیو خبرگزاری فارس هم خبری پیدا کردیم مربوط به برگزاری کنسرتی مشابه در یک سال قبل و در این خبر هم نام ترانه موسوی آمده است...

    لینک :http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8707140713

     

    پس با کمی هوشیاری از انحراف جنبش سبز جلوگیری کنید

     

    حالا باتوجه به تجربه ذکر شده از دوستان سبزم تقاضا دارم در انتشار اخبار نکات زیر را رعایت کنند.

    1-       برای انتشار خبر به خواندن تیتر خبر اکتفا نکنید و خبر را کامل بخوانید.

    2-       پس از خواندن خبر کمی درباره آن تفکر کنند.

    3-       از انتشار اخبار بدون منبع خوداری کنید.

    4-       حتما خبر دریافتی را کاملا با خبر درج شده در منبع اصلی تطبیق دهید و از صحت منبع ذکر شده اطمینان حاصل کنید.

    5-       در صورت مشاهده اخبار کذب دوستان خود را هم مطلع کنید.

     

    بیایید با هوشیاری بیشتر اشتباهات پدران خود را تکرار نکینم.

     

    یکی از خبرهای مشابه را که در سایت کلوب دریافت کرده ام را برای شما در این مطلب درج میکنم. هیچ مطلبی درباره چنین تحقیقی در سایت وزارت کشور یافت نشد.

     

    به امید پیروزی با طلوع دموکراسی

    درود بر جنبش سبز


    |+|نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388 ساعت 9:15 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    ما که عادت نداشتیم دخترانمان را زنده به گور کنیم

    ما که عادت نداشتیم دخترانمان را زنده به گور کنیم ، ما برای خودمان تمدن وثروت و آزادی و آبادی داشتیم و فقر را فخر نمیدانستیم همه اینها را از ما گرفتند وبجاش فقرو پشیمانی ومرده پرستی و گریه و گدائی و تأسف واطاعت از خدای غدار و قهار و آداب ...شوئی و خلأ رفتن برایمان آوردند ، همه چیزشان آمیخته با کثافت و پستی و سود پرستی و بی ذوقی و مرگ و بدبختی است. چرا ریختشان غمناک و موذی است و شعرشان چون ناله است چونکه با ندبه و زوزه و پرستش اموات همه اَش سرو کار دارند. برای عرب سوسمار خوری که چندین صد سال پیش به طمع خلافت ترکیده، زنده ها باید به سرشان لجن بمالند و مرگ و زاری کنند. ... ، در مسجد مسلمانان اولین برخورد با بوی َگند خَلأست که گویا وسیله تبلیغ برای عبادتشان و جلب کفار است تا به اصول این مذهب خو بگیرند. بعد این حوض کثیفی که دست و پای چرکین خودشان را در آن می شویند و به آهنگ نعره مؤَذن روی زیلوی خاک آلود خودشان دولا و راست میشوند و برای خدای خونخوارشان ِورد و اَفسون میخوانند. ... , عید قربان مسلمانان با کشتار گوسفندان و وحشت و کثافت و شکنجه جانوران برای خدای مهربان و بخشایشگر است خدای جهودی آنها قهار و جبار و کین توز است و همه اش دستور کشتن و چاپیدن مردمان را میدهد وپیش از روز رستاخیز حضرت صاحب را میفرستد تا حسابی دَخل اُمتش را بیاورد و آنقدر از آنها قتل عام بکند که تا زانوی اسبش در خون موج بزند. تازه مسلمان مومن کسی است که به امید لذتهای موهوم شهوانی و شکم پرستی آن دنیا با فقر و فلاکت و بدبختی عمر را بسر برد و وسایل عیش و نوش نمایندگان مذهبش را فراهم بیاورد. همه اَش زیر سلطه اَموات زندگی میکنند و مردمان زنده امروز از قوانین شوم هزار سال پیش تبعیت میکنند کاری که پست ترین جانوران نمیکنند. عوض اینکه به مسائل فکری و فلسفی وهنری بپردازند ، کارشان این است که از صبح تا شام راجع به شک میان دو و سه استعامنه قلیله و کثیره بحث کنند. این مذهب برای یک وجب پائین تنه از عقب و جلو ساخته و پرداخته شده. انگار که پیش از ظهور اسلام نه کسی تولید مثل میکرد و نه سر قدم میرفت ، خدا آخرین فرستاده خود را مامور اصلاح این امور کرده! تمام فلسفه اسلام روی نجاسات بنا شده اگر پائین تنه را از آن حدف کنیم اسلام روی هم میغلتد و دیگر مفهومی ندارد. بعد هم علمای این دین مجبورند از صبح تا شام با زبان ساختگی عربی سرو کله بزنند سجع و قافیه های بی معنی و پر طمطرق برای اغفال مردم بسازند ویا تحویل بدهند.

    سرتا سر ممالکی را که فتح کردند، مردمش را به خاک سیاه نشاندند و به نکبت و جهل و تعصب و فقر و جاسوسی و دوروئی و دزدی و چاپلوسی و ...آخوندلیسی مبتلا کردند و سرزمینش را به شکل صحرای برهوت در آوردند.
    ...
    همین روزی پنج بار دو لا راست شدن جلو قادر متعال که باید بزبان عربی او را هجی کرد، کافی است تا آدم را تو سری خور و ذلیل و پست و بی همه چیز بار بیاورد
    مگر برای ما چه آوردند ؟ معجون دل به هم زنی از آرا و عقاید متضادی که از مذاهب و ادیان و خرافات پیشین ، هول هولکی و هضم نکرده استراق و بی تناسب بهم در آمیخته شده است، دشمن ذوقیات حقیقی آدمی، و احکام آن مخالف با هر گونه ترقی و تعالی اقوام ملل است و به ضرب ششمشیر به مردم زوزچپان کرده اند. یعنی شمشیر بران و کا سۀ گدائی است، یا خراج و جزیه به بیت المال مسلمین بپردازید یا سرتان را میبریم هر چه پول و جواهر داشتیم چاپیدند. آثار هنری ما را از میان بردند و هنوز هم دست بردار نیستند؛ هر جا رفتند همین کار را کردند... (صادق هدایت)


    |+|نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 ساعت 9:7 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |


    |+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 ساعت 7:57 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    نوروز جهاني شد

    نوروز جهاني شد

    پس از سال ها انتظار و ارائه درخواست ثبت جهاني نوروز به سازمان علمي و فرهنگي سازمان ملل متحد - يونسكو - سرانجام هشتم مهر ماه مهمترين جشن باستاني ايرانيان به ثبت جهاني رسيد.

    درخواست ثبت نوروز به عنوان ميراث غير ملموس جهاني تقاضاي مشترك كشورهاي ايران، هند، جمهوري آذربايجان، ازبكستان، قزاقستان، پاكستان و تركيه بود.

    ثبت جهاني نوروز با نمايندگي ۷ كشور از كشورهاي برگزار كننده اين مراسم و مديريت ايران در ابوظبي پايتخت امارات متحده عربيانجام شد. اما در اين ميان جاي دو كشور مهم برگزار كننده نوروز يعني افغانستان و تاجيكستان خالي بود.


    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ساعت 9:48 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    زله4.8 ریشتری کردستان و کرمانشاه را لرزاند
    زلزله4.8 ریشتری کردستان و کرمانشاه را لرزاند
    کرمانشاه - خبرگزاری مهر: زلزله ای با قدرت 4.8 ریشتر ساعت چهار و 24 دقیقه صبح سه شنبه شهرستان کامیاران در کردستان و همچنین کرمانشاه را لرزاند.

    مسئول شبکه لرزه نگاری کرمانشاه در گفتگو با خبرنگار مهر، مرکز این زمین لرزه را 65 کیلومتری شمال غرب کرمانشاه در اطراف شهرستان کامیاران از توابع استان کردستان اعلام کرد.

     

    فرهاد فروزی افزود: بر اساس آخرین اطلاع حاصله مرکز این زمین لرزه در روستای موچش در شهرستان کامیاران در استان کردستان بوده است.

     

    وی خاطرنشان کرد: احتمالاً  این زمین لرزه با توجه به شدت و نوع آن خسارتی در بر نداشته است.

     

    این زمین لرزه موجب نگرانی مردم کرمانشاه شد به گونه ای که از زمان وقوع آن تا ساعاتی پیش مردم در خیابان ها و پارکها به سر می بردند.


    |+|نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ساعت 9:41 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    آلبوم جدید و فوق العاده فوق العاده زیبــای شاهین نجفی بـا نـام ایلوسیون با دو کیفیت + دانلود یکجا
    آلبوم جدید و فوق العاده فوق العاده زیبــای شاهین نجفی بـا نـام ایلوسیون با دو کیفیت + دانلود یکجا

    (( دوستانی که توانایی خرید این آلبوم زیبا رو دارند برای حمایت از شاهین این آلبوم رو خریداری کنند ))

    شاهین نجفی


    دانلود آلبوم با کیفیت MP3 128


    دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ


    آهنگ آخرین زمان از شاهین نجفی

    آهنگ همه چی دروغه از شاهین نجفی

    آهنگ همون از شاهین نجفی

    آهنگ حرف زن 2 از شاهین نجفی

    آهنگ حسن من از شاهین نجفی

    آهنگ اینک آن انسان از شاهین نجفی

    آهنگ من یه دردم از شاهین نجفی

    آهنگ سارینا از شاهین نجفی

    آهنگ طرف ما از شاهین نجفی



    دانلود آلبوم با کیفیت OGG 64


    دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ


    آهنگ آخرین زمان از شاهین نجفی

    آهنگ همه چی دروغه از شاهین نجفی

    آهنگ همون از شاهین نجفی

    آهنگ حرف زن 2 از شاهین نجفی

    آهنگ حسن من از شاهین نجفی

    آهنگ اینک آن انسان از شاهین نجفی

    آهنگ من یه دردم از شاهین نجفی

    آهنگ سارینا از شاهین نجفی

    آهنگ طرف ما از شاهین نجفی






    کلمات کليدي : آهنگ آخرین زمان از شاهین نجفی آلبوم ایلوسیون از شاهین نجفی آهنگ همه چی دروغه از شاهین نجفی آهنگ همون از شاهین نجفی آهنگ حرف زن 2 از شاهین نجفی آهنگ حسن من از شاهین نجفی آهنگ اینک آن انسان از شاهین نجفی آهنگ من یه دردم از شاهین نجفی آهنگ سارینا از شاهین نجفی آهنگ طرف ما از شاهین نجفی

    بر گرفته از سایت گوش نواز


    |+|نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388 ساعت 5:50 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    نامه مجمع روحانیون مبارز به رئیس قوه قضائیه

    باسمه تعالی


    حضرت آیت الله لاریجانی


    ریاست محترم قوه قضائیه

    باسلام و تحیات

     نزدیک چهار ماه از انتخابات ریاست جمهوری و حوادث پیش و پس از آن می گذرد. در این دوره زمانی، ملت رشید ایران شاهد ناگوارترین صحنه ها و تلخ ترین حوادث سی ساله اخیر بود. حوادثی که دلسوزان انقلاب و علاقمندان ایران هرگز باور نمی کردند که روزی شاهد چنین صحنه ها و حوادثی باشند. خون هایی به ناحق بر زمین ریخته شده، زنان و مردانی ناعادلانه به بند کشیده شدند و هتک حرمت هایی صورت گرفت که قلم یارای نگارش آن ندارد.

    عملکردهای ناصواب و سوء تدبیرهای آمیخته با خشونت، حیثیت و اقتدار جمهوری اسلامی را نشانه رفت و فاصله ای عمیق میان دولت - ملت ایجاد نمود و با کمال تأسف تلاش دلسوزان واقع نگر نیز به جایی نرسید و هر صدایی جز حمایت از وضع موجود و همگام شدن با افراطیونی که طعم شیرین قدرت، مانع واقع نگری آنان شده، با واژه هایی از قبیل خیانت، وابستگی به اجانب، براندازی نرم، شرکت در انقلاب مخملی و ... روبه رو شده و ابر غلیظ خشونت و کینه ورزی افق آینده ایران را سیاه و تاریک کرده است.

    دنباله در ادامه مطلب


    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388 ساعت 5:34 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    جهیزیه کمیته امداد برای دختران دم بخت کشورهای خارجی

    جهیزیه کمیته امداد برای دختران دم بخت کشورهای خارجی

    حسین انواری

    به گفته آقای انواری، کمک های کمیته امداد، تهدیدهای علیه نظام را خنثی می کند

    حسین انواری سرپرست کمیته امداد، در باره کمک کمیته امداد به دختران دم بخت در کشورهای خارجی گفته است:"جهیزیه دادن کمیته امداد به دختران دم بخت برخی از کشورها نه تنها هزینه نیست بلکه یک نوع سرمایه گذاری برای ایران به حساب می آید."

    سرپرست کمیته امداد در گفتگو با خبرگزاری کار ایران، هدف این کمیته را جلوگیری از ایجاد مفاسد اجتماعی در این کشورها دانسته و می گوید برای همین کمیته امداد، فرهنگ ازدواج را ترویج می کند و بخشی از جهیزیه دختران آن کشورها را تامین می کند.

    از نظر آقای انواری، کمک های کمیته امداد انتقال فرهنگ و الگوی جمهوری اسلامی است و "جمهوری اسلامی ایران از دیپلماسی کمیته امداد که در واقع نوعی دیپلماسی حمایتی است بسیار بهره می برد."

    کمیته امداد از نهادهای حمایتی و بنیاد های خیریه در ایران است که سی سال پیش بعد از انقلاب به دستور آیت الله خمینی بنیاد گذار جمهوری اسلامی در اسفند ماه سال 1357 با هدف حمایت از محرومان و مستضعفان تشکیل شد.

    این نهاد هم اکنون زیر نظر آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران اداره می شود و رئیس آن نیز از سوی وی تعیین می شود. بخش عمده ای از بودجه این نهاد از طریق دولت و بخشی نیز طریق کمک های مردمی و وجوه شرعی تامین می شود.

    بنابر گزارشهای رسمی، این نهاد حمایتی هم کانون چهار میلیون 600 هزار نفر را در ایران تحت پوشش دارد و علاوه بر این نیز بیشتر از پنج میلیون نفر از کمک های موردی آن استفاده می کنند.

    گروهی که تحت پوشش کمیته امداد قرار دارند ماهانه مبالغی دریافت می کنند. علاوه بر کمک های نقدی، کمیته امداد بخشی از کالاهای مصرفی خانوارها را نیز تامین می کند.

    به عنوان نمونه در سال 1386 این نهاد ماهانه به خانوارهای یک نفره 25 هزارتومان، دو نفره 30 هزار تومان، سه نفره 35 هزارتومان، چهار نفره 40 هزارتومان و پنج نفره و بیشتر 50 هزارتومان پرداخت کرده است.

    کمیته امداد در سالهای اخیر در کشورهای لبنان، سوریه، تاجیکستان، افغانستان، جمهوری آذربایجان، عراق بسیار فعال بوده است

    بخشی از فعالیت های کمیته امداد به کمک هایی مربوط می شود که هدف آن خارج شدن از فقر است. روش کار کمیته امداد به این شکل است که از طریق کمک های مالی و آموزشی، خانواده های فقیر به مرحله ای برسند که نیازی به کمک های دیگران نداشته باشند.

    فعالیت های خارجی کمیته امداد

    کمک های کمیته امداد منحصر به داخل ایران نبوده و در کشورهای دیگر نیز فعالیت دارد. هیچگاه گزارش دقیقی از این فعالیت ها منتشر نشده اما گزارشهای موردی نشان می دهد که کمیته امداد در طول سی سال فعالیت خود در کشورهای لبنان، سوریه، تاجیکستان، افغانستان، جمهوری آذربایجان، عراق بسیار فعال بوده است و در برخی کشورها از جمله کومور نیز سیرالئون فعالیت داشته است. این نهاد در کمک به فلسطینی ها نیز فعال بوده است.

    بنابر گزارش کمیته امداد، که در سایت این نهاد منتشر شده است، این کمیته در لبنان بیشتر از دیگر کشورها فعال بوده است . این نهاد در لبنان بیشتر از 16 هزار نفر را تحت پوشش دارد و در سال 1385 این نهاد در لبنان بیشتر از 14 میلیارد تومان (15 میلیون و 364 هزار دلار) در آن کشور هزینه کرده است. این هزینه ها علاوه بر مستمری ماهانه به فقرا، هزینه های درمانی، ازدواج و کالاهای غیر نقدی در بر می گیرد.

    کمیته امداد وام هایی را نیز به صورت قرض الحسنه به شهروندان لبنانی پرداخت می کند.

    در سال 1385 خورشیدی بیشتر از چهار هزار دانش آموز، دانشجو و طلبه لبنانی تحت پوشش کمیته امداد بوده اند.

    بعد از لبنان، کشور همسایه اش سوریه یکی از پایگاه های کمیته امداد به حساب می آید. بنابر گزارش کمیته امداد، این نهاد در سال 1385 حدود 880 میلیون تومان (957 هزار و 242 دلار) در سوریه هزینه کرده است. این هزینه ها علاوه بر مستمری ماهانه به فقرا، هزینه های درمانی، ازدواج و کالاهای غیر نقدی در بر می گیرد.

    کمک به ساخت و تعمیر مسکن، پرداخت وام قرض الحسنه، کمک به ازدواج، کمک های درمانی و آموزشی از جمله فعالیت های کمیته امداد در سوریه است.

    کشورهای همسایه

    آرم کمیته امداد

    کمیته امداد زیر نظر آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران اداره می شود و رئیس آن از سوی وی تعیین می شود.

    تعداد افراد تحت پوشش کمیته امداد در جمهوری آذربایجان 27 هزار 800 نفر اعلام شده و این نهاد در سال 1386 کمک های موردی نیز در اختیار بیشتر از 15 هزار نفر قرار داده است. هزینه سال 1386 این نهاد در جمهوری آذربایجان، بیشتر از دو میلیارد تومان (2 میلیون و 211 هزار دلار) بوده است.

    این نهاد علاوه بر کمک های نقدی، مقادیر زیادی روغن، ماکارونی، برنج، قند و شکر، پودر رختشویی، انواع زیر انداز(فرش و موکت)، یخچال، اجاق گاز بین نیازمندان توزیع کرده است.

    افراد تحت پوشش کمیته امداد در تاجیکستان هم اندازه جمهوری آذربایجان است و در این کشور نیز نزدیک به 28 هزار نفر را زیر پوشش دارد. این نهاد در سال 1386 بیشتر از یک میلیارد و 200 میلیون تومان ( یک میلیون و 341 هزار دلار) در این کشور هزینه کرده است.

    فعالیت کمیته امداد در افغانستان با فراز و نشیب هایی همراه بوده و فعالیت این نهاد در دوره ای به دلیل افزایش درگیری های داخلی متوقف شده و بعد دوباره از سر گرفته شده است.

    بنابر گزارش سال1386، این نهاد 21 هزار 700 نفر را در افغانستان تحت پوشش داشته که بیشتر شامل بی سرپرست ها، معلولان، از کارافتادگان و سالمندان بوده اند اما غیر از این نیز نزدیک به 3500 نفر به صورت مورد کمک های نقدی دریافت کرده اند و هزینه های درمانی و فرهنگی و غذایی و ازدواج آنها تامین شده است.

    آمار رسمی کمیته امداد نشان می دهد که در سال 1386 این نهاد یک میلیارد و 100 میلیون تومان ( یک میلیون و 232 هزار دلار) در افغانستان هزینه کرده است.

    هزینه های یک ساله کمیته امداد در چند کشور

    • لبنان: 15 میلیون و 364 هزار دلار
    • سوریه: 957 هزار و 242 دلار
    • جمهوری آذربایجان: 2 میلیون و 211 هزار دلار
    • تاجیکستان: یک میلیون و 341 هزار دلار
    • افغانستان: یک میلیون و 232 هزار دلار
    • عراق:یک میلیون و 560 هزار دلار

    عمده فعالیت های این نهاد در کابل و مزار شریف، هرات و زرنج متمرکز بوده و علاوه بر کمک های نقدی، به نیازمندان اجاق گاز، فرش و زود پز نیز داده شده است.

    کمیته امداد در اکثر کشورها وام نیز پرداخت می کند و اکثر این وامها قرض الحسنه است و در افغانستان نیز مبالغی برای ایجاد واحدهای دامداری و کشاورزی پرداخت شده است. این نهاد حمایتی در این کشور چند کارگاه آموزشی نیز برای خودکفایی نیازمندان در زمینه خیاطی، گلدوزی، رایانه، لوله کشی، برق مکانیک نیز برگزار کرده است.

    بنابر گزارش کمیته امداد، در سال 1386 در افعانستان بیشتر از 8 هزار دانش آموز و 189 دانشجو تحت پوشش کمیته امداد قرار دارند.

    این نهاد در سال 1386 بیشتر از 34 میلیون افغانی، (نزدیک به 682 هزار دلار) از محل کمک های مردمی و وجوه شرعی در افغانستان درآمد داشته و آن را در اختیار نیازمندان قرار داده است.

    بازسازی حرم امامان شیعه

    فعالیت این نهاد حمایتی در عراق در شهرهای کربلا، نجف، کاظمین، کوت، بصره و میسان متمرکز بوده است. بنابر گزارشها، این نهاد بیشتر از 19 هزار نفر را در این کشور تحت پوشش دارد.

    در این کشور علاوه بر کمک های غیر نقدی نظیر روغن، پودر رختشویی، چرخ خیاطی، موکت، لباس، کمک های درمانی و جهیزیه و ازدواج در اختیار نیازمندان قرار داده است.

    بنابر گزارش سال 1385، کمیته امداد علاوه بر کمک های غیر نقدی بیشتر از یک میلیون و 560 هزار دلار در عراق هزینه کرده است.

    این نهاد همچنین برای بازسازی حرم امامان شیعه که در بمب گذاری ها آسیب دید بیشتر از یک میلیارد و 100 میلیون تومان کمک در داخل ایران جمع آوری کرد تا آن را صرف بازسازی حرم امامان شیعه کند.

    انتقادهایی نیز نسبت به فعالیت های کمیته امداد در خارج مطرح بوده است زیرا برخی بر این باورند که کمیته امداد به جای دادن کمک نقدی و غیر نقدی به دیگر کشورها، بهتر است آن را صرف خانوارهای ایرانی کند و چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.

    اما آقای انواری می گوید:"اگر چنین شعاری سر داده شود همه دستگاه های کارگزاری خارج باید تعطیل شوند."

    به گفته سرپرست کمیته امداد، بسیاری از دستگاه های کشور نظیر وزارت خارجه و سازمان ارتباطات اسلامی هزینه های بسیار زیادی صرف سیاست های جمهوری اسلامی ایران در سطح بین المللی می کنند و با این نگاه باید همه این فعالیت ها تعطیل شود.

    از نظر آقای انواری که از سوی آیت الله خامنه ای به عنوان سرپرست کمیته امداد انتخاب شده، می گوید کمیته امداد "اگر هزینه ای می کند برای کار فرهنگی است، برای این که تهدیدات نسبت به نظام جمهوری اسلامی را خنثی کند."


    |+|نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388 ساعت 8:53 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    کهریزک و روایتی که خشم مرتضوی را برانگیخت

    کهریزک و روایتی که خشم مرتضوی را برانگیخت

    زندان

    با وجود گذشت بیشتر از دو ماه و اندی از تعطیلی بازداشتگاه کهریزک، پرونده این بازداشتگاه هنوز باز است.

    پنجم مرداد ماه زمانی که موج اعتراضات بعد از انتخابات ریاست جمهوری در اوج خود بود، آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران دستور تعطیلی بازداشتگاهی"غیراستاندارد" را صادر کرد که یک روز بعد مشخص شد نام این بازداشتگاه کهریزک است.

    جایی که ده سال پیشتر وقتی نیروی انتظامی با هدف پاکسازی منطقه خاک سفید موسوم به "جزیره" در شرق تهران از آن استفاده کرد تا مدتها بلااستفاده بود ولی بعد از اجرای طرح امنیت اجتماعی که سرتیپ احمدرضا رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی دنبال می کرد کهریزک به محل بازداشت"اراذل و اوباش" تبدیل شد.

    این بازداشتگاه تا میانه تابستان ناشناخته بود اما در جریان اعتراضات بعد انتخابات ریاست جمهوری به دلیل رفتار غیر انسانی، تجاوز و آزار جنسی و مرگ چند تن از معترضان بازداشتی شهرت جهانی پیدا کرد.

    با وجود گذشت بیشتر از دو ماه و اندی از تعطیلی این بازداشتگاه، پرونده این بازداشتگاه هنوز باز است و هر روز ابعاد تازه ای از این ماجرا فاش می شود.

    روایت هایی متفاوتی از این بازداشتگاه، نحوه برخورد با بازداشتی ها و تعطیلی آن منتشر شده است. تازه ترین روایت پای سعید مرتضوی دادستان سابق تهران را به آن ماجرا باز کرده است.

    آقای مرتضوی که اکنون معاون غلامحسین محسنی اژه ای دادستان کل کشور است، نامه ای به علیرضا زاکانی نماینده اصولگرای تهران و مدیر مسئول مجله پنجره نوشته و در آن "اتهام نافرمانی" از دستور آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران برای تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را رد کرده است.

    دو روایت از تعطیلی کهریزک

    مجله پنجره در شماره یازدهم خود که ۲۸ شهریور منتشر شده، گزارشی مفصلی از وقایع مرتبط با کهریزک منتشر کرده است. بخشی از این گزارش روزشمار وقایع مرتبط با کهریزک است که از بیست وششم خرداد یعنی چهار روز بعد از برگزاری انتخابات آغاز می شود.

    مجله پنجره

    مجله پنجره در شماره یازدهم خود گزارش مفصلی در باره کهریزک منتشر کرده است

    بنابر این گزارش چهار روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری یک گروه بیست و دو نفری از دستگیر شدگان بعد از انتخابات به کهریزک منتقل شده اند. ولی از نظر این نشریه همه چیز از هیجدهم تیر شروع می شود که در آن روز پلیس ۲۷۰ نفر را دستگیر و ۱۴۵ نفر آنها را روز جمعه نوزدهم تیر به کهریزک منتقل می کند.

    به نوشته این نشریه، سه روز بعد از آن در روز بیست و دوم تیر خبر "نگهداری بازداشت شدگان در کنار اراذل و اوباش و ضرب و شتم بازداشت شدگان" به گوش آیت الله خامنه ای می رسد و آقای خامنه ای به سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی دستور می دهد که همان روز "باید بازداشتگاه کهریزک تعطیل و در صورت نیاز، بازداشت شدگان همگی به زندان های رسمی منتقل گردند."

    بعد از این درخواست، دبیر شورای عالی امنیت ملی با آقای مرتضوی دادستان وقت تهران تماس می گیرد و "دستور رهبر انقلاب" به وی ابلاغ می شود اما آقای مرتضوی با این استدلال که جا در زندانهای دیگر وجود ندارد ازاجرای این کار طفره می رود اما آقای جلیلی تاکید می کند که "در صورت نداشتن جا در سایر زندانها، بازداشت شدگان همین روز آزاد گردند."

    به نوشته این نشریه، دستور تعطیلی این بازداشتگاه زمانی صادر شده بود که فقط "خبر ضرب و شتم" بازداشتی ها به آیت الله خامنه ای رسیده بود و هنوز هیچ کشته ای در کار نبود اما "متاسفانه این موضوع را دادستان تهران عمل نکرده و فردای آن روز بازداشتگاه تعطیل و بازداشت شدگان منتقل می گردند."

    اما دادستان سابق تهران این روایت را نادرست می داند و می گوید که آقای جلیلی ساعت هفت و نیم تا هشت عصر روز دوشنبه بیست ودوم تیر "با تلفن سیاسی دفتر اینجانب" تماس گرفته ولی "در این تماس تلفنی اساسا بحث تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را نداشته و چنین امری اصلا در تیر ماه رخ نداده است و ابلاغ این امر که در مرداد ماه صورت گرفت از طریق صدا و سیما و سایر رسانه ها منتشر گردید."

