تبليغاتX
كيونان
SMS کور به «۹۰» ، زمینی که خودمان می سوزانیم

من  ، اصلا مایل نیستم به روند اعتراضی ، خطی بدهم. تا همین جا ، حکومت ایران سعی دارد خبرنگاران و کارکنان رسانه های فارسی زبان را به دخالت در وقایع  داخل ایران متهم کند. واقعیت این است که رسانه ها هر چه حرفه ای تر باشند ، کمتر در وقایع نقش دارند بلکه روایت گر هستند.

این اعلام برائت را گفتم تا به این موضوع SMS به برنامه نود برسم. از دیروز مدام همه در اینترنت می گوید به گزینه آخر نود ، رای بدهیم بدون اینکه مهم باشد گزینه آخر چه است.

من نمی دانم چه کسی این پیشنهاد  را داد یا کی به فکر بسرش افتاد.اما اگه خوشبینانه نگاه کنیم تنها مردم را پای تلویزون کشاندن و شنیدن حرفهای دکتر دادکان را شنیدن هدفشان بوده باشد اما  خوشبختانه ، ذهنم هنوز مثل دولتی ها بیمار نشده که با تئوری توطئه کسی را متهم کنم اما برای من این طرح بنوعی ناکارآمد بود. یعنی چی که ما به گزینه آخر رای بدهیم ؟ مگر امار واقعی را با توجه به جو بوجوده امده اعلام میکنند ؟

اول اینکه با اس.ام.اس زدن ، فقط ما مخابرات (که اتفاقا الان سهامدار اصلی اش سپاه است) را منتفع می کنیم. دوم اینکه فرصت برنامه ریزی و فکر را به کودتا گران برای ابتر کردن این طرح می دهد. دوستی شوخی می کردی و می گفت حالا جمهوری اسلامی سوال می گذارد آقای گل امسال لیک چه کسی است : گزینه یک ، آرش برهانی / گزینه دوم ، علی کریمی و گزینه سوم سید علی خامنه ای .

سوم. مهمترین دلیل من این است که ما عملا با این کار یکی از برگ های برنده را که می توانست در مقطعی به درد مان بخورد را می سوزانیم. اس ام اس به نود در طول این هفت ماه ، در جاهایی به درد مان خورده بود. وقتی که می خواست عملکرد ریاست تربیت بدنی ِ دولت نهم بررسی شود ، ما همه اس ام اس زدیم ، مشت محکمی بود برای دولت بطوریکه تا دو ، سه هفته گیج بودند. الان چه . وقتی مثلا یک میلیون یا دومیلیون به گزینه آخر بدون دقت به اینکه درست است یا نه رای بدهیم ، چه دست آوردی دارد جز اینکه به حکومت این فرصت را بدهد که در بزنگاه های دیگر از زیر این مساله نظرهای اس ام اسی در برود.

به همین مسابقه امشب توجه کنید. بر هرکسی مشخص است که پاسخ گزینه اول یعنی ضعف مدیریت عامل ناکامی های اخیر است اما حالا که همه به هم گزینه آخر را پیشنهاد می کنند ، این باعث می شود نظر سنجی نود اعتبار خود را از دست بدهد. طبیعی است که اگر مثلا روزی برنامه نود بخواهد یک نظرسنجی مهم بگذارد ، نمی توان چندان به تاثیر گذاری اش امیدوار بود. نود زمین خوبی بود که می شد هر از چند گاهی در آن ابراز وجود کرد ، اما حال داریم به دست خود آن را به زمین سوخته ای تبدیل می کنیم.

اما باز این نکته قابل تامل هست که طرح این حضور میلیونی سبزها با  اس ام اس از سوی کسانی بوده است که از حضور دکتر دادکان و گفته های ایشان باخبر بوده اند و لذا از این طریق خواسته اند که مردم را به نحوه ی پای تلویزنی بکشانند ‌تلویزیونی که مردم خیلی وقت است با اون قهر کرده و انرا رسانه مردمی نمیدانند . و این تنها نکته مثبت و قابل قبول اینگونه طرح ها میباشد که ما هم از آقای فردوسی پور که با هوش و ذکاوت ستودنی خود مستقیم و غیر مستقیم درد مردم را باز گو میکند .


|+|نوشته شده در سه شنبه پانزدهم دی 1388 ساعت 8:28 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
بدعت های ایت الله صانعی !!!

بدعت های ایت الله صانعی !!!

sane.jpg

 

 

 

یکم : تساوى دیه‏ زن و مرد

 

امام خمینى ره  و همه‏ فقیهان شیعه، دیه‏ زن را نصف دیه‏ مرد مى‏دانند و بسیارى از آن‏ها به اجماعى بودن این حکم تصریح کرده‏اند. همچنین فقیهان همه مذاهب اهل سنت دیه‏ زن را نصف دیه‏ مرد مى‏دانند، مگر چند تن انگشت شمار از اهل‏سنت که مخالفت آن‏ها را بهایى نیست، لذا صاحب جواهر مى‏گوید : جملگى مسلمانان براین حکم اجماع دارند.

 

 

در مقابل اجماع فقیهان اسلام، آقاى صانعى در نسبتى خلاف واقع ادعا مى‏کند: منشأ تفاوت دیه‏ زن و مرد در زمان شهید بهشتى است. بهشتى در آن شرایط انقلابى این وجه اعتبارى را مطرح کرد که چون مرد خرجى مى‏دهد، دیه‏ وى دو برابر زن است. اصل این مطلب نادرست است ... در فقه شیعه اصلاً این حرف‏ها و این گونه مسائل مطرح نیست. با اعتباراتى که اشکال دارد نمى‏توان قانون درست کرد.

 

 

بدین‏گونه آقاى صانعى اجماع فقیهان شیعه را انکار نموده، از شهید بهشتى انتقاد مى‏کند که با اعتبارات نمى‏توان قانون درست کرد. در حالى که دلیل ارائه شده از سوى آن شهید از روایات گرفته شده است.

 

مطلب دیگر این‏که وقتى از آقاى صانعى در مورد دیه‏ زن و مرد سؤال مى‏کنند، مى‏گوید: دیه زن و مرد مساوى است قضاءً لا طلاق ادلة الدیه و عدم دلیل برتقیید .

 


در صورتى که که شیخ طوسى دلیل نصف بودن دیه‏ى زن را اجماع و روایات مى‏داند و صاحب جواهر، روایات باب را متواتر مى‏خواند، همان روایاتى که از پیامبر(ص) و ائمه (ع) نقل شده و مقیّدند و به صراحت دلالت بر نصف بودن دیه دارند.

 

 

 

 

 

دوم : ردّ فاضل دیه

 

امام خمینى ره  و همه‏ فقیهان شیعه در صورتى قصاص مردِ قاتل را در مقابل زنِ مقتول جایز مى‏دانند که اولیاى زن، فاضل (زیادى) دیه‏ قاتل را به ورثه‏اش بپردازند که نصف دیه‏ مرد است و این حکم اجماعى است. در مقابل، فقیهان اهل سنت جز اندکى از آن‏ها ردّ زیادى دیه را لازم نمى‏دانند.

 

آقاى صانعى برخلاف اجماع فقیهان شیعه و با پیروى از جمهور فقیهان اهل‏سنت، ردّ فاضل دیه را لازم نمى‏داند، درحالى که صاحب جواهر مى‏گوید: روایات مستفیض و متواتر این معنا را اثبات مى‏کند.

 

 

 

 

 

سوم : متعه‏

 

 

آقاى صانعى گفته است : «مشروعیت عقد موقت و متعه، فى‏الجمله براى مواقع اضطرارى همانند جنگ‏هاى طولانى، جزو مسلمات مذهب شیعه است و همان طور که مرقوم شده مشروعیتش براى موارد اضطرار است».

 

 

مدتى بعد با صراحت مى‏گوید: «اساساً عقد موقت در اسلام براى رفع ضرورت است، نه عیاشى مشروع یا عدل ازدواج دائم قرار گرفتن، بنابراین براى کسانى که همسرشان در اختیار آن‏ها است و مى‏توانند غریزه‏ جنسى را به وسیله همسر اطفا نمایند، عقد موقت مرد نسبت به زن مسلمان، به نظر این جانب، محل اشکال، بلکه محکوم به منع و عدم جواز است.»

 

 

نظر آقاى صانعى در منوط کردن جواز ازدواج موقت به وجود اضطرار همان دیدگاه قدیمى فقیهان اهل‏سنت است و اساساً نخستین فردى که قید «اضطرار» را دخیل در جواز متعه دانست، خلیفه‏ دوم بود که در دفاع از تحریم متعه گفت : «همانا رسول خدا(ص) متعه را در زمان ضرورت حلال کرد و اکنون مردم در آسایش‏اند».

 

 

برخلاف آقاى صانعى، فقیهان شیعه اجماعاً ازدواج موقت را جایز مى‏دانند و هیچ کدام آن‏ها جواز آن را مقیّد به قید اضطرار نکرده است.

 

 

 

 

 

چهارم : محرمیت فرزند خوانده

 

 

وقتى درباره‏ محرمیت فرزند خوانده با اطرافیان از آقاى صانعى سؤال مى‏شود، فتوا مى‏دهد: فرزند خوانده گرچه فرزند اصلى نمى‏باشد، لیکن چون اطلاع دادن و متوجه شدن او به فرزند خوانده بودن براى او حرج و مشقّت ولو روحى - که معمولاً چنین است - دارد، از جهت محرمیت حکم فرزند اصلى را داشته و همه محارم فرزند اصلى به او محرم مى‏باشند و جزو محارمش از حیث محرمیّت محسوب مى‏شوند و در محرمیّت ذکر شده، فرقى بین نسبى، مانند دایى و عمه و یا سببى، مانند مادر زن و یا مادر شوهر و غیر آن‏ها نبوده و نیست.

 

 

فقیهان شیعه تاکنون هرجا که درباره‏ ایجاد محرمیّت با فرزند خوانده اظهار نظر کرده‏اند، تنها به محرمیّت از راه رضاع یعنى شیر دادن و ازدواج اشاره کرده‏اند، از جمله خود آقاى صانعى در پاسخ مقلدانش، پیش از این تنها به همین دو راه اشاره کرده است و دیده نشده که فقیهى براى اثبات محرمیّت، آن هم براى نزدیکان سببى و نسبى به قاعده نفى حرج استناد کرده باشد. از طرز استدلال آقاى صانعى دانسته مى‏شود که وى به درستى مفاد قاعده‏ لاحرج را در نیافته است.

 

 

 

 

 

پنجم : ربا در قرض‏هاى استنتاجى

 

 

آقاى صانعى فتوا مى‏دهد : اگر کسى که قرض مى‏دهد، شرط کند که زیادتر از مقدارى که مى‏دهد بگیرد، در صورتى که قرض استنتاجى (تولیدى و اکتسابى) باشد به این معنا که شخص براى گذران زندگى و تهیه‏ نان شب خود و یا ورشکستگى و بیچارگى قرض نمى‏کند، بلکه براى کسب و ساختن خانه و امثال آن‏ها - که براى استنتاج است - قرض مى‏کند، عدم حرمت قرض ربوى استنتاجى - که نه تنها باعث جلوگیرى از معروف و تجارت و کسب و کار نمى‏شود، بلکه وسیله‏اى براى رونق بازار و اقتصاد سالم است - خالى از قوت نیست، هر چند احتیاط در به کار بردن حیل در این قسم ربا و زیاده مطلوب است، ولى اگر قرض ربوى استهلاکى باشد؛ یعنى براى نیاز و رفع احتیاج زندگى است، حرام و در حکم جنگ با خدا و رسول او است و هیچ حیله‏اى مجوّز آن نیست.

 

 

فقیهان شیعه و سنى اجماع دارند که به طور کلّى اگر در قرض، شرط شود که هنگام باز پرداخت، مقدارى به مبلغ بدهى افزوده شود، ربا و حرام است و تا قرن حاضر کسى در این حکم تردیدى نداشت تا این‏که با نفوذ اقتصاد سرمایه‏دارى در کشورهاى اسلامى برخى از عالمان اهل سنت، مانند رشید رضا و عبدالوهاب خلاف، این شبهه را مطرح کردند که آن چه اسلام تحریم کرده خصوص بهره‏ قرض‏هاى مصرفى و استهلاکى است و شامل بهره‏ قرض‏هاى تولیدى و استنتاجى نمى‏شود و متأسفانه آقاى صانعى بدون مطالعه کافى و دقت در آیات و روایات اهل‏بیت در این دام افتاده و این فتوا را داده است، حال آن که فضلاى حوزه‏ علمیه‏ى قم به خوبى به شبهات مزبور پاسخ گفته‏اند.

 

 

 

 

 

ششم : پاک بودن پوست غیر مذکى

 

آقاى صانعى گفته است : به نظر اخیر این جانب، چرم‏ها و پوست‏هاى تهیه شده در بلاد غیر اسلامى، اگر اطمینان باشد که از حیوانات مردار و میته گرفته نشده (که معمولاً امروزه مخصوصاً با توجه زیادى که به رعایت بهداشت در دنیا مطرح است، چنین اطمینانى وجود دارد)، نجس نیست. زیرا آن چه که نجس است، مردار و جیفه است نه غیر مذکى، هم‏چنین نماز خواندن با آن‏ها چنان چه از حیوان حلال گوشت باشد، مانعى ندارد.

 

 

در فقه شیعه، حیوان غیر مذکى، میته محسوب مى‏شود و پوست آن نجس و نماز با آن باطل مى‏باشد و این مطلبى اجماعى است و در روایات معصومان(ع) هم همین معنا به صراحت آمده است(27) حال چگونه آقاى صانعى حکم غیر مذکى را از میته جدا مى‏داند، خود باید پاسخ بدهد.

 

 

 

 

 

هفتم : تشکیک در حکم ارتداد

 

 

از آقاى صانعى مى‏پرسند: آیا افراد مى‏توانند به صورت واقعى و نه تصنعّى دین خود را تغییر دهند؟


در جواب مى‏گوید : اگر این عمل از روى تحقیق، علم و آگاهى باشد و در واقع آگاهانه منکر دین فعلى خود شود، این مطلب، قابل بحث است اما اگر کسى علم و آگاهى به حقانیت دین خود دارد اما بازدست به انکار آن مى‏زند و مردم هم مى‏دانند این عقیده واقعى او نیست، این چنین کسى مستحق مجازات است.

 

 

این گفته آقاى صانعى که مى‏گوید «قابل بحث است»، زیر سؤال بردن حکم اجماعى فقیهان مسلمان است، آنان حتى در مورد کسى که یک حکم ضرورى دین را انکار کند حکم ارتداد و اعدام را جارى مى‏دانند چه رسد به این‏که‏ صراحتاً دین خود را انکار کند و تغییر دهد. قیدى که آقاى صانعى به عنوان راه نجات مرتد از مجازات مطرح کرده است، یعنى «انکار و تغییر دین از روى علم و آگاهى»، قیدى است که با احراز آن، همه فقیهان مسلمان حکم به مجازات فرد مى‏کنند. صاحب جواهر مى‏گوید: اگر حکم انکار شده، فى حد ذاته امرى ضرورى از ضروریات دین باشد و کسى که آن را انکار مى‏کند، از ضرورى بودن آن حکم نزد اهل دین اسلام اطلاع داشته باشد، با این انکار، کفر وى ثابت مى‏شود، چه این انکار زبانى باشد و از روى عناد گفته شود و چه هم زبانى باشد و هم اعتقاد قلبى او باشد.

 

 

شهید ثانى نیز مى‏گوید: ارتداد عبارت است از کفر بعد از اسلام و کفر یا بانیت یا با قول و یا با فعل تحقق مى‏بابد... قول مثل این‏که خدا یا پیامبران را انکار، یا رسول خدا(ص) را تکذیب کند، یا امرى را که اجماعاً حرام است حلال، یا امرى را که اجماعاً حلال است، حرام شمرد و ضابطه‏ى ارتداد، انکار ضرورى دین است و فرقى نمى‏کند از روى عناد، یا اعتقاد و یا استهزا باشد.بنابراین جایى براى تشکیک در این حکم نیست.

 

 

 

 

 

هشتم : ارث بردن کافر از مسلمان

 

آقاى صانعى مى‏گوید: آیا اسلام حقوقى را براى کسانى که شناسنامه‏ اسلامى دارند قرار داده است؟ حالا اگر کسى شناسنامه‏اش او را مسیحى، یهودى، زرتشتى و یا سایر ادیان که با اسلام دشمنى ندارند معرفى کرد آیا این گونه افراد از آن حقوق محروم مى‏شوند، یعنى فرد غیر مسلمان حق ندارد از مسلمان ارث ببرد؟ ... ما چگونه بپذیریم مردى که شناسنامه‏اش اسلامى است وقتى از دنیا رفت فرزندش که مسلمان نیست و دینى غیر از دین اسلام را برگزیده است وشیره و میوه جان پدر است تنها به علت این‏که شناسنامه اسلامى ندارد از ارث بردن اموال پدر محروم شود.

 

 

این گفته آقاى صانعى هم برخلاف اجماع مسلمانان است. شهید ثانى مى‏گوید: مسلمانان اتفاق دارند که کفر مانع ارث مى‏شود و کافر از مسلمان ارث نمى‏برد.

 

 

صاحب جواهر پس از آن که کفر را از موانع ارث مى‏شمرد، مى‏گوید: کافر ذمى و حربى و مرتد و سایر اصناف کافر از مسلمان ارث نمى‏برند و در این حکم میان مسلمانان اختلافى نیست.

 

بنابراین از نظر فقیهان اسلام، این مطلب اثبات شده‏اى است که شخص مرتد از پدر مسلمان خود ارث نمى‏برد و آقاى صانعى تحت تأثیر احساسات خود، احکام خدا را به بازى گرفته است.

 

 

 

 

نهم : ازدواج مجدد

 

آقاى صانعى گفته است: ازدواج مجدد مرد بدون اجازه‏ همسر اول، خلاف شرع، حرام و معصیت است. در صورتى که رضایت زن اول وجود نداشته باشد، حتى اگر مرد تمکن مالى هم داشته باشد، ازدواج مجدد وى حرام است.

 

 

و براین گفتار افزوده است : ازدواج مجدد بدون رضایت همسر اول ... از نظر شرعى جرم است و اگر زن اول بعد از عقد زن دوم رضایت ندهد، این عقد اثر حقوقى ندارد.

 

 

آقاى صانعى در این مسأله برخلاف اجماع مسلمانان فتوا داده است. علامه‏ى حلى مى‏گوید: فقیهان همه شهرها در همه سرزمین‏ها و زمان‏ها اتفاق دارند که براى مرد آزاد جایز است چهار زن آزاد را به عقد دائم خود در آورد.

 


بعضى از فقیهان در توضیح سخن علامه گفته‏اند : این گفته صراحت دارد در این‏که احدى از مسلمانان با جواز ازدواج با چهار زن مخالفت نکرده است، با وجود آن که در سایر مسائل فرعى زیاد اختلاف دارند. هر کس قایل به عدم جواز شود منکر صریح قرآن است و مخالف همه اهل اسلام ... و اگر کسى این را انکار کند، مرتد است، چون ضرورى دین را انکار کرده است.

 

 

روایات فراوانى نیز بر جواز گرفتن چهار زن دلات دارد.

ضمن این‏که تا به حال بین فقیهان مسلمان دیده نشده است که کسى ازدواج مجدد را مشروط به رضایت زن اول کند، این شرط را آقاى صانعى بدون دلیل شرعى، از جانب خود ابداع کرده است. اگر چنین شرطى ملاک باشد حکم ازدواج مجدد در قرآن «فانکحوا ماطاب لکم من النساء مثنى و ثلاث و رباع» تقریباً لغو است، چون کم‏تر زنى است که براى ازدواج دوم شوهرش اجازه بدهد.

 

البته آقاى صانعى به این ابداعات قانع نیست و چنان مى‏نماید که در آینده قصد دارد در بسیارى از احکام دین تجدید نظر کند. نکته‏اى که در این‏جا تذکر آن لازم مى‏نماید این است که چرا مراجع محترم تقلید، مدرسین حوزه و فضلاى محترم با مماشات به فتواهاى شگفت آقاى صانعى مى‏نگرند، در صورتى که نشر چنین بدعت‏هایى که با کنار نهادن معیارهاى علمى حوزوى انجام مى‏گیرد گذشته از آن که ضربه کارى بر میراث فقیهان بزرگ شیعه است براى طلاب جوان و تازه کار، روشى نا مبارک و غلط را آموزش مى‏دهد که مفسده آن در آینده آشکار خواهد شد.

 

 


http://khabaronline.ir/news-34257.aspx

 


|+|نوشته شده در دوشنبه چهاردهم دی 1388 ساعت 10:31 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
به بهانه فرا رسیدن سیزدهمین سالگرد درگذشت مهندس بازرگان

(به بهانه فرا رسیدن سیزدهمین سالگرد درگذشت مهندس  بازرگان-1):


عدم تحمل مخالف و آرزو کردن مرگ برای منتقدین و معترضین، خاص امروز و دیروز نیست. در دهه شصت هم اغلب کسانی که امروز بخاطر طرح دیدگاه های منتقدانه و نوعا مشفقانه خود مورد لعن و نفرین افراطیون واقع می شوند، خود با شعارهائی مانند :"حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله"،"درود بر...و مرگ بر..." و "مرگ بر ضد ولایت فقیه" با کسانی مقابله می کردند که منتقد وضع موجود بوده و یا متفاوت با آنها می اندیشیدند.

در واقع بعضی از شعارهائی که این روزها توسط جمعی از ولایتی ها، احمدی نژادی چی ها و بسیجی های جبهه ندیده امروزی، علیه بعضی از خط امامی ها، موسوی چی ها و جبهه دیده های دیروزی سر داده می شود، بنوعی تکرار تاریخ است.

به عبارت دیگر بعضی از همین خواسته ها و شعارهائی که امروز جمعی از نیروهای موسوم به سبز و اصلاح طلب سر می دهند، در دهه اول انقلاب مرحوم بازرگان عنوان می کرد و لیکن تحمل آن برای همین کسانی که امروز خود هدف هجمه واقع شده اند بسیار دشوار بود.

از اینرو ذکر خاطره ای از مرحوم مهندس بازرگان شاید خالی از فایده نباشد:

سال 1359 مرحوم بازرگان به مناسبت ۱۴ اسفند سالزوز فوت مرحوم دکتر مصدق در حال ایراد سخنرانی بود که با شعارهای مرگ بر بازرگان و درود بر خمینی نیروهای موسوم به حزب‌اللهی و خط امامی آنروزها مواجه شد. بازرگان نیز در واکنش به این شعارها با حاضر جوابی خاص خود گفت:

" اگر شما حزب‌اللهی هستید ما سی‌ سال است که حزب‌اللهی هستیم و اگر شما سه سال است که خط امامی شدید، خط امام توی جیب من است!"1

این جمله بازرگان آزردگی خاطر مرحوم آیت الله محمد صدوقی نماینده ولی فقیه و امام جمعه وقت یزد را فراهم ساخت، بنحویکه هشت ماه پس از این سخنرانی، وی در خلال دومین نامه انتقادی اش خطاب به شادروان بازرگان(60/08/11) نوشت: " ...آیا مسخره نمودن خط امام در سخنرانی كه «خط امام در جیب من است» این همان شیوه سیاستمدارانه قرآن‌ها سر نیزه كردن در مقابل قرآن ناطق برای منحرف ساختن اذهان عمومی از خط فكری و عملی امام محسوب نمی‌شود؟"2

 مهندس بازرگان نیز در قسمتی از دومین نامه خود به آیت الله صدوقی در واکنش به این پرسش ایشان پاسخ داد:"بنده دروغی نگفتم. آن لحظه‌ای که اینها شعار می‌دادند دستخط نخست‌وزیری ام که به امضای امام رسیده بود توی جیبم بود، من هم گفتم خط امام توی جیب من است"!3

در شرایط کنونی، هرگونه نتیجه گیری از این خاطره را به خوانندگان آن واگذار می نمایم!

زیرنویس:

1-سخنرانی به مناسبت ۱۴ اسفند سالروز وفات دکتر محمد مصدق در مورخه 1359/12/14 در اصفهان.

2-نامه آیت الله صدوقی امام جمعه یزد به مهندس بازرگان، ١٣٦٠/٨/11

3- پاسخ مهندس بازرگان به آیت الله صدوقی،١٣٦٠/08/

 

 

 http://www.akbaralami.com/Public/ContentBody.aspx?ContentID=2651

 


|+|نوشته شده در شنبه دوازدهم دی 1388 ساعت 9:32 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
HyperTerminal چيست؟

ارسال فايلها بدون استفاده از اينترنت

HyperTerminal برنامه اي است كه توسط آن مي توانيد با استفاده از خطوط تلفن (و بدون نياز به اينترنت) فايلهايي را از هر نوع به دوستانتان ارسال و يا از آنها فايلهايي را دريافت نماييد. شايد شما هم مانند من از ارسال فايلها توسط ابزار ذخيره سازي (مانند CD، ديسك و...) خسته شده ايد در اين قسمت قصد داريم به بررسي يكي از قابليتهاي جذاب و كمتر شناخته شده ويندوز كه توانايي بالايي در ارسال و دريافت فايلهاي مختلف به نام Hyper Terminal بپردازيم.
HyperTerminal چيست؟ در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در جمعه یازدهم دی 1388 ساعت 8:10 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
کوچک اما سبز ُ اقایان بدانند که وارثان ما حق طلب تر از ما هستن

کوچک اما سبز

|+|نوشته شده در جمعه یازدهم دی 1388 ساعت 0:29 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
لیست بازداشتهای سیاسی دو روز بعد از عاشورای 88

لیست بازداشتهای سیاسی بعد از عاشورای 88

  • پروین فهیمی – مادر سهراب اعرابی
  • - داماد آیت ا… خمینی
  • - محمد طاهری، فرزند آیت الله سید جلال الدین طاهری -
  • برادر زهرا رهنورد  مهندس کاظمی
  • خواهر شیرین عبادی : نوشین عبادی
  • سید علیرضا حسینی بهشتی فرزند شهید بهشتی
  • - رئيس مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم: سید حسین موسوي تبريزي
  • - عمادالدین باقی رییس انجمن دفاع از حقوق زندانیان
  • - ماشاالله شمس الواعظین روزنامه نگار و سخنگوی انجمن دفاع از مطبوعات ایران
  • - ابراهیم یزدی، دبیر کل نهضت آزادی
  • مهندس حشمت اله طبرزدي -
  • فروزنده مسئول دفتر مهندس موسوي -
  • محمد باقريان مشاور ارشد مهندس موسوي -
  • اربان بهزاديان نژاد رييس ستاد انتخاباتی مهندس موسوی
  • دکتر علی عرب مازار یزدی مشاور میر حسین
  • - مرتضی حاجی مدیرعامل بنیاد باران
  • - رسولی قائم مقام این مرکز
  • - دکتر محمد صادق ربانی استاد دانشگاه
  • - مهدی عربشاهی، دبیر تشكیلات دفتر تحكیم وحدت،
  • - فرزند مصطفی معين،‌وزير علوم دولت خاتمی، -
  • جواد صابری، روزنامه نگار روز -
  • منصوره شجاعی از فعالان حقوق زنان -
  • نسرین وزیری خبرنگار پارلمانی خبرگزاری اصلاح‌طلب ایلنا -
  • بدرالسادات مفیدی دبیر انجمن صنفی روزنامه‌نگاران، -
  • کیوان مهرگان دبیر سیاسی ضمیمه اعتماد
  •  عضوحزب پان ایرانیست شاهین زینعلی
  •  عضوحزب پان ایرانیست  بیژن جانفشان

این لیست مرتب تکمیل میشود!



|+|نوشته شده در چهارشنبه نهم دی 1388 ساعت 0:32 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
مثلث برمودا

مثلث برمودا

این پست درباره مثلث برمودا هستش و از چند سایت مختلف مطالبش جمع آوری شده اگر مایل هستید درباره مثلث برمودا بیشتر بدانید حتما به ادامه این پست سری بزنید...