    آقای مرتضوی تائید می کند که دبیر شورای عالی امنیت ملی "بدون ذکر هیچ علتی" از وی خواسته که "بازداشت شدگان حوادث اخیر ۱۸ تیر به زندان اوین منتقل شوند."

    دادستان سابق تهران اضافه می کند که صبح روز بعد یعنی بیست و سوم تیر دستور انتقال بازداشتی ها از کهریزک به اوین داده می شود و این گروه "در زندان اوین پذیرش شدند."

    از کهریزک به اوین

    اما ماجرا به اینجا خلاصه نمی شود و نشریه پنجره در باره انتقال بازداشتی ها و نحوه پذیرش آنها در اوین روایت می کند که چطور در مسیر راه یکی از بازداشتی ها "به دلیل صدمات وارده دچار تشنج می شود" اما ماموران توجهی به او نکرده و سرانجام نیز بعد از تماس ماموران با مافوق خود تصمیم گرفته می شود وی به کهریزک بازگردانده شود و نامش هم از لیست بازداشتی های اوین حذف شود. این فرد که نامی از او برده نشده بعد از جان دادن به کهریزک منتقل می شود.

    وقتی کاروان بازداشتی ها کهریزک به اوین می رسد "مسئولان اوین به خاطر اوضاع بد جسمانی و ضعف بازداشت شدگان و بوی تعفن ناشی و صدمات بدنی" از پذیرش بعضی از آنها خودداری می کنند اما در نهایت ناچار به پذیرش آنها می شوند.

    در عین حال مسئولان زندان اوین وقتی مشغول پذیرش کهریزکی ها بودند حال یکی بازداشتی ها به هم می خورد و نقش زمین می شود و ساعتی بعد روانه بیمارستان می شود.

    سعید مرتضوی

    مرتضوی "اتهام نافرمانی" از دستور آیت الله علی خامنه ای برای تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را رد کرده است

    نام این فرد مشخص نیست اما این بخش با روایت سهراب سلیمانی مدیر کل زندانهای استان تهران در باره مرگ محمد کامرانی تطبیق می کند. آقای سهرابی می گوید که "آقای کامرانی در صف پذیرش زندان حالش به هم می خورد و به بیمارستان لقمان منتقل می شود و قبل از فوت آزاد می شود و وقتی زنده بود تحویل خانواده اش شد اما به دلیل بیماری روز بعد در بیمارستان مهر فوت می کند."

    دیگر جان باخته کهریزک آقای محسن روح الامینی است که به نوشته مجله پنجره، در ساعت یک و نیم بعد از ظهر (روز ۲۳ تیر) " یعنی روز انتقال کهریزکی ها به اوین، به بیمارستان شهدای تجرش منتقل و با عنوان "مجهول الهویه" پذیرش می شود."

    اما آقای روح الامینی تنها تا ساعت شش و ده دقیقه صبح دوام می آورد و در بیمارستان جان می سپارد و "مسئولان بیمارستان گواهی فوت او را با عنوان مجهول الهویه صادر می کنند."

    غیر از این دو نفر نام امیر جوادی فر و رامین آقازاده قهرمانی نیز در میان جان باختگان بازداشتگاه کهریزک به چشم می خورد.

    پرونده باز کهریزک

    در این پرونده نام آقای رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی نیز به میان آمده که در زمان اجرا طرح امنیت اجتماعی، کهریزک را مکان مناسبی برای "مجازات گردن کشان و ارازل و اوباش سابقه دار در نظر گرفت تا هوای جهنمی بالای چهل درجه جنوب تهران و فقدان امکانات اولیه بهداشتی برای زندانیان و محدودیت ها و شرایط سخت بدنی، آنها را به خود آورد."

    کمیسیون وِیژه رسیدگی مجلس به زودی گزارش خود را تقدیم مجلس می کند و برخی گزارشها حاکی از آن است که در این گزارش غیر از مقصران درجه پائین نیروی انتظامی و قاضی پرونده، نام کسانی همچون سعید مرتضوی دادستان سابق تهران به میان آمده است.

    بعد از این وقایع و تغییر رئیس قوه قضائیه آقای مرتضوی از قوه قضائیه به دادستانی کل کشور منتقل شده و پنجره از احتمال جابه جایی جانشین فرمانده نیروی انتظامی نیز خبر داده است.

    عبدالحسین روح الامینی پدر محسن روح الامینی که یکی از کشته شدگان کهریزک است، به این نشریه می گوید:"ما امیدواریم با عوامل اصلی و پشت صحنه پرونده برخورد شود و فقط به مجازات این چند نفر عناصر سطح پائین و محلی جنایت بسنده نشود، عدالت واقعی زمانی اجرا می شود که آمران و مجوز دهندگان انجام این جنایت که در پست های بالای کشوری، قضایی و دانشگاهی قرار دارند، مجازات شوند."


    |+|نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 ساعت 0:0 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    دومین نامه کروبی به هاشمی: بدون نظارت، چه ضرورتی به تشکیل مجلس خبرگان قبل از مرگ رهبری است؟

    دومین نامه کروبی به هاشمی:  بدون نظارت، چه ضرورتی به تشکیل مجلس خبرگان قبل از مرگ رهبری است؟

    خلاصه:
    مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی در نامه ای شدید الحن خطاب به اکبر هاشمی رفسنجانی، ضمن یادآوری وظایف مجلس خبرگان، نسبت به بی تفاوتی این مجلس در خصوص اوضاع خطیر کشور و کوتاهی در اعمال نظارت بر عملکرد رهبری اعتراض کرده است. او رفتار اعضا و رئیس مجلس خبرگان را مغایر با روحیه انقلابی و در جهت خلاف مصالح اسلام و مردم دانسته و این پرسش را مطرح کرده است که اگر قرار است خبرگان نظارتی بر رهبری نداشته باشد چه ضرورتی برای تشکیل اجلاس سالیانه است؟ آیا بهتر نیست چنین مجلسی را بگذارید فقط برای روز مبادا که خدای نکرده اتفاقی برای مقام رهبری رخ دهد؟

    خبرگزاری جنبش راه سبز(جرس)

    db332652e54bd7e4dd55a34928e17794.JPG

    مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی در نامه ای شدید الحن خطاب به اکبر هاشمی رفسنجانی، ضمن یادآوری وظایف مجلس خبرگان، نسبت به بی تفاوتی این مجلس در خصوص اوضاع خطیر کشور و کوتاهی در اعمال نظارت بر عملکرد رهبری اعتراض کرده است. او رفتار اعضا و رئیس مجلس خبرگان را مغایر با روحیه انقلابی و در جهت خلاف مصالح اسلام و مردم دانسته و این پرسش را مطرح کرده است که اگر قرار است خبرگان نظارتی بر رهبری نداشته باشد چه ضرورتی برای تشکیل اجلاس سالیانه است؟ آیا بهتر نیست چنین مجلسی را بگذارید فقط برای روز مبادا که خدای نکرده اتفاقی برای مقام رهبری رخ دهد؟

    مجلس خبرگان رهبری که با یک ماه تاخیر، اجلاس سالیانه خود را یک هفته پیش برگزار کرد، همانطور که انتظار می رفت نه تنها عملکرد رهبری در جریان حوادث مربوط به انتخابات و حوادث بعد از آن را به چالش نکشید، بلکه در بیانیه پایانی خود، به ستایش و مدح رهبری پرداخت و او را شایسته ترین فرد برای رهبری نظام مجددا مورد تایید قرار داد. اکبر هاشمی رفسنجانی اگرچه در هنگام  صدور بیانیه پایانی در جلسه حاضر نبود ولی نمایندگانی چون سیداحمد خاتمی تاکید کردند که وی مخالفتی با این بیانیه نداشته است.

    نظارت بر رهبری

    مهدی کروبی در نامه اخیر خود در حالی وظیفه نظارتی خبرگان را مورد توجه قرار داده است که اکثریت حاکم بر این مجلس به چنین وظیفه ای قائل نیست. مهدی کروبی می نویسد: "حق آن مجلس در انتخاب و نظارت و مراقبت بر رهبری برآمده از قانون اساسی است و مستظهر به رای ملت ایران. این مجلس از چنان جایگاهی برخوردار است که هیچ نهادی حق قانونگذاری در خصوص آن را نیز ندارد و اعضای این مجلس خود حق تعیین شرایط کاری و نظارتی برای خود را دارند." اعضای بانفوذی از مجلس خبرگان احمد جنتی، محمد یزدی، صادق لاریجانی و  مصباح یزدی، معتقد به اعمال وظیفه نظارتی از سوی این مجلس نیستند. آنها بر این باورند که ولی فقیه نائب امام معصوم و برگزیده حق تعالی ست و اعضای خبرگان تنها واسطه این انتخاب هستند. لذا هرگونه نظارتی را بر رهبری ممنوع و آن را مغایر با وظیفه رهروی از ولی امر می دانند.

    محمد یزدی در مورخ 7 اردیبهشت سال 1388 در گفتگویی با روزنامه جوان درباره چگونگی اعمال نظارت مجلس خبرگان بر رهبری می گوید: "نظارت خبرگان بر رهبری بدین معنا نیست که می تواند به رهبر بگوید این کار را بکن این کار را نکن. خبرگان به هیچ وجه نمی تواند امر و نهی کند، چون رهبر، ولی است و مجلس خبرگان مولی علیه است. مسوولیت قانونی و شرعی مجلس خبرگان، چیزی بیشتر از تشخیص مصداق نیست." با چنین تحلیلی هرگونه اعمال نظارت بر رهبری و نهادهای زیرمجموعه وی منتفی است، اما پرسشی که اینجا باقی می ماند و مهدی کروبی نیز آن را مطرح کرده، این است که: "اگر قرار بر این است که در مجلس خبرگان هیچ خبره ای جز به تایید سخن نگوید آیا بهتر آن نیست که اجلاس سالانه ای هم برگزار نکند؟ به راستی دیگر چه احتیاجی است به هزینه کردن از بیت المال و داشتن ساختمان و دفتر و کارمند واین همه هزینه کردن. آیا بهتر نیست چنین مجلسی را بگذارید فقط برای روز مبادا که خدای نکرده اتفاقی برای مقام رهبری رخ دهد؟" اشاره مهدی کروبی به طرح شدن موضوع اخراج آیت الله دستغیب از مجلس خبرگان به بهانه ایراد نطق هایی در انتقاد از عملکرد رهبری است.

    به عقیده حقوقدانان، قبول مسوولیت نمایندگی ولی فقیه در مراکز استانها، شهرها، نهادهای حکومتی و مراکز خارج از کشور توسط اعضای مجلس خبرگان از یک سو و تشکیل سالی یک یا دو نشست توسط اعضای مجلس خبرگان از سوی دیگر، بیانگر این واقعیت است که اعضای مجلس خبرگان و مقام رهبری قائل به وظیفه نظارتی برای مجلس خبرگان نیستند که اگر غیر از این بود پذیرش نمایندگی کسی که قرار است بر او نظارت کنند محل از اعراب نداشت و آنها به جای نمایندگی مقام رهبری مکلف بودند تمام وقت بر عملکرد رهبری و دستگاههای تحت امر این مقام نظارت کنند.

    اعمال نظارت استصوابی در انتخابات مجلس خبرگان

    مهدی کروبی در بخش دیگری از این نامه آورده است: "امام اگر این مجلس را مایه تقویت رهبری می دانستند منظورشان نه فقط قدردانی و تایید محسنات که نقد ایرادها از طریق اعمال و انجام وظیفه نظارتی نیز بود. متاسفانه اما جایگاه این مجلس در سالهای گذشته بدانجا رسید که نمایندگان ادوار آن همچون آیات عظام رحمت الله علیهم احسان بخش و جمی و عبایی خراسانی و خلخالی و آیت الله عباسی فر را قلع و قمع کردند و تیغ نظارت استصوابی بر گردن آنها نهادند و کسی هم دم بر نیاورد که این چه بلایی است که بر سر خبرگان ملت این نظام می آورند و مگر آنها چه گناهی کرده بودند که مستحق حذف قرار گرفتند. نتیجه آن سکوت ها است که امروز عده ای به خود جرات می دهند به محض شنیدن صدایی ناخوشایند از یک نماینده، فریاد اخراج و حذف او را سر دهند. غافل از آنکه چنین اختناق و سختگیری هایی آن هم در حق یک نماینده مجلس خبرگان با هیچ عقل سلیمی قابل توجیه نیست. چگونه می توان برای مردم توجیه کرد خفه کردن و بستن دهان یک نماینده مجلس خبرگان را که وظیفه ای سنگین برعهده او گذاشته شده است صرفا بدان دلیل که حرفی ناخوشایند عده ای زده است؟ این دم خروس چیزی نیست که بتوان به راحتی از عهده پنهان کردنش برآمد؟"

    مهدی کروبی که مشهورترین مخالف اعمال نظارت استصوابی توسط شورای نگهبان در هر انتخاباتی است، در این نامه تنها به ذکر نام تعداد اندکی از رد صلاحیت شدگان بسنده کرده است. شورای نگهبان اگرچه به تصمیم اعضای مجلس خبرگان، وظیفه نظارتی در انتخابات این مجلس را برعهده گرفته، معتقد به اعمال نظارت استصوابی است و در این راه حتی از رد صلاحیت کردن نمایندگان ادوار مجلس خبرگان نیز ابایی ندارد همانگونه که در دوره گذشته، اعضای این شورا صلاحیت مجید انصاری نماینده تهران در مجلس خبرگان را رد کرد.

    متن کامل نامه در ادامه مطلب


    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388 ساعت 0:29 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    خمینی: اسلام از روز اول برنامه اش این بود كه بزند و بكشد و كشته شود
    خمینی: اسلام از روز اول برنامه اش این بود كه بزند و بكشد و كشته شود

    http://www.rahenejatdaily.com/591/photo/emam_khomeini.jpg

    مذهبی كه در آن جنگ نیست ناقص است. اگر به حضرت عیسی سلام الله علیه هم مهلت می دادند به همین ترتیب عمل می كرد كه حضرت موسی سلام الله علیه عمل كرد و حضرت نوح سلام الله علیه عمل كرد. این اشخاصی كه گمان می كنند كه حضرت عیسی اصلاً سر این كارها را نداشته و فقط یك ناصح بوده است، اینها به نبوت حضرت عیسی لطمه وارد می كنند، برای این كه پیامبر شمشیر دارد، جنگ دارد، جنگ می كند كه مردم را نجات بدهد. همان طور كه امامهای ما هم همه جندی بودند، با لباس سربازی به جنگ می رفتند، همه آدم می كشتند. آنهایی كه می گویند اسلام دین جنگ نیست و اسلام نباید آدم كشی بكند اسلام را نمی فهمند. قرآن می گوید جنگ جنگ، یعنی كسانی كه تبعیت از قرآن می كنند باید آن قدر به جنگ ادامه دهند تا فتنه از عالم برداشته شود. جنگ یك رحمتی است برای تمام عالم و یك رحمتی است از جانب خداوند برای هر ملتی در هر محیطی كه هست. شما چرا هی آیات رحمت را در قرآن می خوانید و آیات قتال را نمی خوانید؟

    روح الله خمینی
    آذر 1363، در مراسم رسمی تولد پیامبر اسلام



    پیغمبر برای همین میآید که جنگ کند و آدم بکشد.قرآن هم میگوید بکشید، بزنید، حبس کنید. آنهایی که میگویند اسلام نباید آدمکشی بکند آدمهای نفهمی هستند که معنی اسلام را نفهمیده اند. یوم الله روزی است که خداوند تبارک و تعالی برای تنبیه ملتها یک زلزله ای را وارد میکند، یک سیلی را وارد میکند، یک طوفانی را وارد میکند، به مردم شلاق میزند که آدم بشوید. یوم الله روزی است که امیرالمومنین سلام الله علیه شمشیر میکشد و 700نفر از خوارج را یکی بعد از دیگری گردن میزند. روزی است که رسول الله یا نائب او فرمان میدهند که فلان طایفه را از بین ببرید یا فلان خانه را آتش بزنید. شما آقایان علماء چرا آیات رحمت را در قرآن میخوانید و آیات قتال را نمیخوانید؟ چرا آن طرفی را میگیرید که به اصطلاح خودتان رحمت است. اینکار که میکنید مخالفت با خداست، از این رحمتهایی که گاه بگاه خودتان هم میکنید دست بردارید.

    روح الله خمینی در سالروز تولد پیامبر اسلام، 6 آذر 1363



    "تعجب میكنم كه این دولت(شاه) چگونه فكر میكند...در نظر دارند قاچاقچیان هروئین را اعدام كنند. این موضوع نه تنها خلاف اسلام است.  خلاف انسانیت هم هست"

    كتاب ولایت فقیه نوشته امام خمینی، نجف 1355

     

    "اینهایی كه مواد مخدر میفروشند شرعاً مستوجب اعدامند و باید بدون هیچ تاخیری اعدام شوند. هیچ ترحمی هم در مورد آنها جایز نیست"

    30 اردیبهشت 1359


    |+|نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 0:19 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    ‏نامه و پاسخ آيت الله العظمى منتظرى به مهندس ميرحسين موسوى ‏
    ‏نامه و پاسخ آيت الله العظمى منتظرى به مهندس ميرحسين موسوى ‏
     


    متن نامه آقاي مهندس ميرحسين موسوي :
     
    ‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏
     
     
     ‏مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمى منتظرى (دام ظله)
    ‏ ‏با سلام ; پيرو حوادث چند ماهه اخير بيانيه ضميمه از سوى اينجانب صادر‏ ‏شده است . احساس نيازى كه همواره براى همفكرى و همكارى با مرجعيت‏ ‏گرانقدر و روحانيت متعهد وجود دارد مرا تشويق كرد تا نسخه اى از آن را‏ ‏جهت اخذ راهنمايى تقديم كنم .
    ‏ ‏اولين هدف در اين بيانيه آن است كه اگر خشم و نارضايتى در مردم به‏ ‏وجود آمده است آنان تصور نكنند كه اين احساسات منفى انباشته شده در‏ ‏ضميرشان متوجه دين است . اين رسالتى است كه به نظر مى‎رسد بر عهده ‏ ‏تمامى كسانى كه اسلام بر آنان حق حيات دارد و در رأس آنان روحانيت‏ ‏اسلام قرار گرفته باشد تا اجازه ندهند اقشار مختلف ، على الخصوص جوانان‏ ‏كه اينك اكثريت جامعه ما را نيز شكل مى‎دهند ميان برداشت هاى‏ ‏نادرست ، گزينشى و سطحى از دين و حقيقت آن اشتباه كنند و بر اثر‏ ‏هيجان هاى عاطفى از اسلام فاصله بگيرند.
    ‏ ‏رسانه هاى دولتى اصرار دارند كه ما را مسبب و محرك حوادث اين چند‏ ‏ماهه معرفى كنند، حال آن كه رفتارهاى مسئولان كشور نه فقط در‏ ‏انتخابات ، بلكه از سال ها پيش هيمه هايى را انباشته بود كه با خطاهاى اين‏ ‏ايام شعله ور شد و با باد نخوتى كه بر آن دميدند ابعاد اين آتش روز به روز‏ ‏توسعه پيدا كرد. اينجانب قطعا حق را به مردمى مى‎دهم كه با برخوردهاى‏ ‏غيراسلامى ، غيرقانونى و غيرمنصفانه حقوقشان پايمال شده است ; و با‏ ‏استناد به مدارك غيرقابل انكار بدون ترديد اعتقاد دارم كه در انتخابات‏ ‏تقلب هاى سازمان يافته و وسيع رخ داده است . در عين حال اگر در موجى‏ ‏كه از خشم مردم برخاسته است احساس خطر براى اصل كشور و اصل‏ ‏نظام نمى كردم ، برايم سخت نبود كه بيست سال ديگر سكوت كنم .
    ‏ ‏اما اين گونه نبود و نيست كه مردم با سكوت يا سازش يك نفر دست از‏ ‏حركت خود بردارند، بلكه پس از مدت كوتاهى بلاتكليفى به زودى اين‏ ‏حركت از نو و با شكلى كور و در حالى كه به هيچ يك از دلبستگان به نظام‏ ‏اعتماد نداشت آغاز مى‎شد، و چه بسا ديگرانى كه براى اين كشور و ملت‏ ‏خواب هاى ناگوار ديده اند در هدايت آن به سوى منافع و مطامع خود طمع‏ ‏مى‎كردند.
    ‏ ‏هدف ديگر از اين بيانيه و نيز بيانيه ها و حركات قبلى اين است كه‏ ‏تكاپوهاى مردم در چهارچوب نظام باقى بماند و در دام ساختارشكنى هاى‏ ‏خطرناك نيفتد. اين خطرى است كه اگر محقق شود به راحتى مى‎تواند از‏ ‏ايران افغانستان و عراقى ديگر بسازد. ما نمى توانيم براى خوش آمد كسانى‏ ‏كه نمى توانند اين خطر را ببينند وظيفه خود را در پيشگيرى از آن فراموش‏ ‏كنيم ، كما اين كه نمى توانيم بدون اثبات تعهد خود نسبت به خواسته هاى به‏ ‏حق مردم و بازگو كردن آن در گفته هاى خود از آنان دعوتى براى آرامش‏ ‏داشته باشيم .
    ‏ ‏مرحوم ملا محسن فيض كاشانى در رساله الفت نامه غايت اكثر تكاليف‏ ‏شرعيه را حصول محبت و الفت اجتماعى ذكر مى‎كند. نتيجه اى كه از اين‏ ‏محبت و الفت ناشى خواهد شد همان چيزى است كه در علوم جديد از آن با‏ ‏عنوان شبكه هاى اجتماعى نام مى‎برند، به عنوان راهى براى مهار حكومت‏ ‏و بازداشتن آن از تكرار خطاهايش ، و به مثابه روشى كه به سرزندگى‏ ‏اجتماعى بينجامد و بسترى كه توان ها و عواطف به هيجان آمده را در بستر‏ ‏خود جاى دهد و از سرريزهاى تخريب كننده آن جلوگيرى كند، تقويت‏ ‏شبكه هاى اجتماعى در اين بيانيه توصيه شده است . اين پيشنهاد‏ ‏مى‎توانست بنا بر آن چيزى كه فيض مى‎فرمايد رونويسى از نسخه اسلام‏ ‏تلقى شود، اگر چه كسانى كه در بى انصافى مبالغه مى‎كنند آن را رونويسى از‏ ‏نسخه سيا خوانده اند.
    ‏ ‏و سرانجام در اين بيانيه راهكارهايى براى برون رفت از بحران فعلى ارائه‏ ‏شده است كه اميدوارم مورد اعتنا قرار گيرند.
    ‏ ‏‏1388/6/21‏‏
    ‏ ‏با احترام - مير حسين موسوى ‏


    پاسخ آيت الله العظمي منتظري :
     
    ‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏
     
     ‏جناب آقاى مهندس ميرحسين موسوى دامت توفيقاته
    ‏ ‏پس از سلام و تحيت ; نامه مورخ ‏1388/6/21‏ جنابعالى همراه با ضميمه ‏ ‏آن واصل و ملاحظه گرديد. شخصيت جنابعالى و تعهدتان نسبت به‏ ‏ارزشهاى دينى و اخلاقى و اهداف انقلاب و خدمات ارزنده دولت شما در‏ ‏دوران جنگ تحميلى و حمايت هاى مكرر مرحوم امام خمينى (ره ) از شما براى‏ ‏همگان روشن است . در جريان انتخابات رياست جمهورى اخير و وقايع و‏ ‏فجايع بعد از آن كه شما مورد توجه اقشار وسيعى از مردم و نخبگان قرار‏ ‏گرفتيد، در حقيقت از آزمايش و ابتلاء بزرگى در پيشگاه خداوند متعال و‏ ‏در مقابل مردم آگاه ، سربلند بيرون آمديد; و تاكنون در حد امكان و توان‏ ‏خويش از حقوق تضييع شده مردمى كه با شركت در انتخابات رياست‏ ‏جمهورى افتخار بزرگى را براى كشور آفريدند دفاع نموديد، كه جاى بسى‏ ‏تقدير و تشكر دارد.

    ‏ ‏امور پيشنهادى ضميمه نامه جنابعالى كه در حقيقت تقويت و فعال نمودن‏ ‏شبكه هاى اجتماعى و نهادهاى مردمى است ، امورى معقول و سنجيده و‏ ‏مطابق مقتضاى حال و شرايط كشور، و نيز مطابق دستور قرآن است كه‏ ‏مى‎فرمايد: (يا ايها الذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا...)، (سوره ‏ ‏آل عمران ، آيه 200); اگر با انصاف و به دور از تنگ نظرى مورد بررسى قرار‏ ‏گيرد و آنها را عملى سازند و جو پليسى و بگير و ببند كنونى خاتمه يابد،‏ ‏مى‎تواند راه مفيد و موثرى براى برون رفت از بحران كنونى - كه در اثر‏ ‏قدرت طلبى و خودخواهى و غرور و ندانم كارى ها دامنگير جمهورى‏ ‏اسلامى شده است - باشد و سنگ بناى تحولى مثبت در جهت اصلاح نظام‏ ‏و حفظ آن از خطر فروپاشى و انشقاق و پراكندگى صفوف ملت‏ ‏گردد.

    ‏ ‏البته توجه داريد راه اصلاحى مذكور كه شما در جهت دفاع از حقوق مردم و‏ ‏نجات جمهورى اسلامى از اين بحران بزرگ انتخاب كرده ايد بس دشوار‏ ‏بوده و در معرض فشارها و تهديدهاى بسيارى از ناحيه كسانى است كه‏ ‏اين بحران را ايجاد كرده اند. مطمئن باشيد كه با اتحاد و صبر و استقامت ،‏ ‏خداوند بنا بر وعده خود، راههاى هدايت براى پيروزى را به مردم عزيز‏ ‏عنايت مى‎فرمايد. (والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع‏ ‏المحسنين )، (سوره عنكبوت ، آيه 69); و از طرفى استقامت در اين راه الهى ،‏ ‏انسان را محل نزول فرشتگان همراه با بشارت آنان به ايمنى و نداشتن ترس و‏ ‏اندوه مى‎سازد. (ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم‏ ‏الملائكة ان لاتخافوا و لاتحزنوا...)، (سوره فصلت ، آيه 30).

    ‏ ‏متأسفانه بعد از انتخابات ، عده اى از نخبگان و فعالان سياسى و مطبوعاتى‏ ‏بازداشت شدند و برخلاف شرع و قانون براى اعتراف گيرى هاى‏ ‏غير حقيقى و دروغين مورد فشار قرار گرفته و اعترافات بعضى آنان از‏ ‏رسانه هاى عمومى پخش گرديد، و اين مسلم و بديهى است كه اقرار‏ ‏شخص بر عليه شخص ديگرى در چنين شرايطى معتبر و مسموع نيست ;‏ ‏بلكه آنچه بيشتر مورد تأكيد روايات مستفيضه مى‎باشد اين است كه حتى‏ ‏اقرار شخص بر عليه خودش در زير هر گونه فشار و شكنجه اعم از تهديد،‏ ‏تجريد، حبس ، ترس و مانند آن اعتبارى نداشته و مسموع نمى باشد. (وسايل الشيعة ، جلد 18، صفحه 497 و 498; و دراسات فى ولاية الفقيه ، جلد دوم ، صفحه ‏ ‏378).

    ‏ ‏و اجتهاد در مقابل نص اين روايات ، صحيح نيست ; و نظردادن در مقابل‏ ‏آنها بدعتى واضح است ، و اصل "اقرار العقلاء على انفسهم جايز" فقط در‏ ‏شرايط عادى و بدون اعمال زور و فشار نافذ است .