مثلث برمودا محلی است وهم‌انگیز که در آن صدها هواپیما و کشتی در هوا و دریا ناپدید شده‌اند. بیش از هزار نفر در این منطقه وحشت گم شده‌اند، بدون اینکه حتی یک جسد یا قطعه پاره‌ای از یک هواپیما یا کشتی مفقود شده ، به جا مانده باشد.


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در شنبه پنجم دی 1388 ساعت 2:57 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
بخشی از شعارهایی مراسم تشیع منتظری در صحن حرم معصومه سر داده میشد :
بخشی از شعارهایی مراسم تشیع منتظری در صحن حرم معصومه سر داده میشد :



1- دیکتاتور نمونه به زودی سرنگونه .
2-
معاویه حیا کن سطلنت رو رها کن
.
3-
این ماه ماه خون است یزید سرنگون است
.
4-
پیرو خط امام موسویه والسلام
.
5- یا حضرت معصومه منتظری مظلومه.
6- شده کفن بپوشم وطن نمیفروشم.
7-
خدعه عمروعاصی دیگر اثر ندارد
.
8-
حسین حسین شعارشه تجاوز افتخارشه
.
9- منتظری زنده است مرجع پاینده است .
10 -
کروبی با غیرت برس به داد ملت
.
11-
ما اهل کوفه نیستیم پشت یزید بایستیم
.
12- اونکه تقلب کرده عکسا رو پاره کرده .

13 - چقدر بهت پول دادن عکسشو دستت دادن.
14- ایران شده کرب و بلا مهدی بیا مهدی بیا .
15- .... که قاتله ولایتش باطله .
16- یا حجه ابن الحسن ریشه ظلمو بکن.
17- محمود خائن آواره گردی... خاک وطن را ....
18 - بسیجی واقعی همت بود و باکری.
19 - میجنگم میمیرم رایم رو پس میگیرم .
20 -دیکتاتور بدونه به زودی سرنگونه.
21- حسین حسین شعار ماست صانعی افتحار ماست .
22- ای رهبر آزاده تجاور هم آزاده ؟.
23- معاویه بدونه به زودی سرنگونه .
24- حکومت عدل علی اینهمه نابرابری
25- تو این همه هیاهو رسانه ملی کو....
26-
صانعی خط امام بر تو درود بر تو سلام
27- 
مراجع واقعی منتظری صانعی
28- تجاوز توی زندان اینم بود توی قرآن؟

29 - دیکتاتور لعنتی  تو دشمن ملتی
30 - امام اگه زنده بود شک نکنید با ما بود

31- میجنگم می میرم ایران رو پس میگیرم
32- خونی که در رگ ماست هدیه به ملت ماست
33- مرگ بر دیکتاتور
34- نصر من الله و فتح قریب مرگ بر این دولت مردم فریب
35 - ایرنا و فارس و کیهان  رسانه های شیطان

36- بلندگو  بلندگو  صدای ملتت کو ؟
37-  ما بچه های جنگیم بجنگ تا بجنگیم
38- یا حضرت معصومه تسلیت تسلیت

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/9/30/45111_623.jpg
---------------



شعارهایی که مخالفان جنش سبز سر میدادن :

1- اگر بسجی نبود ناموست اینجا نبود
2- حزب فقط حزب علی رهبر فقط سید علی
3- اینهمه لشگر آمده  به عشق رهبر آمده
4- شهر مقدس قم جای منافقان نیست
5- مرگ بر منافق
6- سبز فقط سبز علی رهبر فقط سید علی
7- مرگ بر ضد ولایت فقیه
8- خامنه ای امام است مرجع شیعیان است
9- ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند
10 - خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست
11- ما پیرو ولایتیم، فداییان رهبریم
12- رهبر اگر فرمان دهد، جان را نثارش می‌كنیم
13- وای اگر خامنه‌ای حكم جهادم دهد، ارتش دنیا نتواند كه جوابم دهد
14- سبز فقط سبز علی لعنت به سبز اموی
15- حسین حسین شعار ماست شهادت افتخار ماست





|+|نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1388 ساعت 8:22 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
رویای مارتین

رویای مارتین

    « من خواب دیده‌ام که یک روز این ملت به پا خواهد خاست و به معنای راستین مرام‌نامه‌اش* عمل خواهد کرد «این حقیقت را بدیهی می‌دانیم که همه‌ی آدمیان برابر آفریده شده‌اند.». من خواب دیده‌ام که یک روز بر تپه‌های سرخ جورجیا پسران برده‌های سابق و پسران برده‌داران سابق کنار هم، گرد میز برادری می‌نشینند. من خواب دیده‌ام که یک روز حتی می‌سی‌سی‌پی، این ایالت خشک و بیابانی، این جهنم سوزان بیداد و ستم، واحه‌ی سرسبز آزادی ‌و داد خواهد شد. من خواب دیده‌ام که چهار فرزند کوچکم یک روز در کشوری زندگی می‌کنند که آن‌ها را نه بر پایه‌ی رنگ پوست‌شان، بلکه بر پایه‌ی خوی و منش‌شان می‌سنجند. من امروز خوابی دیده‌ام »  
ترجمه بخشی از نطق شورانگیز «مارتین لوترکینگ» در 28 آگوست 1963 در واشنگتن


|+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 ساعت 7:13 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
داستان کوتاه

در یک کالج ، از دانشجویان خواسته شد تا با حداقل کلمات ممکن داستان کوتاهی بنویسند این داستان باید حول سه موضوع زیر می چرخید:

1. مذهب

2. سکس

3. راز

 

داستان کوتاه زیر در کل کلاس نمره ی A+ مثبت گرفت

.

.

.

.

" خدای خوبم، من حامله ام؛  یعنی کار کیه؟


|+|نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388 ساعت 10:12 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
کامران آسا، برادر شهید کیانوش آسا هنوز در بازداشت است
کامران آسا، برادر شهید کیانوش آسا هنوز در بازداشت است

صبح روز 16 آذر کامران آسا برادر شهید کیانوش آسا، زمانى که مى‌خواست براى حضور در مراسم روز دانشجو وارد دانشگاه علم و صنعت شود از سوى مأموران انتظامى بازداشت شده و هنوز در زندان به سر می‌برد.


دانشگاه علم و صنعت محل تحصیل کیانوش در مقطع کارشناسی ارشد مهندسی پتروشیمی بود. دانشجویان این دانشگاه مى‌خواستند همزمان با روز دانشجو از کیانوش آسا نیز تجلیل به عمل آید، بنا بر این از خانواده وى نیز دعوت شده بود تا در این مراسم شرکت کنند.

بازداشت کامران در حالی اتفاق مى‌افتد که هنوز شش ماه از کشته شدن برادرش در تجمع اعتراض آمیز 25 خرداد در میدان آزادی تهران نگذشته است. گزارش‌ها حاکی از آن است که کامران آسا در سلولی انفرادی در بند 240 زندان اوین نگهداری می‌شود و هنوز از وضعیت وی اطلاع دقیقی در دست نیست.

مادر شهید کیانوش آسا و کامران آسا در مصاحبه با روزآنلاین در پاسخ به سوالی در مورد اطلاع از وضعیت وی می‌گوید که به جز شب اول که کامران آسا با خواهرش تماس گرفته و گفته است بازداشت شده، دیگر تماسى نداشته تا از وضعیتش باخبر شویم. اما کسی که با او بازداشت شد و روز بعد او را آزاد کردند مى‌گوید کامران و یک تعداد دیگر از بازداشتى‌ها را مى‌خواستند به اوین انتقال بدهند.

فاطمه فلاح در ادامه می‌گوید: "نمی‌دانم چرا پسرم را آزاد نکردند، مگر او چه کار خلافى انجام داده است؟ فقط مى‌خواسته در مراسم بزرگداشت برادرش در دانشگاه شرکت کند، تازه هنوز وارد دانشگاه نشده بود که بازداشتش کردند."


|+|نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 ساعت 11:40 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
ربوده شدن دانشجوی دانشکده کشاورزی رازی کرمانشاه
بابک غیاثی دانشجوی دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی کرمانشاه صبح امروز، سه شنبه 10 آذر 1388 توسط اشخاص نامعلومی ربوده شد.

به گزارش خبرنامه امیرکیبر بابک غیاثی از جمله دانشجویانی است که چندی پیش با حکم ممنوع الورودی از سوی کمیته انضباطی دانشگاه مواجه شد. این حکم روز شنبه 7 آذر به پایان رسیده است.

صبح امروز در حالی که این دانشجو قصد شرکت در مراسم اهدای جوایز دانشجویان ممتاز را داشت، توسط افراد نامعلومی که گفته می شود مأموران اطلاعات سپاه بودند، ربوده شد.

هنوز از وضعیت محل نگهداری این دانشجو اطلاعی در دست نیست.
|+|نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388 ساعت 0:31 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
دعوت به اعتصاب عمومی در دانشگاه رازی کرمانشاه

خبرنامه امیر کبیر/ دوشنبه ۹ آذرماه ۱٣۸۸- در پی افزایش فشارها و امنیتی شدن فضای دانشگاه رازی کرمانشاه، دانشجویان این دانشگاه با پخش اعلامیه ای دعوت به اعتصاب سراسری کردند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در این اعلامیه زمان اعتصاب سراسری دانشجویان این دانشگاه روز سه شنبه 10 آذر عنوان شده است.

دانشجویان این دانشگاه چندی پیش در اعتراض به فضای حاکم بر جامعه اقدام به شعار نویسی در دانشگاه در سطح گسترده ای کرده بودند که این کار موجب ورود افراد نظامی و اطلاعاتی (لباس شخصی ها) در روزهای پس از آن به دانشگاه شد که دانشجویان در اعتراض به این حرکت اعلام کردند روز 10 آذر در کلاس‌های درس حاضر نخواهند شد.

هم چنین دانشجویان یکی دیگر از دلایل این اعتصاب عمومی را حمایت از دانشجویانی اعلام کرده‌اند که با حکم تعلیق از تحصیل در این دانشگاه مواجه شده اند.


|+|نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388 ساعت 1:14 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
نامه خانواده کیانوش آسا به کمیته حقیقت یاب مجلس و رئیس قوه قضائیه

نامه خانواده کیانوش آسا به کمیته حقیقت یاب مجلس و رئیس قوه قضائیه


کیانوش قبل از مرگ یعنی در روزهای ۲۵ تا ۲۹ خرداد در چه شرایطی بوده ؟ کدام روز جان خود را از دست داده ؟ محل نگهداری اش کجا بوده؟بعد از زخمی شدن از گلوله اول آیا به بیمارستان انتقال داده شده؟ و در آن صورت در کدام بیمارستان بوده ؟ و آیا بدن زخمی اش تحت درمان مناسب قرار گرفته یا نه ؟ و لباسها، عینک ، ساعت و تلفن همراهش در کجا نگهداری شده یا می شود؟ و چرا آنها را به ما تحویل نداده اند؟

کلمه: خانواده کیانوش آسا دانشجوی دانشگاه علم و صنعت که در حوادث پس از انتخابات به طرز نامشخصی کشته شد طی نامه‌ی سرگشاده خواستار روشن شدن زوایای پنهان مرگ فرزند خویش و شناسایی و مجازات عاملان این جنایات هولناک شدند. متن این نامه به شرح زیر است:

به نام یزدان پاک

رئیس کمیته حقیقت یاب مجلس شورای اسلامی و رئیس قوه قضائیه باسلام

احتراماً اینجانبان فاطمه فلاح ، مادر و کامران آسا برادر جانباخته کیانوش آسا، گوشه ای کوچک، از ظلم بسیار بزرگی که بر نخبه مملکت ، خانواده ما و جامعه علمی و صنعتی ایران وارد شده را بیان می کنیم.

کیانوش آسا متولد فروردین سال ۱٣۶٣ نقاش و کاریکاتوریست ، نوازنده ساز عرفانی تنبور ، شاگرد ممتاز ۱۲ سال تحصیل قبل از دانشگاه ، شرکت کننده در مسابقات و المپیادهای متعدد علمی وهنری و موفق به دریافت لوح تقدیر و جوایز مختلف ، دانشجوی باهوش،فعال و برجسته کارشناسی مهندسی شیمی گرایش گاز و پتروشیمی دانشگاه رازی کرمانشاه (ورودی ٨٣-٨۲) و نخبه علمی در دوره کارشناسی ارشد مهندسی شیمی گرایش طراحی و شبیه سازی فرایند های نفت و پتروشیمی در دانشگاه علم و صنعت ایران (ورودی ٨۷-٨۶) بود یازده سال فعالیت موثر و عملی در انجمن زیست محیطی جبهه سبز کرمانشاه داشت که تعدادی از سوابق تحصیلی دوران دانشجویی و قبل از آن ، تقدیر نامه های علمی و ورزشی ، فعالیتهای هنری، تصاویر فعالیتهای زیست محیطی، عنوان پایان نامه دوره کارشناسی ارشد، نامه استخدامی در پتروشیمی صنعت نفت جنوب( اهواز) ، پتروشیمی کرمانشاه و همچنین پذیرش عضویت در هیئت علمی و تدریس در یکی از دانشگاههای استان کرمانشاه (که قرار بود یکی از این سه را انتخاب کرده و مشغول به کار و خدمت به جامعه شود) جهت اطلاع به پیوست این نامه ارسال می گردد.

شرح واقعه:

کیانوش آسا در روز ۲٣ خرداد برای انجام امور مربوط به پایان نامه دوره کارشناسی ارشد خود از کرمانشاه (زادگاهش) به دانشگاه علم و صنعت ایران برمی گردد و در روز ۲۵ خرداد یعنی ٣ روز بعد از انتخابات در تجمع میلیونی آزادی حضور پیدا می کند اما بعد از آن ما خبری از او نداشتیم پس از مطمئن شدن از گم شدن عزیزمان ، در پی ۹ روز جستجوی مداوم گروهی و شبانه روزی کوچکترین خبرهای که به ما می رسید، در زندان اوین و کهریزک ، دادگاه انقلاب ، پلیس امنیت ، حفاظت اطلاعات ناجا ، آگاهی شاپور،بیمارستان حضرت رسول و دیگر بیمارستانهای تهران، ناباورانه روز سوم تیر جسد او را در پزشکی قانونی تهران با دهانی پر از خون ناشی از اصابت گلوله ها شناسایی کردیم در حالی که بارها از طریق جاهای مختلف به ما گفته بودند که کیانوش در اوین زندانی می باشد و هیچ گاه تصور نمی کردیم حضور عزیزمان در یک راهپیمایی مسالمت آمیز میلیونی، ما را روزها و شبها در اضطراب و بی خبری قرار داده و سپس به پزشکی قانونی بکشاند و در برابر صحنه و سپس شرایطی قرار دهد که در بدترین حالات و اوضاع ممکن، تصور آن را هم به ذهن خود راه نمی دادیم.

طبق گفته های دوستان نزدیک ، در آخرین لحظات حادثه ، تنها یک گلوله به پهلوی کیانوش اصابت می کند و زخمی می شود بعد از آن دیگر کسی از او اطلاعی ندارد و بر اساس گزارش پزشکی قانونی، جسد در تاریخ ۲۹ خرداد یعنی ۴ روز بعد از اصابت آن گلوله به مرکز پزشکی قانونی تهران تحویل می گردد اما وقتی که ما جسد را روز سوم تیر شناسایی کردیم دیدیم که علاوه بر آن گلوله ، گلوله دیگری هم به گردنش اصابت کرده و بدین سادگی با جنایتی هولناک جان دانشجوی کُرد جوان از خطه کرمانشاه را از او و خانواده و جامعه گرفتند. در رابطه با این تناقض از پزشکی قانونی و دادسرای انقلاب سوالاتی پرسیدیم که هر کدام با جوابهایی همچون « ما اطلاعی نداریم » و « معلوم نیست » و« کسی نمی داند» برای سردرگمی و شاید پیگیری نکردن و کوتاه آمدن خانواده از این اسفناک ترین ، سخت ترین و سنگین ترین فاجعه زندگیمان به ما جواب دادند. حال آنکه گزارش پزشکی قانونی ناقص بوده و تنها علت فوت را اصابت گلوله عنوان کرده و به روز فوت و اینکه گلوله های موجود در بدن از یک جنس یا جنسهای متفاوت بوده تا نوع و شکل مرگ مشخص گردد اشاره ای نکرده است.

در این شرایط ما با اندکی دقت در گذشته و اینکه در دوران جنگ ،خسارتهای مادی و معنوی بسیاری را متحمل شدیم . خانه و زندگی خود را از دست دادیم . سالها در رنج و مرارت بسر می بردیم اما هیچگاه تصور نمی کردیم که از همه آن دورانهای ظلم و تجاوز صدام جنایتکار و آوارگی های پی درپی عبور کرده ولی سالها بعد ، بعد از به ثمر نشستن زحمتهای شبانه روزی کیانوش آسا و خانواده اش در رسیدن او به این جایگاه علمی و نخبگی و دانایی، به همین سادگی آماج گلوله های کسانی قرار بگیرد که به ظاهر خود را ایرانی خوانده اما استفاده بی پروا از اسلحه بر علیه جوانان ایرانی و ریختن خون آنها را مجاز دانسته، این جنایت بزرگ را مرتکب شده و این چنین آتش به زندگی ما زده و غم و ماتم و اندوه را به خانه و خانواده و ماهها گریه های شبانه روز را بر مادرش تحمیل کنند و در این زمینه با طفره رفتن از این فاجعه عظیم و ویرانگر تا کنون هیچ شخص یا سازمانی پاسخگو نبوده است .

حال مصرانه کمترین تقاضای ما به عنوان خانواده کیانوش آسا که بزرگترین ظلم غیر قابل تصور بر ما تحمیل شده، در ابتدا، مشخص شدن زوایای نامعلوم این فاجعه است و اینکه کیانوش عزیزمان ، که مظهر اخلاق ، صلح ، دوستی، پاکی ،مهربانی و تلاشگری در راه علم،هنر و موسیقی عرفانی بود قبل از مرگ یعنی در روزهای ۲۵ تا ۲۹ خرداد در چه شرایطی بوده ؟ کدام روز جان خود را از دست داده ؟ محل نگهداری اش کجا بوده؟بعد از زخمی شدن از گلوله اول آیا به بیمارستان انتقال داده شده؟ و در آن صورت در کدام بیمارستان بوده ؟ و آیا بدن زخمی اش تحت درمان مناسب قرار گرفته یا نه ؟ و لباسها، عینک ، ساعت و تلفن همراهش در کجا نگهداری شده یا می شود؟ و چرا آنها را به ما تحویل نداده اند؟ و رسیدگی و پاسخ صریح ، روشن و دقیق را به این جنایت بزرگ و ضد بشری که نفی کننده تمام اصول اولیه حقوق انسانها در هر آئین و مکتب و عقیده ای است وظیفه انسانی و ایرانی آن کسانی می دانیم که در جایگاه و مسئولیت این امر قرار دارند. امید آن را داریم بعد از پیگیری دقیق، نتیجه را در اختیار ما به عنوان خانواده داغدار کیانوش آسا قرار داده و مهمتر از همه بعد از معرفی عاملان و آمران این جنایت هولناک ، محاکمه روشن و شفاف و مجازات قاتل یا قاتلین آنها با حضور خانواده کیانوش با هر لباس و در هر مکانی را خواستاریم.

با احترام – فاطمه فلاح و کامران آسا

مادر و برادر جانباخته کیانوش آسا

رونوشت:

کمیته پیگیری حوادث اخیر تشکیل شده از سوی آقایان کروبی و موسوی جهت اطلاع و پیگیری

رئیس مجلس شورای اسلامی آقای دکتر لاریجانی جهت اطلاع و پیگیری

کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی جهت اطلاع و پیگیری

دکتر جهانبخش امینی نماینده مردم کرمانشاه در مجلس جهت اطلاع و پیگیری

آقای محمد رضا شعبانی نماینده مردم کرمانشاه در مجلس جهت اطلاع و پیگیری

فراکسیون نمایندگان کرد در مجلس جهت اطلاع و پیگیری

شورای شهر تهران جهت اطلاع و پیگیری

سید محمد خاتمی جهت اطلاع

سازمان ادوار تحکیم وحدت جهت اطلاع

ریاست دانشگاه علم و صنعت ایران جهت اطلاع و پیگیری

شورای صنفی دانشگاه علم و صنعت ایران جهت اطلاع و پیگیری

انجمن اسلامی دانشکده شیمی دانشگاه علم و صنعت ایران جهت اطلاع

شورای شهر کرمانشاه جهت اطلاع

ریاست دانشگاه رازی کرمانشاه جهت اطلاع

انجمن اسلامی دانشکده شیمی دانشگاه رازی کرمانشاه جهت اطلاع

دفتر تحکیم وحدت جهت اطلاع

آقای شکوری راد جهت اطلاع

مادران صلح جهت اطلاع

مادران عزادار جهت اطلاع


|+|نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388 ساعت 7:30 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
چگونه این همه دروغ درباره آئین زرتشت ساخته شده



مکیاول سیاستمدار معروف ایتالیائی سده ۱۶ در کتاب «هنر جنگ» مینویسد« اگر بخواهی ملتی را به بردگی بکشی، فرهنگ او یعنی هویت او را درهم بشکن. و اگر فرهنگ او غیر قابل خرده گیری بود، تا آنجا که بتوانی از ابزار دروغ استفاده کن و با دروغ آنرا از پای در بیاور، چون زمانی که ابزار «راستی» را در دست نداری، دروغگوئی بزرگترین عامل پیروزی است» .

این شیوه اتدیشه ای را سده ها پیش از مکیاول، نخست تازیان و سپس تازی پرستان در ۱۴۰۰ سال گزشته به خوبی ( و با پیروزی نسبی» در مورد ایرانیان برای در هم کوبیدن فرهنگ و هویت آنها انجام داده اند.
امروز شیادان حرفه ای با تیترهای « استاد » ، « مورخ » ، « نویسنده» وارد میدان شده و هر روز از آستین گشاد خود دروغی را خارج کرده و آنرا بسوی مردمانی که از همه جا بی خبر نگه داشته شده ولی پاک و جستجوگر مانده هدف میگیرند.
این دروغها دور و بر چند موضوع کهنه که بارها و بارها ساختگی بودن آنها در کتابها و نوشتار های گوناگون ثابت شده میگردند :
دو خدائی بودن آئین زرتشت ، ازدواج با محارم ( نزدیکان) ، حرمسرای شاهان، یکی دو تا از گفته های نیچه فیلسوف آلمانی، افسانه بودن وجود زرتشت ، آتش پرستی در آئین زرتشت ، یاد دادن عقل و خرد بوسیله اسلام به آئین زرتشت ، دوران پیش از اسلام را عهد جهالت نامیدن ...و غیره.
ما در این سرنامه به خوانندگان ارجمند نشان خواهیم داد
که چرا این « دروغهای تاریخی » ساخته شدند و چگونه میتوان با خرد و منطق و با سادگی تمام ساختگی بودن تهمت های یاد شده را به نمایش گزاشت و بدمنشی یا سرسپردگی این دروغ پردازان را ثابت نمود.
معمولاً ، برای اینکه ببینیم یک آئین یا یک دین درباره زندگی ، جهان هستی و شیوه اندیشه و عمل کردن چه دیدگاهی دارد، ما دو منبع یا سرچشمه بنیادین در اختیار داریم : یکی کتابی است که از بنیان گزار آن آئین و دین در دست ماست و دیگری آداب و رسوم پیروان آن آئین و دین می باشد. اگر چیزی خارج از این دو سرچشمه یعنی کتاب بنیان گزار و آداب و رسوم پیروان ، گفته یا نوشته شود مسئولیتش با خود گوینده یا نویسنده خواهد بود .
در مورد بزرگ آموزگار ، زرتشت تنها کتابی که از او بما رسیده و تمام پژوهشگران جهان هم به این نتیجه رسیده اند که واژه به واژه آن کتاب مقدس نزدیک به ۴۰۰۰سال پیش از زبان خود زرتشت بیرون آمده کتاب « گاتها » یا سروده های اهورائی زرتشت است . از سوی دیگر میدانیم که تمام نوشته هائی که در کتاب« اوستا» هستند ، جز گاتها هیچ کدام نه تنها از بزرگ آموزگار ، زرتشت نیست بلکه سده ها پس از او حتی در دوران اسلامی بوسیله نویسندگان گمنام که ما هیج چیزی از آنها نمیدانیم نوشته شده اند. و افزون بر آن بیشتر نوشتارهای اوستا زمانی نوشته شده اند که زبان گاتها بکلی فراموش شده بود . ( مدت ۲۰۰۰سال ) بنابراین نوشتارهای اوستا یا نوشتارهای دیگری که در زمانهای گوناگون نوشته شده اند با اینکه دارای ارزش تاریخی و فرهنگی می باشند ولی هیچ ربطی چه از دور و چه از نزدیک به زرتشت ندارند . و آن بزرگ آموزگار ، نمیتواند مسئولیت آنها را بعهده بگیرد . این موضوع دست کم ۲۰۰ سال است که روشن شده و همگی بویژه آنهائی که کتاب درباره زرتشت می نویسند و یا درباره این آئین اهورائی گفتگو میکنند از آن آگاه هستند یا باید آگاه باشند.
کتاب اهورائی گاتها یعنی تنها کتاب زرتشت، به بیشتر زبانهای دنیا ترجمه شده و آخرین ترجمه آن هم به زبان فارسی یکماه پیش بوسیله نویسنده این نوشتار از چاپ خارج شد و تا دو ماه دیگر هم ترجمه های انگلیسی و فرانسه آن در اختیار علاقه مندان قرار خواهد گرفت . در این کتاب مقدس، که تنها کتاب آسمانی برخاسته از فرهنگ ایران است، تنها از یک خدای یکتا بنام اهورا مزدا نام برده شده و هیچ خدای دیگری در برابر او وجود ندارد.
واژه اهریمن هم در هیچ کجای این کتاب نیامده و اگر هم آمده بود باز چیزی از اصل مطلب عوض نمیشد.
در این کتاب مهمترین آرمان زرتشت رهائی زمین و جاندارانی که در آن زندگی میکنند از ستم و خشم بیدادگری و آموزش یک زندگی آرام و خوشبخت و ساختن یک جامعه پیشرو و آباد می باشد . در کتاب « گاتها» زرتشت از دو شیوه اندیشیدن، سخن گفتن و عمل کردن گفتگو میکند ، یکی خوب که برراستی استوار شده که جهان را بسوی خوشبختی و شادمانی و انسانها را بسوی اهورا مزدا میبرد و دیگری بد که به دروغ پیوسته است و جهان را بسوی بدبختی و افسردگی می کشاند و از اهورا مزدا دور می نماید .
از سوی دیگر، در میان پیروان زرتشت هم ما هرگز ندیده ایم که یکنفراز آنها بگوید « ما دو خدا داریم » پس این نخستین دروغ تاریخی را چه کسی درآورده ؟ و یا به کدام یک از گفته های زرتشت در گاتها استناد کرده ؟ و برای چه منظور این دروغ را ساخته ؟ خودتان حدس بزنید !
در مورد « ازدواج با محارم » هم ما در هیچ کجای این کتاب مقدس یعنی گاتها ندیده ایم که بگوید مردمان میتوانند با خواهران و براداران خود ازدواج کنند . اصولاً در این کتاب هیچ گاه از زندگی خصوصی مردم سخن گفته نشده تا چه رسد به دستور دادن به این کار یا آن کار. در سروده هفدهم گاتها که دختر زرتشت ( پورچیستا) با یکی از پیروان آن بزرگ آموزگار ، بنام جاماسب ازدواج میکند، زرتشت روی به دختر خود کرده و میگوید: « آنکس را برای همسری خود گزینش کن که به اندیشه نیک و آئین راستی پای بند باشد، پس در این راه، بنام مزدا ، نخست با خرد خود رایزنی نما و از او پرسش کن و سپس با آگاهی و آرامش گزینش نما » ، سپس دربندهای بعدی در برابر عروس و داماد از چگونگی خوشبخت زیستن به آنها گفتگو میکند.
در میان پیروان آئین زرتشت هم ، چه در ایران و چه در هند و چه در هر کجای دیگر ما ندیده و نشنیده ایم که کسی با خواهر و برادر خود ازدواج کرده باشد . و اگر هم بر فرض کرده باشد، نه ربطی به زرتشت دارد و نه« عرش اهورا مزدا به لرزه » درخواهد آمد . مسئول کردار هر کسی هم خود اوست و نتیجه آنهم به خود همان شخص خواهد رسید و نه به شخص دیگری . اهورامزدا میخواهد که مردمان ( و همچنین جانوران و گیاهان ) در این جهان خوشبخت زندگی کنند و شکوفا شوند
و خوشبختی هر کس را در خوشبخت کردن دیگران می بیند . تنها چیزی که در آئین زرتشت بدشمرده شده دروغ و فریب و رنج دادن به مردمان و جانداران می باشد و بس.
پس آن نویسنده شیادی که این موضوع را برای نخستین بار عنوان کرده کیست؟ و شیاد دیگری که بعنوان « استاد و مورخ » آنرا به زرتشت ربط داده چه کسی یا چه کسانی میتوانند باشند؟ بازهم خودتان حدس بزنید .
در مورد « حرمسرای داریوش » هم ما هیچ مدرکی درباره آن که بوسیله ایرانیان نوشته شده باشد نداریم و کسانی که در این مورد چیزی نوشته اند میمون وار از یک عده نویسندگان اروپائی کپی برداشته اند که خود این « نویسندگان » هم از یونانیهای باستان کپی کرده اند. بر هیچکس هم پوشیده نیست که یونانیها در زمان هخامنشیان دشمنان ایران بوده اند و حتی اروپائیان هم «هرودوت» مورخ یونانی را « بزرگترین دروغگوی تاریخ » نامیده اند . همین نویسندگان هستند که اسکندر ی را که جز کشتار و آتش زدن چیز دیگری نمیدانست لقب « بزرگ » میدهند و او را به مقام خدائی می برند و کورش براستی بزرگ را ، فقط « کورش» می نا مند .
امروز روزی است که شما جوانان ایرانی برای نخستین بار پس از ۱۴۰۰ سال تحقیر و توهین این بار را بر دوش خود گرفته و تاریخ خود را از آغاز تا پایان خود بنویسید. مگر آمریکائی یا انگلیسی یا فرانسوی ... تاریخ خود را خود نمی نویسد ؟ چرا تاریخ ایران باید بوسیله غربیان ، تازیان یا تازی پرستان نوشته شود ؟ چرا ایرانی نتواند روزی زنجیرهای بردگی و استعمار فرهنگی عرب را درهم بشکند و فردوسی وار هویت و تاریخ و فرهنگ خود را بازسازی کند و منتظر نشود که این و آن بیگانه با چهره های گوناگون بجای او زحمت این کار را بکشد؟
در مورد نیچه در « نامه ماه» تیر ماه ( جون ۲۰۰۶) مقاله بلند بالایی نوشتیم و خدمات او را به آئین زرتشت ستودیم.
نخستین چیزی که ما در آئین زرتشت می آموزیم مفهوم واژه اهورا مزداست و اهورا مزدا یعنی به هستی آورنده خرد و یا همانگونه که فردوسی گفت « خدای جان و خرد » است. پس خدای ما خدای خرد و خدای زندگی است.
در این مقاله تنها هدف ما هشدار دادن به نسل جوان است که این بار دیگر در دام فریب کاران حرفه ای که با نقاب و چهره های گوناگون و زبانی چرب و نرم ظاهر میشوند نیافتند.



دکتر خسرو خزاعی ( پردیس

|+|نوشته شده در جمعه ششم آذر 1388 ساعت 10:18 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
حکم ۱۵ ماه حبس عباس جلیلیان، نویسنده و پژوهشگر کُرد
خبرگزاری دیده‌بان حقوق بشر کردستان: عباس جلیلیان، نویسنده و پژوهشگر کُرد اوایل هفته جاری برای گذراندن حکم ۱۵ ماه حبس خود راهی زندان دیزل آباد کرمانشاه شد.
حکم ۱۵ حبس تعزیری برای عباس جلیلیان در فروردین ماه امسال از سوی دادگاه انقلاب کرمانشاه صادر شد. این حکم هفته‌ی گذشته در دادگاه تجدید نظر استان نیز مورد تایید قرار گرفت.
اتهام این نویسنده و پژوهشگر کُرد "شناسایی و جذب جاسوس و معرفی آن به کشور بیگانه" عنوان شده است. اما عباس جلیلیان در تمامی مراحل بازجویی و طی جلسات دادگاه اتهام نسبت داده شده به خود را قویاً رد کرده و خواهان ارائه‌ی اسناد و مدارکی در اثبات این اتهام ساختگی شده بود.
دادگاه بدوی این فعال ادبی و فرهنگی بدون حضور وکیل برگزار شد. رأی دادگاه تجدیدنظر نیز مبنی بر تایید حکم بدوی در همان آغاز جلسه‌ی دادگاه به عباس جلیلیان و وکیل وی اعلام گشت.
عباس جلیلیان متخلص به "ئاکو" از چهره‌های ادبی سرشناس کُرد و مولف آثاری چون فرهنگ باشوور، رمان رنگامه، مجموعه‌ی زرینه و سیمینه است. وی دی ماه سال گذشته در شهر اسلام آباد استان کرمانشاه توسط مأموران اداره اطلاعات بازداشت و پس از دو ماه به قید وثیقه‌ی ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.

|+|نوشته شده در جمعه ششم آذر 1388 ساعت 9:20 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
اسامی زندانیان سیاسی کرد محکوم به اعدام
اسامی زندانیان سیاسی کرد محکوم به اعدام

روانیوز


edam-iran-b.jpg


بنا به خبری که از كمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی به روانیوز  رسیده است، این کمپین نسبت به‌ تداوم رفتارهای غیر قانونی در قبال آقای احسان فتاحیان و شیركو معارفی اعتراض کرده‌ و نهادهای داخلی و بین المللی مدافع حقوق بشر را برای نجات جان این دو زندانی و دیگر زندانیان سیاسی محکوم به‌ اعدام جلب می کند.

 گفتنی است که‌ هم اکنون ۱۴ تن از فعالان سیاسی و مدنی در کردستان به‌ اعدام و زندانی طولانی محکوم گردیده‌اند که‌ اسامی آنان به‌ قرار ذیل است: رمضان احمد، فرهاد چالش، شیرکو معارفی، رستم ارکیا، فرزاد کمانگر، علی حیدریان،فرهاد وکیلی، هیوا بوتیمار، انور حسین پناهی، ارسلان اولیایی، حبیب الله‌ لطیفی،فصیح یاسمنی، زینب جلالیان، احسان فتاحیان(معدوم در تاریخ 20/8/88


|+|نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388 ساعت 11:5 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
نظامیان در فوتبال
 
برخی آگاهان امر از وجود باند مافیایی سردارها در فوتبال خبر می دهند.نفوذ نظامی ها در ساختار وبدنه موسسات ونهادهای مختلف کشور مساله ای بوده است که طی دودهه گذشته همواره روبه فزونی نهاده است.حضور نظامیان در بخش های مختلف سیاسی , نظامی, اقتصادی, اجتماعی وفرهنگی وورزشی کشور طی سال های پس از جنگ شدت گرفته است, به طوری که هم اکنون درهمه ی رده های بالای مدیریتی بخش های مختلف وسازمان ها ونهادها سردارها ونظامیان حضوری پررنگ دارد.
در این میان سردارهای سپاه بیشتر از همه نظامیان دیگر پست های رده بالای مدیریتی کشور را اشغال کرده اند.
سردارهای سپاه فوتبال , فدراسیون را نیز از حضور خود بی بهره نکرده اند.به طوری که در رده های بالای فدارسیون فوتبال سازمان لیگ ومدیریت باشگاه ها سردارهای سپاه بیشترین نفوذ را دارند.
با پایان یافتن جنگ تعداد زیادی از سردارهای سپاه که کیلویی درجه دریافت کرده بودند وارد دستگاه ورزش وبخصوص فوتبال شدند.
این افراد با تشکیل دادن باندمافیای فوتبال اقدام به چپاول سرمایه های جاری در فوتبال کردند.
در باندسردارهای مافیایی فوتبال آقایان عزیزمحمدی,ملاحی,شفق از شناخته شده ترین ها می باشند.در حال حاضر سرمربی های چند تیم لیگ برتری ونیز مدیرعامل چند تیم لیگ برتری در اختیار این باند مافیایی است.تیم های تراکتورسازی تبریز,شاهین بوشهر,مقاومت سپاسی شیراز,پاس همدان,ابومسلم مشهد, سایپای تهران از تیم هایی هستند که با مدیریت مستقیم این سردارهای مافیایی اداره می شوند.
برخی از گزارش ها حاکی از این است ورود بازیکنان درجه چندم خارجی به ایران وصرف پول های هنگفت برای این بازیکنان که حتی چند دقیقه هم برای تیم هایشان بازی نکرده اند ناشی از دلال بازی های این سردارهای مافیایی در فوتبال ملی است.نمونه های بسیاری از این بازیکنان دردسرساز وجود دارند که بازیکنان خارجی پرسپولیس واستقلال در یک دهه ی گذشته شاهدی براین مدعا است.به هر حال برخی منتقدین معتقدند ایجاد ستاد منشور اخلاقی با هدف دور کردن منتقدین از صحنه ی فوتبال وحضور بیش از پیش سردارهای مافیایی در بازار نقل وانتقالات ودلال بازی های فوتبال است.
بخش دوم

نظاميان در ورزش

 

 

آن دسته از فعالان سياسي كه اهل ورزش (و به‌طور مشخص فوتبال) هستند و در سال‌هاي اخير سر و كارشان به دادگاه ‏انقلاب افتاده است، بيش از ديگر شهروندان، با ديدن تصاوير "سيدمجيد" دركنار مربيان و كادر فني استقلال، جذب ‏تلويزيون می شوند و يا با شنيدن اسم قاضي حداد (دهنوي) در راس كميته انضباطي اين باشگاه، پيگير احكام صادره در ‏مورد بازيكنان "آبي" مي‌گردند!‏

‏"سهراب"، بوقچي معروف آبي‌پوشان پايتخت، در مصاحبه‌ي زنده‌اش با "ورزش از شبكه دو"ي سه هفته پيش، چند بار ‏تاكيد كرد كه "سيد مجيد" قبل از بازي توصيه‌هاي لازم را به وي و ديگر ليدرها مي‌كند؛ اين نام (سيد مجيد) البته براي ‏قريب به اتفاق شهروندان، گمنام است؛ مگر آنهايي كه در چند سال گذشته سر و كارشان به‌واسطه‌ي پرونده‌اي سياسي-امنيتي ‏به دادگاه انقلاب افتاده بود. از اين جماعت، آنهايي كه اهل فوتبال بودند، اگر مجالي بود و حوصله‌اي، مي‌توانستند از ميان ‏سخنان "مسئول دفتر شعبه" و يا "كل‌كل" سرخ-آبي با او، كشف كنند كه چقدر "آبي" است! ديدين چهره‌ي او در كنار فيروز ‏كريمي يا امير قلعه‌نويي، ديگر تازگي ندارد؛ چنان كه شنيدن اظهارنظرهاي "رييس كميته انضباطي باشگاه فرهنگي- ‏ورزشي استقلال"، قاضي حداد؛ مقام قضايي كه معاونت امنيتي دادستان پايتخت (قاضي مرتضوي) را نيز برعهده دارد.‏

اما اينها تنها چهره‌هاي امنيتي (سياسي) حاضر در ورزش كشور نيستند. نظاميان و شبه‌نظاميان و نيروهاي امنيتي و ‏شبه‌امنيتي، مثل بسياري حوزه‌هاي ديگر، ورزش (و به‌طور مشخص) فوتبال را نيز تحت سيطره و نظارت خود قرار ‏داده‌اند.‏

‏"طبقه‌ي جديد" حاكم‌شده در بلوك قدرت، البته از ورزش -به‌ويژه فوتبال- نيز نگذشته‌ است. نيم‌نگاهي به مديرعامل‌هاي ‏باشگاه‌هاي ليگ‌برتر فوتبال ايران يا اعضاي هيات مديره‌ي آنها، به‌وضوح اين ادعا را آشكار مي‌كند. "سردار"ها در صدر ‏باشگاه‌ها، بر نقل و انتقال بازيكنان و تعيين تكليف با پرطرفدارترين ورزش كشور و سرمايه‌ي در جريان موجود در آن، ‏نظارت و اتخاذ تصميم مي‌كنند.‏

حضور اين "نيروهاي نظامي و شبه‌نظامي" در ورزش، البته به‌قدر لازم واجد پيآمدهاي فرهنگي و ايدئولوژيك است؛ ‏چگونگي مواخذه از بازيكنان و به‌زير سئوال كشيدن اهالي فوتبال در كميته انضباطي يا نحوه‌ي برخورد با آنها، يا صدور ‏دستورالعمل‌ها و ابراز توصيه‌هاي گاه و بيگاه، و حتي چگونگي انجام مسابقات و زمان برگزاري آن‌ها، از آن جمله است. ‏فهرستي كه البته مي‌توان بر آن افزود. ورزش (فوتبال) هم زير سايه‌ي ايدئولوژي حاكم قرار مي‌گيرد و بديهي است كه ‏‏"همراهان" و "همدلان" و "كرنش‌كنندگان" به ايدئولوژي حاكم و رسمي و مستقر، از امتيازات قابل پيش‌بيني آن، بي‌بهره ‏نمي‌مانند.‏

ورزش (به‌طور عام) و فوتبال (به‌طور خاص) به‌مثابه‌ي يك "قدرت" واجد امكان‌ها و امتيازاتي است كه به‌گونه‌اي قابل ‏پيش‌بيني، نخست در اختيار "خودي"ها قرار مي‌گيرد. شايسته‌سالاري و نخبه‌گرايي و تخصص و توانمندي‌هاي كارشناسي، ‏در جايي كه ورزش، دولتي است، خود به ‌خود، به‌حاشيه رفته است و در اولويت دوم قرار دارد. آن‌هم ذيل يك دولت رانتي، ‏قابل حدس است كه ثروت بادآورده و خدادادي را "دولت" بايد توزيع و تقسيم كند. هر آن كس را كه مايل باشد، بر صدر ‏مي‌نشاند و هر آن كه را نپسندد، به زير مي‌كشد. ‏

چنين است كه سرنوشت دو تيم پرطرفدار كشور (پرسپوليس و استقلال) را نه طرفداران (سهامداران اصلي و بالقوه) كه در ‏نهايت (و در عمل و واقع) رييس سازمان تربيت‌بدني، به‌عنوان رييس مجمع اين دو باشگاه، تعيين مي‌كند. اين‌گونه جوانكي ‏فاقد هرگونه سابقه‌ي ورزشي ويژه يا واجد تخصص متفاوت با ميليون‌ها جوان متخصص اين كشور، يك‌ شبه -و به‌واسطه‌ي ‏رابطه‌ي خويشاوندي با مقام عالي ورزش- ره صدساله مي‌رود و اينجا و آنجا، مقام مي‌گيرد. تغيير مديرعامل‌هاي دو باشگاه ‏پرطرفدار ايران در چند سال اخير تنها يكي از شواهد اعمال‌نظرهاي "مقام رسمي" در ورزش است. و به‌همين ترتيب، ‏نحوه‌ي انتخاب سرمربي تيم‌ملي و...‏

كناره‌گيري افشين‌ قطبي از پرسپوليس و فوتبال ايران، در همين فضا قابل تامل و تحليل به‌نظر مي‌رسد. قطبي به‌مثابه‌ي يك ‏تكنوكرات فوتبالي كه از ورزش حرفه‌اي در جهان توسعه‌يافته پا به مناسبات رانتي و ايدئولوژيك در ورزش شبه‌خصوصي-‏شبه‌دولتي ايران نهاده است، نمي‌تواند با چنين فضا و بستري ارتباط برقرار كند؛ "مفاهمه" برقرار نمي‌شود؛ چنان كه در ‏هنگام انتخاب سرربي تيم ملي، ناگهان دچار شوك (ناشي از انتخاب اوليه و تغيير بعدي) مي‌شود. مي‌گذارد و مي‌گذرد...‏

‏"طبقه‌ي جديد" حاكم در بلوك قدرت (كه واجد نيروهاي نظامي و شبه‌نظامي است) تنها خود را در وزراي دولت احمدي‌نژاد ‏صورت‌بندي نكرده است؛ ورزش همچون ديگرحوزه‌ها (اقتصاد، سياست، فرهنگ، و...) متاثر از اين حضور پرقدرت ‏است؛ حضوري كه دولت رانتي و ايدئولوژيك را بازتوليد و تقويت مي‌كند و آن را در زوايا و لايه‌هاي گوناگون جامعه، ‏منتشر و تثبيت مي‌نمايد.


|+|نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388 ساعت 1:32 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
۲۸/۰۸/۱۳۸۸ خورشید عکس های از مراسم یادمان سید خلیل عالی نژاد
۲۸/۰۸/۱۳۸۸ خورشید عکس های از مراسم یادمان سید خلیل عالی نژاد .

سيد خليل عالي نژاد

سید خلیل عالی نژاد در سال ۱۳۳۶ و در صحنه كرمانشاه متولد شد. پدرش مرحوم سید شاهمراد عالی نژاد، نوازنده تنبور بود.

سید خلیل مشق تنبور را باسید نادر طاهری آغاز کرد و پس از ۲ سال نزد سید امرالّه شاه ابراهیمی رفت. همچنین از درویش امیر حیاتی نیز بهره برد و بعدها به محضر استاد عابدین خادمی راه یافت؛ در این دوره و به صورت همزمان سرپرستی گروه تنبورنوازان صحنه را نیز بر عهده گرفت. وی در اواخر دهه پنجاه در رشته موسیقی از دانشگاه هنر فارغ التحصیل شد.

در اوایل دهه ۶۰ گروه تنبور شمس به سرپرستی کیخسرو پورناظری تشکیل شد و عالی نژاد به جمع این گروه پیوست. حاصل همکاری با گروه تنبور شمس، تکنوازی و جواب آواز ماندگار سید خلیل در کاست صدای سخن عشق بود که با صدای شهرام ناظری انتشار یافت.

در اواسط دهه ۶۰ سید خلیل خود گروه بابا طاهر را تشکیل داد و اعضای گروه باباطاهر کاستی بیرون دادند به نام زمزمه قلندری. اواخر همین دهه سیدخلیل به وصیت مرحوم عبادی برای شرکت در مراسم خاکسپاری او به تهران رفت و دیگر هیچ گاه به دیار خود باز نگشت.

عالی نژاد پس از چند سال ماندگاری در تهران سرانجام ترک وطن کرد و به سوئد مهاجرت کرد. علت این مهاجرت هنوز دقیقا مشخص نیست، اما سرانجام آن قتل فجبع سید خلیل بود.

در ۲۷ آبان ۱۳۸۰ در شهر گوتنبرگ سوئد، سید خلیل به دست افراد ناشناس به قتل رسید و خانه وجسم بی جانش به آتش کشیده شد.

امسال هشتمین  یادمان هنرمند ارزنده و روشن فکر سید خلیل عالی نژاد در صحنه برگزار شد و از چند زاویه با مراسم سالهای گذشته متفاوت بود ، چرا که باران شدید هم مانع از حضور مشتاقان و مریدان وی نگشت وهمه در زیر باران و در سایه درختان و یا چترهای گشوده خود انتظار آغاز مراسم را داشتن و مجری برنامه هم همزمانی این سالگرد را با به شهادت رسیدن امام شعیان و در راستای احترام به دیگر ادیان !!! از نواختن ساز و دست زنی ( دست زنی در مراسم و عذاداری آئین یاری یک رسم محسوب میگردد ) خودداری نمودند و همچنین به بهانه ارائه ندادن اثار از سوی کسانی که خواستار ارائه برنامه بودند را نیز بهانه ای دیگر برای ادامه ندادن این مراسم اعلام نمود ، البته به رسم هر ساله بودند مریدانی که راه منتهی به آرامگاه ایشان را با نواختن تنبور و دف طی کردند و نیز هنرمندی نیز مجبور شد که اثر هنری خود را بدونه ساز اجرا کند ، و نیز از بعضی افراد شنیده میشد که از مجریان این برنامه تعهدی مبنی بر زود پایان دادن مراسم و ننواختن هیچ سازی را گرفته اند ( از سوی کسانی که بر همگان معلوم هست ) .

و در این بین هم پائیز دربند صحنه  و برگهایی قرمز و طلایی درختان کهن نیز بر زیبایی فطری این مراسم افزوده بود.