    ‏ ‏علاوه بر اين ، در اصل سى و هشتم قانون اساسى آمده است : "هر گونه‏ ‏شكنجه براى گرفتن اقرار و يا كسب اطلاع ممنوع است . اجبار شخص به‏ ‏شهادت ، اقرار و يا سوگند مجاز نيست ; و چنين شهادت و اقرار و سوگندى‏ ‏فاقد ارزش و اعتبار است . متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات‏ ‏مى‎شود." طبق عموم و اطلاق اين اصل ، هر گونه شكنجه اى براى‏ ‏اعتراف گيرى و كسب اطلاعات مجازات دارد، و اقرارها و اعترافات گرفته‏ ‏شده از اين طريق نيز ارزش و اعتبارى ندارد.

    ‏ ‏روشن است كه حبس در سلول انفرادى بويژه در دراز مدت كه متهم را‏ ‏زير فشار وادار به اعتراف مى‎كند از مصاديق بارز شكنجه است ; و با‏ ‏اعمال فشار و شكنجه ، مخصوصا به شكل وحشتناكى كه در دوره اخير انجام‏ ‏شده و شرايط غيرعادى كه در پى آن وجود دارد، اعترافات متهم حتى بر‏ ‏عليه خودش نيز معتبر و مسموع نيست ; حتى اگر متهم بارها در آن شرايط و‏ ‏از طريق مصاحبه و ميزگرد اعتراف و اعلام كند كه خطا كرده و مرتكب‏ ‏اشتباه و جرم شده است ، اعترافات مكرر با وجود آن شرايط در بى اعتبار‏ ‏بودن ، حكم همان اعتراف اوليه را دارد.

    ‏ ‏همچنين در اصل سى و نهم قانون اساسى آمده است : "هتك حرمت و حيثيت‏ ‏كسى كه به حكم قانون دستگير، بازداشت ، زندانى يا تبعيد شده به هر‏ ‏صورت كه باشد ممنوع و موجب مجازات است ."

    ‏ ‏حال چگونه شده است كه افراد سرشناسى كه سالها براى اين نظام خدمت‏ ‏كرده اند با اعترافات فاقد ارزش و اعتبار، در معرض ديد ميليونها نفر‏ ‏مورد هتك حرمت و حيثيت قرار گرفته اند ولى هيچ كس در قبال اين مسأله‏ ‏نه تنها مجازات نمى شود بلكه مورد تأييد و تشويق قرار گرفته و اعترافات‏ ‏نيز معتبر شمرده مى‎شود؟!

    ‏ ‏آنچه در اين خصوص مشكل را بيشتر كرده و اعترافات را بى اعتبارتر‏ ‏مى‎كند اين است كه در سيستم قضايى كنونى كشور، مدعى و طرف دعوا‏ ‏در مقابل متهمان سياسى كه جريان فكرى مقابل حاكميت هستند، خود‏ ‏اعتراف گيران و محاكم قضايى وابسته به حاكميت است ; و نزد هيچ عقل‏ ‏سليمى در هيچ كجاى جهان ، اين گونه اعترافات و نيز حكم و داورى ‏ ‏متعاقب آن ، كمترين ارزش حقوقى و قضايى را ندارد; چون در چنين‏ ‏محكمه اى مدعى و قاضى يكى است و فلسفه وجود هيأت منصفه كه در اصل‏ ‏168 قانون اساسى آمده است همين است ، كه متأسفانه به اين اصل هم مانند‏ ‏بسيارى از اصول قانون اساسى بى توجهى شده و به آن عمل نمى شود.

    ‏ ‏اقدامات اخير حاكميت و دادگاههاى نمايشى آن علاوه بر اين كه خلاف شرع‏ ‏و خلاف مصالح كشور و اسلاميت و جمهوريت نظام و از بدعت هاى بارز‏ ‏مى‎باشد، برخلاف مصلحت دنيوى خود حاكمان كه مى‎خواهند حكومت و‏ ‏رياست كنند نيز مى‎باشد. حاكميت اگر به جاى سركوب مردم و ايجاد‏ ‏فجايع اخير، عقل و شعور سياسى را حكم قرار داده و به تذكرات بعضى از‏ ‏بزرگان و علماء و مراجع گوش فرا داده بود و يك هيأت بيطرف و‏ ‏مرضى الطرفين را براى رسيدگى به شبهات انتخاباتى تعيين نموده بود، هرگز‏ ‏گرفتار بحران عدم مشروعيت كنونى نمى شد. حكومتى كه در آن اقشار‏ ‏وسيعى از مردم و نخبگان ، ناراضى و در فشار باشند قابل دوام نيست . اگر‏ ‏حكومت كردن با اين شيوه و روش و با ايجاد رعب و خفقان و استبداد و‏ ‏سركوب و پر كردن زندانها از نخبگان و آزادى خواهان و گروههاى سياسى‏ ‏مختلف ممكن بود، رژيم شاه توانسته بود حكومت خود را حفظ كند و هنوز‏ ‏پابرجا بود.

    ‏ ‏نظامى كه تحت لواى اسلام بوده و افتخار شيعه بودن را دارد با انجام چنين‏ ‏اعمالى نه تنها در سطح جهان ، بلكه در كشور و در ميان توده ها و جوانان ‏ ‏خودمان نيز موجب بدبينى نسبت به اسلام و دين گشته ، و عجز اسلام از‏ ‏تحقق عدالت در جامعه را اعلام مى‎كند; و متأسفانه تصميم گيرندگان امور‏ ‏بر اين حقيقت روشن چشم بسته اند و به مدح مداحان و چاپلوسى‏ ‏تملق گويان - كه طبق حديث پيامبر خدا(ص ) بايد خاك بر دهان آنان ريخته‏ ‏شود - دل خوش كرده اند.

    ‏ ‏سلامتى و توفيق جنابعالى را در پيمودن اين راه خطير از خداوند بزرگ‏ ‏مسألت دارم .
    ‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
    ‏31 شهريور ماه 1388 - 2 شوال 1430‏
    ‏قم المقدسة - حسينعلى منتظرى

    |+|نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 0:18 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    چاپ تمبر با عنوان "رای من کجاست؟" در کشور هلند
    چاپ تمبر با عنوان "رای من کجاست؟" در کشور هلند
     

    |+|نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388 ساعت 1:19 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    پیشنهاد به رهبر جنبش از گاندی الگو بردار پاینده و سبز باد ایران

     

    پیشنهاد به رهبر ان جنبش  ایران از گاندی الگو بردارید پاینده و سبز باد ایران
    جناب آقایان مهندس میرحسین موسوی ، جناب آیت الله کروبی و ژنرال اصلاحات محمد خاتمی اگر میخواهید نامتان در تاریخ به نیکی یاد گردد و نیز ثمره خونهای ریخته شده در راه ازادی بر شما سنگینی نکند بهتر است قبل از انکه شما را در بن بست سیاسی قرار دهند و مردم از شما دلسرد شوند  کاری اصولی انجام بدهید از این نظر میگوییم مردم از شما دلسرد میشوند چون میبینم جو ترور در کشور به اوج خود رسیده و جنبش از مسیر اصلی خود خارج میگردد هر چند این ترور ها  شاید هیچ ربطی به این جنبش نداشته باشد . و نیز بدانید اگر شما کاری نکنید روزی که آتش بر افروزد نه تر ماند و نه خشک اما پیشنهاد ما جوانان سبز کرمانشاه به شما گرانمایگان ایران این است که :

    با توجه به راهپیماییهای اخیر و پشتیبانی
    مردم از شما به یک راهپیمایی عظیم فراخوان دهید و مسیر انرا از تهران تا مشهد و  یا هر شهر زیارتی دیگر به بهانه زیارت امام هشتم یا غیره . آنهم با پای پیاده مردم را فراخوانید که با شما عزم سفر نمیایند و نترسید و بدانید مردم با شما هستند ما بعد از دوم خرداد به آقای خاتمی در دانشگاه گفتیم ما سی میلیون پشت شما هستیم الان هم میگوییم ما شصت میلیون پشت شما هستیم پس کی میخواهید از مردم به نفع مردم استفاده نمیایید .
    اما نکته هایی در مورد مسیر راهپیمایی : ** نه شما از گاندی پیر تر و فرتوت تر هستید و نه مسیر راهپیمایی از مسیر گاندی ناهموار تر است.و نیز نه ارزش و هدف شما از ایشان کمتر است گاندی در راه شکستن انحصار نمک 200 مایل راه پیمایی کرد و شما در راه عدالت خواهی و از انحصار در اوردن ذخایر و منابع مالی و انسانی یک کشور که به ناحق از ملتی گرفته و به دیگران واگذار کشته است .
    و در پایان هم گوشه ای از زندگی بزرگ مرد وطن پرست گاندی را برای شما یاد آور میشویم شاید در تفکر بر این تصمیم بی تاثیر نباشد .
    با سپاس   جوانان سبز کرمانشاه بتاریخ 05/07/3748 یکتایی برابر با 31/06/1388 خورشیدی

    مهاتما گاندی و راهپیمایی نمک    

     مهاتما گاندی سیاستمداری بود با اصول اخلاقی‌ای روشن و قاطع. او بدون به‌کارگیری خشونت و با ایمان به حقیقت و درست‌کاری، علیه حکومت استعمارگر بریتانیا مبارزه کرد و سرانجام کشورش هند را  به سوی استقلال رهنمون ساخت. مردم هند به او مهاتما، "روح بزرگ" می‌گفتند و او را به عنوان نماد آزادی و مقاومت ستایش می‌کردند.

    ۶۰ سال پیش در روز سی‌ام ژانویه سال ۱۹۴۸ گاندی به ضرب گلوله هندویی متعصب به قتل رسید. نظری می‌افکنیم به زندگی و تاثیر“پدر ملت هند“، مهاتما گاندی‌.

    تجربه آغازین

    هنگامی که کارام‌چاند مهانداس گاندی به افریقای جنوبی می‌رفت، معتقد به حق و قانون بود، یعنی به همان اصولی که در لندن آموخته بود. اما وکیل جوان هندی به زودی در برابر خود جامعه‌ای را یافت که مهاجران هندی در آن ازسوی قدرت استعمارگر بریتانیا به طور قانونی مورد تبعیض بودند.

    روزی که بازرس بلیت قطار که مردی سفیدپوست بود، او را تنها بخاطر آنکه هندی بود، از قطار به بیرون پرت کرد، روزی تعیین کننده در سرنوشت گاندی بود. وی چنان از این ستم برآشفت که عزمش را برای مبارزه با تبعیض نژادی جزم کرد.

    به گفته گیتا دارامپال فریک، تاریخدان، گاندی هندی‌ها را به مقاومت صلح‌جویانه در برابر بیعدالتی و خشونت دولتی فراخواند و به آنان اصولی را آموخت تا بوسیله آن راهنمایی برای مبارزه به دور از خشونت داشته باشند. دارامپال فریک در این باره می‌گوید: «آنچه برای گاندی مهم است درستی و صداقت هر فرد است در فکر و عمل و طریقه زندگی. گاندی به آن حقیقت هم می‌گوید، اینکه آدم زندگی‌ای راستین داشته باشد، زندگی‌ای که هماهنگ با محیط زیست اوست و با انسانهایی که با او همزیستی دارند، و اینکه سیاست هم از این نوع زندگی حمایت کند.»

    گاندی پایبندی به حقیقت خویشتن را "ساتیاگراها" (واژه‌ای هندی متشکل از "ساتیا": حقیقت و "اگراها": به دنبال چیزی بودن) می‌نامید و آن را با آیین هندی قدیم “آهیمسا“ ("آ" : بدون، "هیمسا": خشونت) پیوند می‌داد. گاندی خود به سختی به این اصول معنوی پایبند بود. در افریقای جنوبی وکیل جوان خویشتن‌دار، تبدیل به مبارزی جسور شد که مصمم بود با تبعیضی مقابله کند که بریتانیا به هموطنانش روا می‌داشت.

    آغاز مبارزه در هند

    هنگامی که گاندی بیست سال بعد به هند بازگشت، نام او به عنوان مبلغ آیین مبارزه بدون خشونت شناخته شده بود. گاندی خطاب به استعمارگران بریتانیایی در باره مبارزه عاری از خشونت گفته است: «در این سوی جهان، ما سعی کردیم تا پلی میان دو جهان بزنیم که بتوان از آن بالا رفت و به آرامش رسید، آرامشی که شما نتوانستید در جهان برقرار کنید. ما می‌دانیم که چنین چیزی تنها با حقیقت ممکن است، با آگاهی و ارتباط میان زندگان و مردگان. رهایی جهان در این نهفته است.»

    گاندی پس از بازگشت به هند بی‌تامل رهبری کنگره ملی هند را در دست گرفت که چند سالی بود برای استقلال هند تلاش می‌کرد. گیتا دارامپال فریک در باره کنگره ملی هند می‌گوید: «هند در سال ۱۹۱۵ در وضعیت بسیار مایوس‌کننده‌ای بود. کنگره ملی هند تا سال ۱۹۱۵ فقط شبیه کلوبی بود که می‌آمدند و در آن بحث و جدل می‌کردند. گاندی در سال ۱۹۲۰ کنگره ملی هند را تبدیل به جنبشی مردمی کرد. این کنگره با الهام از گاندی و با پشتیبانی او به حزب مردم تبدیل شد.»

    بسیاری از مردم ستمدیده در هند گاندی را نماد آزادی و مقاومت می‌دانستند. به گفته رادا بات، رییس بنیاد صلح گاندی در دهلی نو، گاندی با پیامش به مردم هند اعتماد به نفس می‌داد. رادا بات می‌گوید: «مردم هند پیش از آن باین اندازه باشهامت و نترس نبودند. اما آیین ساتیاگراها به آنها جرات زیادی داد. آنها می‌ دانستند که مبارزه می‌کنند، اما مبارزه‌شان بدون اسلحه است. وسیله آنها بجای اسلحه ساتیاگراها بود، یعنی حقیقت. آنها چنان حقیقت را در خودشان درونی کردند که بیمی از خطر نداشتند و حتی به این فکر نمی‌کردند که ممکن است با ساتیاگراها جانشان را هم از دست بدهند.»

    راه‌پیمایی نمک

    گاندی استعمارگران را آشکارا به مبارزه می‌طلبید. او در سالهای دهه ۱۹۳۰ پیشرو جنبش اعتراضی‌ای بود که همه هند را فرا گرفته بود. اوج این جنبش در سال ۱۹۳۰ بود که گاندی همراه با طرفدارانش در تظاهراتی معروف به "راه‌پیمایی نمک" شرکت کرد.

    «انسان به نمک احتیاج دارد، همانطور که به هوا و آب احتیاج دارد. این نمک از اقیانوس هند آمده، و به عقیده من هر هندی باید حق داشتن آن را داشته باشد.»

    مهاتما گاندی در ۱۲ مارس ۱۹۳۰ همراه با طرفداران خود راهپیمایی‌ای ۲۰۰ مایلی را به سمت دریا آغاز کرد. هزاران نفر هندی از سراسر هند در حین این راهپیمایی معروف به گاندی پیوستند. این راهپیمایی نمایشی از قدرت مردم هند بود که تنها ارزشی نمادین نداشت. چون اینکه دولت استعمارگر بریتانیا انحصار استخراج و فروش نمک را در دست گرفته بود، بخصوص مردم فقیر روستاها را زیر فشار قرار می‌داد، که بخاطر کار بدنی زیر آفتاب شدید نیاز بیشتری به نمک داشتند.

    اما عناصر اجتماعی راهپیمایی نمک روشن می‌ساختند که مبارزه‌ای که در جریان است بخاطر دست یافتن به عدالت در سطحی است بالاتر. گاندی می‌خواست با نافرمانی مدنی توجه جهانیان را نسبت به بیعدالتی در دستگاه اداری و قانونگذاری حکومت استعماری برانگیزد.

    در پی راهیپمایی نمک گاندی و بیش از پنجاه هزار نفر از طرفدارانش دستگیر شدند.

    جنبش نافرمانی مدنی

    گاندی همچنین تحریم کالاهای بریتانیایی را سازمان‌دهی کرد، از جمله تحریم لباسهایی را که در منچستر انگلیس تولید می‌شدند و آن موقع در هند فروش بسیار داشتند. رادا بات از بنیاد صلح گاندی می‌گوید: «یکی از اکسیونهایی که در آن نافرمانی مدنی صورت گرفت، این بود که لباسهای وارداتی را بسوزانند. مردم همه لباسهای وارداتی‌شان را در آتش انداختند. بدین ترتیب گاندی به همه ایده ملتی خاص و خودکفا را القا کرد. گاندی می‌گفت ما می‌توانیم موفق شویم و به تولیدات و کمک کشورهای دیگر احتیاجی نداریم.»

    بریتانیایی‌ها چندین بار گاندی را به زندان افکندند و او هر بار مبارزه خود را برای استقلال از سر می‌گرفت. گاندی هم‌زمان می‌کوشید تا جامعه کاستی هند را از درون تغییر دهد و کمک کند تا با کاست معروف به نجس‌ها به شیوه غیرانسانی رفتار نشود. تلاش او در این زمینه احترام و تحسین جهانیان را برانگیخت.

    پیروزی و رنج‌های پس از آن

    سرانجام گاندی در ۱۵ اوت ۱۹۴۷ به هدف خود، یعنی استقلال هند رسید. اما این هم‌هنگام شکست او هم بود.

    اختلافهای داخلی بس فراوان بودند، میان شهر و روستا، مسلمانان و هندوها، و میان کاستهای هندی‌ها. گاندی می‌گفت هند هنوز ملت نشده است. او مدام تا پای مرگ روزه می‌گرفت تا مردم کشورش را با هم آشتی دهد. مردم برای مهاتما گاندی احترام زیادی قائل بودند، اما او نتوانست مانع تقسیم کشور به دو بخش پاکستان و هند شود. در جریان بروز خشونتی بی‌مانند هزاران نفر جان‌شان و میلیونها تن وطن‌شان را از دست دادند.

    گاندی تنها چند ماه پس از استقلال هند زنده بود. در آغاز سال ۱۹۴۸ هندویی متعصب او را به ضرب گلوله به قتل رساند

       


    |+|نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 ساعت 0:25 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    بی طرفی از نوع جدید دانشگاه آزاد در روز جهانی ایران ( قدس )

    بی طرفی دانشگاه آزاد کرمانشاه در روز جهانی ایران ( قدس ) از آنجا سر چشمه گرفت که  این واحد آموزشی با ارسال یک پیامک سراسری برای تمامی کارکنان خود از انها درخواست شرکت در این روز را داشت و  چون انتظار میرفت که این روز رویارویی دو تفکر کاملا" متفاوت اکه ز یک سو طرفداران دولت کودتا و از سویی دیگر ایران دوستانی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری هم کشور خود را در خطر میدیدند و هم  رای خود را دزیده میپندارند و برای وحدت در این تفکر نماد سبز را برای خود برگزیده اند  باشد طیفی سومی نیز پا به عرصه این رقابت گذاشت که به نظر این گروه سوم بیشتر از دو طرف رقیب سود برده باشد ُ دانشگاهیان ( واحد ازاد  اسلامی) نیز با تفکر اضافه کاری در این راهپیمایی شرکت نمودند و به نظر در این روز بجز تهران که سبزها با شرکت گسترده لرزه بر اندام حکومتیان انداختن در شهرستانها گویا این آزاد !! اندیشان دانشگاه آزاد بود که  از این روز بهره کافی برد و انهم از نوع مالی !!!!!

    متن کامل پیامک ارسالی برای همکاران آزاد !!!! اندیش دانشگاه آزاد  ( آزاد از نوع اسلامی ) :

    روز قدس روز وحدت مسلمانان جهان است ( مقام معظم ! رهبری ) همکاران گرامی ، لطفا" جهت شرکت در مراسم روز جهانی قدس ،  ساعت ده و نیم  روز جمعه در محل پارکینگ شهرداری جضور به هم رسانند . جضور در این مراسم به صورت اضافه کار محسوب میشود . ( روابط عمومی دانشگاه  )

     


    |+|نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 1:36 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    چرنوبیل

    آنچه را که در این تصاویر مشاهده می کنید،همانا بقایای شهر چرنوبیل در اوکراین می باشد آنهم ۲۳سال پس از فاجعه انفجار اتمی در شهر که در سال ۱۹۸۶واقع شد.البته فاجعه زمانی بیشتر شد که تازه ۳۶ساعت پس از انفجار ساکنین چرنوبیل شروع به تخلیه شهر کردند.مسوولان شهری فقط به مردم اطلاع داده بودند که تنها برای سه روز وسایل و لباس به همراه داشته باشند و سپس کلیه سکنه شهر را سوار بر کامیونها و نفربرهای نظامی، از شهر خارج کردند. این در حالی بود که هیچیک از اهالی شهر خبر نداشتند که دیگر هرگز به چرنوبیل قدم نخواهند گذاشت.


    چرنوبیل شهر  ارواح


    و حالا انواع و اقسام درختان و گیاهان در شهر و در مکانی که روزی کودکستان، دبیرستان و فروشگاه خانه های مسکونی قرار داشت رشد کرده ضمن آنکه خرسها و گوزنها هم داخل ساختمانهای مخروبه را پناهگاه مطلوبی برای برای خود تشخیص داده اند. در حقیقت چرنوبیل شهری است که در یک لحظه منجمد شده است. هنوز هم ملافه ها و لباسهای تاشده در گنجه ها دیده می شوند و روی تخته سیاه در کلاس درس هنوز هم فرمول ریاضی که ۲۳سال پیش نوشته شده،مشاهده می شود. البته میزان اشعه های رادیویی در شهر تا آنجا پایین آمده که اکنون تورهای ویژه جهانگردان برای دیدار از چرنوبیل راه اندازی شده است. البته با ماسک و پوشش ضد تشعشات اتمی!مقامات اوکراین بازگشت جمعیت به شهر را پنجاه سال آینده هم نا ممکن است.



    چرنوبیل شهر  ارواح


    چرنوبیل شهر  ارواح


    چرنوبیل شهر  ارواح


    چرنوبیل شهر  ارواح


    چرنوبیل شهر  ارواح


    چرنوبیل شهر  ارواح


    چرنوبیل شهر  ارواح


    چرنوبیل شهر  ارواح


    چرنوبیل شهر  ارواح


    |+|نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 ساعت 11:9 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    دختر فراری، غیب کردن شاهد و القائات دشمن

    دختر فراری، غیب کردن شاهد و القائات دشمن

    مهدی کروبی اولین بار در نامه‌ای به اکبر هامش یرفسنجانی موضوع تجاوز به بازداشت‌شدگان انتخابات را مطرح کرد.

    ۱۳۸۸/۰۶/۲۳
    انتشار متن گزارش هیئت سه نفره قوه قضاییه در مورد مدعای تجاوز‌های جنسی به دختران و پسران فرصتی را برای تحلیل‌گران مسائل ایران فراهم می‌کند تا سازوکارهای اداره‌ بحران‌های سیاسی در جمهوری اسلامی را مورد بازبینی قرار دهند و از این طریق ماهیت و استراتژی‌ها و نیز سیاست‌های داخلی مثل سیاست‌های قضایی و امنیتی رژیم را آشکار کنند.

    رژیم غیرشفاف جمهوری اسلامی که با پرده‌پوشی و پنهان‌کاری اداره می‌شود تنها با چنین متونی قابل وانمایی و تحلیل ساختاری است.

    در دوران پس از انتخابات هر گونه متنی که از سوی مقامات رسمی منتشر شود و هر گونه موضع‌گیری آنها یک سند تاریخی و منبعی مهم برای تحقیق به شمار می‌آید. متن گزارش هیئت سه‌نفره‌ قضایی در مورد تجاوزهای جنسی سندی قابل توجه در این حوزه است.

    کمیته‌های پاکسازی آثار جرم

    قرائن و شواهد بسیاری وجود دارند که نشان می‌دهند کمیته‌های تحقیق دولتی در مجلس و قوه قضاییه برای تحقیق و بررسی و اطلاع‌رسانی و سپس اجرای عدالت تشکیل نمی‌شوند. بدین ترتیب این کمیته‌ها برای چه هدفی تشکیل می‌شوند؟

      کسب اطلاعات و یافتن منابع خبری در مورد جنایات و بعد محو آنها، ارعاب شاهدان، بی‌اعتبار کردن مدارک یا امحای آنها، و در نهایت انکار جنایات. گزارش شاهدان و کسانی که این کمیته‌ها با آنها ملاقات داشته‌اند، بازداشت افراد درگیر در کمیته‌های مستقل تحقیق، ربودن مدارک و اسناد آنها و پلمب کردن دفاتر آنان همزمان با کار کمیته‌های دولتی، عدم مصاحبه‌ مطبوعاتی اعضای کمیته‌ها، پرونده‌سازی برای افراد درگیر و بازداشت و احضار اعضای خانواده‌ آنها و ساخت برنامه‌های نمایشی در رسانه‌های دولتی به خوبی هدف از تشکیل این کمیته‌ها را نمایانگر می‌سازند.

    همه این کمیته‌ها به این منظور تشکیل می‌شوند که در نهایت همه چیز را تکذیب کنند و فی‌المثل در مورد تجاوزهای جنسی گزارش دهند که «نه تنها هیچ ‌گونه مدرکی دال بر تجاوز جنسی به افراد مورد ادعای آقای کروبی وجود نداشته و ادعاهای مطرح شده بدون مستند و عاری از حقیقت می‌باشد، بلکه ادعاها و مدارک ارائه شده کاملاً ساختگی و برای انحراف افکار عمومی تنظیم شده است».

    هدف تشکیل کمیته به صراحت در متن گزارش آمده است: «به آقای کروبی گفته شد احتمال نمی‌دهید افرادی مغرض و یا فرصت‌طلب بخواهند با طرح این‌گونه مسایل ذهن مردم را با طرح مسایلی که هیچ ارتباطی با مسائل بعد از انتخابات ندارد منحرف و موجب بی‌اعتمادی مردم به نظام و مسؤولین شوند؟» (تابناک، ۲۱ شهریور ۱۳۸۸) عبارات فوق نشان می‌دهند که کمیته برای پاسخ‌گویی به کروبی و بی‌اعتبار کردن وی و شاهدانش تشکیل شده و نه کشف حقیقت.

    این هیئت‌ها را باید «هیئت‌های پاک‌سازی آثار و مدعیان جرم و ارعاب اطلاع‌دهندگان و قربانیان» نام گذاشت و نه هیئت بررسی. کمیته‌های مجلس نیز همانند هیئت قوه‌ قضاییه در نهایت جنایات رژیم را تکذیب کردند و اگر فرزند یکی از مسئولین در میان کشته‌شده‌ها نبود جنایات کهریزک نیز کاملا انکار می‌شد. حتی با وجود سه کشته در میان قربانیان کهریزک و تایید این موضوع توسط مقامات رژیم، این موضوع در همان روزها توسط فرمانده‌ نیروی انتظامی تکذیب شد.

    ترکیب این کمیته‌ها نیز به خوبی نمایانگر هدف تشکیل آنهاست. هر یک از اعضای کمیته‌ سه نفره‌ قوه‌ی قضاییه سه دهه دستگاه‌های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی را اداره کرده‌اند و تاریخی از نقض حقوق افراد را در سوابق کاری خود دارند. اژه‌ای خود یکی از متهمان پرونده‌ قتل‌های زنجیره‌ای است. در میان اعضای کمیته‌های مجلس نیز فردی مستقل یا از جناح اقلیت به چشم نمی‌خورد و حتی پس از افزوده شدن یک تن از اعضای جناح اقلیت (خبرگزاری مهر، ۷ مرداد ۱۳۸۸)، این فرد اصولا به بازداشتگاه‌ها راه داده نشد (جرس، ۲ شهریور ۱۳۸۸).