پائیز صحنه

پائیز صحنه

صحنه - کرمانشاه - ۲۷/۰۸/۱۳۸۸ خورشید عکس خیرالله امیریان


|+|نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388 ساعت 0:39 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
پیوندهای حکومت اسلامی ( چپ و راست )
سايت آقای اکبر اعلمی akbaralami.com : … بسیاری از ائتلاف ها، یارگیری های موجود، جبهه گیری ها و جناح بندی های سیاسی رایج از جمله در انتخابات مختلف، احزاب، گروههای سیاسی و فراکسیون های مجلس شورای اسلامی، مبتنی بر روابط و مناسبات دوستانه و خویشاوندی است. لاجرم آشنائی با نسبت ها و ارتباطات خانوادگی فعالان سیاسی و صاحبان قدرت، تا حدودی می تواند در تحلیل روابط و مناسبات حاکم بر کشور، انگیزه ها، دلبستگی ها و دسته بندی های سیاسی، تشخیص مبنای منازعات و اختلافات خانوادگی و همچنین شناخت و ارزیابی های ما نسبت به مواضع حال و گذشته بعضی از اشخاص و جریانات سیاسی و حاشیه های امنیت آنان مفید و موثر واقع شود، از اینرو پست حاضر به معرفی بخشی از روابط سببی و نسبی بعضی از مسئولین کشوری و لشکری و فعالان سیاسی اختصاص یافته است: …

خانم خدیجه ثقفی، دختر میرزا محمد ثقفی، همسر آیت الله خمینی

-احمد خمینی، مصطفی خمینی، زهرا مصطفوی، صدیقهمصطفوی و فریده مصطفوی، فرزندان آیت الله خمینی
-مرحوم آیت الله مصطفی خمینی بزرگترین فرزند آیت الله خمینی، همسر معصومه حائری]دختر آشیخ مرتضی حائری و نوه آیت الله عبدالکریم حائری(موسس حوزه علمیه قم)[
-حسین و مریم خمینی فرزندان آیت الله مصطفی خمینی
-مهدی، محمد و علیفرزندان سید حسین خمینی و نوه های مرحوم آیت الله مصطفی خمینی(پسر ارشد آیت الله خمینی)
-سيد احمد خميني، فرزند آیت الله خمینی، همسر خانم فاطمه طباطبايي و داماد آیت الله سلطانی طباطبایی
-فاطمه سلطانی طباطبائی، دختر آیت‌اللـه سلطانی طباطبایی (از علمای قم)، همسر سید احمد خمینی، خواهر سید صادق طباطبائی و خواهر زاده امام موسی صدر و آیت الله سید محمد باقر صدر و دختر خاله خانم زهره صادقی(همسر سید محمد خاتمی، رئیس جمهوری سابق ایران)
-حسن، یاسر ،علی. زهرا، صدیقه و فریده، فرزندان سید احمد خمینی و نوه های آیت الله خمینی
- حجت الاسلام سيدحسن خمينی، پسر ارشد مرحوم سید احمد خمینی نوه ارشد آیت الله خمينی، همسر خانم ندا موسوی بجنوردی و داماد آیت‌الله سید محمد موسوی بجنوردی، عضو سابق شوراي عالی قضائي، عضو دفتر استفتائات آیت الله خمینی و عضو مجمع روحانيون مبارز)
سيدياسر خميني برادر سید حسن، همسر خانم حورا صدر و داماد سيدمحمد صدر (معاون اسبق وزارت خارجه خاتمی)
-سیدعلی خمینی، کوچکترین پسر سیداحمد خمینی و نوه پسری آیت الله خمینی، داماد آیت الله شهرستانی(داماد و نماینده آیت الله سیستانی در قم) و شوهر نوه آیت‌الله سیدعلی سیستانی
-نرگس، فرشته و احمد فرزندان سید حسن خمینی و نوه های پسری سید احمد خمینی
-زهرا مصطفوی(دبیرکل جمعیت زنان انقلاب اسلامی)، دختر ارشد آیت الله خمینی، همسر محمود بروجردی(معاون آموزش و پرورش در دولت موسوی و سفیر ایران در فنلاند در دوره خاتمی)
-مسیح و لیلی بروجردی فرزندان خانم زهرا مصطفوی و محمود بروجردی و نوه های دختری آیت الله خمینی
-خانم صدیقه مصطفوی، فرزند آیت الله خمینی و همسر مرحوم آیت الله شهاب الدین اشراقی
-زهرا، عاطفه، نفیسه، نعیمه، محمد تقی، علی و مرتضی اشراقی فرزندان خانم صدیقه مصطفوی و آیت الله شهاب الدین اشراقی و از نوه های دختری آیت الله خمینی
-خانم زهرا اشراقی، نوه آیت الله خمینی و دختر خانم صدیقه مصطفوی و مرحوم آيت‌الله شهاب‌الدين اشراقي(داماد آیت الله خمينی)، همسر محمد رضا خاتمی(دبیر سابق حزب مشارکت و برادر سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق)
-خانم نفیسه اشراقی، دختر خانم صدیقه مصطفوی(دختر آیت الله خمینی) و عروس محمد صادق روحانی و نوه دختری آیت الله خمینی
-نعیمه اشراقی، دختر مرحوم آيت‌الله شهاب‌الدين اشراقی و خانم صدیقه مصطفوی(دختر آیت الله خمینی) و عروس آیت الله جلال الدین طاهری(امام جمعه مستعفی اصفهان)
-مرتضی اشراقی، نوه آیت الله خمینی و دختر خانم صدیقه مصطفوی و مرحوم آيت‌الله شهاب‌الدين اشراقی، همسر نوه دختری آیت الله محقق داماد و برادر زن محمد رضا خاتمی
-خانم فریده مصطفوی،دختر آیت الله خمینی و همسر محمد حسن اعرابی(بازاری)
-ليلي بروجردي(رئيس كميته بانوان و جوانان دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت نظام ،وكيل دادگستری، مشاور انتخاباتی و کاندیدای وزارت خارجه محسن رضائی در انتخابات دهم ریاست جمهوری)، دختر زهرا مصطفوی، نوه دختری آیت الله خمینی، همسر عبدالحسين سلطانی طباطبايي(فوق تخصص بيماريهاي قلب و عروق و استاديار دانشگاه تهران و برادر زن سید احمد خمینی)، مادر زن پسر محسن رضائی (فرمانده اسبق سپاه و دبیر کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام و کاندیدای ریاست جمهوری در انتخابات دهم)
-هدی و ضحی طباطبائی، فرزندان خانم لیلی بروجردی و عبدالحسین طباطبائی و نوه های دختری زهرا مصطفوی(دختر آیت الله خمینی)
هدی طباطبائی، دختر لیلی بروجردی و عبدالحسین طباطبائی، نوه دختری زهرا مصطفوی، عروس محسن رضائی(فرمانده پیشین سپاه و دبیر کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام) و برادر زاده سید صادق طباطبائی(سخنگوی دولت موقت و حامی محسن رضائی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری)
-مسیح بروجردی، پسر محمود بروجردی و خانم زهرا مصطفوی(دختر آیت الله خمینیداماد محمد ميرمحمدی(از اعضای بیت رهبری، نماینده قم در مجالس ششم و هفتم و دبیر کل حزب تمدن اسلامی)
-سید صادق طباطبائی(معاون سیاسی اسبق وزارت کشور در دولت مهدی بازرگان، معاون سیاسی نخست وزیر و سنخگوی دولت موقت و سرپرست نخست وزیری، مشاور محسن رضائی در انتخابات دهم ریاست جمهوری)، فرزند مرحوم آیت الله حاج سید محمد باقر سلطانی طباطبائی ، نوه پسری مرحوم آیت الله حاج سید صدرالدین صدر، خواهر زاده امام موسی صدر ،برادر خانم فاطمه طباطبایی(همسر سید احمد خمینی)، همسر خانم فاطمه صدر ،برادر مرتضی طباطبائی و عموی خانم هدی طباطبائی(عروس محسن رضائی) و همچنین دائی سید حسن و سید یاسر خمینی و پسر خاله زهره صادقی (همسر سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق ایران)
-سید مرتضی طباطبائی(شهردار اسبق تهران قبل از کرباسچی)، برادر سید صادق طباطبائی، همسر فرشته اعرابی(دختر فریده خمینی و نوه دختری آیت الله خمینی)، خواهر زاده امام موسی صدر و عموی هدی طباطبائی و برادر زن سید احمد خمینی
-فاطمه طباطبائی(همسر مرحوم سید احمد خمینی) خواهر صادق طباطبائی، خواهرزاده‌ی امام موسي صدر و دختر خاله خانم زهره صادقی (همسر سید محمد خاتمی)
-خانم فرشته اعرابی، تنها فرزند محمد حسن اعرابی و خانم فریده مصطفوی(دختر آیت الله خمینی)، نوه دختری آیت الله خمینی، همسر سید مرتضی سلطانی طباطبائی(شهردار اسبق تهران قبل از کرباسچی) و دخترخاله خانم لیلی بروجردی (دختر زهرا مصطفوی)
-زهره صادقی همسر سيدمحمدخاتمي خواهرزاده‌ی امام موسي صدر، دخترخاله فاطمه طباطبائی(همسر سید احمد حمینی) و همچنین دختر خاله سید صادق طباطبائی
-سيدمحمد صدر(از طیف موسوم به اصلاح طلب، معاون وزارت کشور موسوی و معاون وزارت خارجه خاتمی) پسرخاله خانم زهره صادقی(همسر سید محمد خاتمی) و همچنین پسر خاله خانم فاطمه طباطبايي(همسر مرحوم سيد احمد خمينی)
-علیرضا و خانم فاطمه خاتمی، فرزندان خانم زهرا اشراقی و محمد رضا خاتمی
-خانم فاطمه خاتمی دختر محمد رضا خاتمی و خانم زهرا اشراقی، عروس سید صادق خرازی(برادر زاده کمال خرازی و سفیر سابق ایران در فرانسه) و برادر زاده محمد خاتمی(رئیس جمهور سابق)
-سيدمحمد خاتمي(از طیف موسوم به اصلاح طلب، نماینده اسبق اردکان در مجلس، وزیر فرهنگ و ارشاد میرحسین موسوی و رفسنجانی، رئیس جمهور سابق و عضو مجمع روحانیون مبارز) فرزند روح‌الله خاتمي، دائی عروس محمد هاشمیان، برادر زن محمد صدوقی، برادر محمد رضا خاتمی، دائی زن خواهر زاده هاشمی رفسنجانی و همسر خانم زهره صادقی
-سیدمحمد رضا خاتمي(از طیف موسوم به اصلاح طلب، معاون اسبق وزارت بهداشت در زمان ریاست جمهوری خاتمی، نايب رييس مجلس ششم و دبيركل جبهه‌ي مشاركت) برادر سيدمحمد خاتمی رييس جمهور سابق و پدر زن پسر سید صادق خرازی
-سیدصادق طباطبايي(سخنگوي دولت موقت و حامی محسن رضائی در دهمین انتخابات ریاست جمهوری) فرزند سید محمد باقر سلطانی طباطبایی، خواهر زاده امام موسي صدر، برادر خانم فاطمه طباطبايي(همسر سید احمد خمینی)، دائی سید حسن و سید یاسر خمینی و پسر خاله زهره صادقی (همسر سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق ایران)
-سیدصادق خرازی(از طیف موسوم به اصلاح طلب، سخنگوی ستاد انتخاباتی خاتمی، معاون اسبق وزارت خارجه و سفیر اسبق ایران در فرانسه در زمان ریاست جمهوری خاتمی)، فرزند سید محسن خرازی ،برادر سید محمد باقر خرازی، برادر زاده سید کمال خرازی، پدر داماد محمدرضا خاتمي و برادر زن حجت الاسلام مسعود خامنه ای فرزند مقام رهبری و همچنین پدر همسر نوه آیت الله خميني و برادرزاده سيدمحمد خاتمی
- حجت الاسلام سیدمحمد باقر خرازی (از طیف موسوم به اصولگرا، دبیرکل حزب الله ایران و مدیر مسئول روزنامه حزب الله) برادر سید صادق خرازی و برادر همسر مسعود خامنه ای فرزند مقام رهبری
-آیت الله سیدمحسن خرازی(از طیف موسوم به اصولگرا و عضو خبرگان رهبری) پدر سید صادق خرازی، برادر سید کمال خرازی و پدر زن سید مسعود خامنه ای فرزند مقام رهبری
-محمدرضا تابش(از طیف موسوم به اصلاح طلب، نماینده اردکان و عضو فراکسیون اقلیت مجلس)، برادر علیرضا تابش(رئیس اسبق دفتر وزیر ارشاد خاتمی) و خواهرزاده ی سید محمد خاتمي(رئیس جمهور سابق)
-سیدكمال خرازي(از طیف موسوم به اصلاح طلب، وزير خارجه خاتمي و رئيس کنونی شوراي راهبردي روابط خارجي منصوب رهبری) عموي عروس مقام رهبری، برادر سید محسن خرازی(از طیف موسوم به اصولگرا و عضو خبرگان رهبری)، عموی سید محمد باقر خرازی(دبیرکل حزب الله ایران)
- حجت الاسلام سیدمسعود خامنه‌اي فرزند مقام رهبری، داماد آیت الله سید محمدباقر خرازی(از طیف موسوم به اصولگرا، دبیرکل حزب الله ایران، از مدرسين حوزه علميه قم و شوهر خواهر سیدصادق خرازي معاون وزير امور خارجه دولت خاتمي)
- حجت الاسلام سید مصطفی خامنه‌ای، فرزند مقام رهبري، داماد عزیز خوشوقت از طیف موسوم به اصولگرا
-محمدحسین خوشوقت(مديركل رسانه ها و مطبوعات خارجي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي خاتمي و مدیر مسئول کنونی سایت فرارو)، فرزند عزیز خوشوقت و برادر زن مصطفی خامنه ای(فرزند مقام رهبری)
- حجت الاسلام محمدي گلپايگاني(رئيس دفتر مقام رهبری)، پدر شوهر خانم بشری خامنه ایدختر مقام رهبری
- حجت الاسلام شیخ علی تهرانی همسر خانم سید بدریه خامنه ای(خواهر مقام رهبری)
-مهدي احمدی(عضو سابق شوراي مركزي طيف شيراز تحكيم و از طیف موسوم به اصلاح طلب)، داماد محسن رضائی
-سید حسن خامنه ای (رییس بازرسی وزارت نفت در دوران هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد)، برادر مقام رهبری و هادی خامنه ای(نماینده مجلس ششم، از طیف موسوم به اصلاح طلب و صاحب امتیاز روزنامه حیات نو)
-حسن خجسته باقرزاده برادر زن مقام رهبری معاون سابق سازمان صدا و سيما در امور صدا، نايب رئيس اتحاديه راديو تلويزيون‌هاي آسيا و اقيانوسيه (ABU) در سال 2007 و معاون نظارت و برنامه ریزی صدا و سیما
-غلامعلی حدادعادل(از طیف موسوم به اصولگرا، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی، رييس مجلس هفتم، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هشتم و مشاور مقام رهبری) پدر زن مجتبی خامنه ای فرزند مقام رهبری
- حجت الاسلام هادي خامنه‌ایاز طیف موسوم به اصلاح طلب عضو مجمع روحانيون مبارز برادر مقام رهبری
-مریم خاتمی خواهر سید محمد خاتمی و همسر محمد علی صدوقی امام جمعه و نماینده مقام رهبری در استان یزد
-زهرا اشراقي(از طیف موسوم به اصلاح طلب، دختر آيت‌الله شهاب‌الدين اشراقي و نوه‌ی دختری آیت الله خمينی، همسر محمد رضا خاتمی و خواهر زاده مرحوم سید احمد خمینی
- حجت الاسلام محمدعلي صدوقي(نماينده‌ي ولي فقيه و امام جمعه‌ یزد و معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور در دوره محمد خاتمی)، فرزند شهید آیت الله صدوقی، شوهر بی بی مریم خاتمی (خواهر محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران) و پدر زن محمد هاشمیان(خواهر زاده رفسنجانی)
- حجت الاسلام حسين هاشميان امام جمعه سابق رفسنجان، پسر عمو و شوهر خواهر اکبر هاشمی رفسنجانی و پدر داماد حجت الاسلام محمد صدوقی(شوهر خواهر محمد خاتمی)
محمد هاشمیان امام جمعه کنونی رفسنجان و نماینده رفسنجان در مجلس هشتم و رئیس فراکسیون اقلیت، فرزند حسین هاشمیان، خواهر زاده هاشمی رفسنجانی، داماد محمد صدوقی(امام جمعه یزد و شوهر خواهر محمد خاتمی) و شوهر خواهر زاده محمد خاتمی
- حجت الاسلام علی هاشمیان(از طیف موسوم به اصلاح طلب، نماینده رفسنجان در مجلس ششم و مدیرعامل سابق شرکت پسته کرمان) برادر زاده حجت الاسلام هاشمی رقسنجانی
-محمد هاشمی(از طیف موسوم به اصلاح طلب، عضو شورای مركزي حزب كارگزاران، رئیس سابق صدا و سیما و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام) برادر اکبر هاشمی رفسنجانی
-حسین مرعشی (از طیف موسوم به اصلاح طلب، سخنگوی حزب کارگزاران رئیس دفتر رئیس جمهور و استاندار کرمان در دوران ریاست جمهوری هاشمی، نماینده مجلس ششم و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در دوران خاتمی) برادر عفت مرعشی(همسر حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی) و دائی فائزه، فاطمه، یاسر، محسن و مهدی هاشمی رفسنجانی
-فائزه هاشمی رفسنجانی(از حزب کارگزاران و دبيركل سابق سازمان ملي المپيك) و فاطمه هاشمی(رئیس بنیاد امور بیماریهای خاص و عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه)،خواهران محسن ‏هاشمی(رئیس شرکت متروی تهران)، مهدی هاشمی(مدیر ‏سابق موسسه بهینه سازی سوخت وزارت نفت) و یاسر هاشمی، همگی فرزندان حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی(رئیس اسبق مجلس، رئیس اسبق جمهوری و رئیس کنونی مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام) و به ترتیب همسران حميد و سعيد لاهوتی (فرزندان آیت الله حسن لاهوتی)
-سیدمحمد حسینی (اهل کرمان ،از طیف موسوم به اصولگرا، نماینده مجلس پنجم، قائم مقام وزیرعلوم و وزیر کنونی ارشاد) برادر سیدمحمود حسینی(از طیف موسوم به اصلاح طلب، عضو انجمن اسلامی دانشگاه تربیت مدرس، دبیر سرویس علمی پژوهشی روزنامه سلام و همچنین برادر سیدحمید حسینی(مدیر عامل شرکت مرآت نمایندگی انحصاری “سوپرا”،…و صادر کننده فرآورده هاي نفتي و رئيس هيات مديره اتحاديه صادر کنندگان فرآورده هاي نفتي).
 -اسفندیاررحیم مشایی رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی وگردشگری، مشاور و رئیس دفتر احمدی نژاد و پدر زن مهدی پسر احمدی نژاد
-حجت الاسلام مجید انصاری(از طیف موسوم به اصلاح طلب، نماینده مجلس ششم و عضو مجمع تشخیص مصلحت و نماینده سابق خبرگان رهبری)، برادر حمید انصاری (قائم مقام دفتر حفظ آثار امام خمینی)
-مسعود حجاریان کاشانی(معاونت مهندسي وزارت سپاه ،ریاست دانشگاه امام حسين (ع) و معاونت اقتصادي و برنامه ريزي محسن رفیقدوست در بنياد مستضعفان و جانبازان) برادر سعید حجاریان(معاون اسبق وزارت اطلاعات و عضو حزب مشارکت)
- حجت الاسلام سيد علی اکبر محتشمی پور(از طیف موسوم به اصلاح طلب و از اعضای فعال مجمع روحانیون مبارز ، وزیر اسبق وزارت کشور و نماینده مجلس ششم)، پسر عموی همسران مصطفیتاج زاده(خانم فخرالسادات محتشمی پور) و مرتضی رفیقدوست
-مرتضی رفیقدوست(از شرکای فاضل خداداد که در جریان رسیدگی به پرونده 123 میلیارد تومان اختلاس به حبس ابد محکوم شده بود)، برادر محسن رفیقدوست (وزیر سابق سپاه و رئیس اسبق بنیاد مستضعفان و جانبازان) باجناق علی اکبر محتشمی
-مرحوم آیت الله محی الدین فاضل هرندی (قاضی شرع اسبق شهر قائن، قاضی شرع و رئیس اسبق دادگاه انقلاب اسلامی استان سیستان و بلوچستان، نمایندگی مقام رهبری در ستاد مرکز هیات های هفت نفره ،نماینده اسبق مردم اقلید فارس و اصفهان در مجلس شورای اسلامی) دائی حسین صفار هرندی و مصطفی تاجزاده (از طیف موسوم به اصلاح طلب و از اعضای شاخص سازمان مجاهدین خلق و حزب مشارکت)
-سیدمصطفی تاج زاده(از طیف موسوم به اصلاح طلب، عضو سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت و معاون عبدالله نوری وزیر اسبق کشور)، باجناق مرتضی رفیقدوست و خواهر زاده محی الدین فاضل هرندی و پسر دائی حسین صفار هرندی (سردبیر و قائم مقام سابق روزنامه کیهان و وزير سابق ارشاد احمدی ‌نژاد)
-آیت الله احمد جنتی(دبیر شورای نگهبان، عضو مجمع تشخیص مطلحت نظام و عضو خبرگان رهبری)،پدر علی جنتی(معاون سیاسی اسبق وزارت کشور و معاون اسبق وزارت فرهنگ و ارشاد و سفیر سابق ایران در برخی از کشورهای عربی) و پدر حسین جنتی(مسئول دفتر جنبش مجاهدین خلق در اصفهانو از سران سازمان مذکور که در درگیری با پاسداران کشته شد و فاطمه همسر وی نیز هم اکنون جزء سران مجاهدین خلق در خارج از کشور می باشد)
-آیت الله محمدي عراقي(رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي)، داماد مصباح يزدي(عضو مجلس خبرگان رهبري و رييس موسسه ي آموزشي امام خميني)
-علي لاريجاني(فرزند آيت‌الله ميرزا هاشم آملي، متولد نجف، از طیف موسوم به اصولگرا، وزیر اسبق ارشاد اسلامی، رئیس سابق صدا و سیما و نماینده قم و رئیس فعلی مجلس)، داماد شهيد مرتضی مطهری،برادر زن علی مطهری نماینده تهران ،برادر جواد(متولد نجف، معاون اسبق وزارت خارجه و مشاور عالي رييس قوه‌ي قضاييه) و حجت الاسلام صادق(متولد شهر نجف ، عضو سابق شوراي نگهبان و عضو مجلس خبرگان رهبري و رئیس کنونی قوه قضائیه وداماد آیت اللهوحید خراسانی) و برادر مجمد باقر(رييس دانشگاه علوم پزشكي تهران) و نیز برادر فاضل لاريجاني(سفیر سابق ایران در کانادا و از دست اندرکار فعلی وزارتخارجه) و برادر زن مصطفی محقق داماد
- حجت الاسلام علی اکبر جمشیدی معروف به ناطق نوری(رئیس اسبق مجلس و وزیر اسبق کشور و رئیس دفتر بازرسی مقام رهبری و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام)، داماد رسولی محلاتی( از اعضای دفتر آیت الله خمینی و مقام رهبری)، باجناق عباس آخوندی( معاون اسبق سیاسی وزارت کشور در دوران وزارت ناطق نوری و وزیر مسکن دوران هاشمی رفسنجانی همزمان با ریاست ناطق بر مجلس)، برادراحمد ناطق نوری(نماینده شش دوره مجلس از شهرستان نور و محمود آباد و رئیس فدراسیون بوکس) و باجناق سید محمدعلی شهیدی(مدیر کل وزارتخارجه خاتمی و معاون سابق کنسولی، مجلس و امور ایرانیان وزارت خارجه دوره احمدی نژاد)
-حجت الاسلام پارسا (معاون وزیر اطلاعات در زمان وزارت دری نجف آبادی)، داماد آیت الله مهدوی کنی و باجناق پسر حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری
-مرحوم آیت الله صادق خلخالی، پدر زن حجت الاسلام اسدالله کیان ارثی(نماینده فریدن و فریدون شهر در دوره های اول و ششم مجلس و عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز)
ـداوود احمدی‌نژاد (رئیس بازرسی نهاد ریاست جمهوری)، برادر محمود احمدی‌نژاد
ـحسین شبیری(رئیس صندوق مهر رضا)، همسر پروین احمدی نژاد پروین احمدی‌نژاد (عضو شورای شهر تهران و معاون مرکز امور زنان ریاست جمهوری)، خواهر احمدی‌نژاد
-خانم فاطمه كروبی (دبير كل مجمع اسلامی بانوان و رئیس اسبق بیمارستان خاتم الانبیاء)، همسر حجت الاسلام مهدي كروبی(امین الحاج آیت الله خمینی ،سرپرست اسبق امور حجاج ایرانی، رئیس اسبق بنیاد شهید، عضو شورای بازنگری قانون اساسی، رئیس اسبق مجلس و دبیرکل حزب اعتماد ملی)
- مصطفی معين(نماینده اسبق مجلس و وزير اسبق علوم)، داماد آيت الله دستغيب
-مجتبی هاشمي ثمره(رییس سابق ستاد انتخابات کشور، مشاور عالي و دستیار ویژه محمود احمدي نژاد)، خواهر زاده‌ی محمد جواد باهنر(نخست وزیر شهید رجائی) و محمدرضا باهنر(نايب رييس مجلس هفتم و هشتم) و برادر مهدی هاشمی ثمره(معاون بازرسي و مديركل حوزه وزارتي وزارت نيرو) و عبدالحمید هاشمی ثمره(معاون وزارت صنایع) و برادر شوهر خانم قند فروش(مشاور خانواده وزیر کشور)
-محمد حسین موسي‌پور(معاون پارلماني وزير كشور)، داماد خواهر محمدرضا باهنر
-كامران دانشجو(استاندار اسبق تهران، معاون سابق سیاسی وزارت کشور و وزیر کنونی علوم و تحقیقات و فناوری)، برادر فرهاد دانشجو (رئیس دانشگاه تربیت مدرس) و برادر خسرو دانشجو(عضو و سخنگوی شورای شهر تهران)
- حجت الاسلام محمد محمدي‌نيك ري‌شهری (وزیر اسبق اطلاعات، دادستان اسبق ويژه روحانيت، دادستان اسبق كل كشور و سرپرست حجاج ايراني)، داماد آيت‌الله مشكيني
- حجت الاسلام عیسی ولائی(مدیر کل حقوقی ریاست جمهوری خاتمی)، داماد مرحوم آيت الله محمدرضا توسلي محلاتی(رئیس دفتر آیت الله خمینی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام)
-صادق محصولی(وزیر کشور سابق و وزیر رفاه پیشنهادی ایندوره احمدی ‌نژاد، باجناق علی اکبر ولايتي (وزير خارجه اسبق و مشاور مقام رهبری)
-حجت الاسلام سیدابراهیمیرئیسی(معاون اولقوه قضائیهداماد حجت الاسلام احمد علم الهدی (امام جمعه مشهد)
-خانم فاطمه جوادی (معاون سابق رئيس‌جمهور و رئيس سازمان محيط زيست)، فرزند اسماعيل واعظ جوادی آملی و برادر زاده آيت‌الله جوادي آملی (از اساتيد حوزه علميه قم)
-آيت الله حائری شيرازی، نوه آيت الله سيد نورالدين حسنی شيرازی، داماد آيت الله خزعلی و شوهر خاله رضازاده (استاندار فارس و رئیس اسبق شركت آب و فاضلاب استان فارس)، پدر محمدحسن حائری
-عبدالله جاسبي(رييس دانشگاه آزاد)،شوهر خواهر علی عباس پور(نماينده تهران و رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در دوره های هفتم و هشتم مجلس)
- حجت الاسلام محمدي عراقي(رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي)، داماد آیت اله مصباح يزدي(عضو مجلس خبرگان رهبری و رييس موسسه آموزشي امام خميني).
-سید عطاء الله مهاجرانی(از طیف موسوم به اصلاح طلب و عضو حزب کارگزاران، معاون نخست وزیر در امور حقوقی و پارلمانی و معاون معاون رئیس جمهور در امور حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور در دولت هاشمی رفسنجانی، همسر خانم جمیله کدیور(نماینده مجلس ششم) و شوهر خواهر حجت الاسلام محسن کدیور
-مسعود حجاریان کاشانی(معاون مهندسي وزارت سپاه ،رئیس سابق دانشگاه امام حسين (ع) و معاون  اقتصادي و برنامه ريزي محسن رفیقدوست در بنياد مستضعفان و جانبازان)، برادر سعید حجاریان(معاون اسبق وزارت اطلاعات و عضو حزب مشارکت)
-اسفندیار رحیمی مشایی(رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و رئیس کنونی دفتر نهاد ریاست جمهوری)، پدر زن پسر محمود احمدی نژاد
-خانم اشرف بروجردی(از طیف موسوم به اصلاحطلب، مدیر کل اسبق امور زنان وزارت کشور و معاون اجتماعی اسبق وزیر کشور در دوره خاتمی)، خواهر علاء الدین بروجردی(از طیف موسوم به اصولگرا، معاون اسبق وزارت خارجه در زمان ولایتی و سه دوره نماینده بروجرد در مجلس و رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در مجالس هفتم و هشتم)
-حسن کامران(نماينده اصفهان در مجالس هفتم و هشتم)، همسر خانم نیره اخوان بیطرف(نماینده اصفهان در دوره های هفتم و هشتم مجلس) و باجناق حسيني (نماينده زابل در مجلس هفتم)
-حجت الاسلام حسن طائب(مسئول اسبق سپاه قم و خراسان، معاون ضد جاسوسی اسبق وزارت اطلاعات در زمان ریاست جمهوری رفسنجانی و وزارت علی فلاحیان، معاون سابق فرهنگی ستاد مشترك و فرمانده سابق دانشكده فرهنگی دانشگاه امام حسین، معاون سابق هماهنگ ‌كننده دفتر مقام رهبری، فرمانده سابق نیروی مقاومت بسیج و معاون کنونی اطلاعات کل سپاه پاسداران)، داماد حجت الاسلام حسینی معروف به “حسینی اخلاق در خانواده” و باجناق سيد حسين شاهمرادي(رئيس سابق ستاد بقاع  متبركه و بناهاي  مذهبي و مشاور رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگری)
-حجت الله غنيمي‌فر(مدیر کل سابق امور بین الملل شرکت نفت ومعاون کنونی مدیر عامل شرکت ملی نفت در امور سرمایه گذاری)، عموی کریم ارغنده‌پور(عضو شوراي مركزي جبهه‌ی مشاركت)
-سعيد شريعتي(عضو شورای مركزي جبهه‌ی مشاركت) داماد علی شكوری‌راد(نماینده مجلس ششم و عضو شوراي مركزی جبهه‌ی مشاركت)
-محمد قوچاني (سردبیر روزنامه های شرق و اعتماد ملی)، داماد عماد الدین باقی(از اصلاح طلبان و فعالان سیاسی و حقوق بشر(
-علي افشاری(عضو سابق شوراي مركزي تحكيم)، داماد خانم فريبا داوودي مهاجر(روزنامه‌نگار و دبير انجمن روزنامه‌نگاران جوان)، فعلا هر دو مقیم آمریکا هستند.
-مهدی احمدی(عضو سابق شوراي مركزي طيف شيراز تحكيم)،داماد محسن رضائی(فرمانده اسبق سپاه پاسداران و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام)
-ناصر ايمانی(از طیف موسوم به اصولگرا و عضو شوراي سردبيری روزنامه‌ رسالت)، شوهر خواهر سعید حجاريان
-محمد بسته‌نگار داماد آیت الله طالقانی و شوهر خواهر خانم اعظم طالقانی
-احمد زيدآبادی(از فعالان طیف موسوم به ملي‌مذهبي‌ها)، داماد محمدمحمدي گرگاني(نماينده دوره‌ي اول مجلس و از اعضای وابسته به طیف موسوم به ملي‌مذهبي‌ها)
 
منبع حقیقت نیوز

|+|نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 ساعت 1:8 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
تریلیاردر حامی احمدی نژاد ، پشت پرده "تات"

تریلیاردر حامی احمدی نژاد ، پشت پرده "تات"


modiran tat.jpg




به گزارش روزنامه اعتماد، یكی از پرحاشیه ترین بانك های خصوصی روز جمعه آغاز به كار كرد. بانك تات كه درباره تركیب سهامدارانش حرف و حدیث بسیاری است در 88/8/8 اولین شعبه خود را در شهر مشهد افتتاح كرد.


در مراسم افتتاح این شعبه جمعی از مدیران ارشد بانك مركزی، وزارت صنایع و معادن، بازرگانی و امیررضا واعظی آشتیانی قائم مقام سازمان تربیت بدنی شركت داشتند. بانك تات هشتمین بانك خصوصی كشور است كه آغاز به كار می كند.


در دوره دولت نهم بانك مركزی به جز موافقت با تبدیل موسسه مالی و اعتباری بنیاد مستضعفان به بانك سینا، هیچ مجوزی در زمینه فعالیت بانك های خصوصی صادر نكرد اما در ماه های پایانی دولت به یكباره بانك مركزی در دادن مجوز بانك های خصوصی دست و دلباز شد. به بنیاد شهید مجوز داد تا بانك دی را راه اندازی كند.


 سپاه موسسه انصار را كه سال ها در حال فعالیت بود توانست تبدیل به بانك كند. شهرداری صاحب بانك شهر شد و دست آخر بانك تات كه پس از چند بار به تعویق افتادن بررسی اساسنامه و پذیره نویسی سرانجام در روز جمعه به طور رسمی اعلام افتتاح شد و ظاهراً از بهمن فعالیت خود را آغاز می كند. اما تات چیست و از آن كیست؟


از ظاهر بانك تا محتوا


بانك تات یك ظاهر دارد و یك محتوا. ظاهر آن تركیب سهامداران آن است كه به طور رسمی اعلام شده اما محتوای آن با یك اسم گره خورده است؛ علی انصاری. انصاری مرد پشت پرده هشتمین بانك خصوصی در جمهوری اسلامی است. او را گرچه رسانه ها با عضویت در هیات مدیره باشگاه استقلال و همانندپنداری با حسین هدایتی عضو متمول باشگاه رقیب شناختند اما باید برای شناخت او به سال ها قبل بازگشت.

 حتی آنانی كه او را با بازار مبل ایران می شناسند باز هم به عقبه او خوب نپرداخته اند. انصاری كار خود را قبل از بازار مبل آغاز كرده؛ در بازاری كه هیچ ربطی به مبل نداشت.

آغاز فعالیت های اقتصادی او به اوایل دهه 70 بازمی گردد؛ زمانی كه به همراه یك شریك دیگر در ضلع جنوبی بازار آهن شادآباد مجتمع تجاری بهاران 1و2 را ساخت. از قبل همین فعالیت ها و ساخت و سازها بود كه توانست كم كم خود را در قامت یك سرمایه دار نشان دهد. اما انصاری چگونه توانست در قامت یك سرمایه دار جلوه كند؟


انصاری كیست

انصاری معمارزاده یی است اهل دان اصفهان كه ظاهراً در ابتدا خانواده متمولی نداشته است و در رده بندی طبقه اجتماعی جزء خانواده طبقه متوسط به شمار می رفته است اما آشنایی با برخی فعالان بازار آهن و ورود به حوزه ساخت و ساز وضع مالی او را دگرگون كرد.


ساخت مجتمع تجاری بهاران 1و2 و در ادامه بازار مبل ایران حركت هایی بود كه انصاری به طور شراكتی انجام داد؛ فعالیت هایی كه زمان را برای او به دهه 80 رساند؛ دهه یی كه مقارن با نشست و برخاست او با اهالی سیاست شد. اوج آن همكاری با امیررضا واعظی آشتیانی در فدراسیون دوچرخه سواری و در ادامه باشگاه استقلال بود. در انتخابات ریاست جمهوری نیز او از حامیان جدی محمود احمدی نژاد به شمار می رفت. دهه 80 انصاری را در مسیر جدیدی از فعالیت ها قرار داد.


اگر در دهه 70 او را فقط در بازار آهن شادآباد می شناختند در دهه 80 توانست به شهرت برسد. این عقبه انصاری، او را مرد اول بانك تات كرده است زیرا انصاری است كه همه را در تات گرد هم جمع كرده و چنین مجموعه یی را شكل داده است؛ مجموعه یی كه با چند و چون زیادی همراه است.

سهامداران موسس تات

سهامداران تات را سه گروه ورزشی، صنعتی و خانوادگی تشكیل می دهند. گروه ورزشی عبارتند از صندوق اعتباری حمایت از قهرمانان و پیشكسوتان ورزش، كمیته ملی المپیك، فدراسیون روستایی و عشایری، فدراسیون پزشكی ورزشی، فدراسیون فوتبال، فدراسیون ورزش های جانبازان و معلولین، باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال و باشگاه فرهنگی ورزشی پیروزی.


 چند هفته پیش سایت های اصولگرا نظیر الف و جهان از حاتم بخشی رئیس سابق سازمان تربیت بدنی خبر دادند. بر اساس اخبار سایت های اصولگرا سازمان لیگ در زمان مسوولیت علی آبادی و با دستور وی در اقدامی غیرقانونی دو میلیارد تومان به بانك خصوصی تات كمك كرد.


این سایت ها گزارش دادند از بودجه دیگر فدراسیون های ورزشی نیز برای تاسیس این بانك هزینه شده است. اعطای این مبلغ پول در حالی است كه برخی از فدراسیون های ورزشی از پرداخت حقوق كاركنان خود عاجزند. البته كمیته ملی المپیك در جوابیه یی توضیح داد راه اندازی بانك آرزوی جامعه ورزش بوده كه تاكنون به دلیل كمبود اعتبار عملی نشده بود و راه اندازی تات می تواند پشتوانه مطمئنی برای ورزش كشور باشد.

 در این جوابیه توضیحی درباره نكات مبهم كمك سازمان ها و زیرمجموعه های سازمان تربیت بدنی داده نشده بود.

از این رو درباره اولین گروه از سهامداران چنین شبهه یی از سوی خود اصولگرایان مطرح شد.

گروه صنعتی سایپا؛ از قرار معلوم 20 میلیارد سهم تات را سایپا خریده است. در واقع 10 درصد از سهام این بانك در اختیار سایپا قرار دارد. درباره حضور سایپا در این بانك دو نكته وجود دارد؛ اول آنكه شركت سایپا در حال راه اندازی یك بانك است تا به طور تخصصی در خدمت خود باشد از این رو مشخص نیست چرا سهامدار موسس یك بانك، شركتی است كه خود تا چند وقت دیگر صاحب بانك می شود؟ نكته دیگر به مدیران بانك مركزی برمی گردد. محمود بهمنی رئیس كل بانك مركزی چند بار به صراحت در پاسخ به حل مشكلات مالی ایران خودرو رقیب سایپا در بازار و دریافت تسهیلات از بانك ها بر فروش سهام شركت بانك پارسیان تاكید كرد.


 در واقع ایران خودرو باید از سهامدار بودن پارسیان دست می كشید تا سیستم بانكی نیز تعاملات با بانك را از سر گیرد. حال باید از بانك مركزی پرسید چه فرقی بین ایران خودرو و سایپا وجود دارد؟ چرا ایران خودرو نمی تواند در پارسیان سهامدار باشد اما سایپا می تواند سهام تات را در اختیار گیرد؟


گروه سرمایه گذاری تات؛ گروه سرمایه گذاری تات از برادران انصاری است. بنا بر اعلام سایت رسمی تات پایه های اولیه شكل گیری گروه سرمایه گذاری تات در ابتدای دهه 40 شمسی و توسط علی اكبر انصاری در عرصه ساخت و ساز ساختمان های مسكونی و تجاری بنیان گذاشته شد. این سایت اعلام كرده با این حال دهه 60 را می توان اوج فعالیت های حرفه یی و نظام مند این گروه با مدیریت علی انصاری دانست. اما وقتی به كارنامه این گروه نگاه كنید چند كار عمده می بینید.


?بازار آهن غرب

? بازار مبل ایران

?كارخانجات لوله و پروفیل تهران

? كارخانجات تولیدی و صنعتی خوشخواب نوین


?بازار موبایل ایران كه آخری را روی پیراهن استقلال در بازی های لیگ امسال دیده اید و فاز اول همزمان با تات روز جمعه افتتاح شد. برادران انصاری 20 درصد سهام تات را در اختیار دارند. هرچند تمام برادران در زیر چتر علی قرار دارند و ظاهراً تقسیم سهام آن به دلیل برخی موانع قانونی بوده كه اجازه نمی داده یك نفر بیش از میزان مشخصی سهم در اختیار داشته باشد.


تات مخفف یك اسم یا نام قوم


در تبلیغات كه برای تات شده تلاش شده آن را مخفف «تجربه، اعتماد و توسعه» نشان دهند اما در اصل نام قوم برادران انصاری و گروه سرمایه گذاری آنان است. قوم تات در نزدیكی بوئین زهرا قزوین سكنی دارد. انتخاب نام تات برای هشتمین بانك خصوصی نشان دهنده قدرت خاندان انصاری در این بانك خصوصی است.


چرا پذیره نویسی به تعویق افتاد

در اواسط مرداد و براساس مجوز سازمان بورس و اوراق بهادار قرار بود یك میلیارد از دو میلیارد سهم اسمی بانك خصوصی تات (معادل 50 درصد از سرمایه 200 میلیارد تومانی) ظرف مهلت 60 روز پذیره نویسی شود اما به فاصله یك روز سازمان بورس طی اطلاعیه یی اعلام كرد این پذیره نویسی كه قرار بود به زودی انجام شود تا اطلاع ثانوی انجام نخواهد شد و پس از انجام مقدمات لازم، امكان شروع پذیره نویسی توسط سازمان بورس اعلام می شود.


در آن زمان این تاخیر فقط به دلیل عدم بررسی اساسنامه این بانك در جلسه شورای پول و اعتبار كه ناشی از نرسیدن نوبت بود، اعلام شد اما منابع خبری در خصوص تعویق پذیره نویسی دلایل دیگری را اعلام كردند. در خصوص بانك تات گروه سرمایه گذاری تات با دو مساله روبه رو بود؛ اینكه بر اساس قانون گروه های سرمایه گذاری نمی توانند بیش از 10 درصد سهام یك بانك خصوصی را در اختیار داشته باشند در حالی كه گروه سرمایه گذاری تات 20درصد سهام را در اختیار دارد و از قضا این گروه از یك خانواده بود.

 نكته دیگر نداشتن بدهی معوق از سوی سهامداران موسس بود. ظاهراً این گروه به یك بانك خصوصی 500 میلیون تومان بدهی معوق دارد. این ملاحظات بانك مركزی را در بررسی پرونده این بانك دچار احتیاط كرد البته بعداً برخی منابع ادعا كردند این گروه چنین مشكلی ندارد بلكه بدهی بانكی دارد كه این بدهی نشانگر بدحسابی نیست و برای اخذ مجوز مانع حساب نمی شود. اگر این فرض را بپذیریم سخنرانی احمدی نژاد در نظرآباد را به یاد آورید كه گفت معامله پارسیان به این دلیل ابطال شد كه دو خریدار به بانك ها بدهكار بودند و فروش بانك به این دو بدهكار تخلف است. آیا فرقی بین رستمی صفا و انصاری است؟


اگر داشتن بدهی به بانك ها تخلف نیست و مانع اخذ مجوز بانك خصوصی نیست چرا برای خرید سهام پارسیان از سوی رستمی صفا مانع شد؟ این ابهامات است كه آینده بانكداری خصوصی و آمیخته شدن با سیاست خودی و غیرخودی را پرابهام كرده است.


تشابه تاریخی

علاوه بر آلوده شدن سیاست با اقتصاد، در فضایی كه توزیع سود در بخش های مختلف اقتصادی همگرا نیست و سود بخش ها متعادل نیست این گونه مجوز دادن به بانك های خصوصی زمینه سوداگری را فراهم می كند زیرا در این فضا بانك ها ناچارند با نرخ سود بالا پول های مردم را جمع كنند و برای پرداخت بهره ناچارند آن را در پربازده ترین بخش سرمایه گذاری كنند. نتیجه آن روانه شدن سیل نقدینگی به یك بازار و جذب آن در بخش نامولد اقتصادی می شود. اتفاقی كه در بخش مسكن افتاده نمونه واضحی بر این ادعا است.


 در چنین بانك هایی مالكیت و سرمایه یكسان انگاشته می شود و سرمایه بانك در اختیار سهامداران آن قرار می گیرد. برخی بانك های خصوصی كه در حال شكل گیری است عمده سهام اش در اختیار كسانی است كه كمترین آورده را خود دارند. آنها با اخذ وام از دیگران و تامین اولیه سرمایه و پذیره نویسی مالك بانك می شوند و زمام كار را در اختیار می گیرند. برای مثال تات اولین بانكی است كه در جمهوری اسلامی 50 درصد از سرمایه خود را از طریق پذیره نویسی جمع كرده است. اما اگر از این موضوع بگذریم در زمان شاه داستان بانك شهریار كه از سوی برادران رضایی راه اندازی شد با فرضیه ابتدایی همانندی زیادی دارد.


برادران رضایی تولیدگرانی بودند كه ابتدا به صورت موجه فعالیت خود را آغاز كردند و در بخش های صنعتی سرمایه گذاری كردند. آنها پس از مدتی بانك شهریار را ایجاد كردند. بانكی از طریق اخذ وام از بانك های دیگر راه اندازی شد و در ادامه با گرفتن وام از خارجیان و توزیع در داخل برای خود روزگار می گذرانید.

در واقع در این بانك مدیر و مشتری یكی بود و مدیریت با سرمایه قاطی شد. نتیجه آن شد كه این بانك به مرحله سقوط رسید و پای دربار را نیز به موضوع باز كرد. سرانجام بانك مركزی با محدود كردن سهام برادران رضایی كه محوریت شان با علی رضایی بود توانست بحران را تا حدودی كنترل كند. آیا بانك مركزی از گذشته درس گرفته است؟

منبع : http://www.cloob.com/profile/memoirs/one/username/mohammad_pathman/memid/740175/redirectkey/6c9ef7bf6041ce6e90167ca27df85f41


|+|نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 ساعت 0:1 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
کوروش بزرگ ذولقرنین نیست !!

کورش کبیر ذوالقرنین نیست، او فراتر از آن است!

By Terminus

 در ماههای گذشته مطلبی در قسمت نظرهای بالاترین نوشته شده بود که ادعا میکرد کورش کبیر همان ذوالقرنین است و به طبع آن پاسخ خلاصه‏ای هم داده شد. تا این که روز گذشته لینکی به بالاترین فرستاده شد که حاوی کتابی با  ترجمه استاد دکتر باستانی پاریزی بود. تا ایجای کار بسیار عالیست و من بسیار خوشحال شدم چون اولین و تنها منبع بقولی معتبر که چنین ادعایی دارد برایم مشخص شد. پس از دانلود و مطالعه کتاب شگفت زده شدم و به خود گفتم که دلیل ترجمه چنین کتاب نازل و بیهوده‏ای توسط دانشمند بزرگ و معتبری مانند استاد باستانی پاریزی چه میتوانست باشد؟

میخواهم شما هم از دلیل تعجب من با خبر شوید بنابراین وقت شما و فضای وب را بیش از اندازه اشغال نمیکنم و یکسره میروم سر نقد کتاب و ادعای ذوالقرنین بودن کورش کبیر.

متاسفانه بزرگترین مشکلی که در نگاه اول به چشم میخورد ترجمه ناقص و دلبخواهی آیات قرآن در همان ابتدای متن اصلی کتاب است که از صفحه پانزدهم این کتاب هفتاد و هشت صفحه‏ای شروع میشود.

برای نمونه میفرمایند: تا آنجا راند كه محل غروب خورشید است و چنان می نماید كه خورشید در چشمه ای كه آب تیره رنگ دارد فرو می رود، در آنجا قومی یافت. (سوره کهف، آیه 86)

عرض کردم ترجمه دلبخواهی و غیر دقیق! توجه کنید که وجدها یکبار به (چنان می نماید) و یکبار به (یافت) ترجمه شده است. معنی واقعی و مشخص وجدها یافتن، متوجه شدن، درک کردن و فهمیدن است. به عبارت ساده تر زمانی که ذوالقرنین به مکان غروب خورشید رسید متوجه شد که در گل و لای فرو میرود و همانجا هم متوجه شد که قومی وجود دارد. به این ترتیب معنی واقعی این آیه بصورت زیر است:

چون به غروب‌گاه آفتاب رسید، آن را دید که در چشمه‌ای گل آلود فرو می‌رود و نزدیک چشمه گروهی را یافت.

 و این اولین دلیل مبنی بر افسانه‏ای بودن شخصیت ذوالقرنین است چرا که همه ما میدانیم خورشید در گل و لای غروب نمیکند!

مورد بعدی مربوط میشود به آیات 93 تا 98. رابطه بسیار جالبی میان واژه ذوالقرنین، آن مجسمه معروف در پاسارگاد و واین آیات وجود دارد که به آن خواهم پرداخت اما پیش از آن بگذارید به آیه 96  تا 98 بپردازیم.

طبق نص صریح قرآن سدی از آهن با ملات روی در میان دو کوه ساخته شده است. من به مشکلات مهندسی و تکنولوژیکی چنین ساختمانی اشاره نمیکنم اما باید به یک مورد بپردازم که کاملا از دید مدعیان پنهان مانده است. در قرآن و در آیه 98 باز هم بطور مشخص ادعا شده این سد تا قیامت باقی خواهد ماند اما چنین سدی نتنها یافت نشده بلکه در هیچ متن و روایت تاریخی هم به آن اشاره نشده. توجه بفرماید که اگر چنین ساختار فلزی عظیمی حتی در زیر زمین وجود داشت به علت اختلالات بزرگی که در میدانهای الکترومغناطیسی ایجاد میکرد حتما تا کنون یافت شده بود. این هم دلیلی دیگر بر افسانه بودن کل ماجرا و شخصیت ذوالقرنین است.winged man

و اما ماجرای تندیس منسوب به کورش کبیر و ربط آن به آیات 93 تا 98 و واژه ذوالقرنین. ماجرا ساده است، واژه‏ای وجود دارد، تندیسی یافت میشود، قرن را به شاخ ترجمه میکنند، مجسمه را به کورش کبیر منتسب میکنند و نتیجه میگیرند که کورش کبیر همان ذوالقرنین است. به همین سادگی!

اول این که آن تندیس فقط منتسب به کورش است و در هیچ متن تاریخی معتبری تا کنون گفته نشده که تندیس فوق قطعا متعلق به کورش کبیر است. چه کسی میتواند تندیس و یا تصویر قطعی از کورش کبیر به ما نشان دهد؟ آیا چنین چیزی وجود دارد که این تندیس دومینش باشد؟

آقای ابوالکلام آزاد فرد محترم و معتقدی بوده اما از تاریخ هیچ سررشته‏ای نداشته است. به نقل از دایره‏المعارف ایرانیکا مجسمه فوق الهام گرفته شده از مجسمه سازی آشوریها است بدون این که کپی دقیقی از آن باشد. تاجی که بر سر این تندیس است یک تاج مصری به نام hmhm و ترکیبی از سبکهای فینیقی سوری است، ردایی ایلامی دارد که ملیله دوزی آن مربوط به مدلهای یونانی ساکن در آسیای صغیر است و عناصری از مدلهای جدید تر بابلی در آن بکار رفته. تمام این مدلها و استیلهای متفاوت به شکل سنتی آشوری یک جن بالدار (الهه، فرشته نگهبان) نمایانگر شده که احتمالا نشاندهنده همه مناطق تسخیر شده در دوران اخیر است و نه یک فرد (Stronach, 1997, p. 43). این مجسمه به احتمال بسیار زیاد نشانگر یک نماد است نه یک فرد مشخص!

موضوع زمانی جالب تر میشود که به معنی قرن در زبان عربی توجه کنیم. قرن معانی متفاوتی دارد مانند، شاخ، صد سال، تزویج، پیوست، اتصال و جفت کردن.

بگذارید از خودمان سوالی بپرسیم، چرا و چگونه به فردی یک لقب داده میشود؟ پاسخ ظاهرا ساده است، یا کار خاصی انجام داده یا شکل خاصی داشته. در اینجا و مورد خاص ما ادعا میشود که چون مجسمه منسوب به کورش دو شاخ داشته پس ذوالقرنین نامیده شده. اما فقط کسی چنین پاسخی خواهد داد که یا قرآن را نخوانده باشد یا از شدت ایمان و اعتقاد حقایق واضح و آشکار را نمیتواند ببیند. دوستان گرامی فرآن بخوبی و بطور کاملا واضح و مشخص دلیل ذوالقرنین نامیدن آن فرد را دارد بیان میکند، یکبار دیگر آیات 93 تا 98 را بخوانید. آن فرد به این دلیل ذوالقرنین نامیده شده چون دو کوه را به هم آورده و متصل کرده. کار بزرگ ذوالقرنین ساختن آن سد خیالی و عظیم بوده نه این که دو شاخ داشته! اگر شما مهندسی باشید که کلاه شاپو بر سر میگذارد و یک ساختمان 250 طبقه ساخته است به شما نمیگویند مهنس شاپویی میگویند مهندس 250 طبقه‏ای!

در ابتدای مقاله گفتم نقد، اما این نوشتار بیشتر شبیه به حاشیه‏ای خلاصه بر کتاب است. میدانم که خوانندگان اینترنتی مانند خود من وقت و حوصله بسیار کمی برای نوشته‏های طولانی منتشر شده در وب دارند، پس بپردازیم به نتیجه گیری بنده:

کورش کبیر ذوالقرنین نیست، او فراتر از آن است!

کورش کبیر به دلیل شاخ دار بودن، ساختن یک سد خیالی یا منتسب بودن به ذوالقرنین نیست که اهمیت دارد، اهمیت این انسان به دلیل روش زندگی، رفتارش با دیگران و منشور حقوق بشرش است. در زمانی که کشتن اسرا و نابود کردن دین، فرهنگ و شهرهای قوم شکست خورده امری کاملا طبیعی و اخلاقی محسوب میشده رفتار فردی مانند کورش کبیر شگفت آور است او هزاران سال از زمان خود جلوتر بود. او برای دلبستگی‏های زمینی حکمرانی میکرد و میجنگید اما آسمانی بود، او را مقایسه کنید با آنهایی که برای و به مقاصد آسمانی حکومت میکردند و میجنگیدند اما زمینی بودند.

اگر تاریخ را علم به شمار آوریم بدون شک کتاب آقای ابوالکلام آزاد در زمره مطالب شبه علمی قرار خواهد گرفت. 

    |+|نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388 ساعت 10:41 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    کوتاهترین داستان دنیا

    حتما تا حالا داستانهای کوتاه زیادی خوندید، اما تاحالا فکر کردید که کوتاه ترین داستان کوتاه دنیا چیه و نوشته ی کی ؟

    کوتاه ترین داستان کوتاه جهان توسط ارنست همینگوی نوشته شده :

    For Sale: Baby Shoes, Never Worn.

    برای فروش: کفش بچه، هرگز پوشیده نشده .

    گفته میشود ارنست همینگوی این داستان ۶ کلمه ای را برای شرکت در یک مسابقه ی داستان کوتاه نوشته است و برنده ی مسابقه نیز شده است. همچنین گفته میشود که وی این داستان کوتاه را در یک شرط بندی با یکی از دوستانش که ادعا کرده بود که با ۶ کلمه نمیتوان داستان نوشت، نوشته است.

    کوتاه ترین داستان ترسناک دنیا نیز داستان زیر میباشد که نویسنده ی مشخصی ندارد !

    The last man on earth is sitting alone in his room and all of a sudden a Knock on the door.

    آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند.


    |+|نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388 ساعت 1:16 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    چگونه هدایای تبلیغاتی نفیس رایگان از شرکتهای بزرگ بین المللی دریافت کنید؟ کافیست ثبت نام نموده و تبل
     
    چگونه هدایای تبلیغاتی نفیس رایگان از شرکتهای بزرگ بین المللی دریافت کنید؟ کافیست ثبت نام نموده و تبلیغ نمایید.
    یک ماه پیش به من ( من نه ها برای دوستم اومده ) ایملیی اومد که باور نکردم چی بود
    موبایل رایگان همینطور هست من هم باور نکردم
    خوندم و عضو شدم حالا دیروز گوشی برام اومد به خاطر همین میگذارم تا شما هم عضو بشین مدت اومدن گوشی حدود 3 هفته هست گوشی که من انتخاب کرده بودم ایفون 16گیگ ثبت نام (برای دریافت هدیه رایگان موبایت؛گیم،تلوزیون و .... )
    برای ثبت نام روی ادامه مطلب کلیک کنید راهنمای فارسی ثبت نام

    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 11:16 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    بیانیه شماره 14 مهندس میرحسین موسوی در استانه 13 آبان
    سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک میگویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیتهای بلندشان آرزو میکنم.
    متن کامل بیانیه را در ادامه مطلب بخوانید

    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 9:36 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    ورژن جدید الترا سورف نرم افزار عبور از فیلترینگ را از لینک های زیر دانلود کنید :
    ورژن جدید الترا سورف نرم افزار عبور از فیلترینگ را از لینک های زیر دانلود کنید :

    Please Send Altra Surf new version of anti filtering software to inside Iran Friends

    لینک دانلود شماره یک
    http://www.sendspace.com/file/4o6w7o
    لینک دانلود شماره دو
    http://rapidshare.de/files/48583155/u96f.exe.html
    لینک دانلود شماره سه
    http://www.load.to/gzSlYxMVjH/u96f.zip
    لینک دانلود شماره چهار
    http://netload.in/datei8ftc4UehrB/u96f.zip.htm
    لینک دانلود شماره پنج
    http://www.2shared.com/file/8687395/c01710ba/u96f.html

    لطفا این مطلب را بدست دوستان و آشنایان خود در داخل ایران برسانید

    لینک مستقیم دانلود :
    http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://otopia.persiangig.com/880701/u96--.zip


    |+|نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388 ساعت 10:15 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    آزادی و بزرگداشت زنان در ایران باستان

    آزادی و بزرگداشت زنان در ایران باستان





    ... هر مرد و زن راه نیک و بد را شخصاً برگزیند


    گاثاها، هات 30، بند3



    فروهرهای مردان پاکدین ممالک ایران را می ستاییم، فروهر زنان پاکدین ممالک ایران می ستاییم ...


    فروردین یشت، کرده ی 31، بند 143



    ... فروهر زنان پاکدین همه ممالک را می ستاییم...

    فروردین یشت، کرده ی 31، بند 145



    اینک فروهر همه ی مردان و زنان پاک را می ستاییم.


    فروردین یشت، کرده ی 31، بند 148



    آنچه را مرد یا زنی دانست که درست و خوب است، پس باید آنرا با غیرت از برای خود بجای آورد و آنرا بدیگران یاد بدهد، تا چنانکه بایست، بدان رفتار کنند.


    هفتن یشت بزرگ، یسنا 35، بند 6

    دنباله را در ادامه مطلب بخوانید


    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388 ساعت 1:41 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    به نام نامی ایران


    دوستان و یاران گرامی، ویژه نامه مهرگان امردادنامه منتشر شد.
    در این شماره می خوانید:

    مهرگان-فرناز گلشنی
    راز جاودانگی-م.الف
    اردشیر بابکان-یزدان صفایی
    در باب فرهنگ-امیر هورنام
    کنکاشی در باب نامهای رودهای خوزستان-جواد مفرد کهلان
    برابرهای پارسی-الف.نیکویی
    پیروزی فریدون بر ضحاک-یزدان صفایی
    حافظ و منتقدانش-امیر حسین شالچی(برگردان)
    افشین سیمایی از نیرنگ-امیر هورنام
    یک بغل ستاره(داستان)-ستاره

    برای دریافت گاهنامه:
    نسخه کم حجم (760 کیلوبایت)
    http://www.amordad.net/forum/index.php?action=downloads;sa=downfile&id=202

    نسخه پر حجم (1350 کیوبایت)
    http://www.amordad.net/forum/index.php?action=downloads;sa=view;down=201

    همچنین نسک "کتاب" ایران باستانی ، نوشته حسن پیرنیا "مشیرالدوله" چاپ مجلس - 1306 خورشیدی
    در نشانی زیر پیشکش شده است.
    http://www.amordad.net/forum/index.php?action=downloads;sa=downfile&id=203


    با سپاس
    امرداد


    http://www.amordad.net


    |+|نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 ساعت 11:30 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    حکم اعدام زنی که قصد دفاع از خود به هنگام تجاوز را داشت.

    حکم اعدام زنی که قصد دفاع از خود به هنگام تجاوز را داشت.


    شهرزادنیوز: حکم قطعی اعدام محبت محمودی، پس از تحمل 9 سال حبس، توسط دیوان عالی کشور تایید شد. او در سال 1379 در پی قتل مردی که قصد تجاوز به وی را داشت، پس از معرفی خود به اداره‌ی آگاهی بازداشت شد. محبت محمودی اهل روستای صورمان آباد (حوالی ارومیه) است و در سن 12 سالگی به عقد پسر دایی‌اش درآمد. او مادر پنج فرزند است.
    به گزارش حقوق بشر کردستان، وی در نامه‌ای در مورد قصد تجاوز مقتول به وی و چگونگی ماجرا نوشته است: "... سر و کله‌ی یک مرد مزاحم در همسایگی ما پیدا شد... روزی در منزل ما را زد. یکی از پسرهایم که هشت سال بیشتر نداشت در را برایش باز کرد. او به سرعت وارد خانه شد و با یک چاقوی دو سر مشکی به سمت من حمله‌ور شد. صدای فریادهای مرا کسی نمی‌شنید. او می‌گفت هر کاری که دلش بخواهد می‌تواند انجام دهد و هیچ کس هم نمی‌تواند علیه او اقدامی نماید. با چاقو ضرباتی را به سر، گوش و دستانم زد که هنوز آثار آن بر روی بدن من باقی است. لذا برای حفظ آبرویم و ترساندن او اسلحه‌ای را که در خانه داشتیم برداشتم و به سمت او گرفتم اما ناگهان گلوله شلیک شد و به سرش اصابت نمود." وی در مورد دادگاهش افزود: "قاضی اصلا به من مجال صحبت کردن نمی‌داد. آنجا فقط شاکیان پرونده اجازه‌ی حرف زدن داشتند."
    او در نامه خود از مردم و سازمان‌های حقوق بشر خواسته است به او و خانواده‌اش یاری رسانند.

    متن کامل نامه محبت محمودی را در ادامه مطلب بخوانید


    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 ساعت 1:34 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    ترانه موسوی چهارم و اشتباه ناشیانه خبرگزاری فارس
    ترانه موسوی چهارم و اشتباه ناشیانه خبرگزاری فارس

    متاسفانه بعضی از دوستان خواسته یا ناخواسته با ایجاد و تکثیر اخبار دروغین و بدون منبع به بدنه جنبش سبز ضربه میزنند و با ایجاد بی اعتمادی ، بین توده مردم و نخبگان سیاسی و روشنفکران حامی جنبش فاصله ایجاد میکنند. برخی از این اخبار بوسیله عاملان نظام ایجاد میشوند و دوستان بدون اطلاع از هدف ایجاد چنیین اخباری آن را به طریق مختلف تکثیر میکنند. 

     

    برای روشن شدن مطلب مثالی را برای شما مطرح میکنم.

    بیش از یک ماه پیش خبری مبنی بر کشته شدن نوجوانی 12 ساله به نام علیرضا توسلی در جوامع مجازی پخش شد بدون اینکه کسی بداند اولین بار چه کسی در چه منبعی این خبر را منتشر کرده. در این خبر گفته شده بود علیرضا که به همراه پدرش در مراسمگرامیداشت شهدای پس از انتخابات شرکت کرده بود و با ضربه باتوم نیروهای امنیتی به شهادت رسیده. حتی بعضی از دوستان تصویر اعلامیه علیرضا را هم در لینک خود گذاشتند ولی کسی دقت نکرد که تاریخ ذکر شده در اعلامیه 9 تیرماه است در حالی که مراسم بهشت زهرا در تاریخ 8 مرداد برگذار شده. دو هفته بعد 20:30 ( کیهان تصویری) گزارشی در ارتباط با این خبر منتشر کرد و حتی در آن با خانواده علیرضا مصاحبه کرد و اعلام کرد علیرضا در شهرستان ساوه در اثر تصادف با یک خودرو درگذشته و حتی شناسنامه و تاریخ فوت درج شده در شناسنامه علیرضا را نمایش داد.

     

     

    20:30 با پخش این گزارش محکم و مستند افکار عمومی را برای باور خبری مشابه که قرار بود  دو روز بعد در همین برنامه پخش شود آماده کرد. آن خبر چه بود؟ به یاد دارید؟

     

    خبری مضحكو کذب مبنی بر زنده بودن شهید ترانه موسوی... حالا کسانی که با دیدن برنامه مربوط به علیرضا  در صداقت جنبش تردید کرده بودند به راحتی فاکتورهای لازم در گزارش زنده بودن ترانه را دریافت و وارد موضع جدید خود نسبت به جنبش خواهند شد.

     

    اگر هشیاری دوستان و کمی خوش اقبالی همراه ما نبود شاید 20:30 به هدف خود میرسید. این گزارش چنان ناشیانه تهیه شده بود که در نگاه اول میشد به دروغ بودن آن پی برد . در این برنامه 20:30 ادعا میکند که فقط  اسناد مربوط به 3 ترانه موسوی در ثبت احوال موجود است و ترانه موسوی چهارمی وجود ندارد که یکی بچه دوساله در ایران و دیگری جوانی 23 ساله که با خانواده خود در فرانسه زندگی میکند(حالا اداره ثبت احوال از کجا میدند ایشان با خانواده خود در فرانسه زندگی میکند خدا میداند) و دیگری خانمی 40 ساله که در کانادا زندگی میکند. و حتی با خانواده ای به ظاهر منتسب به ترانه موسوی مصاحبه میکند.

     

    فرادی آن روز به صورت اتفاقی خبرگزاری مهر خبر از  کنسرتی ویژه بانوان (ارکیده)  در تالار وحدت را میدهد که نام یکی از نوازنده هایش ترانه موسوی دختری 16 ساله است. (ترانه موسوی چهارم)

    لینک:  http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=927994

    در ارشیو خبرگزاری فارس هم خبری پیدا کردیم مربوط به برگزاری کنسرتی مشابه در یک سال قبل و در این خبر هم نام ترانه موسوی آمده است...

    لینک :http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8707140713

     

    پس با کمی هوشیاری از انحراف جنبش سبز جلوگیری کنید

     

    حالا باتوجه به تجربه ذکر شده از دوستان سبزم تقاضا دارم در انتشار اخبار نکات زیر را رعایت کنند.

    1-       برای انتشار خبر به خواندن تیتر خبر اکتفا نکنید و خبر را کامل بخوانید.

    2-       پس از خواندن خبر کمی درباره آن تفکر کنند.

    3-       از انتشار اخبار بدون منبع خوداری کنید.

    4-       حتما خبر دریافتی را کاملا با خبر درج شده در منبع اصلی تطبیق دهید و از صحت منبع ذکر شده اطمینان حاصل کنید.

    5-       در صورت مشاهده اخبار کذب دوستان خود را هم مطلع کنید.

     

    بیایید با هوشیاری بیشتر اشتباهات پدران خود را تکرار نکینم.

     

    یکی از خبرهای مشابه را که در سایت کلوب دریافت کرده ام را برای شما در این مطلب درج میکنم. هیچ مطلبی درباره چنین تحقیقی در سایت وزارت کشور یافت نشد.

     

    به امید پیروزی با طلوع دموکراسی

    درود بر جنبش سبز


    |+|نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388 ساعت 9:15 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    ما که عادت نداشتیم دخترانمان را زنده به گور کنیم

    ما که عادت نداشتیم دخترانمان را زنده به گور کنیم ، ما برای خودمان تمدن وثروت و آزادی و آبادی داشتیم و فقر را فخر نمیدانستیم همه اینها را از ما گرفتند وبجاش فقرو پشیمانی ومرده پرستی و گریه و گدائی و تأسف واطاعت از خدای غدار و قهار و آداب ...شوئی و خلأ رفتن برایمان آوردند ، همه چیزشان آمیخته با کثافت و پستی و سود پرستی و بی ذوقی و مرگ و بدبختی است. چرا ریختشان غمناک و موذی است و شعرشان چون ناله است چونکه با ندبه و زوزه و پرستش اموات همه اَش سرو کار دارند. برای عرب سوسمار خوری که چندین صد سال پیش به طمع خلافت ترکیده، زنده ها باید به سرشان لجن بمالند و مرگ و زاری کنند. ... ، در مسجد مسلمانان اولین برخورد با بوی َگند خَلأست که گویا وسیله تبلیغ برای عبادتشان و جلب کفار است تا به اصول این مذهب خو بگیرند. بعد این حوض کثیفی که دست و پای چرکین خودشان را در آن می شویند و به آهنگ نعره مؤَذن روی زیلوی خاک آلود خودشان دولا و راست میشوند و برای خدای خونخوارشان ِورد و اَفسون میخوانند. ... , عید قربان مسلمانان با کشتار گوسفندان و وحشت و کثافت و شکنجه جانوران برای خدای مهربان و بخشایشگر است خدای جهودی آنها قهار و جبار و کین توز است و همه اش دستور کشتن و چاپیدن مردمان را میدهد وپیش از روز رستاخیز حضرت صاحب را میفرستد تا حسابی دَخل اُمتش را بیاورد و آنقدر از آنها قتل عام بکند که تا زانوی اسبش در خون موج بزند. تازه مسلمان مومن کسی است که به امید لذتهای موهوم شهوانی و شکم پرستی آن دنیا با فقر و فلاکت و بدبختی عمر را بسر برد و وسایل عیش و نوش نمایندگان مذهبش را فراهم بیاورد. همه اَش زیر سلطه اَموات زندگی میکنند و مردمان زنده امروز از قوانین شوم هزار سال پیش تبعیت میکنند کاری که پست ترین جانوران نمیکنند. عوض اینکه به مسائل فکری و فلسفی وهنری بپردازند ، کارشان این است که از صبح تا شام راجع به شک میان دو و سه استعامنه قلیله و کثیره بحث کنند. این مذهب برای یک وجب پائین تنه از عقب و جلو ساخته و پرداخته شده. انگار که پیش از ظهور اسلام نه کسی تولید مثل میکرد و نه سر قدم میرفت ، خدا آخرین فرستاده خود را مامور اصلاح این امور کرده! تمام فلسفه اسلام روی نجاسات بنا شده اگر پائین تنه را از آن حدف کنیم اسلام روی هم میغلتد و دیگر مفهومی ندارد. بعد هم علمای این دین مجبورند از صبح تا شام با زبان ساختگی عربی سرو کله بزنند سجع و قافیه های بی معنی و پر طمطرق برای اغفال مردم بسازند ویا تحویل بدهند.

    سرتا سر ممالکی را که فتح کردند، مردمش را به خاک سیاه نشاندند و به نکبت و جهل و تعصب و فقر و جاسوسی و دوروئی و دزدی و چاپلوسی و ...آخوندلیسی مبتلا کردند و سرزمینش را به شکل صحرای برهوت در آوردند.
    ...
    همین روزی پنج بار دو لا راست شدن جلو قادر متعال که باید بزبان عربی او را هجی کرد، کافی است تا آدم را تو سری خور و ذلیل و پست و بی همه چیز بار بیاورد
    مگر برای ما چه آوردند ؟ معجون دل به هم زنی از آرا و عقاید متضادی که از مذاهب و ادیان و خرافات پیشین ، هول هولکی و هضم نکرده استراق و بی تناسب بهم در آمیخته شده است، دشمن ذوقیات حقیقی آدمی، و احکام آن مخالف با هر گونه ترقی و تعالی اقوام ملل است و به ضرب ششمشیر به مردم زوزچپان کرده اند. یعنی شمشیر بران و کا سۀ گدائی است، یا خراج و جزیه به بیت المال مسلمین بپردازید یا سرتان را میبریم هر چه پول و جواهر داشتیم چاپیدند. آثار هنری ما را از میان بردند و هنوز هم دست بردار نیستند؛ هر جا رفتند همین کار را کردند... (صادق هدایت)


    |+|نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 ساعت 9:7 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |


    |+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 ساعت 7:57 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    نوروز جهاني شد

    نوروز جهاني شد

    پس از سال ها انتظار و ارائه درخواست ثبت جهاني نوروز به سازمان علمي و فرهنگي سازمان ملل متحد - يونسكو - سرانجام هشتم مهر ماه مهمترين جشن باستاني ايرانيان به ثبت جهاني رسيد.

    درخواست ثبت نوروز به عنوان ميراث غير ملموس جهاني تقاضاي مشترك كشورهاي ايران، هند، جمهوري آذربايجان، ازبكستان، قزاقستان، پاكستان و تركيه بود.

    ثبت جهاني نوروز با نمايندگي ۷ كشور از كشورهاي برگزار كننده اين مراسم و مديريت ايران در ابوظبي پايتخت امارات متحده عربيانجام شد. اما در اين ميان جاي دو كشور مهم برگزار كننده نوروز يعني افغانستان و تاجيكستان خالي بود.


    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ساعت 9:48 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    زله4.8 ریشتری کردستان و کرمانشاه را لرزاند
    زلزله4.8 ریشتری کردستان و کرمانشاه را لرزاند
    کرمانشاه - خبرگزاری مهر: زلزله ای با قدرت 4.8 ریشتر ساعت چهار و 24 دقیقه صبح سه شنبه شهرستان کامیاران در کردستان و همچنین کرمانشاه را لرزاند.

    مسئول شبکه لرزه نگاری کرمانشاه در گفتگو با خبرنگار مهر، مرکز این زمین لرزه را 65 کیلومتری شمال غرب کرمانشاه در اطراف شهرستان کامیاران از توابع استان کردستان اعلام کرد.

     

    فرهاد فروزی افزود: بر اساس آخرین اطلاع حاصله مرکز این زمین لرزه در روستای موچش در شهرستان کامیاران در استان کردستان بوده است.

     

    وی خاطرنشان کرد: احتمالاً  این زمین لرزه با توجه به شدت و نوع آن خسارتی در بر نداشته است.

     

    این زمین لرزه موجب نگرانی مردم کرمانشاه شد به گونه ای که از زمان وقوع آن تا ساعاتی پیش مردم در خیابان ها و پارکها به سر می بردند.


    |+|نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ساعت 9:41 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    آلبوم جدید و فوق العاده فوق العاده زیبــای شاهین نجفی بـا نـام ایلوسیون با دو کیفیت + دانلود یکجا
    آلبوم جدید و فوق العاده فوق العاده زیبــای شاهین نجفی بـا نـام ایلوسیون با دو کیفیت + دانلود یکجا

    (( دوستانی که توانایی خرید این آلبوم زیبا رو دارند برای حمایت از شاهین این آلبوم رو خریداری کنند ))

    شاهین نجفی


    دانلود آلبوم با کیفیت MP3 128


    دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ


    آهنگ آخرین زمان از شاهین نجفی

    آهنگ همه چی دروغه از شاهین نجفی

    آهنگ همون از شاهین نجفی

    آهنگ حرف زن 2 از شاهین نجفی

    آهنگ حسن من از شاهین نجفی

    آهنگ اینک آن انسان از شاهین نجفی

    آهنگ من یه دردم از شاهین نجفی

    آهنگ سارینا از شاهین نجفی

    آهنگ طرف ما از شاهین نجفی



    دانلود آلبوم با کیفیت OGG 64


    دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ


    آهنگ آخرین زمان از شاهین نجفی

    آهنگ همه چی دروغه از شاهین نجفی

    آهنگ همون از شاهین نجفی

    آهنگ حرف زن 2 از شاهین نجفی

    آهنگ حسن من از شاهین نجفی

    آهنگ اینک آن انسان از شاهین نجفی

    آهنگ من یه دردم از شاهین نجفی

    آهنگ سارینا از شاهین نجفی

    آهنگ طرف ما از شاهین نجفی






    کلمات کليدي : آهنگ آخرین زمان از شاهین نجفی آلبوم ایلوسیون از شاهین نجفی آهنگ همه چی دروغه از شاهین نجفی آهنگ همون از شاهین نجفی آهنگ حرف زن 2 از شاهین نجفی آهنگ حسن من از شاهین نجفی آهنگ اینک آن انسان از شاهین نجفی آهنگ من یه دردم از شاهین نجفی آهنگ سارینا از شاهین نجفی آهنگ طرف ما از شاهین نجفی

    بر گرفته از سایت گوش نواز


    |+|نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388 ساعت 5:50 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    نامه مجمع روحانیون مبارز به رئیس قوه قضائیه

    باسمه تعالی


    حضرت آیت الله لاریجانی


    ریاست محترم قوه قضائیه

    باسلام و تحیات

     نزدیک چهار ماه از انتخابات ریاست جمهوری و حوادث پیش و پس از آن می گذرد. در این دوره زمانی، ملت رشید ایران شاهد ناگوارترین صحنه ها و تلخ ترین حوادث سی ساله اخیر بود. حوادثی که دلسوزان انقلاب و علاقمندان ایران هرگز باور نمی کردند که روزی شاهد چنین صحنه ها و حوادثی باشند. خون هایی به ناحق بر زمین ریخته شده، زنان و مردانی ناعادلانه به بند کشیده شدند و هتک حرمت هایی صورت گرفت که قلم یارای نگارش آن ندارد.

    عملکردهای ناصواب و سوء تدبیرهای آمیخته با خشونت، حیثیت و اقتدار جمهوری اسلامی را نشانه رفت و فاصله ای عمیق میان دولت - ملت ایجاد نمود و با کمال تأسف تلاش دلسوزان واقع نگر نیز به جایی نرسید و هر صدایی جز حمایت از وضع موجود و همگام شدن با افراطیونی که طعم شیرین قدرت، مانع واقع نگری آنان شده، با واژه هایی از قبیل خیانت، وابستگی به اجانب، براندازی نرم، شرکت در انقلاب مخملی و ... روبه رو شده و ابر غلیظ خشونت و کینه ورزی افق آینده ایران را سیاه و تاریک کرده است.

    دنباله در ادامه مطلب


    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388 ساعت 5:34 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    جهیزیه کمیته امداد برای دختران دم بخت کشورهای خارجی

    جهیزیه کمیته امداد برای دختران دم بخت کشورهای خارجی

    حسین انواری

    به گفته آقای انواری، کمک های کمیته امداد، تهدیدهای علیه نظام را خنثی می کند

    حسین انواری سرپرست کمیته امداد، در باره کمک کمیته امداد به دختران دم بخت در کشورهای خارجی گفته است:"جهیزیه دادن کمیته امداد به دختران دم بخت برخی از کشورها نه تنها هزینه نیست بلکه یک نوع سرمایه گذاری برای ایران به حساب می آید."

    سرپرست کمیته امداد در گفتگو با خبرگزاری کار ایران، هدف این کمیته را جلوگیری از ایجاد مفاسد اجتماعی در این کشورها دانسته و می گوید برای همین کمیته امداد، فرهنگ ازدواج را ترویج می کند و بخشی از جهیزیه دختران آن کشورها را تامین می کند.

    از نظر آقای انواری، کمک های کمیته امداد انتقال فرهنگ و الگوی جمهوری اسلامی است و "جمهوری اسلامی ایران از دیپلماسی کمیته امداد که در واقع نوعی دیپلماسی حمایتی است بسیار بهره می برد."

    کمیته امداد از نهادهای حمایتی و بنیاد های خیریه در ایران است که سی سال پیش بعد از انقلاب به دستور آیت الله خمینی بنیاد گذار جمهوری اسلامی در اسفند ماه سال 1357 با هدف حمایت از محرومان و مستضعفان تشکیل شد.

    این نهاد هم اکنون زیر نظر آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران اداره می شود و رئیس آن نیز از سوی وی تعیین می شود. بخش عمده ای از بودجه این نهاد از طریق دولت و بخشی نیز طریق کمک های مردمی و وجوه شرعی تامین می شود.

    بنابر گزارشهای رسمی، این نهاد حمایتی هم کانون چهار میلیون 600 هزار نفر را در ایران تحت پوشش دارد و علاوه بر این نیز بیشتر از پنج میلیون نفر از کمک های موردی آن استفاده می کنند.

    گروهی که تحت پوشش کمیته امداد قرار دارند ماهانه مبالغی دریافت می کنند. علاوه بر کمک های نقدی، کمیته امداد بخشی از کالاهای مصرفی خانوارها را نیز تامین می کند.

    به عنوان نمونه در سال 1386 این نهاد ماهانه به خانوارهای یک نفره 25 هزارتومان، دو نفره 30 هزار تومان، سه نفره 35 هزارتومان، چهار نفره 40 هزارتومان و پنج نفره و بیشتر 50 هزارتومان پرداخت کرده است.

    کمیته امداد در سالهای اخیر در کشورهای لبنان، سوریه، تاجیکستان، افغانستان، جمهوری آذربایجان، عراق بسیار فعال بوده است

    بخشی از فعالیت های کمیته امداد به کمک هایی مربوط می شود که هدف آن خارج شدن از فقر است. روش کار کمیته امداد به این شکل است که از طریق کمک های مالی و آموزشی، خانواده های فقیر به مرحله ای برسند که نیازی به کمک های دیگران نداشته باشند.

    فعالیت های خارجی کمیته امداد

    کمک های کمیته امداد منحصر به داخل ایران نبوده و در کشورهای دیگر نیز فعالیت دارد. هیچگاه گزارش دقیقی از این فعالیت ها منتشر نشده اما گزارشهای موردی نشان می دهد که کمیته امداد در طول سی سال فعالیت خود در کشورهای لبنان، سوریه، تاجیکستان، افغانستان، جمهوری آذربایجان، عراق بسیار فعال بوده است و در برخی کشورها از جمله کومور نیز سیرالئون فعالیت داشته است. این نهاد در کمک به فلسطینی ها نیز فعال بوده است.

    بنابر گزارش کمیته امداد، که در سایت این نهاد منتشر شده است، این کمیته در لبنان بیشتر از دیگر کشورها فعال بوده است . این نهاد در لبنان بیشتر از 16 هزار نفر را تحت پوشش دارد و در سال 1385 این نهاد در لبنان بیشتر از 14 میلیارد تومان (15 میلیون و 364 هزار دلار) در آن کشور هزینه کرده است. این هزینه ها علاوه بر مستمری ماهانه به فقرا، هزینه های درمانی، ازدواج و کالاهای غیر نقدی در بر می گیرد.