    کمیته‌های دولتی تنها کاری که نمی‌کنند تحقیق و اطلاع‌رسانی است. علی‌رغم ادعای «تحقیق جامع میدانی» این کمیته‌ها هیچ تلاشی برای یافتن حقیقت صورت نمی‌دهند و اصولا برای این هدف تشکیل نمی‌شوند.

    در صورت نگاهی اجمالی به متن گزارش هیچ اطلاعی غیر از موارد مطرح شده در مورد تجاوزها غیر از شواهد آقای کروبی به چشم نمی‌خورد و استخوان‌بندی گزارش بر اساس پاسخ و تکذیب مدعیات کروبی تنظیم شده است.

    کمیته‌ مجلس در مورد پیگیری حمله به دانشگاه تهران نیز هیچ گزارشی در این مورد منتشر نکرد و در نهایت روشن نشد که علی‌رغم محکومیت ظاهری این حمله توسط مقامات حکومت چه کسانی به دانشگاه حمله کردند، چند نفر کشته شدند، چند نفر آسیب دیدند، میزان و سطح خسارات چقدر بود و چه اقداماتی برای پیگیری‌های قضایی انجام شد. کمیته‌ها تشکیل می‌شوند تا اطلاعات منتشر شده از سوی منابع مستقل را نفی کنند و آبروی ریخته‌ نظام را برگردانند. کار این کمیته‌ها کاملا با نیروهای امنیتی و نظامی هماهنگ است و از همین جهت کسانی که به آنها گزارش داده شده‌اند غیب شده‌اند.

    غیب شدن شاهدان نه دلیلی علیه گزارش‌دهنگان این جنایات، که در متن گزارش هیئت سه نفره‌ قضایی به همین گونه مستفاد می‌شود، بلکه  دلیلی بر رفتار این کمیته‌ها جهت از میان بردن یا ارعاب و تطمیع آنهاست.

    پشتیبانی دستگاه‌های سرکوب

    نقش دستگاه اطلاعاتی رژیم در این ماجرا نشر یک یا چند اطلاع نادرست و بی‌اعتبار کردن کل اطلاعات مربوطه در یک قلمرو با اتکای به آن است.

    در مورد کشته‌شده‌ها خبری مربوط به کشته شدن یک پسر دوازده ساله در بهشت زهرا پخش شد و همان کسانی که این خبر را نشر دادند غلط بودن آن را نیز به اطلاع دیگران رساندند تا اصل کشته شدن افرادی را در وقایع پس از انتخابات مخدوش سازند. و اما چرا سایت‌های اینترنتی این گونه اخبار را نشر می‌دهند؟ در جامعه‌ای که رسانه‌ مستقل وجود ندارد و اطلاع‌رسانی متکی است بر شهروند- خبرنگاران و همچنین شایعه نقشی جدی در بازار اطلاع‌رسانی دارد تحقیق و اطمینان‌یابی از منشا همه‌ خبرها غیرممکن است و اگر سایت‌های خبری بخواهند به وثوق یک خبر صددرصد اطمینان پیدا کنند هیچ خبری داده نخواهد شد که در واقع تامین نظر حکومت خواهد بود.

    برای فهم پیش آمدن موضوع شهید بودن یا شهید نبودن پدر سعیده‌ پورآقایی نیز که چندان اهمیتی در اصل موضوع ندارد نیز باید به رسانه‌ شایعه یا دست‌کاری‌های سازمان‌های اطلاعاتی رژیم در این موضوعات اشاره کرد.

    استراتژی‌های تکذیب

    در تکذیب موارد مطرح شده توسط کروبی پنج استراتژی توسط هیئت در پیش گرفته شده است. استراتژی اول نادیده گرفتن برخی از موارد با انتساب آنها به گزارش‌های تیم موسوی است.

    در متن گزارش هیچ اشاره‌ای به تماس با آقای موسوی و بررسی موضوع از طریق وی نمی‌شود، گویی انتساب یک خبر از طریق کروبی به موسوی باطل‌کننده‌ وثوق آن است. موضوع مربوط به ترانه‌ موسوی بدین طریق توسط هیئت سه‌نفره حل شده است. حتی اگر کروبی مستندی در این مورد عرضه نکرده باشد بر عهده‌ هیئت تحقیق بود که در این مورد با توجه به دروغ‌های نمایش تلویزیونی در این مورد به بررسی موضوع بپردازد و نتیجه را عرضه کند.

    استراتژی دوم بی‌اعتبار کردن شخص قربانی و از این طریق تکذیب جنایت است. در متن گزارش نیز خبر کیهان پیش از انتشار گزارش تاکید زیادی بر فراری بودن سعیده‌ پورآقایی می‌شود، گویی به دختر فراری نمی‌توان تجاوز کرد و اگر به او تجاوز شود قول وی مسموع نیست (اگر فراری بودن وی صحت داشته باشد). با توجه به سنت دروغ‌گویی مسئولان اطلاعاتی و امنیتی در ایران یک قاضی بی‌طرف به قول یک دختر فراری (اگر زنده گذاشته شده باشد) بیشتر از اقوال مقامات امنیتی می‌تواند اعتماد کند.

    استراتژی سوم تخفیف جرم است. در جامعه‌ای که یک تار موی زن نباید نشان داده شود لمس بدن دختران زندانی به صورتی عملی عادی در گزارش هیئت عرضه شده است. حتی اگر برهنه کردن دختران در بازداشتگاه‌ها تجاوز جنسی نباشد از لحاظ شرع مورد نظر اعضای هیئت، هتک ناموس به شمار آمده و جرم محسوب می‌شود.

    استراتژی چهارم نفی ارتباط جرم با اعتراضات سیاسی و عادی جلوه دادن تجاوزهاست. گزارش‌دهندگان می‌خواهند چنین بنمایانند که حتی اگر تجاوزی صورت گرفته موارد مطرح جرائم عادی بوده و ربطی به ماموران نظام و وقایع پس از انتخابات ندارد. اگر چنین باشد و قربانیان در غیر از مناطق اعتراضات ربوده شده باشند، اولا چرا مقامات انتظامی و قضایی در این موارد پیگیری نکرده‌اند تا موضوع به نیروهای امنیتی و لباس شخصی و بسیجی‌ها مرتبط نشود؟

    ثانیا قربانیان چرا به جای متهم کردن ماموران حکومت دیگر شهروندان را متهم نمی‌کنند؟ ثالثا چرا آنها باید با مقامات سیاسی مخالف به جای دستگاه‌های معمول پلیسی و قضایی ارتباط پیدا کنند تا جنایات علیه آنها بررسی و پیگیری شود؟ رابعا چرا قرائن ارائه شده توسط قربانی مثل بستن چشم و آویزان کردن با قرائنی که توسط دیگر بازداشتی‌های اعتراضات عرضه شده همخوانی دارد؟ و خامسا موارد خودکشی قربانیان تجاوز در ملا عام که نوعی اعتراض سیاسی به شمار می‌رود چگونه قابل توجیه است؟ هیچ یک از این پرسش‌ها در متن گزارش پاسخ داده نشده‌اند. 

    استراتژی پنجم معرفی اظهارات شواهد به عنوان القائات مخالفان سیاسی و بازندگان انتخابات است. در متن گزارش اظهارات شاهد الف - شین به عنوان القا بی‌اعتبار می‌شود و می‌آید که «به روشنی مشخص بود که چه القائاتی به یاد شده صورت گرفته» بدون آن که در مورد القائات یا روش القائات توضیحی داده شود. پس از آن مفقود شدن این شاهد به معنای بی‌پایه بودن اظهارات وی گرفته می‌شود، در حالی که کروبی در یکی از توضیحات خویش مفقود شدن وی را به ارعاب‌ها و فشارهای هیئت تحقیق نسبت می‌دهد.

    در گزارش کمیته اصولا به قرائن دیگر که موید وقوع جرم توسط نهادهای نظامی، انتظامی و شبه‌نظامی هستند اشاره‌ای نمی‌شود. به عنوان نمونه، می‌توان به دستور نظامیان به مراکز درمانی برای عدم در دسترس قرار دادن مدارک پزشکی اشاره کرد. بنا به گفته‌ کروبی، «فرماندهی یک نهاد نظامی – که مدارک آن نیز موجود است- در نامه‌ای به وزارت بهداشت و درمان دستور می‌دهد که تحویل کپی اسناد و مدارک پزشکی به کلیه مجروحین و مصدومین حوادث اخیر ممنوع است، و بیمارستان‌ها را از تحویل اسناد به مجروحان و مورد تعدی قرارگرفتگان ممنوع می‌کند.» (نامه‌ کروبی به صادق لاریجانی، ۲۰ شهریور ۱۳۸۸)

    شلیک به پیام‌آورنده

    در لابه‌لای گزارش تلاش شده است با انگیزه‌خوانی، گزارش‌های کروبی با توجه به شکست وی در انتخابات بی‌اعتبار جلوه داده شود. از قول کروبی نقل می‌شود که «آقای کروبی به این گونه سؤالات که به روشن شدن واقعیات کمک می‌کرد به شدت واکنش نشان می‌دادند و از موضوع ادعایی منحرف و به تقلب و امثال آن می‌پرداختند. ... من اطمینان ندارم و اینها شنیده‌های من است، ولی چون در انتخابات معترض بودم و ذهنیتی داشتم لذا هر کسی ادعایی داشت به سراغ او می‌رفتیم و یا آنها را دعوت می‌کردیم و با آنها صحبت می‌کردیم.»
     
    حتی اگر این نقل قول از کروبی صحت داشته باشد انگیزه‌های آقای کروبی (چه درست و چه نادرست) ارتباطی با جنایات ادعا شده و شاهدان ماجرا ندارد و چیزی را برای یک دادگاه صالح اثبات یا نفی نمی‌کند.

    اقدام مورد پیشنهاد کمیته‌های امحای آثار جرم نیز نه محاکمه‌ متخلفان و جنایت‌کاران، بلکه تعقیب و محاکمه‌ کسانی است که در این موضوعات مخاطره‌ اطلاع‌رسانی را بر خود هموار می‌کنند: «گزارش به مرجع صالحه قضایی ارسال [می‌شود] تا با مباشرین و معاونین و با کسانی که در ادامه اقدامات ضدامنیتی علیه نظام پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری و در راستای ادامه همان خط و جریان با نشر اکاذیب و ایراد تهمت و افترا علاوه بر تشویش اذهان عمومی به حیثیت و اعتبار نظام و بعضی از نهادهای نظام و همچنین موجب هتک حیثیت و حرمت بعضی از مردم شده‌اند برخورد عادلانه و قاطع صورت گیرد.» (تابناک، ۲۱ شهریور ۱۳۸۸)

    |+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 ساعت 1:32 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    غم امیر غم نان نیست ، غم بی غمی من و شماست

     

    به بهانه ماه رمضان ( بدونه شرح )

    منبع:+


    |+|نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 2:10 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    اسامی 72 تن از جانباختگان جنبش ایرانی

    اسامی 72 تن از جانباختگان جنبش ایرانی

    نوروز: از آنجا که در روزهای اخير آمار غير واقعی فراوانی از سوی مقامات رسمی و غيررسمی وابسته به کودتاگران در خصوص تعداد کشته شدگان حوادث اخير منتشر شده که در اين زمينه ميتوان به آخرين آمار يعنی اظهارات فرمانده سپاه اشاره کرد، پايگاه اطلاع رسانی نوروز در پاسخ به اينگونه اظهارات بی پايه و اساس که برای پاک کردن صورت مسئله و منحرف کردن اذهان عمومی از جنايات انجام شده در حوادث پس از انتخابات بيان ميشود، اقدام به انتشار اسامی دقيق اين شهدا می کند تا شايد وجدان های خفته بيدار شده و از کتمان حقايق روشن دست برداشته و از اعمال و جنايات انجام شده توسط زيرمجموعه ها و عوامل کودتا را پذيرفته و سعی در سرپوش گذاشتن بر جنايات نداشته باشند.

    در اين خبر اسامی و مشخصات دقيق ۷۲ شهيد جنبش سبز که تاکنون احراز هويت شده اند آمده است و تلاش ها برای شناسايی و تکميل اين ليست ادامه داشته و شهداء به اسامی ذکر شده در اين ليست ختم نمی گردد.

    نوروز ياد آور ميشود، سردار جعفری فرمانده سپاه پاسداران در آخرين ادعای خود درخصوص آمار کشته شدگان ادعا کرده بود که تعداد کشته شدگان حوادث اخير ۲۷ نفر بوده که تنها ۷ نفر از آنها معترضين به نتيجه انتخابات بودند و ۲۰ نفر ديگر را نيروهای انقلابی و بسيجی تشکيل داده اند که توسط معترضان به شهادت رسيده اند.

    در ادامه، " نوروز" جهت تنوير افکار عمومی دو ليست از کشته شدگان ارائه می کند.

    ليست اول شامل اسامی ۲۵ شهيد گلگون کفن است که تا به امروز خانواده هايشان با مراجعه به مراجع معرفی شده از سوی ستادهای انتخاباتی مهندس ميرحسين موسوی و حجت الاسلام و المسلمين مهدی کروبی، شهادت فرزند يا عضو خانواده خود را اعلام کرده اند.

    مراسم چهلم شهید کیانوش آسا

    اسامی چانباختگان در ادامه مطلب


    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388 ساعت 7:14 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    باید کمربندها را محکم ببندیم، روزهای سخت‌تری در پیش است.

    - هیچ‌گاه فکر نمی‌کردم که رژیم جمهوری اسلامی به این درجه از فساد رسیده باشد - باید کمربندها را محکم ببندیم، روزهای سخت‌تری در پیش است - ملت از روحانیت و حوزه در احقاق حقوق ملی و طبیعی و اعتراض به ظلم نهادینه به مراتب جلوتر است - آنچه با نفی شرع و قانون و اخلاق حفظ می‌شود نظام اسلامی نیست، نظام شیطانی است .

    بر گرفته از سایت رسمی محسن کدیور

    گفت و گو با موج سبز آزادی

    دنباله را در ادامه مطلب بخوانید


    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388 ساعت 1:47 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    سخنرانی آقای خمینی در نوفل لوشاتو

    سخنرانی و مصاحبه های  آقای خمینی در نوفل لوشاتو

     


    بخوانید و قضاوت کنید..!



     

    سخنرانیهای امام خمینی در شهر نوفل لوشاتو (تبعیدگاه امام خمینی)



    "در ایران اسلامی علما خودشان حکومت نخواهند کرد و فقط ناظر و هادی امور خواهند بود. خود من نیز هیچ مقام رهبری نخواهم داشت و از همان ابتدا به حجره تدریس خود در قم برخواهم گشت."

    مصاحبه با خبرگزاری رویتر، نوفل لوشاتو، 5 آبان 1357

     

     

    "در جمهوری اسلامی کمونیستها هم در بیان عقید خود آزاد خواهند بود."

    مصاحبه با سازمان عفو بین الملل، نوفل لوشاتو، 10 نوامبر 1978

     

     

    "در جمهوری اسلامی زنان در همه چیز حقوقی کاملاً مساوی با مردان خواهند بود."

    مصاحبه با روزنامه گاردین، نوفل لوشاتو، 1 آبان 1357

     

     

    "در حکومت اسلامی رادیو، تلوزیون، و مطبوعات مطلقاً آزاد خواهند بود و دولت حق نظارت بر آنها را نخواهد داشت."

    مصاحبه با روزنامه پیزا سره، نوفل لوشاتو، 2 نوامبر 1978

     

     

    "در منطق اینها آزادی یعنی به زندان کشیدن مخالفان، سانسور مطبوعات و اداره دستگاههی تبلیغاتی. در این منطق تمدن و ترقی یعنی تبعیت تمام شریان های مملکت از فر هنگ و اقتصاد و ارتش و دستگاه های قانونگذاری و قضایی و اجرایی از یک مرکز واحد. ما همه اینها را از بین خواهیم برد."

    سخنرانی برای گروهی از دانشجویان یرانی در اروپا، نوفل لوشاتو، 8 آبان 1357

     

     

    "ما همه مظاهر تمدن را با آغوش باز قبول داریم."

    سخنرانی برای گروهی از ایرانیان، نوفل لوشاتو، 19 مهر 1357

     

     

     

    "برای همه اقلیت های مذهبی آزادی بطور کامل خواهد بود و هر کس خواهد توانست اظهار عقیده خودش را بکند."

    کنفرانس مطبوعاتی، نوفل لوشاتو، 9 نوامبر 1978

     

     

     

    "نه رغبت شخصی من و نه وضع مزاجی من اجازه نمی دهند که بعد از سقوط رژیم فعلی شخصاً نقشی در اداره امور مملکت داشته باشم."

    مصاحبه با خبرگزاری اسوشیتد پرس، نوفل لوشاتو، 17 نوامبر 1975

     

    "دولت اسلامی ما یک دولت دموکراتیک به معنی واقعی خواهد بود. من در داخل ین حکومت هیچ فعالیتی برای خودم نخواهم داشت."

    مصاحبه با تلوزیون NBC ، نوفل لوشاتو، 11 نوامبر 1978

     

     

    "من نمی خواهم رهبر جمهوری اسلامی آینده باشم. نمی خواهم حکومت یا قدرت را بدست بگیرم."

    مصاحبه با تلوزیون اتریش، نوفل لوشاتو، 16 نوامبر 1978

     

     

    "در جمهوری اسلامی زن ها آزاد خواهند بود. در تحصیل هم آزاد خواهند بود. در کارهای دیگر هم آزاد خواهند بود."

    مصاحبه با هفته نامه گاردین، نوفل لوشاتو16 نوامبر 1978

     

     

    "پس از رفتن شاه من نه رییس جمهور خواهم شد، نه هیچ مقام رهبری دیگری را به عهده خواهم گرفت."

    مصاحبه با روزنامه لموند، نوفل لوشاتو، 9 ژانویه 1979


    |+|نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 ساعت 1:30 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    سعیده پورآقایی، قربانی دیگری چون ترانه موسوی

    سعیده پورآقایی، قربانی دیگری چون ترانه موسوی

     
     

    تنها جرمش گفتن الله اکبر بود .

    جزئیات جدیدی درباره سعیده پورآقایی و حضور مهندس موسوی در مراسم ختم او

    سایت «پارلمان‌نیوز» با انتشار یادداشتی بدون نام که حاوی اطلاعات جدیدی درباره «سعیده پورآقایی» و خانواده‌ی اوست، خبر داد که مهندس موسوی نیز دیروز در مراسم ختم این شهید جنبش سبز شرکت داشته است. متن این یادداشت غم‌انگیز را بخوانید:


     


    سعید دو سال بود که دیگر پدر نداشت. اگرچه آن وقت هم پدرش نمی توانست خیلی پابه پای دخترش تکاپو و هیاهو داشته باشد.

    جنگ از پدر سعیده جسمی بیمار به یادگار گذاشته بود که فقط "بود"

    هرچه بود پدرش بود و کوله باری از خاطرات و خطرات جنگ

    خاطراتی از 8 سال دفاع از ناوس ملت ایران و امید از اینکه ناموسش را بعد از او پاس خواهیم داشت.سعیده دو سال پیش پدرش را از دست داد.

    آثار به جای مانده از سلاح های شیمیایی دیگر توانی برای ماندن در او نگذاشته بود و او باید می رفت و همسر و دختر نوجوانش را که یادگار سالهای جنگ و امام بود به ما می‌سپرد...ما چه کردیم؟!

     

    دیروز مراسم ختم سعیده بود.مراسم ختم که نه!مادرش بود و چند نفر از اعضای خانواده و مهندس میر حسین موسوی و البته فضایی از غم و اندوه و بهت و حیرت .

    سعیده برای همراهی با جنبش سبز فقط به پشت بام خانه‌اش می رفت نه برانداز بود و نه مخملی فقط الله اکبر می‌گفت.

    تا اینکه شبی آمدند سه زن و دو مرد بودند او را بردند، برای همیشه!

    امانتدارش که دلبندش را برده بودند به همه‌جا متوسل شد تا یادگار همسر شهیدش را باز یابد اما هرچه تلاش می‌کرد کمتر به نتیجه می‌رسید، تا اینکه به درگاه یکی از اعضای نزدیک به رییس دولت متوسل شد و او هم راهنماییش کرد تا به پشت سردخانه‌ای صنعتی رسید.

    آری سعیده‌اش را درآغوش گرفت اما چه سیاه و چه سرد ِ چرا دیگر از آن نشاط و شور نوجوانی اثری نبود؟!

    دیروز همه گریستند .

     

    در همین باره بخوانید: سعیده پورآقایی، قربانی جنایت لباس شخصی‌ها


    |+|نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388 ساعت 0:46 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    سعید مرتضوی کیست؟
    سعید مرتضوی کیست؟

     برگرفته از سایت پژواک ایران

     


    http://giger.ir.googlepages.com/mortazavi.jpg

    سعید مرتضوی در یک خانواده معمولی در سال 1346 در شهرستان میبد به دنیا آمد. تحصیلاتش را در همانجا آغاز کرد و در سالهای پس از جنگ به بسیج پیوست. پس از چندی به عنوان سهمیه بسیج به دانشگاه آزاد اسلامی واحد تفت راه یافت و از همان جا در سال 1365 کارش را در قوه قضائیه آغاز کرد. پس از چندی به شهربابک رفت و به عنوان دادیار در این شهر مشغول به کار شد و به سرعت به عنوان مسوول واحد اجرای احکام منصوب شد. خودش گفته است که در سن نوزده سالگی دادیار شد و پس از نه ماه در سن بیست سالگی به مقام ریاست دادگاه حقوقی دو مستقل رسید. او پنج سال رئیس دادگستری این شهر در استان کرمان بود. در همین دوران یک پرونده قضایی برای او تشکیل شد، پرونده ای که مدتها در دادگاه انتظامی قضات او را گرفتار کرد، همین موضوع باعث شد قاضی جوان که در حال تحصیل بود، به تهران بیاید و برای حل مشکل خود با کمک آیت الله زاده شیخ محمد یزدی مشکل خود را برای مدتی به تعویق بیندازد. در همین دوره، مرتضوی توسط معاونت سیاسی قوه قضائیه به کار گرفته شد. آن روزها زمانی بود که اسدالله بادامچیان و همفکران موتلفه ای او معاونت سیاسی قوه قضائیه را در اختیار داشتند.

    تجارت و قضاوت

    اگرچه حضور اسدالله بادامچیان در معاونت سیاسی قوه قضائیه در دوران ریاست شیخ محمد یزدی باعث شد تا موتلفه از موضوعی به نام زندان به عنوان یک تجارت پرسود، استفاده کند، اما این نخستین حضور موتلفه در قوه قضائیه نبود. همگان بخاطر دارند که اسدالله لاجوردی عضو مهم موتلفه از 1360 به مدت یک دهه حکمران مطلق زندان اوین بود و سرنوشت زندانیان را نه فقط به عنوان رئیس زندان بلکه به عنوان مرد اول واقعی قوه قضائیه تعیین می کرد. وقتی اسدالله بادامچیان معاون سیاسی قوه قضائیه شد، تصمیم گرفت تا این سازمان قدیمی را بازسازی کند و بصورتی دلخواه درآورد. تصفیه گسترده ای صورت گرفت و بسیاری از قضات و دادیاران و مستشاران و سایر مقامات قوه قضائیه که از قبل از انقلاب در راهروهای پیچ در پیچ و خاک گرفته این قوه مشغول ادامه زندگی شغلی بودند، برکنار شدند و گروهی از قضات جوان که اکثرا سهمیه جنگی و بسیج بودند و اکثرا در سنین زیر سی سال بودند، به عنوان قاضی وارد دستگاه قضائی شدند.

    قاضی سعید مرتضوی که تازه از شهرستان آمده بود، توسط آنان جذب شد و یاد گرفت که چگونه باید به عنوان فردی در خدمت نظام قضائی شخصیتی مذهبی از خود نشان دهد و با برخوردهای تند و بدون مماشات، به نام آورترین قاضی سالهای پس از انقلاب تبدیل شود. مرتضوی پس از ورود به تهران در سال 1373 رئیس شعبه 9 دادگاه عمومی تهران شد و مدتی بعد به شعبه 34 مجتمع قضایی ویژه کارکنان دولت منتقل شد. پس از آن قاضی مرتضوی به شعبه 1410 رفت، شعبه ای که نامش برای همه روزنامه نگاران شناخته شده است.

    دادگاه مطبوعات

    با آغاز جنبش اصلاحات، روزنامه های اصلاح طلب فعالیت شان را آغاز کردند، روزنامه جامعه بسرعت تبدیل به یکی از محبوب ترین روزنامه های تاریخ ایران شد و در تاریخ شش ماهه عمرش توانست پرتیراژترین روزنامه زمان خودش شود و بسیاری از آنچه را که در سالهای سکوت پس از 1360 ناگفته مانده بود، بگوید و تعریف خط قرمز را تغییر دهد. آن روزها قاضی مرتضوی که هنوز در حال تحصیل بود و گفته می شد در دوره فوق لیسانس حقوق درس می خواند و هنوز سی ساله نشده بود، رئیس شعبه 1410 یا دادگاه مطبوعات شد. مرتضوی برخورد با مطبوعات را آغاز کرد.

    در آن روزها مهاجرانی وزیر ارشاد اسلامی شده بود و احمد بورقانی، معاون مطبوعاتی ارشاد بود. مرتضوی تلاش کرد روزنامه جامعه را تعطیل کند، اما چنین چیزی براحتی ممکن نبود. سالها بود که نه روزنامه ای تا این حد خط قرمزها را شکسته بود و نه روزنامه ای توقیف شده بود. بخصوص اینکه در آن روزها خاتمی در اوج محبوبیت خود بود و برخورد با روزنامه های اصلاح طلب به نوعی برخورد با خاتمی و اصلاحات و مردم تلقی می شد. سعید مرتضوی نخست تلاش کرد تا از طریق فشار آوردن به معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد کاری کند که آنان خودشان روزنامه را تعطیل کنند، اما احمد بورقانی در دیداری که تقریبا حکم بازجویی او را داشت با تندی با قاضی جوانی که لهجه یزدی غلیظ داشت، برخورد کرد. مرتضوی حکم توقیف موقت روزنامه جامعه را داد. احمد بورقانی نیز به همین دلیل استعفا داد و همراه با عیسی سحرخیز که در معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد کار می کرد، از این وزارتخانه بیرون آمدند.

    اما توقف تیم جامعه یک روز بیشتر طول نکشید، روزنامه « توس» بلافاصله و پس از یک روز به جای آن منتشر شد. هشت روز بعد مرتضوی به استناد قانونی که فقط می توانست توسط صاحب امتیاز روزنامه جامعه مورد استناد قرار بگیرد، انتشار توس را به دلیل شباهت به روزنامه جامعه و در حقیقت زیرپا گذاشتن حق امتیاز روزنامه جامعه توقیف کرد. همین باعث شد که روزنامه توس کلیه شباهت هایش را تغییر دهد و اسامی همه ستون های روزنامه و همچنین فرم گرافیکی آن عوض بشود. روزنامه توس تقریبا بطور دائمی زیر فشار دادگاه مطبوعات قرار داشت. مرتضوی، جوادی حصار صاحب امتیاز توس را احضار کرد و او را وادار کرد تا علیه شمس الواعظین سردبیر خودش شکایت کند. کاری که بعدها بارها با تحت فشار گذاشتن اشخاصی که صاحب امتیاز روزنامه ها بودند، انجام داد.

    در هر حال روزنامه توس پس از 44 شماره، رهبر انقلاب را عصبانی کرد. آیت الله خامنه ای در یک دیدار رسمی با گروهی از مردم گفت: «اگر با انگشتم اشاره کنم مردم همه شماها را سرجای خودشان می نشانند» ! ؛ البته این مردم نبودند که پیام رهبر انقلاب را اجرا کردند، این قاضی مقدس در دادگاه انقلاب و قاضی مرتضوی بودند که اشاره انگشت آیت الله خامنه ای را دیدند. دادگاه انقلاب یک روز بعد از این سخنرانی ، شمس الواعظین(سردبیر)، جوادی حصار( صاحب امتیاز)، ابراهیم نبوی( طنزنویس) و حمیدرضا جلایی پور( مدیر مسوول) توس را دستگیر کرد. محسن سازگارا، مدیر اجرایی توس که در سفر خارجی بود، در حال بیماری به ایران برگشت و در بیمارستان تحت بازداشت قرار گرفت.

    120 نشریه در هشت سال
    این آمار هرگز در تاریخ تکرار نشده است. یک قاضی 120 نشریه مختلف را در طول هشت سال توقیف کرد. پس از آزادی پنج نفر از گردانندگان روزنامه های جامعه و توس که همزمان با انتخابات مجلس خبرگان صورت گرفت، بسیاری از نیروهای سیاسی و فرهنگی تازه به این موضوع علاقمند شدند. در طول زمانی کمتر از یک سال تعداد روزنامه های معتبر و پرفروش و مستقل از ده روزنامه هم بیشتر شد و تیراژ کل روزنامه ها به بالاتر از دومیلیون روزنامه رسید. سعید مرتضوی در آن روزها هم درس می خواند و هم تلاش می کرد از هر قانونی که هر زمانی و برای هر جرمی وضع شده است، استفاده کند تا جلوی مطبوعات را بگیرد.

    قاضی مرتضوی از هر قانونی برای متوقف کردن مطبوعات استفاده می کرد. او یک روزنامه را به استناد یک ماده قانونی مصوب 1339 در مورد حمل اشیاء خطرناک توقیف کرد. روزنامه سلام را به استناد انتشار اسناد محرمانه توقیف کرد. نشریه ای دیگر را به استناد شکایت مدیرمسوول خود روزنامه توقیف کرد.
    بسیاری از روزنامه ها از مرتضوی به دادگاه انتظامی قضات شکایت کردند، این دادگاه در بیش از چهل مورد مرتضوی را مقصر شناخت، اما معمولا کسی که برکنار می شد قاضی دادگاه انتظامی قضات بود، نه قاضی مرتضوی !

    ویرانه ای برای مطبوعات

    سرانجام دوران شیخ محمد یزدی که خود به عنوان رئیس قوه قضائیه رودرروی مطبوعات اصلاح طلب قرار گرفته بود، تمام شد و آیت الله خامنه ای سید محمود شاهرودی را که چند سالی بود تابعیت عراقی اش را لغو کرده و تبعه ایران شده بود و مورد توجه رهبر نظام بود، به عنوان رئیس قوه قضائیه منصوب کرد. با این انتصاب، مطبوعاتی ها نفس راحتی کشیدند، اما موضوع به این سادگی نبود. شاهرودی پس از ورود به قوه قضائیه آنجا را « ویرانه» ای خواند که باید اصلاح شود و در اولین گام و بسرعت اسدالله بادامچیان، مشاور سیاسی و برخی دیگر موتلفه ای ها و رازینی دادستان را از قوه قضائیه بیرون کرد. او از همان ابتدا تصمیم داشت که مرتضوی را نیز به دلیل تخلف های بی شمارش برکنار کند، اما در ملاقات با رهبری با مخالفت وی مواجه شد. آیت الله خامنه ای گفته بود: « یک قاضی قاطع و خوب داریم، او را هم می خواهید برکنار کنید»!؛ چنین شد که مرتضوی همچون خاری در چشم رئیس قوه قضائیه ماند و او نیز بتدریج به این مشکل در چشمانش عادت کرد.

    قتل عام مطبوعات

    وقتی مطبوعات پشت سر فهرست اصلاح طلبان ایستادند، مجلس ششم با حمایت مطبوعات به دست اصلاح طلبان افتاد. تندروی های مطبوعات در برخورد با هاشمی رفسنجانی حمایت کارگزاران را از اصلاح طلبان گرفت. سعید حجاریان چند روز پس از پیروزی اصلاح طلبان توسط سعید عسگر از حزب اللهی های تندرو ترور شد و چند روز بعد از آن بهانه کنفرانس برلین باعث شد تا تلخ ترین روز مطبوعات ایران و پرکار ترین روز قاضی مرتضوی در روز چهارم و پنجم اردیبهشت سال 1379 اتفاق بیافتد. مرتضوی 18 نشریه را در این دو روز توقیف کرد و با شدت و قدرت در مقابل هر نوع مقاومتی در مطبوعات ایستاد. تا پایان سال 1379 او حکم توقیف موقت یا لغو امتیاز 32 نشریه را صادر کرد. این روند تا پایان هشت سال دولت خاتمی برقرار بود. مرتضوی از بهار 79 تا تابستان تقریبا همه مدیران و نویسندگان مهم مطبوعات کشور را بازداشت و زندانی کرد و دوره طلایی مطبوعات اصلاح طلب را نابود کرد.

    قتل زهرا کاظمی

    یکی از مهم ترین پرونده های قاضی مرتضوی که همیشه او را در موقعیت یک متهم به قتل قرار داده است، قتل زهرا کاظمی، عکاس ایرانی - کانادایی بود که در تیرماه سال 1382 پس از یک دستگیری در حین عکاسی، توسط مرتضوی بازجویی شد و در حین بازجویی با ضربه مغزی کشته شد. محسن آرمین، نماینده مجلس ششم و عضو کمیسیون تحقیق این قتل، ماجرای دستگیری و بازجویی از خانم کاظمی را چنین بیان کرد: «زهرا کاظمی، خبرنگار تبعه کانادا، روز دوم تیر در مقابل زندان اوین و هنگامی كه مشغول گرفتن عكس از تجمع خانواده‌ های بازداشت شدگان بود با ضرب و شتم دستگیر می‌شود. قاضی مرتضوی به جای رعایت حریم خبرنگاری، توجه به آبرو و حیثیت كشور و بهانه ندادن به مخالفان نظام و برخورد با ماموران متخلف كه این خبرنگار را مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند حكم بازداشت وی را صادر می‌كند. پس از دو روز بازجویی به دلیل نامعلومی وی را به نیروی انتظامی تحویل می‌دهند. زهرا كاظمی به بازجویان نیروی انتظامی می‌گوید كه به هنگام بازجویی در دادستانی به‌ویژه از ناحیه‌ سر مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. بعد از ظهر همان روز وی به دستور مرتضوی به دادستانی اوین ارجاع می‌شود و پس از چند ساعت قاضی مرتضوی از وزارت اطلاعات می‌خواهد او را تحویل بگیرد. به گفته مقامات وزارت اطلاعات، این وزارت اعلام می‌كند بازداشت وی ضرورتی ندارد... اما قاضی مرتضوی نمی‌پذیرد و وزارت را ملزم به تحویل گرفتن وی می‌كند. زهرا كاظمی به هنگام بازجویی ابراز ناراحتی می‌كند. پنجم تیرماه ساعت 12 شب وی را به بیمارستان منتقل می‌كنند و ساعت 6 صبح روز ششم، حالش وخیم شده، به علت خونریزی مغزی به كما می‌رود و دچار مرگ مغزی می‌شود. علت خونریزی ضربه مغزی و شكستگی جمجمه تشخیص داده می‌شود. وقتی خانواده متهم به زندان مراجعه می‌كنند دیگر از ادعای جاسوسی وی خبری نیست. تنها چیزی كه می‌شنوند این است كه بروید وی را از بیمارستان ببرید »

    به گفته محسن آرمین: «زهرا كاظمی تا روز 19 تیرماه 1382 علیرغم مرگ مغزی زیر دستگاه تنفس مصنوعی نگهداری می‌شود و پس از این تاریخ مرگ وی اعلام می شود. قاضی مرتضوی پس از درگذشت وی، خارج از حیطه‌ مسوولیت و بدون اطلاع به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیركل رسانه‌های خارجی این وزارت را احضار می‌كند و از وی می‌خواهد طی مصاحبه‌ای فوت وی را به علت سكته مغزی اعلام كند. وی پس از مصاحبه‌ مدیركل مذكور چند بار با خبرگزاری تماس می‌گیرد تا خبر مصاحبه را سریعا مخابره كنند. به گفته خانواده‌ زهرا كاظمی، دادستانی اصرار بر دفن سریع وی داشته است.»

    مهدی کروبی رییس مجلس ششم گفت که بنا به گزارشی که از سوی هیات پیگیری به رییس جمهوری ارائه شده است، حتمی بودن ضربه مغزی خانم کاظمی تایید می شود. فاطمه راکعی، نماینده مجلس ششم نیز گفت که شخص قاضی مرتضوی طی تماسی با محمد حسین خوشوقت، معاون رسانه های خارجی وزارت ارشاد، وی را به دادستانی فرا خوانده و از او خواسته است نامه تایپ شده ای مبنی بر اینکه "علت مرگ زهرا کاظمی سکته مغزی بوده است" امضا کند. پس از انتشار این اطلاعات بود که ژان پیر پرن، نویسنده لوموند نوشت که زهرا کاظمی با ضربات کفش مرتضوی به قتل رسیده است.

    سفر های ناموفق، نه کانادا و نه فرانسه

    با پایان یافتن دوران طلایی مطبوعات، قاضی مرتضوی نیز از دانشگاه فارغ التحصیل شد و فوق لیسانس حقوق خودش را گرفت. او تصمیم گرفته بود تا مدتی از فضایی که در مورد او وجود داشت دور شود، به همین دلیل تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به کانادا برود. اما این موضوع با واکنش شدید ایرانیان در کانادا که او را به عنوان یکی از دشمنان حقوق بشر معرفی می کردند، روبرو شد. ایرانیانی که در کانادا قدرت اجتماعی و شغلی و علمی بالایی دارند، از دولت کانادا خواستند که مانع شود که مرتضوی برای تحصیل در این کشور پذیرفته شود. دانشگاههای کانادا نیز با پذیرش وی مخالفت کردند. چندی بعد او تصمیم گرفت تا تحصیلاتش را در فرانسه دنبال کند، اما در فرانسه نیز دولت و ایرانیان مقیم فرانسه واکنش شدیدی در این مورد نشان دادند، شاید اگر قاضی مرتضوی در همان زمان به کانادا رفته بود، بسیاری از آنچه برای او و برای روزنامه نگاران ایرانی و برای بسیاری از کسانی که به حکم او مجازات شدند، اتفاق نمی افتاد. مرتضوی نیز پس از برخورد با این درهای بسته به کارش از یک سو و تحصیلاتش از سوی دیگر ادامه داد. او که در حال به پایان رساندن دوره دکترایش است، از معدود دانشجویانی است که بارها در دادگاه استادانش را تهدید کرده و یا به زندان انداخته است. اما نکته مهم این است که با وجود اینکه مرتضوی برای تحصیل در دانشگاه از سوی دولت های کانادا و فرانسه پذیرفته نشد، اما وی به عنوان نماینده حقوق بشر ایران به اجلاس ژنو رفت و هیچ اتفاقی هم برای او نیفتاد.

    پرونده وبلاگ نویسان، 1383
    اگرچه آغازپرونده ای که بعدها نام وبلاگ نویسان را گرفت، توسط کمیته اماکن و با دستگیری نه نفر از نویسندگان و مدیران فنی چند وب سایت اینترنتی آغاز شد، اما مانند بسیاری از پرونده هایی که به رسانه ها مربوط می شد، معلوم شد که کل این پروژه توسط قاضی مرتضوی اداره می شد و پس از مدتی نیز مرتضوی خود عهده دار بازجویی ها و برگزاری دادگاههای وبلاگ نویسان شد. سینا مطلبی، حنیف مزروعی، امید معماریان، روزبه میر ابراهیمی، شهرام رفیع زاده، غلام تمیمی، فرشته قاضی و محبوبه عباسقلی زاده مهم ترین کسانی بودند که در این پرونده به دادگاه کشیده شدند، قاضی مرتضوی از طریق تحت فشار قرار دادن این افراد که بیشتر با اتکاء به مسائل شخصی آنان صورت می گرفت، آنان را وادار کرد که در دادگاه و در مصاحبه های مطبوعاتی به جرایم خود اعتراف کنند. زندانی شدن این افراد باعث انعکاس شدید موضوع در وبلاگ ها و وب سایت های داخلی و خارجی شد. محمد علی ابطحی، مشاور سابق خاتمی با این وبلاگ نویسان ملاقات کرد و بعد از شنیدن مسائلی که برای آنان در زندان پیش آمده بود، ترتیب ملاقات آنان را با رئیس قوه قضائیه داد و پس از این ملاقات بود که شاهرودی دستور داد که « بروید و در خانه تان بنشینید و اگر کسی خواست شما را احضار کند، بگوئید رئیس قوه قضائیه گفته است که کسی حق بازداشت ما را ندارد.» بدین ترتیب برای نخستین بار قاضی مرتضوی از سوی مقامی بالاتر محدود شد و پرونده وبلاگ نویسان متوقف شد، اگرچه قاضی مرتضوی پس از این موضوع با پیگیری فیلترینگ سایت های اینترنتی بخش وسیعی از سایت های اینترنتی و وبلاگ ها را از امکان دیده شدن در ایران ممنوع کرد.

    پس از خاتمی، و دوران احمدی نژاد
    با روی کار آمدن احمدی نژاد، رمقی در مطبوعات نمانده بود. در حقیقت بسیاری از روزنامه نگاران از کشور خارج شدند، برخی از آنان روزنامه نگاری را رها کردند، برخی دیگر ترجیح دادند فقط روزنامه نگار باشند. مرتضوی که پس از توقیف مطبوعات دادستان تهران نیز شده بود، به موضوعات دیگری پرداخت. او اگرچه پشت صحنه تقریبا همه وقایع قضایی کشور مانند پرونده وبلاگ نویسان، پرونده سیامک پورزند و کمیته اماکن و پرونده انقلاب مخملی بود، ولی بندریج برای کاری دیگر، یعنی برخورد با مسائل اجتماعی پرداخت. او که در دو روز در سال 1379 و در سن 33 سالگی 18 نشریه را توقیف کرده بود، در سال روزهای پایانی تیرماه 1386 حکم اعدام 16 نفر را تحت عنوان اراذل و اوباش صادر کرد. قاضی مرتضوی در کنار نیروی انتظامی و اطلاعات قرار گرفته است تا در کلیه پرونده های قضائی با تندترین شکل سرکوب نیروهای اجتماعی را انجام دهد.

    خلخالی، لاجوردی و مرتضوی

    مروری بر گذشته قضائی کشور در دهه شصت نشان می دهد که تندروی های سه تفنگدار قوه قضائیه ایران در دهه پنجاه، شصت و هفتاد، یعنی خلخالی، لاجوردی و مرتضوی هر کدام دلیلی خاص خود را داشته است. خلخالی قاضی انقلاب بود و لاجوردی قاضی شرع، خلخالی بخاطر انقلاب تندروی می کرد و لاجوردی بخاطر اعتقادات دینی اش چنین می کرد. اما آیا مرتضوی از جنس این دو قاضی است؟ بعضی از کسانی که مرتضوی را می شناسند و در مدتی طولانی در بازجویی ها و زندان با او بوده اند، شهادت می دهند که مرتضوی نه اعتقادات دینی محکمی دارد و نه حتی احکام شرعی – در حد نماز و روزه - را به درستی رعایت می کند. او جزو گروه جدید مردان جمهوری اسلامی است که دندانهای حکومت را شمرده اند، او می داند که جمهوری اسلامی به قاضیانی نیاز دارد که مخالفانش را متوقف کنند و می داند که اگر چنین رفتار کند، همیشه موفق خواهد بود.



    |+|نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388 ساعت 11:25 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    پاسخ احمد قابل به اتهام کیهان مبنی بر «ضد انقلاب» بودن

    پاسخ احمد قابل به اتهام کیهان مبنی بر «ضد انقلاب» بودن



    جوابیه احمد قابل به روزنامه كیهان


    اخیرا روزنامه‌ی كیهان كه نماینده‌ی سلطانی كه «ولی‌فقیه»اش می‌خوانند، بر آن حكمرانی می‌كند، مرا به عنوان فخیمه‌ی «ضد انقلاب» معنون ساخته است. البته اخیرا این عنوان مصادیق بسیاری پیدا كرده است و ظاهرا از تنهایی و غربت به‌در آمده‌ایم و اكثر یاران و بنیان‌گذاران انقلاب نیز به این افتخار، نایل شده‌اند. از آنجا كه ممكن است برخی افراد، تصور نادرستی از این عنوان داشته باشند، چند نكته را به اطلاع می‌رسانم؛

                                                دنباله را در ادامه مطلب بخوانید .


    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 ساعت 10:46 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    نامه یک وکیل به احمدی نژاد در مورد موانع انتخاب یک وزیر زن
    مانلی كاتوزیان

    به تازگی در معرفی كابینه دهم رئیس دولت دهم از سه وزیر زن نام برد و من نیز چون هزاران ایرانی دیگر از این اتفاق فرخنده بسیار شاد شدم و امید دارم این سه زن بتوانند از نمایندگان ملت در مجلس رای اعتماد بگیرند. اما آقای رئیس جمهور به حكم حرفه و دغدغه های ذهنی از این بابت نكاتی چند نیز به ذهنم رسید كه امید است پس یا قبل از معرفی زنان به عنوان دست های اجرایی شما در كابینه به موانع اجرایی و قدرت زنان كابینه نیز كمی بیندیشید.

    اما موانع موجود

    الف- جناب رئیس جمهور، فرض كنید وزیر زن شما در دعوای خانوادگی گرفتار شود و همسرش به دلیل این اختلاف خواهان عدم خروج همسر خود از كشور باشد و در همان حال وزیر شما ملزم به حضور در اجلاسی یا نشستی در خارج از كشور باشد. با این اوضاع اجازه خروج وزیرتان از كشور را به حكم قانون از دادستان اخذ می كنید یا با شجاعت به دنیا اعلام می دارید به حكم قانون و مخالفت همسر ایشان آن وزیر محترم قادر به شركت در فلان اجلاس و نشست نخواهد بود؟

    ب- جناب رئیس جمهور، فرض كنید وزیر زن شما قصد افتتاح حساب برای فرزند خردسالش را دارد و در پی آن قصد برداشت از حساب مفتوحه را. وزیر زن شما تصدی فلان وزارتخانه را داراست و برای تمامی آحاد ملت ایران در حیطه وزارتخانه خود تصمیم می گیرد و مبالغی كلان را از حساب متعلقه برداشت می كند و به مصرف می رساند اما مطمئن باشید در حضور در بانك (البته اگر با عنوانی ناشناس و به عنوان شهروندی عادی و بدون پارتی باشد)، ایشان حتی یك ریال از اموال سپرده به حساب بانكی فرزندش را نمی تواند جابه جا كند و همین ماجرا برای سایر مواردی چون عمل جراحی، بیمارستان، مسافرت، تحصیل و... فرزندش وجود دارد. در این احوال برای شما عجیب نیست و نخواهد بود كه وزیرتان در امور كشوری و اداری دارای اختیارات تامه است اما در خانواده اش از حداقل اختیارات نیز برخوردار نیست؟

    پ- آقای رئیس جمهور، فرض كنید وزیر زن شما چون هزاران زن دیگر این سرزمین با این موضوع روبه رو شود كه به دلیل مشغله زیاد قادر به ایفای وظایف همسری مورد خواسته همسر خود نباشند، در نهایت به دلیل عدم تمكین و قدرت بر تمكین با حكم نشوز و منع از اشتغال مواجه شوند، در این شرایط لطفاً فكری به حال وزرای جایگزین بفرمایید و البته مراقب میزان تعویض اعضای كابینه نیز باشید تا دولت شما را برای اخذ رای اعتماد با چالش روبه رو نكند.

    ت- آقای رئیس جمهور، فرض كنید وزیر زن كابینه شما از همسرش به هر دلیلی جدا شود، در این دوران مراقب باشید كه فرزندان وزیر شما بالای 9 سال در دختران و 15 سال در پسران باشند و وزیری با این شرایط انتخاب كنید چه آنكه در غیر این صورت پس از هفت سالگی فرزندان وزیر شما اگر بدون پارتی و اسم وزارت باشد ایشان باید سال ها برای اثبات شایستگی خود در دادگاه های خانواده دوندگی كنند تا فرزندان شان را به دست آورند و خب البته این مهم در نهایت در ایفای وظایف وزارت ایشان تاثیری عجیب خواهد گذاشت چه آنكه قطعاً تمام وقت ایشان صرف پیمودن پله ها و راهروهای دادگاه خواهد شد و برای وزارت در این مقام جایی نخواهد داشت. سخن آخر آنكه، جناب آقای رئیس جمهور، سپاسگزارم كه به فكر حضور زنان در كابینه خود بوده و هستید. این اتفاق و تفكر اگر به فعلیت بنشیند و از مجلس نمایندگان رای اعتماد بگیرد، البته و صدالبته اتفاقی مبارك و ستودنی است.از این رو چون كار تعویض قوانین و رفع تبعیض علیه زنان را قبل از معرفی اعضای كابینه خود در دستور قرار نداده اید، برای حفظ قدرت اجرایی كابینه حاضر از شما عاجزانه تقاضا می كنم قبل از هر چیز از همسران زنان كابینه خود تعهدنامه یی برای گذشت از كلیه حقوق شرعی و قانونی اخذ كنید و به مجلسیان ارائه كنید تا لااقل كابینه خود را از لحاظ اجرایی مصون و خدشه ناپذیر داشته باشید.

    |+|نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 ساعت 2:2 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    جسدهای یخ‌زده، گورهای بی‌نام و نشان

    جسدهای یخ‌زده، گورهای بی‌نام و نشان

    حنیف مزروعی

    ۱۳۸۸/۰۶/۰۳
    «دفن ۴۴ جسد بی‌نام و نشان در بهشت زهرای تهران»، که به نوشته وب سایت نوروز، متعلق به معترضان انتخابات بوده، جزو جنجالی‌ترین خبر‌‌هایی بود که در پی انتخابات به گوش رسید؛ و واکنش‌‌ها به آن نیز همچنان ادامه دارد.

    روز ۳۱ مردادماه پایگاه خبری نوروز، وب سایت اطلاع رسانی حزب مشارکت ایران اسلامی، گزارشی را منتشر کرد که حاکی از دفن ده‌ها جسد بدون نام و نشان در بهشت زهرا بود.

    در این گزارش با تیتر «بیست و یکم و بیست و چ‌هارم تیرماه در بهشت زهرای تهران چه خبر بوده است؟»، نوشته شده: يکی از پرسنل زحمت کش بهشت زهرای تهران به خبرنگار نوروز گفت: « در روز‌های ۲۱ و ۲۴ تيرماه جنازه‌‌هايی بدون نام و مشخصات و تحت تدابير شديد امنيتی، به اين قبرستان آورده شده و با صدور اجباری جواز دفن برای آن‌ها در قطعه ۳۰۲ به خاک سپرده شده است.»

    این گزارش پس از انتشار، از سوی دو تن از نمایندگان اصولگرای مجلس و همچنین مدیرعامل بهشت زهرای تهران تکذیب شد.

    در پی تکذیب خبر، نوروز، برای اثبات ادعای خود اقدام به انتشار شماره‌‌های مربوط به جواز دفن این اجساد کرد. همزمان، عکس‌‌هایی نیز از قطعه ۳۰۲ بهشت زهرا بر روی وبسایت‌‌های مختلف قرار گرفته که ده‌ها قبر را با پلاک شناسه آن‌ها نشان می‌دهد. روی این پلاک‌‌ها، شماره‌‌های یادشده درج شده اند، اما خبری از نام متوفی نیست.

    در پی بالا گرفتن بحث دفن احتمالی اجساد معترضان به صورت گروهی و بی نام و نشان، گفت‌وگویی کرد‌هایم با حنیف مزروعی، سردبیر پایگاه اطلاع رسانی نوروز و عضو حزب مشارکت اسلامی؛ کسی که مسئول درج این خبر در وبسایت نوروز است، و مدارک و شواهد این گزارش‌‌ها را در اختیار دارد.

    آنگونه که آقای مزروعی به رادیوفردا می‌گوید، ماجرا، از بیش از یک ماه پیش آغاز شده بود، از بیست و یکم تیرماه و در سردخان‌های واقع در جنوب تهران؛ سردخان‌های انباشته از جسد‌های یخ زده .

    متن مصاحبه را در ادامه مطلب بخوانید


    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 ساعت 0:5 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    افطار خانواده دستگیر شدگان مقابل اوین
    خانواده های اسرای دریند، روزه اول ماه رمضان خود را کنار دیوارهای زندان اوین و در فراق عزیزانشان افطار کردند.


    به گزارش موج سبز آزادی، پیش از 100 نفر از خانواده‏هایی که عزیزانشان اسیر حامیان کودتا هستند، با تجمع در مقابل زندان اوین با سردادن فریادهای الله‏اکبر، نسبت به ادامه این بازداشت‏های غیرقانونی اعتراض کرده و سپس همانجا روزه‏های خود را افطار کردند.

    دنباله در ادامه مطلب


    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388 ساعت 9:52 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    احمد قابل:ولایت فقیه باید حذف شود-رفسنجانی ترسوست!

    چند تن از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران با احمد قابل دیدار کردند.

     

    به گزارش خبرنامه امیرکبیر احمد قابل در این دیدار با بیان اینکه اگر روند اعتراضات تا مهرماه ادامه یابد مهار آن برای جمهوری اسلامی دشوار تر می شود، گفت: «مراکز علمی کشور پاشنه آشیل حکومت هستند.»
     

    آزادی رسانه

    وی در این دیدار که در موسسه ی الجواد مشهد روی داد، در پاسخ به سوالی در رابطه با نسبت اصلاح گری دینی و دین با اصلاح و تحولات اجتماعی گفت: «فقط فرهنگ دینی ما اشکال ندارد، فرهنگ اجنماعی ما هم به گونه ای منحط است. کار فرهنگی را با قانون نمی توان عوض کرد. این بر می گردد به حوزه اندیشه و اندیشمندان. اگر جنبه ی علمی تقویت شود جامعه کم کم از خرافات فاصله می گیرد. باید امکان در اختیار نهادهای علمی قرار گیرد. جامعه را نمی توان اصلاح کرد مگر اینکه آزادی بیان در آن جامعه حضور داشته باشد به صورت مطلق. تنها نظام کنترلی که می تواند جامعه را کنترل کند رسانه ی آزاد است.»
     

    تاکید بر آزادی بیان


     

    وی با اشاره به روند تاریخی اصلاح گری روشنفکران و عملکرد بد حاکمان در صد سال پس از مشروطه ادامه داد: «از این رو باید روی دو چیز حساسیت ویژه داشت. یکی بحث آزادی رسانه است که باید آن چنان میخ آزادی رسانه را محکم بکوبیم که هیچ جای سو استفاده نباشد و نتوانند آن را به بند بکشند. دومی هم بحث شورای نگهبان است که باید به عنوان دو فقیه روشن اندیش باشد که نمایندگان مجلس طرح را فقط از جنبه ی عدم مغایرت با شرع به امضایشان برساند. همچون متمم قانون اساسی مشروطه.»
     

    تا پیش نویس قانون اساسی با مردم همراهی می کنم
     

    احمد قابل در رابطه با مسائل روز کشور و جنبش سبز گفت: «اگر این وضعیت فعلی ادامه پیدا کند (که انشالله ادامه پیدا می کند) و کار به جایی برسد که شرایط حاد بشود، من موضعم را علنی می کنم که تا پیش نویس قانون اساسی با مردم همراهی می کنم. من بازگشتم به پیش نویس قانون اساسی خواهد بود. اسم نظام چندان تفاوتی نمی کند. ولایت فقیه باید حذف شود و برگردیم به پیش نویس.»
     