    کمیته امداد وام هایی را نیز به صورت قرض الحسنه به شهروندان لبنانی پرداخت می کند.

    در سال 1385 خورشیدی بیشتر از چهار هزار دانش آموز، دانشجو و طلبه لبنانی تحت پوشش کمیته امداد بوده اند.

    بعد از لبنان، کشور همسایه اش سوریه یکی از پایگاه های کمیته امداد به حساب می آید. بنابر گزارش کمیته امداد، این نهاد در سال 1385 حدود 880 میلیون تومان (957 هزار و 242 دلار) در سوریه هزینه کرده است. این هزینه ها علاوه بر مستمری ماهانه به فقرا، هزینه های درمانی، ازدواج و کالاهای غیر نقدی در بر می گیرد.

    کمک به ساخت و تعمیر مسکن، پرداخت وام قرض الحسنه، کمک به ازدواج، کمک های درمانی و آموزشی از جمله فعالیت های کمیته امداد در سوریه است.

    کشورهای همسایه

    آرم کمیته امداد

    کمیته امداد زیر نظر آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران اداره می شود و رئیس آن از سوی وی تعیین می شود.

    تعداد افراد تحت پوشش کمیته امداد در جمهوری آذربایجان 27 هزار 800 نفر اعلام شده و این نهاد در سال 1386 کمک های موردی نیز در اختیار بیشتر از 15 هزار نفر قرار داده است. هزینه سال 1386 این نهاد در جمهوری آذربایجان، بیشتر از دو میلیارد تومان (2 میلیون و 211 هزار دلار) بوده است.

    این نهاد علاوه بر کمک های نقدی، مقادیر زیادی روغن، ماکارونی، برنج، قند و شکر، پودر رختشویی، انواع زیر انداز(فرش و موکت)، یخچال، اجاق گاز بین نیازمندان توزیع کرده است.

    افراد تحت پوشش کمیته امداد در تاجیکستان هم اندازه جمهوری آذربایجان است و در این کشور نیز نزدیک به 28 هزار نفر را زیر پوشش دارد. این نهاد در سال 1386 بیشتر از یک میلیارد و 200 میلیون تومان ( یک میلیون و 341 هزار دلار) در این کشور هزینه کرده است.

    فعالیت کمیته امداد در افغانستان با فراز و نشیب هایی همراه بوده و فعالیت این نهاد در دوره ای به دلیل افزایش درگیری های داخلی متوقف شده و بعد دوباره از سر گرفته شده است.

    بنابر گزارش سال1386، این نهاد 21 هزار 700 نفر را در افغانستان تحت پوشش داشته که بیشتر شامل بی سرپرست ها، معلولان، از کارافتادگان و سالمندان بوده اند اما غیر از این نیز نزدیک به 3500 نفر به صورت مورد کمک های نقدی دریافت کرده اند و هزینه های درمانی و فرهنگی و غذایی و ازدواج آنها تامین شده است.

    آمار رسمی کمیته امداد نشان می دهد که در سال 1386 این نهاد یک میلیارد و 100 میلیون تومان ( یک میلیون و 232 هزار دلار) در افغانستان هزینه کرده است.

    هزینه های یک ساله کمیته امداد در چند کشور

    • لبنان: 15 میلیون و 364 هزار دلار
    • سوریه: 957 هزار و 242 دلار
    • جمهوری آذربایجان: 2 میلیون و 211 هزار دلار
    • تاجیکستان: یک میلیون و 341 هزار دلار
    • افغانستان: یک میلیون و 232 هزار دلار
    • عراق:یک میلیون و 560 هزار دلار

    عمده فعالیت های این نهاد در کابل و مزار شریف، هرات و زرنج متمرکز بوده و علاوه بر کمک های نقدی، به نیازمندان اجاق گاز، فرش و زود پز نیز داده شده است.

    کمیته امداد در اکثر کشورها وام نیز پرداخت می کند و اکثر این وامها قرض الحسنه است و در افغانستان نیز مبالغی برای ایجاد واحدهای دامداری و کشاورزی پرداخت شده است. این نهاد حمایتی در این کشور چند کارگاه آموزشی نیز برای خودکفایی نیازمندان در زمینه خیاطی، گلدوزی، رایانه، لوله کشی، برق مکانیک نیز برگزار کرده است.

    بنابر گزارش کمیته امداد، در سال 1386 در افعانستان بیشتر از 8 هزار دانش آموز و 189 دانشجو تحت پوشش کمیته امداد قرار دارند.

    این نهاد در سال 1386 بیشتر از 34 میلیون افغانی، (نزدیک به 682 هزار دلار) از محل کمک های مردمی و وجوه شرعی در افغانستان درآمد داشته و آن را در اختیار نیازمندان قرار داده است.

    بازسازی حرم امامان شیعه

    فعالیت این نهاد حمایتی در عراق در شهرهای کربلا، نجف، کاظمین، کوت، بصره و میسان متمرکز بوده است. بنابر گزارشها، این نهاد بیشتر از 19 هزار نفر را در این کشور تحت پوشش دارد.

    در این کشور علاوه بر کمک های غیر نقدی نظیر روغن، پودر رختشویی، چرخ خیاطی، موکت، لباس، کمک های درمانی و جهیزیه و ازدواج در اختیار نیازمندان قرار داده است.

    بنابر گزارش سال 1385، کمیته امداد علاوه بر کمک های غیر نقدی بیشتر از یک میلیون و 560 هزار دلار در عراق هزینه کرده است.

    این نهاد همچنین برای بازسازی حرم امامان شیعه که در بمب گذاری ها آسیب دید بیشتر از یک میلیارد و 100 میلیون تومان کمک در داخل ایران جمع آوری کرد تا آن را صرف بازسازی حرم امامان شیعه کند.

    انتقادهایی نیز نسبت به فعالیت های کمیته امداد در خارج مطرح بوده است زیرا برخی بر این باورند که کمیته امداد به جای دادن کمک نقدی و غیر نقدی به دیگر کشورها، بهتر است آن را صرف خانوارهای ایرانی کند و چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.

    اما آقای انواری می گوید:"اگر چنین شعاری سر داده شود همه دستگاه های کارگزاری خارج باید تعطیل شوند."

    به گفته سرپرست کمیته امداد، بسیاری از دستگاه های کشور نظیر وزارت خارجه و سازمان ارتباطات اسلامی هزینه های بسیار زیادی صرف سیاست های جمهوری اسلامی ایران در سطح بین المللی می کنند و با این نگاه باید همه این فعالیت ها تعطیل شود.

    از نظر آقای انواری که از سوی آیت الله خامنه ای به عنوان سرپرست کمیته امداد انتخاب شده، می گوید کمیته امداد "اگر هزینه ای می کند برای کار فرهنگی است، برای این که تهدیدات نسبت به نظام جمهوری اسلامی را خنثی کند."


    |+|نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388 ساعت 8:53 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    کهریزک و روایتی که خشم مرتضوی را برانگیخت

    کهریزک و روایتی که خشم مرتضوی را برانگیخت

    زندان

    با وجود گذشت بیشتر از دو ماه و اندی از تعطیلی بازداشتگاه کهریزک، پرونده این بازداشتگاه هنوز باز است.

    پنجم مرداد ماه زمانی که موج اعتراضات بعد از انتخابات ریاست جمهوری در اوج خود بود، آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران دستور تعطیلی بازداشتگاهی"غیراستاندارد" را صادر کرد که یک روز بعد مشخص شد نام این بازداشتگاه کهریزک است.

    جایی که ده سال پیشتر وقتی نیروی انتظامی با هدف پاکسازی منطقه خاک سفید موسوم به "جزیره" در شرق تهران از آن استفاده کرد تا مدتها بلااستفاده بود ولی بعد از اجرای طرح امنیت اجتماعی که سرتیپ احمدرضا رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی دنبال می کرد کهریزک به محل بازداشت"اراذل و اوباش" تبدیل شد.

    این بازداشتگاه تا میانه تابستان ناشناخته بود اما در جریان اعتراضات بعد انتخابات ریاست جمهوری به دلیل رفتار غیر انسانی، تجاوز و آزار جنسی و مرگ چند تن از معترضان بازداشتی شهرت جهانی پیدا کرد.

    با وجود گذشت بیشتر از دو ماه و اندی از تعطیلی این بازداشتگاه، پرونده این بازداشتگاه هنوز باز است و هر روز ابعاد تازه ای از این ماجرا فاش می شود.

    روایت هایی متفاوتی از این بازداشتگاه، نحوه برخورد با بازداشتی ها و تعطیلی آن منتشر شده است. تازه ترین روایت پای سعید مرتضوی دادستان سابق تهران را به آن ماجرا باز کرده است.

    آقای مرتضوی که اکنون معاون غلامحسین محسنی اژه ای دادستان کل کشور است، نامه ای به علیرضا زاکانی نماینده اصولگرای تهران و مدیر مسئول مجله پنجره نوشته و در آن "اتهام نافرمانی" از دستور آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران برای تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را رد کرده است.

    دو روایت از تعطیلی کهریزک

    مجله پنجره در شماره یازدهم خود که ۲۸ شهریور منتشر شده، گزارشی مفصلی از وقایع مرتبط با کهریزک منتشر کرده است. بخشی از این گزارش روزشمار وقایع مرتبط با کهریزک است که از بیست وششم خرداد یعنی چهار روز بعد از برگزاری انتخابات آغاز می شود.

    مجله پنجره

    مجله پنجره در شماره یازدهم خود گزارش مفصلی در باره کهریزک منتشر کرده است

    بنابر این گزارش چهار روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری یک گروه بیست و دو نفری از دستگیر شدگان بعد از انتخابات به کهریزک منتقل شده اند. ولی از نظر این نشریه همه چیز از هیجدهم تیر شروع می شود که در آن روز پلیس ۲۷۰ نفر را دستگیر و ۱۴۵ نفر آنها را روز جمعه نوزدهم تیر به کهریزک منتقل می کند.

    به نوشته این نشریه، سه روز بعد از آن در روز بیست و دوم تیر خبر "نگهداری بازداشت شدگان در کنار اراذل و اوباش و ضرب و شتم بازداشت شدگان" به گوش آیت الله خامنه ای می رسد و آقای خامنه ای به سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی دستور می دهد که همان روز "باید بازداشتگاه کهریزک تعطیل و در صورت نیاز، بازداشت شدگان همگی به زندان های رسمی منتقل گردند."

    بعد از این درخواست، دبیر شورای عالی امنیت ملی با آقای مرتضوی دادستان وقت تهران تماس می گیرد و "دستور رهبر انقلاب" به وی ابلاغ می شود اما آقای مرتضوی با این استدلال که جا در زندانهای دیگر وجود ندارد ازاجرای این کار طفره می رود اما آقای جلیلی تاکید می کند که "در صورت نداشتن جا در سایر زندانها، بازداشت شدگان همین روز آزاد گردند."

    به نوشته این نشریه، دستور تعطیلی این بازداشتگاه زمانی صادر شده بود که فقط "خبر ضرب و شتم" بازداشتی ها به آیت الله خامنه ای رسیده بود و هنوز هیچ کشته ای در کار نبود اما "متاسفانه این موضوع را دادستان تهران عمل نکرده و فردای آن روز بازداشتگاه تعطیل و بازداشت شدگان منتقل می گردند."

    اما دادستان سابق تهران این روایت را نادرست می داند و می گوید که آقای جلیلی ساعت هفت و نیم تا هشت عصر روز دوشنبه بیست ودوم تیر "با تلفن سیاسی دفتر اینجانب" تماس گرفته ولی "در این تماس تلفنی اساسا بحث تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را نداشته و چنین امری اصلا در تیر ماه رخ نداده است و ابلاغ این امر که در مرداد ماه صورت گرفت از طریق صدا و سیما و سایر رسانه ها منتشر گردید."

    آقای مرتضوی تائید می کند که دبیر شورای عالی امنیت ملی "بدون ذکر هیچ علتی" از وی خواسته که "بازداشت شدگان حوادث اخیر ۱۸ تیر به زندان اوین منتقل شوند."

    دادستان سابق تهران اضافه می کند که صبح روز بعد یعنی بیست و سوم تیر دستور انتقال بازداشتی ها از کهریزک به اوین داده می شود و این گروه "در زندان اوین پذیرش شدند."

    از کهریزک به اوین

    اما ماجرا به اینجا خلاصه نمی شود و نشریه پنجره در باره انتقال بازداشتی ها و نحوه پذیرش آنها در اوین روایت می کند که چطور در مسیر راه یکی از بازداشتی ها "به دلیل صدمات وارده دچار تشنج می شود" اما ماموران توجهی به او نکرده و سرانجام نیز بعد از تماس ماموران با مافوق خود تصمیم گرفته می شود وی به کهریزک بازگردانده شود و نامش هم از لیست بازداشتی های اوین حذف شود. این فرد که نامی از او برده نشده بعد از جان دادن به کهریزک منتقل می شود.

    وقتی کاروان بازداشتی ها کهریزک به اوین می رسد "مسئولان اوین به خاطر اوضاع بد جسمانی و ضعف بازداشت شدگان و بوی تعفن ناشی و صدمات بدنی" از پذیرش بعضی از آنها خودداری می کنند اما در نهایت ناچار به پذیرش آنها می شوند.

    در عین حال مسئولان زندان اوین وقتی مشغول پذیرش کهریزکی ها بودند حال یکی بازداشتی ها به هم می خورد و نقش زمین می شود و ساعتی بعد روانه بیمارستان می شود.

    سعید مرتضوی

    مرتضوی "اتهام نافرمانی" از دستور آیت الله علی خامنه ای برای تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را رد کرده است

    نام این فرد مشخص نیست اما این بخش با روایت سهراب سلیمانی مدیر کل زندانهای استان تهران در باره مرگ محمد کامرانی تطبیق می کند. آقای سهرابی می گوید که "آقای کامرانی در صف پذیرش زندان حالش به هم می خورد و به بیمارستان لقمان منتقل می شود و قبل از فوت آزاد می شود و وقتی زنده بود تحویل خانواده اش شد اما به دلیل بیماری روز بعد در بیمارستان مهر فوت می کند."

    دیگر جان باخته کهریزک آقای محسن روح الامینی است که به نوشته مجله پنجره، در ساعت یک و نیم بعد از ظهر (روز ۲۳ تیر) " یعنی روز انتقال کهریزکی ها به اوین، به بیمارستان شهدای تجرش منتقل و با عنوان "مجهول الهویه" پذیرش می شود."

    اما آقای روح الامینی تنها تا ساعت شش و ده دقیقه صبح دوام می آورد و در بیمارستان جان می سپارد و "مسئولان بیمارستان گواهی فوت او را با عنوان مجهول الهویه صادر می کنند."

    غیر از این دو نفر نام امیر جوادی فر و رامین آقازاده قهرمانی نیز در میان جان باختگان بازداشتگاه کهریزک به چشم می خورد.

    پرونده باز کهریزک

    در این پرونده نام آقای رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی نیز به میان آمده که در زمان اجرا طرح امنیت اجتماعی، کهریزک را مکان مناسبی برای "مجازات گردن کشان و ارازل و اوباش سابقه دار در نظر گرفت تا هوای جهنمی بالای چهل درجه جنوب تهران و فقدان امکانات اولیه بهداشتی برای زندانیان و محدودیت ها و شرایط سخت بدنی، آنها را به خود آورد."

    کمیسیون وِیژه رسیدگی مجلس به زودی گزارش خود را تقدیم مجلس می کند و برخی گزارشها حاکی از آن است که در این گزارش غیر از مقصران درجه پائین نیروی انتظامی و قاضی پرونده، نام کسانی همچون سعید مرتضوی دادستان سابق تهران به میان آمده است.

    بعد از این وقایع و تغییر رئیس قوه قضائیه آقای مرتضوی از قوه قضائیه به دادستانی کل کشور منتقل شده و پنجره از احتمال جابه جایی جانشین فرمانده نیروی انتظامی نیز خبر داده است.

    عبدالحسین روح الامینی پدر محسن روح الامینی که یکی از کشته شدگان کهریزک است، به این نشریه می گوید:"ما امیدواریم با عوامل اصلی و پشت صحنه پرونده برخورد شود و فقط به مجازات این چند نفر عناصر سطح پائین و محلی جنایت بسنده نشود، عدالت واقعی زمانی اجرا می شود که آمران و مجوز دهندگان انجام این جنایت که در پست های بالای کشوری، قضایی و دانشگاهی قرار دارند، مجازات شوند."


    |+|نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 ساعت 0:0 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    دومین نامه کروبی به هاشمی: بدون نظارت، چه ضرورتی به تشکیل مجلس خبرگان قبل از مرگ رهبری است؟

    دومین نامه کروبی به هاشمی:  بدون نظارت، چه ضرورتی به تشکیل مجلس خبرگان قبل از مرگ رهبری است؟

    خلاصه:
    مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی در نامه ای شدید الحن خطاب به اکبر هاشمی رفسنجانی، ضمن یادآوری وظایف مجلس خبرگان، نسبت به بی تفاوتی این مجلس در خصوص اوضاع خطیر کشور و کوتاهی در اعمال نظارت بر عملکرد رهبری اعتراض کرده است. او رفتار اعضا و رئیس مجلس خبرگان را مغایر با روحیه انقلابی و در جهت خلاف مصالح اسلام و مردم دانسته و این پرسش را مطرح کرده است که اگر قرار است خبرگان نظارتی بر رهبری نداشته باشد چه ضرورتی برای تشکیل اجلاس سالیانه است؟ آیا بهتر نیست چنین مجلسی را بگذارید فقط برای روز مبادا که خدای نکرده اتفاقی برای مقام رهبری رخ دهد؟

    خبرگزاری جنبش راه سبز(جرس)

    db332652e54bd7e4dd55a34928e17794.JPG

    مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی در نامه ای شدید الحن خطاب به اکبر هاشمی رفسنجانی، ضمن یادآوری وظایف مجلس خبرگان، نسبت به بی تفاوتی این مجلس در خصوص اوضاع خطیر کشور و کوتاهی در اعمال نظارت بر عملکرد رهبری اعتراض کرده است. او رفتار اعضا و رئیس مجلس خبرگان را مغایر با روحیه انقلابی و در جهت خلاف مصالح اسلام و مردم دانسته و این پرسش را مطرح کرده است که اگر قرار است خبرگان نظارتی بر رهبری نداشته باشد چه ضرورتی برای تشکیل اجلاس سالیانه است؟ آیا بهتر نیست چنین مجلسی را بگذارید فقط برای روز مبادا که خدای نکرده اتفاقی برای مقام رهبری رخ دهد؟

    مجلس خبرگان رهبری که با یک ماه تاخیر، اجلاس سالیانه خود را یک هفته پیش برگزار کرد، همانطور که انتظار می رفت نه تنها عملکرد رهبری در جریان حوادث مربوط به انتخابات و حوادث بعد از آن را به چالش نکشید، بلکه در بیانیه پایانی خود، به ستایش و مدح رهبری پرداخت و او را شایسته ترین فرد برای رهبری نظام مجددا مورد تایید قرار داد. اکبر هاشمی رفسنجانی اگرچه در هنگام  صدور بیانیه پایانی در جلسه حاضر نبود ولی نمایندگانی چون سیداحمد خاتمی تاکید کردند که وی مخالفتی با این بیانیه نداشته است.

    نظارت بر رهبری

    مهدی کروبی در نامه اخیر خود در حالی وظیفه نظارتی خبرگان را مورد توجه قرار داده است که اکثریت حاکم بر این مجلس به چنین وظیفه ای قائل نیست. مهدی کروبی می نویسد: "حق آن مجلس در انتخاب و نظارت و مراقبت بر رهبری برآمده از قانون اساسی است و مستظهر به رای ملت ایران. این مجلس از چنان جایگاهی برخوردار است که هیچ نهادی حق قانونگذاری در خصوص آن را نیز ندارد و اعضای این مجلس خود حق تعیین شرایط کاری و نظارتی برای خود را دارند." اعضای بانفوذی از مجلس خبرگان احمد جنتی، محمد یزدی، صادق لاریجانی و  مصباح یزدی، معتقد به اعمال وظیفه نظارتی از سوی این مجلس نیستند. آنها بر این باورند که ولی فقیه نائب امام معصوم و برگزیده حق تعالی ست و اعضای خبرگان تنها واسطه این انتخاب هستند. لذا هرگونه نظارتی را بر رهبری ممنوع و آن را مغایر با وظیفه رهروی از ولی امر می دانند.

    محمد یزدی در مورخ 7 اردیبهشت سال 1388 در گفتگویی با روزنامه جوان درباره چگونگی اعمال نظارت مجلس خبرگان بر رهبری می گوید: "نظارت خبرگان بر رهبری بدین معنا نیست که می تواند به رهبر بگوید این کار را بکن این کار را نکن. خبرگان به هیچ وجه نمی تواند امر و نهی کند، چون رهبر، ولی است و مجلس خبرگان مولی علیه است. مسوولیت قانونی و شرعی مجلس خبرگان، چیزی بیشتر از تشخیص مصداق نیست." با چنین تحلیلی هرگونه اعمال نظارت بر رهبری و نهادهای زیرمجموعه وی منتفی است، اما پرسشی که اینجا باقی می ماند و مهدی کروبی نیز آن را مطرح کرده، این است که: "اگر قرار بر این است که در مجلس خبرگان هیچ خبره ای جز به تایید سخن نگوید آیا بهتر آن نیست که اجلاس سالانه ای هم برگزار نکند؟ به راستی دیگر چه احتیاجی است به هزینه کردن از بیت المال و داشتن ساختمان و دفتر و کارمند واین همه هزینه کردن. آیا بهتر نیست چنین مجلسی را بگذارید فقط برای روز مبادا که خدای نکرده اتفاقی برای مقام رهبری رخ دهد؟" اشاره مهدی کروبی به طرح شدن موضوع اخراج آیت الله دستغیب از مجلس خبرگان به بهانه ایراد نطق هایی در انتقاد از عملکرد رهبری است.

    به عقیده حقوقدانان، قبول مسوولیت نمایندگی ولی فقیه در مراکز استانها، شهرها، نهادهای حکومتی و مراکز خارج از کشور توسط اعضای مجلس خبرگان از یک سو و تشکیل سالی یک یا دو نشست توسط اعضای مجلس خبرگان از سوی دیگر، بیانگر این واقعیت است که اعضای مجلس خبرگان و مقام رهبری قائل به وظیفه نظارتی برای مجلس خبرگان نیستند که اگر غیر از این بود پذیرش نمایندگی کسی که قرار است بر او نظارت کنند محل از اعراب نداشت و آنها به جای نمایندگی مقام رهبری مکلف بودند تمام وقت بر عملکرد رهبری و دستگاههای تحت امر این مقام نظارت کنند.

    اعمال نظارت استصوابی در انتخابات مجلس خبرگان

    مهدی کروبی در بخش دیگری از این نامه آورده است: "امام اگر این مجلس را مایه تقویت رهبری می دانستند منظورشان نه فقط قدردانی و تایید محسنات که نقد ایرادها از طریق اعمال و انجام وظیفه نظارتی نیز بود. متاسفانه اما جایگاه این مجلس در سالهای گذشته بدانجا رسید که نمایندگان ادوار آن همچون آیات عظام رحمت الله علیهم احسان بخش و جمی و عبایی خراسانی و خلخالی و آیت الله عباسی فر را قلع و قمع کردند و تیغ نظارت استصوابی بر گردن آنها نهادند و کسی هم دم بر نیاورد که این چه بلایی است که بر سر خبرگان ملت این نظام می آورند و مگر آنها چه گناهی کرده بودند که مستحق حذف قرار گرفتند. نتیجه آن سکوت ها است که امروز عده ای به خود جرات می دهند به محض شنیدن صدایی ناخوشایند از یک نماینده، فریاد اخراج و حذف او را سر دهند. غافل از آنکه چنین اختناق و سختگیری هایی آن هم در حق یک نماینده مجلس خبرگان با هیچ عقل سلیمی قابل توجیه نیست. چگونه می توان برای مردم توجیه کرد خفه کردن و بستن دهان یک نماینده مجلس خبرگان را که وظیفه ای سنگین برعهده او گذاشته شده است صرفا بدان دلیل که حرفی ناخوشایند عده ای زده است؟ این دم خروس چیزی نیست که بتوان به راحتی از عهده پنهان کردنش برآمد؟"

    مهدی کروبی که مشهورترین مخالف اعمال نظارت استصوابی توسط شورای نگهبان در هر انتخاباتی است، در این نامه تنها به ذکر نام تعداد اندکی از رد صلاحیت شدگان بسنده کرده است. شورای نگهبان اگرچه به تصمیم اعضای مجلس خبرگان، وظیفه نظارتی در انتخابات این مجلس را برعهده گرفته، معتقد به اعمال نظارت استصوابی است و در این راه حتی از رد صلاحیت کردن نمایندگان ادوار مجلس خبرگان نیز ابایی ندارد همانگونه که در دوره گذشته، اعضای این شورا صلاحیت مجید انصاری نماینده تهران در مجلس خبرگان را رد کرد.

    متن کامل نامه در ادامه مطلب


    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388 ساعت 0:29 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    خمینی: اسلام از روز اول برنامه اش این بود كه بزند و بكشد و كشته شود
    خمینی: اسلام از روز اول برنامه اش این بود كه بزند و بكشد و كشته شود

    http://www.rahenejatdaily.com/591/photo/emam_khomeini.jpg

    مذهبی كه در آن جنگ نیست ناقص است. اگر به حضرت عیسی سلام الله علیه هم مهلت می دادند به همین ترتیب عمل می كرد كه حضرت موسی سلام الله علیه عمل كرد و حضرت نوح سلام الله علیه عمل كرد. این اشخاصی كه گمان می كنند كه حضرت عیسی اصلاً سر این كارها را نداشته و فقط یك ناصح بوده است، اینها به نبوت حضرت عیسی لطمه وارد می كنند، برای این كه پیامبر شمشیر دارد، جنگ دارد، جنگ می كند كه مردم را نجات بدهد. همان طور كه امامهای ما هم همه جندی بودند، با لباس سربازی به جنگ می رفتند، همه آدم می كشتند. آنهایی كه می گویند اسلام دین جنگ نیست و اسلام نباید آدم كشی بكند اسلام را نمی فهمند. قرآن می گوید جنگ جنگ، یعنی كسانی كه تبعیت از قرآن می كنند باید آن قدر به جنگ ادامه دهند تا فتنه از عالم برداشته شود. جنگ یك رحمتی است برای تمام عالم و یك رحمتی است از جانب خداوند برای هر ملتی در هر محیطی كه هست. شما چرا هی آیات رحمت را در قرآن می خوانید و آیات قتال را نمی خوانید؟

    روح الله خمینی
    آذر 1363، در مراسم رسمی تولد پیامبر اسلام



    پیغمبر برای همین میآید که جنگ کند و آدم بکشد.قرآن هم میگوید بکشید، بزنید، حبس کنید. آنهایی که میگویند اسلام نباید آدمکشی بکند آدمهای نفهمی هستند که معنی اسلام را نفهمیده اند. یوم الله روزی است که خداوند تبارک و تعالی برای تنبیه ملتها یک زلزله ای را وارد میکند، یک سیلی را وارد میکند، یک طوفانی را وارد میکند، به مردم شلاق میزند که آدم بشوید. یوم الله روزی است که امیرالمومنین سلام الله علیه شمشیر میکشد و 700نفر از خوارج را یکی بعد از دیگری گردن میزند. روزی است که رسول الله یا نائب او فرمان میدهند که فلان طایفه را از بین ببرید یا فلان خانه را آتش بزنید. شما آقایان علماء چرا آیات رحمت را در قرآن میخوانید و آیات قتال را نمیخوانید؟ چرا آن طرفی را میگیرید که به اصطلاح خودتان رحمت است. اینکار که میکنید مخالفت با خداست، از این رحمتهایی که گاه بگاه خودتان هم میکنید دست بردارید.