    وی در ادامه افزود: «اگر الان حاکمان به خواست مردم تمکین کنند، شاید مردم به یک رفراندوم کوچک بسنده کنند یعنی محدود به همین خواسته های آقایان هاشمی و موسوی. اما اگر اینجا تمکین نکنند در ایستگاه بعدی معلوم نیست مردم بسنده کنند. در سال 57 اگر شاه روزهای اول صدای انقلاب مردم را می شنید می توانست سلطنت کند اما حکومت نکند. هنگامی صدای مردم را شنید که دیگر مردم صدای او را نشنیده گرفتند.»
     

    به گزارش خبرنامه امیرکبیر قابل در پاسخ به این پرسش که پیش نویس قانون اساسی جدایی دین از دولت را به صورت شکلی پذیرفته بود و قسمی از دولت لاییک بود اضافه کرد: «حکومت اگر شکلی نداشته باشد می شود حکومت مردمی و حکومت مردمی حکومت دینی است. چون قوانین اش از دین می آید. در پیش نویس هم به این صورت است.»


     

    شرایط حکومت پس از مهر ماه بسیار خطیر است
     

    وی با اشاره به بازگشایی مراکز علمی کشور در ابتدای مهرماه گفت: «فکر می کنم اگر تا مهرماه همین روند ادامه پیدا کند و تا مهر حکومت نتواند این آتش افروخته شده را خاموش کند، مهر به بعد شرایط برای جمهوری اسلامی بسیار دشوارتر می شود. این به آن دلیل است که دانشگاه ها، دبیرستان ها و حوزه ها شروع به کار می کنند. مراکز علمی کشور پاشنه ی آشیل حکومت هستند. مطمئن باشید انتخاب آقای مشایی اگر در زمان تحصیل بود در حوزه حتما علما کلاس های درس را تعطیل می کردند. هرکدام از اینها یک تظاهرات است. شرایط حکومت پس از مهرماه بسیار خطیر است، برای همین بحث تعطیلی دانشگاه ها حداقل در شهر تهران را مطرح کرده اند.»
     

    احضار گسترده دانشجویان بی فایده است
     

    یکی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه مازندران با اشاره به استراتژی جدید وزارت علوم در حذف فعالین دانشجویی از دانشگاه ها بیان داشت: «با توجه به احضار های گسترده دانشجویان در دانشگاه های مختلف به کمیته های انضباطی مثل احضار 50 نفر به کمیته انضباطی دانشگاه مازندران آقایان قصد پاکسازی دانشگاه ها از فعالین دانشجویی را دارند.»
     

    احمد قابل در پاسخ به این دانشجو گفت: «این محدودیت ها دوای درد حکومت نخواهد بود. یا باید همه ی شما را دستگیر کنند یا اگر بیرون از دانشگاه هم باشید انگار درون دانشگاه هستید. دنیای ارتباطی امروز درون دانشگاه و بیرون دانشگاه ندارد.»
     

    بعضی ها بیش از حد به مجلس خبرگان امیدوارند
     

    قابل در پاسخ به پرسشی در رابطه با نامه ی جمعی از علما و روحانیون نیز گفت: «من در مصاحبه با رادیو فرانسه گفتم انتشار نامه بدون امضا کار درستی نیست. حالا حداقل دو نفر بوده اند که این نامه را امضا کرده اند، باید اسامی را منتشر می کردند. این نامه شبیه نامه ی مجلس خبرگان می ماند که آقایان نوشتند و بدون امضا منتشر کردند. این به آن در. اما اینگونه نامه های بی نام تاثیر زیادی نخواهد داشت علی رغم اینکه متن نامه متن خوبی بود.»
     

    وی در ادامه افزود: «بعضی ها را می بینم بیش از حد به مجلس خبرگان امیدوارند، در حالی که روحانیونی در این مجلس هستند که ترسویند و در مقابل آقای خامنه ای هیچ چیز ندارند. در واقع دست چین شده ی خود آقای خامنه ای اند.»
     

    بعید نیست علما در مقابل حکومت قرار بگیرند


     

    قابل در رابطه با نقش علما در تعارض با حکومت گفت: «از این بی عقلی های حکومت هیچ بعید نمی بینم که علما را در مقابل خودشان قرار بدهند و آنها را وادار به واکنش کنند. علما تا جای که توانسته اند سعی کرده اند در مقابل آقای خامنه ای قرار نگیرند و جایی که یک سرش آقای خامنه ای باشد غیر از معدودی از علما کسی تا به حال جرات اعلام موضع نداشته است. اما اگر آزار و اذیت علما ادامه یابد، علما هم جری می شوند. دقت کنید هیچ کدام از علما انتخاب آقای احمدی نژاد را تبریک نگفتند حتی آقایان نوری همدانی و مکارم شیرازی.»
     

    در پایان این دیدار احمد قابل در پاسخ به پرسشی در رابطه با نقش هاشمی رفسنجانی در جنبش سبز بیان داشت: « من چندان به آقای هاشمی اعتماد ندارم. چون آدم صادقی نبوده است. به هر حال آقای هاشمی یکی از سوژه های اصلی حذف است. طبیعی است که به آنها کمک نمی کند. باید توجه کرد که آقای هاشمی اصلا اهل ریسک نیست و بسیار ترسوست. ببینید چه قدر اوضاع رهبری خراب است که آقای هاشمی جانب مردم را گرفته و جانب آقای خامنه ای را چون ریسک است نمی گیرد.»
     

    |+|نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388 ساعت 2:46 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    ماشاالله آجودانی:انقلاب 57 حاصل جهل ملت ایران بود

    به مناسبت سالگرد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، بر آن شدیم تا به بازخوانی مفهوم کودتا و پیش‌زمینه تاریخی وقوع آن در ایران بپردازیم. به همین منظور گفت و گویی انجام دادیم با مورخ و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران، دکتر ماشاالله آجودانی.

     
    Ajoudaani-87.jpg

    (ماشاالله آجودانی)

    تاریخ معاصر ایران دو کودتا را تجربه کرده است. سوم اسفند ۱۲۹۹ و ۲۸ مرداد ۱۳۳۲. وقایع اخیر ایران نیز از سوی بسیاری از ناظران و تحلیلگران و نیز بخش بزرگی از مردم، نام کودتا گرفت، هرچند در رخداد اخیر جابجایی قدرت که مشخصه اصلی هر کودتایی است، انجام نشد. شرایط تاریخی و اجتماعی وقوع دو کودتای قبلی نیز با شرایط کنونی ایران بسیار متفاوت است. همچنین دخالت نیروهای خارجی که یکی از پایه‌های اصلی دو کودتای قبلی بود در وقایع اخیر ایران حداقل به صورت مشهود وجود ندارد. پس چه چیزی عده‌ای را بر آن داشته تا بر رخداد اخیر ایران نام کودتا بنهند؟

     


     


    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388 ساعت 1:31 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    وزیر پیشنهادی احمدی نژاد تحت تعقیب اینتر پل
    احمد وحیدی ( فرمانده  اسبق قدس )  گزینه پیشنهادی احمدی نژاد  برای وزارت وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در کنار  آقایان   فلاحیان ،  محسن رضایی ،  محسن ربانی و  احمد رضا اصغری  بدلیل دست داشتن در بمبگذاری مرکز یهودیان ارژانتین  که به کشته شدن هشتادو پنج نفر منجر شد دارای وضعیت قرمز و  بطور رسمی تحت تعقیب اینتر پل قرار دارد  و همچنین هاشمی  رفسنجانی و هادی سلیمان پور و اکبر ولایتی  که از سوی ارژانتین  برای اینان هم تقاضای وضعیت قرمز شده بود از این رای مصون مانندن  .

    |+|نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388 ساعت 1:17 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    عکس های چاوز با فاحشه ترینهای دنیا
    طبقه بندی: آموزنده

    به گفته آقای احمدی نژاد:

    روحیه برادر چاوز قرابت زیادی به روحیات اسلامی داره.

    نظر شما چیست؟ این تصاویر رو ببینید اگه روحیه اسلامی اینه پس امثال احمدی نژاد هم چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

    روزهای شنبه برادر چاوز مراسم دست بوسی از فاحشه ها

    و بازیگران فیلمهای پورنو جهان را دارند


    f5tb8l2y6n0l9p1ag7.jpg

    5royz6dzozrw2zic8nq1.jpg

    r7j0ff1zjrvxiu2bdaak.jpg

    o3devq1svmh52b2taj1.jpg

    5hm61ctjeqq87l8sij3r.jpg

    9kijqydgr17z581g3x6.jpg

    6tnmeuy40hkwrv6yyey.jpg


    ببینید، همون فردی كه دستان نائومی كمبل سوپرمدل معروف انگلیسی رو میبوسه

    و كاترین لارن فاحشه آمریكایی رو به آغوش میكشه



    e17421dx7y6522c5nv16.jpg

    7d8hj4c2mrstcwit2niq.jpg

    39tlggl7f5lpube4no1.jpg

    bo5ogd5hg7le5cp419yw.jpg

    6l46ijxzy78np0hzgmgt.jpg


    |+|نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388 ساعت 0:0 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    رجوی و voa از خدا می خواهند که موسوی و کروبی بازداشت شوند
    "راه سبز امید " در گفتگو با صادق زیباکلام: رجوی و voa از خدا می خواهند که موسوی و کروبی بازداشت شوند
    طبیعی است که آقایان ترجیح می دهد راه سبزی وجود نداشته باشد و مهندس موسوی، کروبی، خاتمی و هاشمی رفسنجانی و سایرین تسلیم شوند و سکوت کنند. طبیعی است که این شرایط از نظر ایشان مطلوبتر است.
    عصریران - صادق زیباکلام در باب امکان فعالیت سیاسی مهندس موسوی و تشکیلات " راه سبز امید " در نظام جمهوری اسلامی گمانه زنی نمی کند. او تنها به مسئولان نظام توصیه می کند که مانع از فعالیت " راه سبز امید " نشوند تا جامعه ایران به سمت رادیکالیسم و آنار شیسم سوق داده نشود.
    وی بازداشت موسوی، خاتمی و کروبی را موجب شادی و خرسندی دشمنان نظام جمهوری اسلامی و تعمیق بحران سیاسی در کشور می داند.

    گفت و گوی زیبا کلام با عصرایران را بخوانید:

    به نظر شما تشکیلات " راه سبز امید " امکان فعالیت در نظام جمهوری اسلامی را پیدا می کند؟

    به نظر من حتی اگر پاسخ این سئوال از نظر مسئولین نظام منفی باشد، باید آنها را تشویق و ترغیب کرد که اجازه بدهند " راه سبز امید " به عنوان یک تشکل بتواند فعالیت کند ، زیرا صرفنظر از اینکه ما نتیجه انتخابات را بپذیریم یا نپذیریم، واقیعت امر این است که انتخابات 22 خرداد نشان داد که طیف قابل توجهی از اقشار فرهنگی و تحصیلکرده جامعه ایران، حتی اگر آنها را سیزده میلیون قلمداد کنیم، انتقاداتی نسبت به وضع موجود دارند و کمبودهایی را احساس می کنند.

    بنابراین مسئولین نظام نمی توانند به این قشر مهم جامعه ایران پشت کنند و بگویند برای ما مهم نیست که شما چه نظری دارید. حتی اگر ما فرض کنیم که احمدی نژاد 24 میلیون رای آورده است، باز هم این اشتباه خواهد بو د که مسئولین نظام بگویند ما آن 24 میلیون رای را داریم و این 13 میلیون هم می توانند هر طور که می خواهند فکر کنند.

    عقل سلیم و آینده نظام ایجاب می کند که شرایط برای فعالیت قانونی، رسمی، علنی و باز " راه سبز امید " فراهم شود. این 13 میلیون باید برای طرح مطالبات خودشان یک " پلات فرم " داشته باشند. اگر حکومت به هر دلیلی این امکان را از این جمعیت سلب کند و نگذارد که اینها در یک چارچوب قانونی و علنی فعالیت کنند، مرتکب خبط و خطا شده است؛ زیرا این رویکرد، بسیاری از این 13 میلیون را به سرخوردگی و یاس سیاسی و اجتماعی می کشاند و ممکن است اقلیتی از آنها به حرکتهای آنارشیستی و اقدامات کور و رادیکال و افراطی روی بیاورند. بنابراین حکومت باید به " راه سبز امید " اجازه فعالیت بدهد.

    آیا این " باید " عقلانی، عملاً لحاظ می شود؟

    طبیعی است که آقایان ترجیح می دهد راه سبزی وجود نداشته باشد و مهندس موسوی، کروبی، خاتمی و هاشمی رفسنجانی و سایرین تسلیم شوند و سکوت کنند. طبیعی است که این شرایط از نظر ایشان مطلوبتر است. همچنانکه بنده به عنوان استاد دانشگاه برایم مطلوبتر است که دانشجویانم مرا سئوال پیچ نکنند و ایرادهایم را نگیرند. اما به آن دسته از ممسئولین نظام که سودای مخالفت با حرکت " راه سبز امید " را دارند، باید تذکر داد که اگر شما اجازه فعالیت سیاسی علنی و قانونی به این جمعیت معترض ندهید، عملاً دارید آنها را به سمت رادیکالیسم هل می دهید و این امر حتی به نفع خود شما هم نیست. باید به این قبیل مسئولین گفت که مخالفت شما با فعالیت " راه سبز امید " و تشکلهایی از این دست، بر خلاف مصالح و منافع خودتان هم است.

    چرا مهندس موسوی حزب یا سازمان تاسیس نکرده است و عنوان " تشکیلات " را برگزیده است؟

    من شخصاً فکر می کنم و این نکته را در یادداشتهای دو ماه اخیرم نیز گفته ام که تشکل مهندس موسوی نباید حزب باشد. زیرا ما الان حزب منتقد و مخالف داریم. احزابی مثل اعتماد ملی، مشارکت، کارگزاران سازندگی، توسعه و همبستگی، همگی احزابی مخالف و منتقد هستند.

    اگر مهندس موسوی هم حزب تاسیس کند، این حزب جدید، حزبی همانند و همردیف سایر احزاب اصلاح طلب خواهد شد. این اقدام خیلی به جایی نمی رسد. اقدام درست همین است که مهندس موسوی یک جبهه یا تشکل فراگیر را شکل بدهد. زیرا این 13 میلیون دارای یک فکر و یک خط یا جناح سیاسی نیستند بلکه در نقاطی مهم و کلیدی با یکدیگر مشترک هستند. بنابراین اگر ما بخواهیم حزب تاسیس کنیم، این حزب کارایی یک تشکل فراگیری را که واجد اهداف کلی و اولیه مشخص باشد، نخواهد داشت؛ در حالی که در شرایط فعلی، کاربرد جبهه یا چیزی نظیر آن خیلی موثرتر خواهد بود.

    ظاهراً "تشکیلات" نیازمند مجوز دولت برای فعالیت نیست. احتمالاً مهندس موسوی این نکته را هم مد نظر داشته است.

    قطعاً همین طور است. یعنی با توجه به وزارت کشور دولت احمدی نژاد و اینکه اکثریت اعضای کمیسیون ماده 10 احزاب طرفداران دولت احمدی نژاد هستند، به احتمال بسیار زیاد، دولت احمدی نژاد به مهندس موسوی و هوادارانش مجوز فعالیت سیاسی در قالب یک حزب یا یک سزمان نخواهد داد. بنابراین مهندس موسوی با توجه به چنین دغدغه هایی بحث ایجاد یک تشکیلات عام و فراگیر را مطرح کرده است.

    با فعالیت تشکیلات " راه سبز امید "، روش پیشبرد دموکراسی در ایران ارتقا پیدا نمی کند؟

    شاید روش کار در مقایسه با سالهای اصلاحات فرق کند ولی به هر حال جریانات و تحولات سیاسی - اجتماعی، همواره دچار قبض و بسط و فراز و فرود می شوند؛ ممکن است گاهی اوقات عقب نشینی کنند و گاهی اوقات موضع رادیکال اتخاذ کنند. ولی به هر حال هدف، تحقق دموکراسی، تحقق جمهوریت، حاکمیت قانون، تثبیت آزادیهای سیاسی و حقوق شهروندی است.

    به نظر شما " راه سبز امید " تا چه حد می تواند نیروهای اجتماعی دموکراسی خواه را جذب کند؟

    ما نباید انتظار داشته باشیم که بلافاصله پس از آغاز فعالیت این تشکیلات سیاسی، همه آن 13 میلیون نفر بیایند و فرم عضویت " راه سبز امید " را پر کنند. مسلماً بخشهایی از آن 13 میلیون در مقایسه با بخشهای دیگر، بیشتر به دنبال تحقق دموکراسی در ایران هستند. شاید قشر قابل توجهی از آن 13 میلیون خیلی دغدغه چنین اموری را نداشته باشند و صرفاً از سر مخالفت با احمدی نژاد به مهندس موسوی رای داده باشند. ولی به هر حال این نکته مسلم است که چنین تشکلی برای تحقق دموکراسی و تامین حقوق شهروندی و حاکمیت قانون، می تواند اقشار و لایه های مهمی مثل دانشجویان، دانشگاهیان، روحانیان و حوزویان، فعالین حقوق زنان و اقلیتهای قومی را به سمت خودش حلب کند.

    برخی اصولگرایان مهندس موسوی را متهم کرده اند که " راه سبز امید " مبتنی بر الگوبرداری از تجربه های گذار به دموکراسی در سایر کشورها است. فارغ از اینکه چنین امری در نفس الامر بلااشکال است، آیا این حرف اصولگرایان صحت دارد؟

    به هر حال اگر شما بخواهید با " راه سبز امید " مخالفت بکنید، می توانید بگویید این تشکیلات از فلان جریانی که در فلان کشور دنیا باعث سقوط یک حکومت غیردموکراتیک شده، کپی برداری شده است. شما می توانید بگویید چون این یک تشکیلات فراگیر است، می تواند محل فعالیت دشمنان نظام مثل سلطنت طلب ها و منافقین و عوامل استکبار جهانی بشود. اگر بنا بر این باشد که جلوی فعالیت این تشکیلات را بگیریم، بهانه های زیادی می توانیم بیاوریم. ساده ترین بهانه هم این است که بگویند مهندس موسوی ، کروبی و خاتمی فعلاً در دادستانی انقلاب پرونده دارند و تا به پرونده هایشان رسیدگی نشود، نمی توانند هیچ تشکیلات و حرکت سیاسی را ایجاد و رهبری بکنند.

    شما احتمال دستگیری مهندس موسوی و مهدی کروبی را در چه حد می دانید؟

    ببینید بحث اصلی این نیست که ما ببینیم احتمال این امر 10 درصد است یا 60 درصد یا 90 درصد. آنچه که به طور عقلایی می توانیم بگوییم این است که به هر حال در درون حاکمیت، قطعاً عناصر تندرویی هستند که معتقدند مهندس موسوی و کروبی و خاتمی باید از همان روز اول دستگیر می شدند.

    آنها می گویند بزرگترین اشتباه ما این بوده که این افراد را بازداشت نکرده ایم و الان هم داریم چوبش را می خوریم. اما در درون نظام جریانات معقول تر و معتدل تری هم هستند که به روح انقلاب اسلامی و شاکله اهداف این انقلاب و نظام جمهوری اسلامی نزدیکترند و معتقدند که بازداشت مهندس موسوی، کروبی و خاتمی صرفاً به تعمیق و گسترده تر شدن شکافهای اجتماعی، افزایش نارضایتی ها و بحرانی تر شدن شرایط منجر می شود.

    آنها به درستی معتقدند که با بازداشت این سه نفر بحران تمام نمی شود. بنابراین بین جریانات معتدل و تندروی اصولگرایان در این خصوص اختلاف نظر و کشمکش وجود دارد. اما من برای آینده نظام و یرای اینکه از این بحران به سلامت عبور کنیم، شخصاً دعا می کنم که تفکر اصولگرایان رادیکال حاکم نشود و امیدوارم که رای اصولگرایانی که متعدل تر و پخته تر هستند، بر کرسی بنشیندو مهندس موسوی و کروبیو خاتمی بازداشت نشوند.

    بیایید فقط برای یک لحظه خودمان را به جای دشمنان نظام بگذاریم یعنی کسانی که به چیزی کمتر از فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران رضایت نمی دهند. آیا غیر از این است که آنها از خدا می خواهند که این سه نفر بازداشت شوند. آیا voa ، سلطنت طلبان، طرفداران مسعود رجوی و سایر مخالفان نظام از خدا نمی خواهند که مهندس موسوی ، خاتمی و کروبی دستگیر شوند تا بحران کنونی در نظام جمهوری اسلامی عمیق تر شود؟
    پاسخ این سئوال خیلی روشن است. حالا دیگر باید دید که بین دو گزینه بازداشت و عدم بازداشت مهندس موسوی، خاتمی و کروبی، کدام یک به نفع نظام جمهوری اسلامی است و کدام یک به ضرر این نظام
    |+|نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 ساعت 3:3 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    «فرمانده نیروی انتظامی باید پاسخ‌گوی وقایع کهریزک باشد»

    «فرمانده نیروی انتظامی باید پاسخ‌گوی وقایع کهریزک باشد»

    اسماعیل احمدی مقدم،‌ فرمانده نیروی انتظامی ایران

    ۱۳۸۸/۰۵/۲۵
    سخنگوی فراکسیون خط امام در مجلس شورای اسلامی روز یک‌شنبه خواستار پاسخ‌گویی فرمانده نیروی انتظامی در مورد وقایع بازداشتگاه کهریزک شد.

    داریوش قنبری، نماینده ایلام در مجلس، در گفت‌وگو با پارلمان‌نیوز، پایگاه خبری فراکسیون خط امام در مجلس، گفت: «نباید اجازه داد که مجریان قانون که برای اجرای قانون قدرت گرفته‌اند از این قدرت علیه جان و مال مردم استفاده کنند.»

    این نخستین بار نیست که نمایندگان مجلس ایران اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، را مسئول جنایات بازداشتگاه کهریزک در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر معرفی می‌کنند.

    پیشتر حمیدرضا کاتوزیان، نماینده تهران و عضو کمیته حقیقت‌یاب رویدادهای پس از انتخابات، نیز شخص اسماعیل احمدی‌ مقدم را مسئول تخلفات و قتل در بازداشتگاه کهریزک معرفی کرده بود.

    آقای کاتوزیان در حالی از وقوع قتل در بازداشتگاه کهریزک زیر شکنجه سخن گفته بود که اسماعیل احمدی‌ مقدم هم در همان روز در گفت‌وگو با خبرنگاران مرگ زندانیان در کهریزک را تایید کرده، اما آن را ناشی از شیوع بیماری دانسته بود.

    آقای قنبری همچنین در گفت‌وگوی خود با پارلمان‌نیوز پیشنهاد کرده است که «دادگاه‌های نظامی تقویت شود تا در برخی موارد که تخلفاتی مانند کهریزک رخ می‌دهد با عاملان آن برخورد قاطع شود».

    پرویز سروری، رئیس کمیته ویژه پیگیری وضع بازداشت‌شدگان انتخاباتی در مجلس شورای اسلامی، روز شنبه اعلام کرد که ۱۲ مامور نیروی انتظامی و یک قاضی متخلف در ماجرای بازداشتگاه کهریزک محاکمه می‌شوند،‌ اما به تاریخ محاکمه این افراد و نحوه رسیدگی به جرائم آنان اشاره‌ای نکرد.

    در جريان اعتراض‌هاى مردم به نتیجه انتخابات رياست جمهورى، صدها نفر از فعالان سياسى و مدنى، روزنامه‌نگاران و مردم عادى توسط نيروهاى امنيتى و بسيجى جمهوری اسلامی بازداشت و به بازداشتگاه‌هاى مختلف از جمله زندان كهريزك كه زير نظر نيروى انتظامى بود منتقل شدند.

    به دنبال انتشار خبر مرگ محسن روح‌الامينی، فرزند مشاور محسن رضايی، در بازداشتگاه کهريزک، رهبر جمهوری اسلامی دستور تعطیلی این بازداشتگاه را صادر کرد، اما در حالی که حدود سه هفته از صدور حکم آیت‌الله علی خامنه‌ای می‌گذرد هر روز بر ابعاد این پرونده افزوده و پرده از زوایای دیگری از آن برداشته شده است.

    «قوه قضاییه هم‌چنان ویرانه ماند»

    داریوش قنبری همچنین در مورد ده سال ریاست آیت‌الله محمود شاهرودی بر دستگاه قضایی در ایران اشاره کرد که «علی‌رغم تلاش‌های آقای شاهرودی قوه قضاییه هم‌چنان ویرانه ماند».

    اشاره آقای قنبری به گفته خود آقای شاهرودی است که ده سال پیش در زمان رسیدن به ریاست قوه قضاییه اعلام کرد که «ویرانه‌ای» را تحویل گرفته است.

    دور دوم ریاست آیت‌الله محمود هاشمی شاهرودی بر قوه قضاییه که مردادماه سال ۱۳۸۵ آغاز شده بود روز یک‌شنبه، ۲۵ مردادماه ۱۳۸۸، به پایان رسید و رهبر جمهوری اسلامی در حکمی صادق آملی لاريجانی، برادر علی لاريجانی، رئيس مجلس شورای اسلامی، را به جانشینی او تعیین کرد.

    سخنگوی فراکسیون خط امام با تاکید بر این که یکی از مهم‌ترین اقدامات رئیس جدید قوه قضاییه باید «حذف دستگاه‌ها و نهادهای موازی» با این قوه باشد گفت: «بازداشت‌ها باید در اختیار قوه قضاییه باشد و معنی ندارد بازداشتگاهی غیر آن چه که تحت نظر قوه قضاییه است در کشور وجود داشته باشد.»

    |+|نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 11:1 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    تاملي در سخن آيت‌الله مصباح‌يزدي
    روز پنجشنبه 22 مردادماه در برخي جرايد از قول آقاي مصباح‌يزدي آمده بود: ... وقتي رياست‌جمهور حكم ولي‌فقيه را دريافت كرد اطاعت از او همچون اطاعت از خداست. (اعتمادملي و آفتاب‌يزد 22/5/88) جاي آن بود كه جرايد تمامي سخنان مصباح‌يزدي را انتشار مي‌دادند تا بهتر بتوان پيرامون آن سخن گفت؛ ولي چنين ادعايي كه اطاعت از رئيس‌جمهور، پس از تنفيذ رهبري، اطاعت از خداوند است، جاي تاملات زيادي، چه از جهت سياسي و چه از جهت علمي دارد.


    1- علامه‌طباطبايي در تفسير آيه 59 سوره نساء مي‌گويد: اطاعت از اولي‌الامر واجب است؛ اين وجوب قاعدتا عقلي است و نه شرعي زيرا اصل اطاعت ارشاد به حكم عقل است؛ به نظر ايشان اطلاق اين آيه با سخن پيامبر(ص) مقيد مي‌شود كه فرمود: «لا طاعه المخلوق في معصيه الخالق» يعني اگر حاكمي در دوران زمامداري گناهي مرتكب شد، وجوب اطاعت به حرمت تبديل مي‌شود. از منظر اسلام بزرگترين گناه حاكمان نقض عهدي است كه هنگام بيعت، يعني راي با مردم بسته‌اند. در اين روزگار تشخيص اين بدعهدي و نقض پيمان برعهده خبرگان جامعه و احزاب است. قاعده دموكراسي چنين است كه حاكمان پيمان‌شكن را با آراي مردم بايد كنار گذاشت.
    2- چرا آقاي مصباح و همفكرانشان همواره حكومت را به خداوند وصل مي‌كنند و از اين سو آراي مردم را كه آراي جماعت است از سوي خداوند نمي‌دانند. به عبارت ديگر چرا هميشه از تكليف مردم در امر اطاعت از رهبران سخن گفته مي‌شود ولي از حق مردم در برابر حاكمان سخني در ميان نيست.
    آيا حاكم ديني تكليف اطاعت از خواسته‌هاي مردم را ندارد؟ آيا حاكم ديني در برابر مردم مسوول نيست؟ آيا اطاعت رئيس‌جمهور از مردم و توجه به آراي آدميان اطاعت از خداوند نيست؟ چرا اطاعت از خداوند در امر حكومت و سياست يكسويه است؟ اگر دست خداوند در امر حكومت در ميان است اين آحاد مردم هستند كه خلق خدا و نمايندگان خدايند. چرا از فرمايش امام‌علي‌(ع) فاصله مي‌گيريم كه فرمود: خداوند براي من به موجب اينكه حكمران شما هستم حقي بر شما قرار داده و براي شما مردم نيز بر من همان اندازه حق است كه از من بر شما. (خطبه 214) چرا سخن جاودان پيامبر(ص) در ادبيات سياسي ما نمي‌درخشد كه فرمود: «كلكم راع و كلكم مسوول؛ فالامام راع و هو مسوول...» يعني هركدام از شما نگهبان و مسووليد. حاكمان و رهبران نگهبان و مسوول مردم هستند.
    به تعبير زيباي سعدي؛
    گوسفند از براي چوپان نيست
    بلكه چوپان براي خدمت اوست
    البته تعبير چوپان و گوسفند كه برگرفته از راعي و رعيت است در اين روزگار معنايي ندارد. مهم اين است كه اگر ميان حاكم و مردم يكي براي ديگري است. اين حاكمان هستند كه براي توده‌هاي مردم مي‌باشند و نه توده مردم براي حكمرانان، يعني اين حكومت و رهبران جامعه هستند كه همواره بايد پاسخگو باشند. در هيچ جامعه‌اي قابل تصور نيست كه ادعا شود: مردم در برابر حكومت مسوولند و حاكمان تنها در برابر خداوند؛ چون برگزيدگان خداوندند. در بخش ديگر سخن آقاي مصباح چنين آمده است: «همه مردم از هر قشر و سني كه باشند نسبت به رهبر مسووليت دارند و بايد در حد توان خود حمايت كنند.»
    البته اين سخن صوابي است اما چرا اين مسووليت يكسويه مطرح مي‌شود؟ آقاي مصباح نيك مي‌داند كه مهم‌ترين شاخصه دموكراسي و مردم‌سالاري همين است كه حق حاكميت به‌عنوان يك حق ذاتي و الهي از فرد گرفته و به مردم واگذار شده و در قانون‌اساسي جمهوري‌اسلامي بر اين حق تصريح شده. «اصل 56» اگر مبناي آقاي مصباح بر اينكه در فلسفه سياسي شيعي فقيه نايب عام امام‌زمان است و معصومان منصوب خداوندند، پس فقها در ولايت منصوب خداوند؛ اعتبار علمي و شرعي ندارد، زيرا نمي‌توان با يك روايت توقيعي يك اصل كلي كلامي را ثابت كرد و حق حاكميت بر سرنوشت انسان‌ها را از بالا به يك فرد داد. بايد گفت حق حاكميت از بالا نظري است كه در قرون وسطي بيان متكلمين مسيحي مطرح بود و اين حق را در انحصار ارباب كليسا مي‌دانستند و آنان را برگزيدگان خداوند. بايد گفت طرح مساله حق حاكميت به شيوه‌اي كه امثال آقاي مصباح مطرح مي‌كنند، ممكن است همان خطري را در پي داشته باشد كه در نهضت عصر روشنفكري عليه كليساها داشت. به تعبير شهيدمطهري: «از نظر روان‌شناسي مذهبي، يكي از موجبات عقبگرد مذهبي اين است كه اولياي مذهب ميان مذهب و يك نياز طبيعي، تضاد برقرار كنند، مخصوصا هنگامي كه آن نياز در سطح افكارعمومي ظاهر شود. درست در مرحله‌اي كه استبدادها و اختناق‌ها در اروپا به اوج خود رسيده بود و مردم تشنه اين انديشه بودند كه حق حاكميت از آن مردم است؛ كليسا يا طرفداران كليسا يا با اتكا به افكار كليسا، اين فكر عرضه شد كه مردم در زمينه حكومت، فقط تكليف و وظيفه دارند نه حق. همين كافي بود كه تشنگان آزادي و دموكراسي و حكومت را بر ضد كليسا، بلكه بر ضد دين و خدا به‌طور كلي برانگيزد... در اين فلسفه‌ها مسووليت در مقابل خداوند موجب سلب مسووليت در مقابل مردم فرض شده است. مكلف بودن در برابر خداوند كافي دانسته شده است براي اينكه مردم هيچ حقي نداشته باشند.


    «عدالت همان باشد كه حكمران انجام مي‌دهد و ظلم براي او مفهوم و معني نداشته باشد، به عبارت ديگر، حق‌الله موجب سقوط حق‌الناس فرض شده است...»
    شهيدمطهري/‌سيري در نهج‌البلاغه، ص 123
    كاش نظريه‌پردازان حكومت از بالا تاريخ فلسفه‌هاي سياسي را همانند استاد شهيدمطهري مي‌دانستند و اين تئوري محكوم را دگر‌بار مطرح نمي‌كردند. اطاعت از رئيس‌جمهور را دركنار اطاعت از خدا گذاشتن و دستورات اجرايي را قدسي كردن و تنفيذ مقام‌رهبري را لاهوتي كردن، جز شكست مقدسات مذهب نتيجه‌اي در پي ندارد، زيرا در اين روش، عملا‌، دين همواره بايد از سياست پيروي كند كه سرانجام آن ابزاري كردن دين خواهد بود. اگر دين ابزار و توجيه‌گر شد و هر حركتي از ناحيه حاكمان، خدايي و شرعي تلقي گشت، آنگاه چيزي به نام اخلاق در ميان نخواهد بود و پاي استبداد مطلق محكم‌تر خواهد شد. اگر عالمان دين در ادبيات سياسي خود به‌گونه‌اي سخن بگويند كه حاكمان را بيشتر در برابر مردم مسوول جلوه دهند، اين ديني‌تر خواهد بود تا اينكه اطاعت از رئيس‌جمهور را اطاعت از خدا تلقي كنيم. نبايد در كنار اعتقاد به خدا و دين، پذيرش حكومت مطلقه فرد برآيد و در تئوري اسلام و فلسفه سياسي شيعي چنين نيست. به قول شهيدمطهري:
    «از نظر فلسفه اجتماعي نه‌تنها اعتقاد به خدا پذيرش حكومت مطلقه افراد نيست و حاكم در مقابل مردم مسووليت دارد، بلكه از نظر اين فلسفه، تنها اعتقاد به خداست كه حاكم را در مقابل اجتماع مسوول مي‌سازد و افراد را ذي‌حق مي‌كند و استيفاي حقوق را يك وظيفه لازم شرعي معرفي مي‌كند... در نوشته‌هاي خود تصريح كرده‌ام كه... هر مقام غير معصومي كه در وضع غيرقابل ا نتقاد قرار گيرد هم براي خودش خطر است و هم براي اسلام.»
    انديشه سياسي آيت‌الله مطهري، ص‌189
    در پايان از اين سوال مي‌گذرم كه چرا‌آقاي مصباح مبناي خود را در زمان روساي‌جمهور پيشين به ميان نياورد و چرا در اين دوران اطاعت از رئيس‌جمهور، اطاعت از خداوند تلقي شد؟


    |+|نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 11:1 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    نزدیک به نیمی از معتادان ایران کمتر از 29 سال سن دارند

    نزدیک به نیمی از معتادان ایران کمتر از 29 سال سن دارند

    کشت تریاک

    بخش عمده تریاک جهان در افغانستان تولید می شود که در شرق ایران قرار دارد

    ستاد مبارزه با مواد مخدر ایران اعلام کرده که نزدیک به نیمی از معتادان ایران زیر 29 سال سن دارند.

    بیشتر از دو میلیون نفر در ایران معتاد هستند که یک میلیون و دویست هزار نفر آنها معتادان رسمی و 800 هزار نفر آنها معتاد تفننی هستند.

    بنابر گزارش ستاد مبارزه با مواد مخدر که خبرگزاری دانشجویان ایران آن را منتشر کرده، از میان این معتادان 44.6 درصد آنها زیر 29 سال سن دارند و بیشتر از یک چهارم از معتادان بین 25 تا 29 سال دارند.

    به این ترتیب حدود 500 هزار نفر از معتادان در گروه سنی 25 تا 29 ساله ها قرار می گیرند.

    بنابر این گزارش، تریاک مهمترین ماده مخدر مصرفی در بین معتادان است و 34 درصد معتادان به این ماده معتاد هستند و پس از آن به ترتیب کراک حدود 25 درصد مصرف، هروئین حدود 19 درصد، شیره تریاک با 4.4 درصد، نورجیزک با بیشتر از 4 درصد و شیشه یا کریستال با 3.6 درصد در رتبه های بعدی مصرف قرار دارند.

    مصرف حشیش زیر سه درصد است و مصرف موادی نظیر ال اس دی، کوکائین و اکستا سی، کمتر از نیم درصد اعلام شده است.

    بنابر تازه ترین گزارش ستاد مبارزه با مواد مخدر، بیشتر از 94 درصد معتادان ایران را مردان تشکیل می دهند و بالای 91 درصد معتادان دیپلم و زیر دیپلم هستند.

    تریاک مهمترین ماده مخدر مصرفی در ایران است. بخش عمده تریاک جهان در افغانستان تولید می شود که در شرق ایران قرار دارد. مواد مخدر تولیدی در افغانستان عمدتا از طریق ایران به دیگر کشورها منتقل و بخشی از آن نیز در داخل ایران مصرف می شود.

    برنامه های گسترده ای برای کنترل مصرف مواد مخدر و برخورد با معتادان در ایران اجرا شده اما این برنامه ها موفقیت آمیز نبوده و گزارشها از افزایش مصرف مواد مخدر حکایت دارد.

    هر ساله حجم زیادی مواد مخدر در ایران کشف می شود و مقامات ایرانی دلیل عمده افزایش قاچاق موادمخدر به ایران را بالارفتن کشت خشخاش در افغانستان می دانند.

    پلیس ایران تلاش زیادی انجام داده تا جلوی قاچاق مواد مخدر را بگیرد

    از زمانی که حکومت طالبان در افغانستان با حمله آمریکا و متحدانش از میان برداشته شد، تولید موادمخدر در این کشور رو به افزایش بوده و طرح های جلوگیری از کشت خشخاش در افغانستان به نتیجه امیدوارکننده ای نینجامیده است.

    ایران با داشتن ۹۵۰ کیلومتر مرز مشترک با افغانستان و قرار گرفتن میان این کشور و اروپا، همواره یکی از راه های اصلی ترانزیت مواد مخدر افغانستان به جهان خارج بوده است.

    ایران در سالهای اخیر برنامه های گسترده ای برای کنترل مصرف مواد مخدر و برخورد با معتادان در ایران اجرا کرده اما گزارشها از افزایش مصرف مواد مخدر حکایت دارد.

    ایران تلاش زیادی کرده تا جلوی قاچاق مواد مخدر را بگیرد و در سالهای گذشته 3600 نفر مامور پلیس در مبارزه با قاچاق مواد مخدر کشته و 11 هزار نفر نیز زخمی شده اند.


    |+|نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 10:48 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    نامه زنان افغانستان به ژیلا بنی یعقوب

    نامه زنان افغانستان به ژیلا بنی یعقوب

    کابل 22 اسد 1388مطابق 13 اگست 2009

     
    ژیلا بنی یعقوب و همسرش  بهمن احمدی امویی دو تن از نزدیک به سی روزنامه نگار ایرانی اند که به دنبال اعتراضات مردمی عليه نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری ایران، در زندان به سر می برند.
     
    ژیلای عزیز!

    ما، عده ای از فعالین حقوق زن درکشور افغانستان هستیم که از نزدیک با تو و فعالیت های مدنی  تو در راستای احقاق حقوق زنان آشناییم. آن زمان که تو در ایران از وضعیت مهاجرین افغانی نوشتی، آن زمان که تو با سفر به سرزمین ما، از دردها و آلام این سرزمین و از وضعیت زنان و دختران افغانستان نوشتی، و یا زمانی که از لا به لای گزارش های تو سیمای زنان جنگ زده  لبنانی، عراقی، افغانستانی را مشاهده می کردیم، ما همگی در کنار هم  در مسیری گام برمی داشتیم که در آن مرزهای سیاسی هیچ رنگی نداشت و دفاع از حقوق انسانی قومیت و ملیت نمی شناخت. و اکنون برای تو که سمبول مقاومت زنان هستی، و چند روز بعد جشن تولد 39 سالگی ات را در زندان اوین سپری خواهی کرد، آرزوی سلامتی می نماییم و تولدت را از پس دیوارهای ستبر زندان تبریک می گوییم.
     
    ما میدانیم که تو گناهی به جز اینکه یک روزنامه نگار آگاه و فعال هستی، نداری. ما همچنین نیک میدانیم که جنبش زنان ایرانی چه جایگاه ارزشمندی در شرکت گسترده و آگاهانه زنان  در حیات اجتماعی کشور و نیز انتخابات  داشته است. برای ما روشن نیست که چرا چنین جنبشی  که برای بهروزی جامعه خدمت می کند، مورد کین و بی مهری قرار می گیرد.
     
    آن هنگام که تو برنده جایزه بین المللی شجاعت در روزنامه نگاری شدی؛ درموردت نوشتند: "ژيلا بني يعقوب 38 ساله گزارشگر مستقل و سردبير وب سايت «كانون زنان ايراني» در ايران است بني يعقوب در يكي از محدودترين كشورهاي دنيا كار مي كند جايي كه هم به واسطه زن بودن و هم به خاطر خبر نگار بودن، محدوديتهاي بسياري وجود دارد . ژيلا بني يعقوب همواره از بيدادهاي اجتماعي و دولتي كه به ويژه بر زنان اثر گذار بوده گزارش هایی تهیه کرده است. او بارها از كار بيكار شده است چرا كه از سانسور مقالات و گزارشهايش سر باز زده است. همچنين تعدادي از روزنامه هايي كه وي در انها مشغول به كار بوده است توسط دولت تعطيل شده اند. اين بيانيه در ادامه مي افزايد: « ژیلا بنی یعقوب بارها به كشورهاي منطقه خاورميانه سفر كرده است و در مورد زندگي زنان و پناهندگان در زمان جنگ گزارشاتي نوشته است . موضوعات گزارشات ژيلا بني يعقوب او را هدف حملات دولت قرار داده است چنانچه بارها منجر به حمله، دستگيري و يا زنداني شدن وي شده است.»
     
     ما به تو آزاده زن منطقه ی مان افتخار نموده، برایت میگوییم: تو و همسرت بهمن احمدی امویی و دیگر همرزمانتان باید آزاد باشید.تو تنها نیستی و موج عظیم زنان و مردان آگاه را با خود داری .
     
     
    کمیته مشارکت سیاسی زنان- افغانستان
     
    میدان زنان
     


    |+|نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 10:37 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    ابطحی در بند


     

     

     

     

    این پوستر توسط یکی از علاقمندان پایگاه خبری «یولداش» طراحی و برای انتشار در اختیار این پایگاه خبری قرار گرفته است.


    |+|نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 ساعت 0:11 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    مراسم چهلم کیانوش آسا

     

      امروز ۵ شنبه ۱۵/۰۵/۱۳۸۸ خورشیدی بر اساس اعلام قبلی مراسم چهل شهید کیانوش آسا در تالار عباسیه کرمانشاه برگزار شد  اما این مراسم به دلیل چراغانی کردن و اماده شدن برای نیمه شعبان در سالن طبقه فوقانی این تالار برگذار گردید و در ابتدا حضور ماموران ، لباس شخصی ها کمرنگ و بمرور بر تعداد انها افزوده میگردید  مراسم روال عادی خود را داشت و با حضور نخبگان کرمانشاهی و نیز افراد نامداری همچون لطیف صفری و نیز برخی از اعضای شورای شهر نماینده گان احزاب کرمانشاه  و دانشجویانی از کرمانشاه و شهرستانها ، همچنین هم دانشجویان کیانوش از تهران و نیز اساتید محترم دانشگاه های مختلف برگذار گردید و سپس اعلام نمودند که مراسم را در سر مزار ان شهید به پایان میرسانند و مردم حاضر در یک اقدام بسیار زیبا در میان سکوت و با بستن روبان های سبز و نیز  بالا بردن عکسهایی از شهدای جنبش سبز  از تالار به راه افتادند و از مسیر های میدان شهرداری  - شریعتی و سپس در مقابل دادسرای عمومی کرمانشاه با بسته شدن خیابان توسط نیروی انتظامی متوقف شدند و مردم از انجا که بی طرفی و نظم نیروی انتظامی را میدیدند با شعار نیروی انتظامی تشکر تشکر هر از چند گاهی از ماموران نیروی انتظامی تشکر میکردند اما به واسطه توصیه انها مردم باید با ماشین به طرف مزار ان مرحوم راه میافتاند و بدلیل زیاد بودن مردم و نیز کم بودن وسائل نقلیه مدتی طول کشید تا مردم به سر مزار رفته و پس از بجای اوردن مراسم و سخنرانی به ناگاه نیروی انتظامی به مردم یورش اورده و به گزارش حاضرین عده ای را دستگیر و اکثر مردم را مورد ضرب و شتم قرار داده  و به متفرق کردن مردم مشغول شدند و با مقاومت اکثر جوانان موجه شدند متاسفانه تاکنون با توجه به تماسهای گرفته شده به دوستان از مشخصات دستگیر شدگان اطلاعی در دست نیست . لازم به ذکر است که امروز نه تنها چهلم کیانوش آسا بود بلکه گرامیداشت تمام جانباختگان راه ازادی به شمار میرفت و این با بالا بردن عکس هایی از کشته شدگان این جنبش به چشم میخورد .    

     


    |+|نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 ساعت 10:57 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    ناراضیان خواستار یک جمهوری تازه
    گزارش کریستین ساینس مانیتور از اعتراض ها و تجمع های ایران

    ناراضیان خواستار یک جمهوری تازه

      

    یاسون آتاناسیادیس

    در پایان هفته‌ای سخت، محمود احمدی‌نژاد تلاش کرد نشانه‌های اختلاف با رهبر ایران علی خامنه‌ای را برطرف سازد و رابطه‌شان را "مثل پدر و پسر" خواند.

    آقای احمدی‌نژاد گفت: "تلاش‌های بدخواهان برای تلقین چنین شبهاتی بی‌نتیجه است و مطمئنا این آرزو را به گور خواهند برد. این راه بر روی  شیاطین بسته است."

    روز پنجشنبه تظاهرکنندگان به خیابان‌های تهران ریختند و در سراسر کشور اعتراضاتی صورت گرفت. اما در پدیده ای که نشان از مرحله‌‌ای تازه در مقابله داشت، آنها مشهورترین شعارانقلاب ایران – استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی – را به عنوان آخرین خواسته‌شان گرفته‌اند اما فریاد می‌زنند: استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی.

    مسیح علی‌نژاد روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب مستقر در ایران در مصاحبه‌ای تلفنی گفت: "قبلا درخواست فقط برگزاری انتخابات مجدد بود اما از دیروز مردم یک قدم جلوتر رفته‌اند و بیشتر می‌خواهند. همچنین در حال جدا شدن هستند. برخی هنوز موسوی (نامزد شکست خورده انتخابات) را می‌خواهند اما دیگران خواسته‌هایی بیشتر از برگزاری دوباره انتخابات دارند: حالا آنها بجای جمهوری اسلامی، جمهوری ایرانی می‌خواهند."

    اینکه "جمهوری ایرانی" به چه شکل خواهد بود هنوز نامشخص است. پیام اصلی ناخشنودی از سیستم جاری است.

    یک فعال حقوق بشر در ایران که تلفنی با او تماس گرفته شده بود و بدلایل امنیتی نامش برده نمی‌شود گفت: "رفتار این رژیم مردم را شدیدا به سمت خشم می‌کشاند. اما حالا که هزاران نفر در زندان هستند و ده‌ها نفر کشته شده‌اند مردم دیگر فقط برگزاری دوباره انتخابات را نمی‌خواهند."

    یک ویدئو که از درگیری‌های روز گذشته روی یوتیوب گذاشته شده بود یک معترض با تی‌شرت را نشان می‌دهد که در مقابل یک پلیس کلاه‌خود به سر که مدام با باتوم فلزی او را می‌زند ایستاده و تکان نمی‌خورد. صدای تیراندازی شنیده می‌شود که به نظر می‌رسد به شلیگ گاز اشک آور یک پلیس به سمت فرد معترض ختم می‌شود.

     

    اگر رژیم بی‌اعتبار شود چه اتفاقی می‌افتد؟

    با کوتاه نیامدن هیچکدام از طرفین، برخی تحلیلگران بیم آن دارند که سپاه پاسداران برای سرکوب مخالفان وارد شود اما در عمل جمهوری اسلامی را مقابل چشم مردم بی‌اعتبار کنند و بدینگونه آن را به سمت انزوا یا رژیم توتالیتر ببرند.

    سپاه یکی از قدرتمندترین حامیان احمدی‌نژاد بوده است و مسئول خاموش کردن ناآرامی‌ها در استان تهران بوده است. با گذشته هفت هفته از طولانی‌ترین بحران در تاریخ سی ساله جمهوری اسلامی ایران، روزهای اعتراضی با نافرمانی عمومی و اهانت به دولت مشخص می‌شود. برخی معترضان در روز پنجشنبه شعارهای علیه آیت‌الله خامنه‌ای می‌دادند که در سیاست ایران فردی ماورای همه به حساب می آید.

    حضور شدیدی از نیروهای امنیتی در خیابان‌ها وجود دارد که پیاده‌ها را هل می‌دهند تا نتوانند تشکیل اجتماعات دهند. منابع آگاه در تهران وزارتخانه‌ها و ادارات دولتی را پر از کارمند توصیف می‌کند اما فعالیت آنها تقریبا متوقف شده است.

    در مجادلات داخلی در هفته گذشته، احمدی‌نژاد خواسته رهبر ایران برای برکناری معاون اول خود را نادیده گرفت، سپس وزیر اطلاعات را که وفادار به خامنه‌ای است اخراج کرد.

    وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی احمدی‌نژاد نیز پس از شایعات تکذیب شده‌ای که اخراج شده است، استعفا داد. اما وقتی مشخص شد که رفتن او به این معنی خواهد بود که بیش از نیمی از وزرای کابینه در چهار سال گذشته تغییر کرده‌اند و طبق قانون اساسی مجبور خواهد بود از مجلس مجددا رای اعتماد بگیرد، بازگردانده شد.

    همچنین حمایت آزاردهنده اولیه خامنه‌ای از انتخاب احمدی‌نژاد به اعتبار او نزد ایرانیان، که رهبر به جای اینکه بین نیروهای مختلف رژیم نقش داور را بازی کند او را گرفتار در نفاق می‌بییند، لطمه وارد کرد.

    یک معترض که از طریق تلفن از تهران صحبت می‌کرد گفت: "حالا خواسته این است که در بالا تغییر ایجاد شود. بسیاری از مردم دیگر برای رهبری خامنه‌ای اعتباری قائل نیستند، حتی درون خود رژیم."

    احمدی‌نژاد روز جمعه "دشمنان" را متهم به دنبال کردن "جدایی بین رئیس‌جمهور و رهبر" کرد و گفت غربی‌ها از انتخابات اخیر که "مدل جدیدی برای بشریت ارائه کرد خشمگین شده‌اند."


    |+|نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 ساعت 1:21 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    اشکوری: عمر دولت، بیش از یک سال نیست

    اشکوری: عمر دولت، بیش از یک سال نیست

    مریم محمدی

    عدم بازگشت آرامش به جامعه‏ی ایران پس از انتخابات و ادامه‏ی اعتراضات مردمی در اشکال مختلف، ابهامات و پرسش‏ها نسبت به آینده‏ی این رویدادها در ایران را هر روز بیش از گذشته طرح می‏کند.

    این از  برنامه‏ی «روی خط زمانه» با آقای حسن یوسفی اشکوری، از منتقدین دولت ایران، اسلام‌شناس و تحلیل‏گر سیاسی، برگرفته شده است .

    Download it Here!

    آقای اشکوری، اگر بحران فعلی را ناشی از انتخابات بیست و دوم خرداد بدانیم، ویژگی این انتخابات نسبت به انتخابات‏هایی که در گذشته، در جمهوری اسلامی برگزار شده، در کجا بوده است؟

    در میان انتخابات‏هایی که در ایران در طول این سی سال انجام شده است، این انتخابات یک وضعیت ویژه و بحرانی داشته و دارد. از اول انقلاب تا همین انتخابات، هیچ‏گاه انتخابات در ایران، به معنای دقیق کلمه، آزاد نبوده و همواره مشکلات و موانعی داشته است.

    نیروها نمی‏توانستند کاندیدای خاص خود را داشته باشند و گزینش مردم محدود به افرادی بوده که حاکمیت آن‏ها را تعیین و به مردم معرفی می‏کرده است. اوایل انقلاب این محدودیت خیلی کم‏تر و در این اواخر خیلی بیشتر شده تا به امروز رسیده است.

    تا دوم خرداد ۷۶ بسیاری از مردم، به ویژه طبقات شهری و گروه‏های دانشگاهی، طبقه‏ی متوسط، غالباً در انتخابات شرکت نمی‏کردند. بعد از دوم خرداد، فضایی به وجود آمد و امیدی برای تغییر ایجاد شد. لذا افراد بیشتری در انتخابات شرکت کردند. از آن زمان به بعد، همواره این امید وجود داشته، به همین دلیل هم بسیاری از مردم مشارکت می‏کردند.

    در انتخابات دهمین دوره‏ی ریاست جمهوری، باز مردم به نوعی امیدوار شدند. به ویژه این‌که انگیزه پیدا کردند دولت فعلی بر سر کار نباشد و حداقل، به لحاظ سلبی هم که شده، رییس جمهور فعلی را برکنار کنند. به این انگیزه به میدان آمدند و در سطحی وسیع، گسترده و بی‏سابقه در انتخابات شرکت کردند.

    9919_orig.jpg
    حسن یوسفی اشکوری

    چگونه وقتی مردم انگیزه‏ی سلبی دارند و برای برکناری کسی آمده‏اند، با همه‏ی مشکلات و هزینه‏هایی که می‏پردازند، حاضر نیستند کنار بروند؟ این حالت بیشتر زمانی انتظار می‏رود که مردم در پی بنای چیزی به میدان آمده‏اند و نه وقتی که به قول شما خواست سلبی دارند. نظر شما چیست؟

    خوب شد که این پرسش را مطرح کردید تا حرفم را تکمیل کنم؛ این‌که گفتم مردم چنین انگیزه‏ای داشتند، می‏خواهم اضافه کنم که این انگیزه، تنها انگیزه‏ی مشارکت مردم نبود. فقط می‏خواهم بگویم که جنبه‏ی سلبی این انتخابات، بیش از گذشته بود. حتا در دوم خرداد هم این انگیزه‏ی سلبی قوی و نیرومند بود، منتها این بار خیلی قوی‏تر از دوم خرداد ۷۶ بود.

    اما در عین حال، این انتخابات جنبه‏ی ایجابی هم داشت. چون جبنه‏ی سلبی بدون جنبه‏ی ایجابی معنا ندارد. مردم در جنبه‏ی ایجابی خواهان تغییر بودند. خواهان آن بودند که از نظر سیاسی فضا بازتر شود. از نظر اجتماعی، محدودیت‏ها و مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم کم‏تر شود. هم‏چنین جنبه‏های مختلفی که در برنامه‏ها و سخنان کاندیداها مطرح بود.

    اما این‌که چرا چنین موجی ایجاد کرد، دلیل اصلی‏اش دو نکته بوده است؛ یکی این‌که رییس جمهور فعلی آن‌قدر در افکار عمومی منفور بود و هست که دیگر تحملش برای چهار سال دیگر، برای مردم ایران بسیار سخت و دشوار می‏نماید…

    پس علت اصلی باز آقای احمدی‏نژاد است؟

    باز هم این علت اصلی نیست. علت اصلی انگیزش و اعتراض گسترده‏ی مردم در ایران، در حال حاضر این است که همان‏طور که در شعارهایشان در کوچه و خیابان اعلام می‏کنند، احساس می‏کنند رأی‏شان دزدیده شده و مطرح می‏کنند رأی به طور کلی جابجا شده است.

    کسی در جامعه‏ی ایران و در میان مردم ایران زندگی می‏کند، این را می‏فهمد و چندان نیازی هم به آمار و ارقام و استدلال‏های کلی و کلان ندارد.

    خیلی‏ها، جدالی را که الان در ایران هست، فقط بین مردم و حکومت نمی‏بینند. به نظر می‏آید در میان نیروهای حکومتی و چهره‏های شاخص آن هم تضاد و تناقض‏هایی بروز کرده است. شما در این باره نیز تحلیلی داشتید.

    بر اساس تحلیلی که چندی پیش داشتم و منتشر کردم، در پی این انتخابات، چهار شکاف در جمهوری اسلامی سر باز کرده است. البته زمینه‏های شکاف از گذشته وجود داشته و الان به تقابل رسیده است.
    یکی از آن‏ها، شکاف بین دولت و ملت بوده که از سی سال پیش شروع و این بار به نقطه‏ی تقابل رسیده است.

    دومین شکاف، شکاف بین اصلاح‏طلب‏ها و اصول‏گراها بوده که از دوازده سال پیش (دوم خرداد ۷۶) شروع شد. قبلاً وجود داشته و الان به تقابل رسیده است.

    سوم، تقابل در درون جبهه‏ی اصول‏گراهاست که حامیان احمدی‏نژاد در یک سو ایستاده‏اند و اصول‏گراهای ریشه‏دارتر و استخوان‏دارتر مانند قالیباف، لاریجانی، احمد توکلی و بسیاری دیگر و حتا هاشمی رفسنجانی در سوی دیگر قرار گرفته‏اند.

    شکاف چهارم، شکاف بین علما و روحانیت و نهاد مرجعیت است که فعلاً در برابر دولت احمدی‏نژاد است. ولی از آن‏جا که رهبری این بار پشت سر آقای احمدی‏نژاد ایستاد و تمام قد از او حمایت کرد، در نهایت، این تقابل در برابر رهبری هم به وجود آمده است.

    فکر می‏کنید آقای خامنه‏ای بتواند از پس این موقعیت دشوار بربیاید؟ راهی پیدا کند؟

    فکر نمی‏کنم آقای خامنه‏ای موفق شود این چهار شکاف را به شکلی مدیریت کند که بحران را تخفیف بدهد. به ویژه این‌که تا کنون هم نشانه‏هایی از این‌که تدبیری اندیشیده شود که بحران‏ها کاهش پیدا کند، در ایشان و در حاکمیت نمی‏بینیم.

    علی‏رغم این‌که بسیاری از علمای درجه اول، مثل آیت‏الله منتظری، آقای موسوی اردبیلی، آقای صانعی و بسیاری از روحانیون با نفوذ دیگر که خود ار مؤسسان و بانیان نظام جمهوری اسلامی بوده‏اند، به رهبری هشدار می‏دهند، به نظر می‏آید که بنا بر این نیست که این مسأله به شکلی مدیریت شود که بحران پایان پیدا کند.

    به نظر شما، اگر اراده‏ای مبنی بر پایان دادن به بحران وجود داشته باشد، چه راه‏کاری وجود دارد؟

    اگر واقعاً چنین تصمیمی باشد و چنین عزمی وجود داشته باشد، راه اصلی آن این است که در روندی برای این‌که حرف رهبری هم رسماً پس گرفته نشود، شاید تنها گزینه‏ی معقول این باشد که به تدریج (مثلاً شش یا یک سال دیگر) آقای احمدی‏نژاد را وادار به استعفا کنند تا این بحران به شکلی پایان پیدا کند.

    یا این‌که اگر از این طریق هم نمی‏خواهند این کار را انجام بدهند، از روال قانونی استفاده شود و مجلس اجازه پیدا کند آقای احمدی‏نژاد را استیضاح کند و از طریق استیضاح و طرح عدم کفایت و صلاحیت رییس جمهور، ایشان را به شکل مسالمت‏آمیز و قانونی، برکنار کنند. البته این در صورتی است که رهبری این اجازه را به مجلس بدهد.

    روز دوشنبه، قرار است آقای احمدی‏نژاد تنفیذ شود. به نظر شما، این کار انجام خواهد شد؟

    بله، این کار که علی‏الاصول انجام خواهد شد. چون همه‏ی تلاش‏ها و کوشش‏ها برای این بوده که ایشان در مقام رییس جمهور ابقا شود و طبیعی است که حتا اگر چنین تصمیمی هم وجود داشته باشد، الان، بلافاصله، ایشان را برکنار نمی‏کنند. ایشان که به دلخواه خودش هم استعفا نمی‏دهد و به نظر نمی‏آید که تا چند روز آینده، حادثه‏ی خاصی اتفاق بیفتد.

    اما با بحرانی که در میان جامعه و حکومت سراغ دارید، آیا شش ماه یا یک سال دیگر، می‏تواند این وضع با ابقای دولت آقای احمدی‏نژاد ادامه داشته باشد؟

    خیر، بسیار بعید است. پیش‏بینی من در تحلیلی که از حدود همان سی چهل روز پیش، در آغاز این تحولات داشتم و منتشر هم کردم، این است که آقای احمدی‏نژاد آن‏قدر از جهات مختلف دچار بحران خواهد بود که شاید به زحمت بتوان تصور کرد عمر دولت ایشان بیش از یک سال باشد.

    بیوگرافی یوسفی اشکوری را در ادامه مطلب بخوانید


    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388 ساعت 9:48 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    متن نامه سر گشاده دکتر عبدالعلی بازرگان به آقای خامنه ای

    متن نامه سر گشاده دکتر عبدالعلی بازرگان به آقای خامنه ای

    هوالعلی الکبیر



    جناب آقای سید علی خامنه ای، نمیدانم با چه زبان و از کدامین ظلم و جنایتى با شما سخن بگویم که مشفقان و دلسوختگان ملت نگفته باشند؟ در نظام متمرکز و مطلقه ای که همه راهها منتهی به رأی و تصمیم شخصی شما گشته،  نامه‌های ناصحانه متعددی در ارتباط با تقلب انتخاباتی وسرکوب خونین معترضین به جنابعالی نوشته شده که هیچکدام هم پاسخی دریافت نکرده‌اند. بنده نیز امیدی ندارم این نوشته از کانال‌های کنترل شده ارتباطی بیت بگذرد و به رؤیت شما برسد، با این حال بنا به وظیفه ملی و دینی خود  نکاتی را یادآور می‌شوم.

    در نظام ولایت مطلقه فقیه، شما و تئوریسین‌های این تِز مدعی هستید مشروعیت خود را نه از آراء اکثریت مردم، بلکه ازپیوند به ولایت اهل بیت مطهر پیامبرمکرم اسلام می‌گیرید. سرسلسله ولایت و عرفان در مکتب تشیع امیرالمومنین علی(ع) است که دیدگاه سیاسی خود و معیارهای مطلوب حکومتی را در "عهدنامه‌ای" که به "منشور حکومت اسلامی" شهرت یافته، تدوین کرده است. عهدنامه‌ای که برای اداره سرزمین بزرگ مصر به  "مالک اشتر" سپرده تا درماموریت خطیر خود به عدالت رفتار کند. بنابراین بر آن شدم عملکرد شما در وقایع خونبار اخیر را در عرضه به این منشور، که تبلور عصاره تجربیات حکومتی نخستین امام مکتب تشیع است، مورد ارزیابی و مقایسه قرار دهم. گرچه این نکات را بهتر از من می‌دانید، اما خواستم به مصداق:"فذکرفان الذکری تنفع المومنین"، هرچند خوشایند شما و چاپلوسان نباشد، هم یادآوری کرده باشم، و هم به کسانی که ولایت شما را از سنخ همان ولایت می‌دانند تفاوت زمین تا آسمان را به توفیق حق نشان دهم.

     

    الف – بدبینی ملت به رهبری

    جناب آقای خامنه‌ای، میلیون ها ایرانی آزاده، به حق یا باطل، شما را در حوادث اخیر به خاطر حمایت بی دریغتان از رئیس جمهور و تقلب آشکارانتخاباتی همکاران او، عامل اصلی تشنجات و کشتارها می‌دانند وسیاست‌های یک طرفه و استبدادی شما را محکوم و عدالت و صلاحیت رهبری‌تان را انکارمی کنند. جنابعالی مسلماً چنین قضاوتی را بر نمی‌تابید، اما مدعی پیروی از کسی هستید که (در همان عهدنامه) فرمود:

    اگر ملت برتو گمان ستمگری بَرَد( حکم ترا ظالمانه بشمارد)، عذر خویش را با شفافیت تمام برای آنها بیان کن و بدگمانی مردم را با دلائل روشن از خود دور ساز. مسلماً در این (تمکین به حقوق و حاکمیت مردم) ریاضتی است که باید بر خود دهی، و رفاقتی است با مردم، و رسیدنی است به آرمانت که باید برپاداشتن مردم در راه حق باشد (بند ۱۳۰ عهدنامه).

    اما شما جز تأیید شتابزده صحّت انتخابات پیش از زمان قانونی آن و مردود شمردن ادعای مخالفین بر تقلب درامانت ِ آراء، نه تنها هیچ دلیل و منطقی جز پافشاری بر درستی و "شیرینی"! آن ارائه ندادید، بلکه نیروهای سرکوب تحت فرمانتان را از "تلخی" عواقب کشتار منع نکردید. در حالی که باید به جای تهدید و توبیخ، با عدالت و انصاف و عذرخواهی ازملت، آنها را آموزش و رشد می‌دادید.

    با وجود بسته شدن خبرگذاری‌ها و همه امکانات و ابزار رسانه‌ای ِ قابل کنترل، برای بی خبر نگه داشتن توده‌های مردم از سرکوب سازمان یافته حاکمیت، به نظر نمی‌رسد برای شما محدودیتی برای آگاهی ازعوارض این قلع و قمع باشد. آیا هرگز گزارش و عکسی ازشهدا و مجروحین وقایع اخیر را به سمع و نظر شما رسانده اند؟ آیا می‌دانید نزد خدا و خلقش، به عنوان تصمیم گیرنده اصلی و مسئول مستقیم آنها پاسخگوی در دنیا و آخرت هستید؟ از دو حال خارج نیست؛ یا می دانید، یا نمی دانید. این سئوال را رهبر سلف شما در آستانه انقلاب از شاه کرد. آیا به یاد نمی‌آورید!؟

    اختلاف میان مقام رهبری و ملت، امری بسیار طبیعی و عادی در سایر کشورهاست،  در نظام ولایت فقیه، همواره این مردم هستند که صغیر و مهجور و محتاج سرپرستی هستند و حق همیشه با رهبری است و نظر او "فصل الخطاب" و "حکم حکومتی"اش حذف کننده هرحرکت فکری است. اما در همان "عهدنامه"، در تنازع احتمالی رهبر با ملت (مشابه چنین حوادثی)، تصریح شده است طرفین موظفند به کتاب و سنت (قانون) مراجعه نمایند ورهبری هیچ حق ویژه ای بر دیگران ندارد (بندهای ۶۳ تا ۶۵).

    جناب آقای خامنه‌ای، اینک متاسفانه میان شما و بخش عظیمی از ملت اختلاف و فاصله‌ای عمیق افتاده است که در صورت لجاجت و بی‌اعتنائی به حقوق مردم، میرود خدای ناکرده به جنگی داخلی و برادرکشی منتهی شود آثار چنین فتنه‌ای که تا ابد بر پیشانی عاملان آن باقی می ماند، نام نیکوئی از شما باقی نمی‌گذارد.

    توجه تان را به تصویر زشتى ازاین اوضاع در فرازی دیگر ازعهدنامه جلب میکنم:

    اگر ملت بر رهبری چیره گردد (نظام مدیریت گسسته شود) یا رهبری به ملت ستم کند، در این هنگام اختلاف کلمه پدید می‌آید و نشانه‌های زورگوئی قدرت آشکار می‌گردد، فریب کاری‌های دینی زیاد می‌شود ، عمل به سنت‌های نیکو متروک می ماند، هر کس به دلخواه عمل میکند، احکام معطل می‌ماند، دردها و بیماری‌های(جسمی و روحی) مردم افزون می‌شود، هیچ کس از پایمال شدن حق بزرگ و رواج امور باطل بیمی به دل راه ندهد (بی‌تفاوتی مردم). در این هنگام نیکان به‌خواری و بدکاران به عزّت می‌رسند(خطبه ۱۶۰).

     

    ب- انتقاد به رهبری

    جناب آقای خامنه‌ای، علی(ع) که شما سالی را به یاد او نامگذاری کردید، در همان آغاز خلافت،  صریحاً مردم را به حق‌گوئی (انتقاد) از خود و نظردهی (مشورت) دعوت و تأکید کرد: "من بالاتر از این نیستم که اشتباه نکنم، مگر آنکه خدا کفایتم کند" (خطبه ۲۱۶) و در متن عهدنامه معروف خود به مالک هشدار داد:

    باید نزدیک‌ترین وزیرانت از نظرقرب مقام کسی باشد که بیشترین حرف تلخ حق را به تو میزند و آنگاه که عملی از تو سر می‌زند که خدا از اولیائش ناخوش دارد، کمترین یاری را به تو می‌رساند، ... همکارانت را به جد بیاموز تا تو را ستایش و بی‌جهت تجلیل نکنند. (بند ۳۳)

    شما اگر در حوادث اخیر به جای دستگیری گسترده رهبران گروه های سیاسی و صاحب نظران دلسوزملک و ملت، از بیم واهی بهره برداری از نیروی خشم ملت، و اعتمادتان به تحلیل‌های اطرافیانتان، طبق فراز زیر با آنان گفتگو و رایزنی می‌کردید، آیا به صلاح خودتان و ملک و ملت مظلوم نبود؟

    تا آنجا که می‌توانی با دانایان و حکیمان (کارشناسان) در تثبیت آنچه امور کشور را به اصلاح و مردم را به پا می دارد مذاکره کن. (بند ۴۰)

    رهبران فکری و سیاسی مردم که جای خود دارد، شما طبق این عهدنامه وظیفه دارید بخشی از اوقات هفته را به شنیدن نظریات کسانی که به شما انتقاد دارند، اختصاص دهید:

     
    باید قسمتی از اوقات خویش را به کسانی که مطالباتی ازخودت دارند اختصاص دهی و در مجلسی عمومی که نهایت تواضع را به خاطر خدا انجام می دهی، بدون حضورنیروهای نظامی، حراستی (امنیتی) و پلیس، شخصاً حضوریابی تا گویندگان (شاکیان) بدون لکنت زبان با تو سخن بگویند، که من از رسول خدا، نه یکبار، که به کرات شنیدم که می‌فرمود: هرگز نظامی را که حق ِ ضعیف بدون لکنت زبان از قوی ستانده نمی‌شود، نمی توان نظام مقدس (پاک و مبرای از عیب) شمرد... ( بندهای ۱۰۹ تا ۱۱۱)

    جناب آقای خامنه‌ای، هواداران شما با کدام معیار، حکومتی را که مطالبه امانت درآراء انتخابات را با ضرب و شتم و ابزار قتاله پاسخ می‌دهند، نظام مقدس!! می‌شمارند؟ شما وقتی کارهای بزرگ را به اشخاص کوچک می‌سپارید، برای حفظ موقعیت خود از هیچ اقدامی فروگذاری نمی‌کنند. به راستی منطق شما درحمایت مستمر از آقای احمدی نژاد، که مملکت را با عملکردش در آستانه نابودی قرار داده، جز نزدیکی به افکار خودتان، آنچنان که در نماز جمعه گفتید، چیست؟ نمازی که فرصت استثائی خدائی بود تا جامعه را با قبول تقلب وقضاوت منصفانه خودتان به آرامش بیاورید. اما در "عهد نامه علی" آنگاه که ضوابط گزینش کارگزاران را: داشتن تجربه، حیاء، خانواده صالح، سابقه در اسلام پیشگام (نه متحجر)، اخلاق کریمانه، بی طمعی مالی، عاقبت اندیشی و ...  تبیین میکند به گونه دیگری توصیه شده است:

     
    کارگزارانت را پس ازآزمایش به کار بگمار، نه با تمایل شخصی و رأی فردی. که این شیوه ظلم است و خیانت (به ملت). (بند ۷۲)
     

    ج-  سرکوب مخالفین

    کشتارهای فجیعی که در برخورد با دانشجویان و یا در تظاهرات مسالمت آمیزخیابانی در حوادث اخیرتوسط نیروهای تحت فرمان مستقیم وغیر مستقیم شما رخ داده است، تماماً حکایت از عزم راسخ آن مقام در قلع و قمع مخالفینی می‌کند که جز تجدید انتخابات ِمهندسی شده درخواست دیگری ندارند. گویا فدا شدن هزاران نفر برای به کرسی نشاندن تصمیم رهبری و نادیده گرفتن میلیونها درخواست منطقی اهمیتی در نظام ولائی شما ندارد!؟

    اگر از خاطر نبرده باشید،۵۶ سال قبل در بیدادگاه نظامی شاه، وقتی مرحوم طالقانی و سایر سران نهضت آزادی محاکمه می‌شدند، مهندس بازرگان پس از دریافت محکومیت ده ساله خود خطاب به تیمسار"قره باقی" رئیس دادگاه گفت:

    ما آخرین گروهی هستیم که با زبان قانون وبه شیوه مسالمت آمیز با شما سخن می‌گوئیم. با محکوم کردن ما ملت خاموش نمی شود بلکه با زبان دیگری با شما سخن خواهد گفت.

    ده سال بعد حرکت‌های چریکی درجنگل‌های "سیاهکل" و عملیات مسلحانه شهری جایگزین مبارزات مسالمت آمیزپارلمانی شده بود. تشکیلات شما استثنا نیست و قوانین الهی شیخ و شاه نمی‌شناسد.

     
    شما این سخت‌سری و قاطعیت را به نفع نظام ولائی می‌دانید، اما در فراز دیگری از منشور حکومتی على (ع) نظر دیگری عنوان شده است:

    ترا هشدار میدهم در باره خونها (جان مردم) و خون ریزی به ناحق. زیرا هیچ عاملی بیش از کشتاربه ناحق موجب بروز نابسامانی‌های اجتماعی (نقمت) و پی‌آمدهای تخریبی عظیم و زوال و بریده شدن مدت (حکومت) نمی‌گردد ..... مبادا پایه های سلطنت خویش با ریختن خون حرام تقویت کنی که چنین شیوه‌ای نه تنها موجب تضعیف و سستی ارکان حکومت، بلکه زوال و انتقال آن (به نظامی دیگر) می‌شود. (بند ۱۴۱)

    جناب آقای خامنه‌ای، شما که اجازه نمی‌دهید خبرنگاران داخلی و خارجی از صحنه‌هائی که هوادارانتان آفریده‌اند، فیلم و گزارشی تهیه کنند، آیا مستقل از فضا و فیلتری که پیرامونتان ایجاد کرده‌اند هرگز فرصت کرده‌اید نیم نگاهی به عکس‌ها و فیلم‌هائی که جوانان جسور با موبایل‌های خود از جنایت‌های مأمورانتان گرفته‌اند بیندازید؟ آیا حمله نیروهای سرکوبگر در لباس شخصی را که همچون گرگ به جان جوانان برومند وطن افتادند دیده‌اید؟ مگر امام علی(ع) در همان عهدنامه هشدار نداده بود:

    مبادا، همچون درندگان به جان مردم افتاده و خورد نشان را غنیمت بشماری. آنها از دو حال خارج نیستند؛ یا برادر دینی تواند و یا همنوع تو (بند ۹ و ۱۰).

    البته شما در نماز جمعه با فرافکنی زیرکانه‌ای مسئولیت این جنایت ها را به گردن "تروریست های نفوذی"! انداختید که در پوشش تظاهرات خیابانی ضربات تروریستی خود را وارد می کنند. عجبا، چگونه است که تروریست ها اهداف خود را همواره از میان دانشجویان معترض دانشگاهها و در میان مردم عادی انتخاب می‌کنند!؟

    گفتید:"اینکه بروند دانشگاه و جوان دانشجوی مؤمن و حزب اللهی را آنهم با شعار رهبری مورد تهاجم قرار دهند دل انسان را واقعا خون می کند"! اگر چنین احساسی صادقانه است، چرا برای یکبار هم که شده دستور نمی‌فرمائید  نیروهای انتظامی شما با نیروهای رسمى با لباس شخصی  برخورد و آنها را دستگیر کنند؟

    امام علی به مالک اشتر، با آنکه مطمئن ترین یاور او بود، در دفاع از حقوق مردم تازه مسلمان مصرو پرهیز او از اتخاذ شیوه‌های خشن در برخورد با مردم فرمود:

    اگر به خطا کسی را کشتی یا تازیانه‌ات، یا شمشیرت، یا دستت در عقوبت از حدّ گذرانید، یا با مشت و بالاتر از آن، به ناخواسته مرتکب قتلی شدی، نباید گردن کشی و غرور قدرت تو مانع آید که خون بهای مقتول را به خانواده اش بپردازی.

    جناب آقای خامنه‌ای، در نظام ولایتی شما خونبها که پیش کش! جنازه جوانان را هم به خانواده‌هاشان به راحتی تحویل نمی‌دهند تا بر آنان عزاداری کنند!؟ این است رأفت وعطوفت اسلامی ادعائی شما!

    شما با تحریک عواطف مذهبی نمازگزاران، بخش عظیمی از ملت را فریب خوردگان یا وابستگان به بیگانه شمرده و مرتکب ظلم عظیمی می‌شوید. شما ناله و نفرین مادران داغدار وفرزندان شکنجه شده آنان را نمی‌شنوید اما در نظام خداوند ِ سمیع و علیم ناله والدین "ندا"های مقتول بدون جواب نمی‌ماند.

    (
    بند۱۹) هیچ عاملی برای تغییر نعمت‌ها (راحت و رفاه و امنیت و آزادی) در جامعه و شتاب گرفتن نقمت ها (نومیدی، اعتیاد، فساد، فحشاء و ...) مؤثرتر از قدرت گرفتن یک حکومت بر پایه ظلم نیست. زیرا خداوند شنوای دعای شکنجه دیدگان و در کمین ستمگران است.

     
    د- شخصیت پرستی مشرکانه

    جناب آقای خامنه‌ای، ملت ما در انقلاب سال ۵۷ ازطاغوت زمان که نماد طغیان استبدادی یک فرد بود، نجات یافت و به حاکمیت ملی رسید. اینک پس از ۳۱ سال، گرچه ظواهر و عناوین عوض شده، اما همچنان در بر همان پاشنه می گردد و اکثریت ملت درنظام ولایت مطلقه و شورای نگهبان و سایر نهادهای وابسته، از حاکمیت خود محرومند. شیوه‌های شخص پرستی و بت سازی مشرکانه از مقامات و تملق و چاپلوسی، سکه رایج زمانه است و بر خلاف امام علی که در طرد و دفع متملقین فرصت‌طلب از هیچ فرصتی دریغ نمی‌کرد، متأسفانه دیده نمی‌شود مقام رهبری ابراز برائتی از چنین چاپلوسانی کرده باشند. گویا این فراز زیر از عهدنامه به کلی فراموش شده است:

    هرگاه از اقتدارخویش احساس ابهت واوج خیال (در آسمان جاه و مقام) کردی، نگاهی به عظمت ملک خداوند بر بالای سرت بیفکن و قدرت او را برخویش، که فاقد آنی، در نظر بگیر. با چنین به خود  نگریستنی سرکشی تو تسکین می یابد، تند و تیزی تو فرو می‌کاهد و عقل و خِردی که از توگریخته باز می‌گردد (بند۱۴).

     
    ر - عدالت پروری

    انتظار ملت از شما چیزی جز انصاف و عدالت و ترجیح حقوق ملت برتمایلات خودتان نیست، شادمانی شما نیز، آنچنان که در عهدنامه آمده است، نباید جز اجرای عدالت و جلب رفاه و رضایت مردم باشد. این سخن ِامامی است که یکسره از ولایت او داد سخن می‌دهید:

    بهترین مایه شادمانی رهبران باید بپا داشتن عدالت در شهرها وپدیدار شدن دوستی (طرفداری) ملت باشد و چنین دوستی حاصل نمی‌شود، مگربا خوش‌بینی‌شان و این نیزحاصل نمی‌شود جز با گردآمدنشان پیرامون مسئولین امور و سنگین نشمردن بار دولت آنها بردوش خود و ترک ِآرزوی سر آمدن دوران زمامداری‌شان (بند۵۸).

    جناب آقای خامنه‌ای، پایان بخش نامه خود را مقدمه عهدنامه امام علی قرارمی‌دهم، مقدمه‌ای که به هنگام اعزام مالک اشتر به سرزمین فراعنه، نوشته شده است:

    ای مالک، بدان که تو را به سرزمینی فرستاده‌ام که پیش از تو دولت‌ها دیده، برخی دادگر و برخی ستمگر. و مردم در کارهای تو به همان چشمی می‌نگرند که تو در کار رهبران پیش از خود می‌نگری ودرباره تو همان می‌گویند که درباره آنان می‌گوئی و نیکوکاران را از آنچه خدا بر زبان مردم جاری می‌سازد توان شناخت.

    میهن عزیز ما بیش از ۲۵ قرن است  درسلطه سلسله سلاطینی، عموماً ستمکار زیسته است، زمان زیادی ندارید تا قضاوت بندگان خدارا عوض کنید. آریامهر!! آنگاه صدای انقلاب مردم را شنید که فریاد "مرگ برشاه" همه فضای شهر را پر کرده بود. به نصیحت امیرمؤمنان گوش دل بسپارید که فرمود:

    کفایت کار مردم به عهده تو قرار گرفته وخداوند ترا در رفتارت با ملت امتحان می‌کند. پس خود را در جنگ با خدا قرار مده که قدرتی در برابر انتقام او نداری و نیز بی‌نیاز از عفو و رحمتش نیستی (بند۱۱).

    ...
    و مااریدان اخالفکم الی ما انهیکم عنه ان ارید الاالاصلاح مااستطعت و ماتوفیقی الابالله علیه توکلت و الیه انیب (هود۸۸).


    |+|نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388 ساعت 1:26 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    آخرین نوشته ها
    تریلیاردر حامی احمدی نژاد ، پشت پرده "تات"
    کوروش بزرگ ذولقرنین نیست !!
    کوتاهترین داستان دنیا
    چگونه هدایای تبلیغاتی نفیس رایگان از شرکتهای بزرگ بین المللی دریافت کنید؟ کافیست ثبت نام نموده و تبل
    بیانیه شماره 14 مهندس میرحسین موسوی در استانه 13 آبان
    ورژن جدید الترا سورف نرم افزار عبور از فیلترینگ را از لینک های زیر دانلود کنید :
    آزادی و بزرگداشت زنان در ایران باستان

    حکم اعدام زنی که قصد دفاع از خود به هنگام تجاوز را داشت.
    ترانه موسوی چهارم و اشتباه ناشیانه خبرگزاری فارس
    آرشيو وبلاگ
    آبان 1388
    مهر 1388
    شهریور 1388
    مرداد 1388
    تیر 1388
    خرداد 1388
    اردیبهشت 1388
    فروردین 1388
    اسفند 1387
    بهمن 1387
    دی 1387
    آذر 1387
    آبان 1387
    مهر 1387
    بهمن 1386
    دی 1386
    موج سبز آزادی