    روح الله خمینی در سالروز تولد پیامبر اسلام، 6 آذر 1363



    "تعجب میكنم كه این دولت(شاه) چگونه فكر میكند...در نظر دارند قاچاقچیان هروئین را اعدام كنند. این موضوع نه تنها خلاف اسلام است.  خلاف انسانیت هم هست"

    كتاب ولایت فقیه نوشته امام خمینی، نجف 1355

     

    "اینهایی كه مواد مخدر میفروشند شرعاً مستوجب اعدامند و باید بدون هیچ تاخیری اعدام شوند. هیچ ترحمی هم در مورد آنها جایز نیست"

    30 اردیبهشت 1359


    |+|نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 0:19 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    ‏نامه و پاسخ آيت الله العظمى منتظرى به مهندس ميرحسين موسوى ‏
    ‏نامه و پاسخ آيت الله العظمى منتظرى به مهندس ميرحسين موسوى ‏
     


    متن نامه آقاي مهندس ميرحسين موسوي :
     
    ‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏
     
     
     ‏مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمى منتظرى (دام ظله)
    ‏ ‏با سلام ; پيرو حوادث چند ماهه اخير بيانيه ضميمه از سوى اينجانب صادر‏ ‏شده است . احساس نيازى كه همواره براى همفكرى و همكارى با مرجعيت‏ ‏گرانقدر و روحانيت متعهد وجود دارد مرا تشويق كرد تا نسخه اى از آن را‏ ‏جهت اخذ راهنمايى تقديم كنم .
    ‏ ‏اولين هدف در اين بيانيه آن است كه اگر خشم و نارضايتى در مردم به‏ ‏وجود آمده است آنان تصور نكنند كه اين احساسات منفى انباشته شده در‏ ‏ضميرشان متوجه دين است . اين رسالتى است كه به نظر مى‎رسد بر عهده ‏ ‏تمامى كسانى كه اسلام بر آنان حق حيات دارد و در رأس آنان روحانيت‏ ‏اسلام قرار گرفته باشد تا اجازه ندهند اقشار مختلف ، على الخصوص جوانان‏ ‏كه اينك اكثريت جامعه ما را نيز شكل مى‎دهند ميان برداشت هاى‏ ‏نادرست ، گزينشى و سطحى از دين و حقيقت آن اشتباه كنند و بر اثر‏ ‏هيجان هاى عاطفى از اسلام فاصله بگيرند.
    ‏ ‏رسانه هاى دولتى اصرار دارند كه ما را مسبب و محرك حوادث اين چند‏ ‏ماهه معرفى كنند، حال آن كه رفتارهاى مسئولان كشور نه فقط در‏ ‏انتخابات ، بلكه از سال ها پيش هيمه هايى را انباشته بود كه با خطاهاى اين‏ ‏ايام شعله ور شد و با باد نخوتى كه بر آن دميدند ابعاد اين آتش روز به روز‏ ‏توسعه پيدا كرد. اينجانب قطعا حق را به مردمى مى‎دهم كه با برخوردهاى‏ ‏غيراسلامى ، غيرقانونى و غيرمنصفانه حقوقشان پايمال شده است ; و با‏ ‏استناد به مدارك غيرقابل انكار بدون ترديد اعتقاد دارم كه در انتخابات‏ ‏تقلب هاى سازمان يافته و وسيع رخ داده است . در عين حال اگر در موجى‏ ‏كه از خشم مردم برخاسته است احساس خطر براى اصل كشور و اصل‏ ‏نظام نمى كردم ، برايم سخت نبود كه بيست سال ديگر سكوت كنم .
    ‏ ‏اما اين گونه نبود و نيست كه مردم با سكوت يا سازش يك نفر دست از‏ ‏حركت خود بردارند، بلكه پس از مدت كوتاهى بلاتكليفى به زودى اين‏ ‏حركت از نو و با شكلى كور و در حالى كه به هيچ يك از دلبستگان به نظام‏ ‏اعتماد نداشت آغاز مى‎شد، و چه بسا ديگرانى كه براى اين كشور و ملت‏ ‏خواب هاى ناگوار ديده اند در هدايت آن به سوى منافع و مطامع خود طمع‏ ‏مى‎كردند.
    ‏ ‏هدف ديگر از اين بيانيه و نيز بيانيه ها و حركات قبلى اين است كه‏ ‏تكاپوهاى مردم در چهارچوب نظام باقى بماند و در دام ساختارشكنى هاى‏ ‏خطرناك نيفتد. اين خطرى است كه اگر محقق شود به راحتى مى‎تواند از‏ ‏ايران افغانستان و عراقى ديگر بسازد. ما نمى توانيم براى خوش آمد كسانى‏ ‏كه نمى توانند اين خطر را ببينند وظيفه خود را در پيشگيرى از آن فراموش‏ ‏كنيم ، كما اين كه نمى توانيم بدون اثبات تعهد خود نسبت به خواسته هاى به‏ ‏حق مردم و بازگو كردن آن در گفته هاى خود از آنان دعوتى براى آرامش‏ ‏داشته باشيم .
    ‏ ‏مرحوم ملا محسن فيض كاشانى در رساله الفت نامه غايت اكثر تكاليف‏ ‏شرعيه را حصول محبت و الفت اجتماعى ذكر مى‎كند. نتيجه اى كه از اين‏ ‏محبت و الفت ناشى خواهد شد همان چيزى است كه در علوم جديد از آن با‏ ‏عنوان شبكه هاى اجتماعى نام مى‎برند، به عنوان راهى براى مهار حكومت‏ ‏و بازداشتن آن از تكرار خطاهايش ، و به مثابه روشى كه به سرزندگى‏ ‏اجتماعى بينجامد و بسترى كه توان ها و عواطف به هيجان آمده را در بستر‏ ‏خود جاى دهد و از سرريزهاى تخريب كننده آن جلوگيرى كند، تقويت‏ ‏شبكه هاى اجتماعى در اين بيانيه توصيه شده است . اين پيشنهاد‏ ‏مى‎توانست بنا بر آن چيزى كه فيض مى‎فرمايد رونويسى از نسخه اسلام‏ ‏تلقى شود، اگر چه كسانى كه در بى انصافى مبالغه مى‎كنند آن را رونويسى از‏ ‏نسخه سيا خوانده اند.
    ‏ ‏و سرانجام در اين بيانيه راهكارهايى براى برون رفت از بحران فعلى ارائه‏ ‏شده است كه اميدوارم مورد اعتنا قرار گيرند.
    ‏ ‏‏1388/6/21‏‏
    ‏ ‏با احترام - مير حسين موسوى ‏


    پاسخ آيت الله العظمي منتظري :
     
    ‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏
     
     ‏جناب آقاى مهندس ميرحسين موسوى دامت توفيقاته
    ‏ ‏پس از سلام و تحيت ; نامه مورخ ‏1388/6/21‏ جنابعالى همراه با ضميمه ‏ ‏آن واصل و ملاحظه گرديد. شخصيت جنابعالى و تعهدتان نسبت به‏ ‏ارزشهاى دينى و اخلاقى و اهداف انقلاب و خدمات ارزنده دولت شما در‏ ‏دوران جنگ تحميلى و حمايت هاى مكرر مرحوم امام خمينى (ره ) از شما براى‏ ‏همگان روشن است . در جريان انتخابات رياست جمهورى اخير و وقايع و‏ ‏فجايع بعد از آن كه شما مورد توجه اقشار وسيعى از مردم و نخبگان قرار‏ ‏گرفتيد، در حقيقت از آزمايش و ابتلاء بزرگى در پيشگاه خداوند متعال و‏ ‏در مقابل مردم آگاه ، سربلند بيرون آمديد; و تاكنون در حد امكان و توان‏ ‏خويش از حقوق تضييع شده مردمى كه با شركت در انتخابات رياست‏ ‏جمهورى افتخار بزرگى را براى كشور آفريدند دفاع نموديد، كه جاى بسى‏ ‏تقدير و تشكر دارد.

    ‏ ‏امور پيشنهادى ضميمه نامه جنابعالى كه در حقيقت تقويت و فعال نمودن‏ ‏شبكه هاى اجتماعى و نهادهاى مردمى است ، امورى معقول و سنجيده و‏ ‏مطابق مقتضاى حال و شرايط كشور، و نيز مطابق دستور قرآن است كه‏ ‏مى‎فرمايد: (يا ايها الذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا...)، (سوره ‏ ‏آل عمران ، آيه 200); اگر با انصاف و به دور از تنگ نظرى مورد بررسى قرار‏ ‏گيرد و آنها را عملى سازند و جو پليسى و بگير و ببند كنونى خاتمه يابد،‏ ‏مى‎تواند راه مفيد و موثرى براى برون رفت از بحران كنونى - كه در اثر‏ ‏قدرت طلبى و خودخواهى و غرور و ندانم كارى ها دامنگير جمهورى‏ ‏اسلامى شده است - باشد و سنگ بناى تحولى مثبت در جهت اصلاح نظام‏ ‏و حفظ آن از خطر فروپاشى و انشقاق و پراكندگى صفوف ملت‏ ‏گردد.

    ‏ ‏البته توجه داريد راه اصلاحى مذكور كه شما در جهت دفاع از حقوق مردم و‏ ‏نجات جمهورى اسلامى از اين بحران بزرگ انتخاب كرده ايد بس دشوار‏ ‏بوده و در معرض فشارها و تهديدهاى بسيارى از ناحيه كسانى است كه‏ ‏اين بحران را ايجاد كرده اند. مطمئن باشيد كه با اتحاد و صبر و استقامت ،‏ ‏خداوند بنا بر وعده خود، راههاى هدايت براى پيروزى را به مردم عزيز‏ ‏عنايت مى‎فرمايد. (والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع‏ ‏المحسنين )، (سوره عنكبوت ، آيه 69); و از طرفى استقامت در اين راه الهى ،‏ ‏انسان را محل نزول فرشتگان همراه با بشارت آنان به ايمنى و نداشتن ترس و‏ ‏اندوه مى‎سازد. (ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم‏ ‏الملائكة ان لاتخافوا و لاتحزنوا...)، (سوره فصلت ، آيه 30).

    ‏ ‏متأسفانه بعد از انتخابات ، عده اى از نخبگان و فعالان سياسى و مطبوعاتى‏ ‏بازداشت شدند و برخلاف شرع و قانون براى اعتراف گيرى هاى‏ ‏غير حقيقى و دروغين مورد فشار قرار گرفته و اعترافات بعضى آنان از‏ ‏رسانه هاى عمومى پخش گرديد، و اين مسلم و بديهى است كه اقرار‏ ‏شخص بر عليه شخص ديگرى در چنين شرايطى معتبر و مسموع نيست ;‏ ‏بلكه آنچه بيشتر مورد تأكيد روايات مستفيضه مى‎باشد اين است كه حتى‏ ‏اقرار شخص بر عليه خودش در زير هر گونه فشار و شكنجه اعم از تهديد،‏ ‏تجريد، حبس ، ترس و مانند آن اعتبارى نداشته و مسموع نمى باشد. (وسايل الشيعة ، جلد 18، صفحه 497 و 498; و دراسات فى ولاية الفقيه ، جلد دوم ، صفحه ‏ ‏378).

    ‏ ‏و اجتهاد در مقابل نص اين روايات ، صحيح نيست ; و نظردادن در مقابل‏ ‏آنها بدعتى واضح است ، و اصل "اقرار العقلاء على انفسهم جايز" فقط در‏ ‏شرايط عادى و بدون اعمال زور و فشار نافذ است .

    ‏ ‏علاوه بر اين ، در اصل سى و هشتم قانون اساسى آمده است : "هر گونه‏ ‏شكنجه براى گرفتن اقرار و يا كسب اطلاع ممنوع است . اجبار شخص به‏ ‏شهادت ، اقرار و يا سوگند مجاز نيست ; و چنين شهادت و اقرار و سوگندى‏ ‏فاقد ارزش و اعتبار است . متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات‏ ‏مى‎شود." طبق عموم و اطلاق اين اصل ، هر گونه شكنجه اى براى‏ ‏اعتراف گيرى و كسب اطلاعات مجازات دارد، و اقرارها و اعترافات گرفته‏ ‏شده از اين طريق نيز ارزش و اعتبارى ندارد.

    ‏ ‏روشن است كه حبس در سلول انفرادى بويژه در دراز مدت كه متهم را‏ ‏زير فشار وادار به اعتراف مى‎كند از مصاديق بارز شكنجه است ; و با‏ ‏اعمال فشار و شكنجه ، مخصوصا به شكل وحشتناكى كه در دوره اخير انجام‏ ‏شده و شرايط غيرعادى كه در پى آن وجود دارد، اعترافات متهم حتى بر‏ ‏عليه خودش نيز معتبر و مسموع نيست ; حتى اگر متهم بارها در آن شرايط و‏ ‏از طريق مصاحبه و ميزگرد اعتراف و اعلام كند كه خطا كرده و مرتكب‏ ‏اشتباه و جرم شده است ، اعترافات مكرر با وجود آن شرايط در بى اعتبار‏ ‏بودن ، حكم همان اعتراف اوليه را دارد.

    ‏ ‏همچنين در اصل سى و نهم قانون اساسى آمده است : "هتك حرمت و حيثيت‏ ‏كسى كه به حكم قانون دستگير، بازداشت ، زندانى يا تبعيد شده به هر‏ ‏صورت كه باشد ممنوع و موجب مجازات است ."

    ‏ ‏حال چگونه شده است كه افراد سرشناسى كه سالها براى اين نظام خدمت‏ ‏كرده اند با اعترافات فاقد ارزش و اعتبار، در معرض ديد ميليونها نفر‏ ‏مورد هتك حرمت و حيثيت قرار گرفته اند ولى هيچ كس در قبال اين مسأله‏ ‏نه تنها مجازات نمى شود بلكه مورد تأييد و تشويق قرار گرفته و اعترافات‏ ‏نيز معتبر شمرده مى‎شود؟!

    ‏ ‏آنچه در اين خصوص مشكل را بيشتر كرده و اعترافات را بى اعتبارتر‏ ‏مى‎كند اين است كه در سيستم قضايى كنونى كشور، مدعى و طرف دعوا‏ ‏در مقابل متهمان سياسى كه جريان فكرى مقابل حاكميت هستند، خود‏ ‏اعتراف گيران و محاكم قضايى وابسته به حاكميت است ; و نزد هيچ عقل‏ ‏سليمى در هيچ كجاى جهان ، اين گونه اعترافات و نيز حكم و داورى ‏ ‏متعاقب آن ، كمترين ارزش حقوقى و قضايى را ندارد; چون در چنين‏ ‏محكمه اى مدعى و قاضى يكى است و فلسفه وجود هيأت منصفه كه در اصل‏ ‏168 قانون اساسى آمده است همين است ، كه متأسفانه به اين اصل هم مانند‏ ‏بسيارى از اصول قانون اساسى بى توجهى شده و به آن عمل نمى شود.

    ‏ ‏اقدامات اخير حاكميت و دادگاههاى نمايشى آن علاوه بر اين كه خلاف شرع‏ ‏و خلاف مصالح كشور و اسلاميت و جمهوريت نظام و از بدعت هاى بارز‏ ‏مى‎باشد، برخلاف مصلحت دنيوى خود حاكمان كه مى‎خواهند حكومت و‏ ‏رياست كنند نيز مى‎باشد. حاكميت اگر به جاى سركوب مردم و ايجاد‏ ‏فجايع اخير، عقل و شعور سياسى را حكم قرار داده و به تذكرات بعضى از‏ ‏بزرگان و علماء و مراجع گوش فرا داده بود و يك هيأت بيطرف و‏ ‏مرضى الطرفين را براى رسيدگى به شبهات انتخاباتى تعيين نموده بود، هرگز‏ ‏گرفتار بحران عدم مشروعيت كنونى نمى شد. حكومتى كه در آن اقشار‏ ‏وسيعى از مردم و نخبگان ، ناراضى و در فشار باشند قابل دوام نيست . اگر‏ ‏حكومت كردن با اين شيوه و روش و با ايجاد رعب و خفقان و استبداد و‏ ‏سركوب و پر كردن زندانها از نخبگان و آزادى خواهان و گروههاى سياسى‏ ‏مختلف ممكن بود، رژيم شاه توانسته بود حكومت خود را حفظ كند و هنوز‏ ‏پابرجا بود.

    ‏ ‏نظامى كه تحت لواى اسلام بوده و افتخار شيعه بودن را دارد با انجام چنين‏ ‏اعمالى نه تنها در سطح جهان ، بلكه در كشور و در ميان توده ها و جوانان ‏ ‏خودمان نيز موجب بدبينى نسبت به اسلام و دين گشته ، و عجز اسلام از‏ ‏تحقق عدالت در جامعه را اعلام مى‎كند; و متأسفانه تصميم گيرندگان امور‏ ‏بر اين حقيقت روشن چشم بسته اند و به مدح مداحان و چاپلوسى‏ ‏تملق گويان - كه طبق حديث پيامبر خدا(ص ) بايد خاك بر دهان آنان ريخته‏ ‏شود - دل خوش كرده اند.

    ‏ ‏سلامتى و توفيق جنابعالى را در پيمودن اين راه خطير از خداوند بزرگ‏ ‏مسألت دارم .
    ‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
    ‏31 شهريور ماه 1388 - 2 شوال 1430‏
    ‏قم المقدسة - حسينعلى منتظرى

    |+|نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 0:18 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    چاپ تمبر با عنوان "رای من کجاست؟" در کشور هلند
    چاپ تمبر با عنوان "رای من کجاست؟" در کشور هلند
     

    |+|نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388 ساعت 1:19 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    پیشنهاد به رهبر جنبش از گاندی الگو بردار پاینده و سبز باد ایران

     

    پیشنهاد به رهبر ان جنبش  ایران از گاندی الگو بردارید پاینده و سبز باد ایران
    جناب آقایان مهندس میرحسین موسوی ، جناب آیت الله کروبی و ژنرال اصلاحات محمد خاتمی اگر میخواهید نامتان در تاریخ به نیکی یاد گردد و نیز ثمره خونهای ریخته شده در راه ازادی بر شما سنگینی نکند بهتر است قبل از انکه شما را در بن بست سیاسی قرار دهند و مردم از شما دلسرد شوند  کاری اصولی انجام بدهید از این نظر میگوییم مردم از شما دلسرد میشوند چون میبینم جو ترور در کشور به اوج خود رسیده و جنبش از مسیر اصلی خود خارج میگردد هر چند این ترور ها  شاید هیچ ربطی به این جنبش نداشته باشد . و نیز بدانید اگر شما کاری نکنید روزی که آتش بر افروزد نه تر ماند و نه خشک اما پیشنهاد ما جوانان سبز کرمانشاه به شما گرانمایگان ایران این است که :

    با توجه به راهپیماییهای اخیر و پشتیبانی
    مردم از شما به یک راهپیمایی عظیم فراخوان دهید و مسیر انرا از تهران تا مشهد و  یا هر شهر زیارتی دیگر به بهانه زیارت امام هشتم یا غیره . آنهم با پای پیاده مردم را فراخوانید که با شما عزم سفر نمیایند و نترسید و بدانید مردم با شما هستند ما بعد از دوم خرداد به آقای خاتمی در دانشگاه گفتیم ما سی میلیون پشت شما هستیم الان هم میگوییم ما شصت میلیون پشت شما هستیم پس کی میخواهید از مردم به نفع مردم استفاده نمیایید .
    اما نکته هایی در مورد مسیر راهپیمایی : ** نه شما از گاندی پیر تر و فرتوت تر هستید و نه مسیر راهپیمایی از مسیر گاندی ناهموار تر است.و نیز نه ارزش و هدف شما از ایشان کمتر است گاندی در راه شکستن انحصار نمک 200 مایل راه پیمایی کرد و شما در راه عدالت خواهی و از انحصار در اوردن ذخایر و منابع مالی و انسانی یک کشور که به ناحق از ملتی گرفته و به دیگران واگذار کشته است .
    و در پایان هم گوشه ای از زندگی بزرگ مرد وطن پرست گاندی را برای شما یاد آور میشویم شاید در تفکر بر این تصمیم بی تاثیر نباشد .
    با سپاس   جوانان سبز کرمانشاه بتاریخ 05/07/3748 یکتایی برابر با 31/06/1388 خورشیدی

    مهاتما گاندی و راهپیمایی نمک    

     مهاتما گاندی سیاستمداری بود با اصول اخلاقی‌ای روشن و قاطع. او بدون به‌کارگیری خشونت و با ایمان به حقیقت و درست‌کاری، علیه حکومت استعمارگر بریتانیا مبارزه کرد و سرانجام کشورش هند را  به سوی استقلال رهنمون ساخت. مردم هند به او مهاتما، "روح بزرگ" می‌گفتند و او را به عنوان نماد آزادی و مقاومت ستایش می‌کردند.

    ۶۰ سال پیش در روز سی‌ام ژانویه سال ۱۹۴۸ گاندی به ضرب گلوله هندویی متعصب به قتل رسید. نظری می‌افکنیم به زندگی و تاثیر“پدر ملت هند“، مهاتما گاندی‌.

    تجربه آغازین

    هنگامی که کارام‌چاند مهانداس گاندی به افریقای جنوبی می‌رفت، معتقد به حق و قانون بود، یعنی به همان اصولی که در لندن آموخته بود. اما وکیل جوان هندی به زودی در برابر خود جامعه‌ای را یافت که مهاجران هندی در آن ازسوی قدرت استعمارگر بریتانیا به طور قانونی مورد تبعیض بودند.

    روزی که بازرس بلیت قطار که مردی سفیدپوست بود، او را تنها بخاطر آنکه هندی بود، از قطار به بیرون پرت کرد، روزی تعیین کننده در سرنوشت گاندی بود. وی چنان از این ستم برآشفت که عزمش را برای مبارزه با تبعیض نژادی جزم کرد.

    به گفته گیتا دارامپال فریک، تاریخدان، گاندی هندی‌ها را به مقاومت صلح‌جویانه در برابر بیعدالتی و خشونت دولتی فراخواند و به آنان اصولی را آموخت تا بوسیله آن راهنمایی برای مبارزه به دور از خشونت داشته باشند. دارامپال فریک در این باره می‌گوید: «آنچه برای گاندی مهم است درستی و صداقت هر فرد است در فکر و عمل و طریقه زندگی. گاندی به آن حقیقت هم می‌گوید، اینکه آدم زندگی‌ای راستین داشته باشد، زندگی‌ای که هماهنگ با محیط زیست اوست و با انسانهایی که با او همزیستی دارند، و اینکه سیاست هم از این نوع زندگی حمایت کند.»

    گاندی پایبندی به حقیقت خویشتن را "ساتیاگراها" (واژه‌ای هندی متشکل از "ساتیا": حقیقت و "اگراها": به دنبال چیزی بودن) می‌نامید و آن را با آیین هندی قدیم “آهیمسا“ ("آ" : بدون، "هیمسا": خشونت) پیوند می‌داد. گاندی خود به سختی به این اصول معنوی پایبند بود. در افریقای جنوبی وکیل جوان خویشتن‌دار، تبدیل به مبارزی جسور شد که مصمم بود با تبعیضی مقابله کند که بریتانیا به هموطنانش روا می‌داشت.

    آغاز مبارزه در هند

    هنگامی که گاندی بیست سال بعد به هند بازگشت، نام او به عنوان مبلغ آیین مبارزه بدون خشونت شناخته شده بود. گاندی خطاب به استعمارگران بریتانیایی در باره مبارزه عاری از خشونت گفته است: «در این سوی جهان، ما سعی کردیم تا پلی میان دو جهان بزنیم که بتوان از آن بالا رفت و به آرامش رسید، آرامشی که شما نتوانستید در جهان برقرار کنید. ما می‌دانیم که چنین چیزی تنها با حقیقت ممکن است، با آگاهی و ارتباط میان زندگان و مردگان. رهایی جهان در این نهفته است.»

    گاندی پس از بازگشت به هند بی‌تامل رهبری کنگره ملی هند را در دست گرفت که چند سالی بود برای استقلال هند تلاش می‌کرد. گیتا دارامپال فریک در باره کنگره ملی هند می‌گوید: «هند در سال ۱۹۱۵ در وضعیت بسیار مایوس‌کننده‌ای بود. کنگره ملی هند تا سال ۱۹۱۵ فقط شبیه کلوبی بود که می‌آمدند و در آن بحث و جدل می‌کردند. گاندی در سال ۱۹۲۰ کنگره ملی هند را تبدیل به جنبشی مردمی کرد. این کنگره با الهام از گاندی و با پشتیبانی او به حزب مردم تبدیل شد.»

    بسیاری از مردم ستمدیده در هند گاندی را نماد آزادی و مقاومت می‌دانستند. به گفته رادا بات، رییس بنیاد صلح گاندی در دهلی نو، گاندی با پیامش به مردم هند اعتماد به نفس می‌داد. رادا بات می‌گوید: «مردم هند پیش از آن باین اندازه باشهامت و نترس نبودند. اما آیین ساتیاگراها به آنها جرات زیادی داد. آنها می‌ دانستند که مبارزه می‌کنند، اما مبارزه‌شان بدون اسلحه است. وسیله آنها بجای اسلحه ساتیاگراها بود، یعنی حقیقت. آنها چنان حقیقت را در خودشان درونی کردند که بیمی از خطر نداشتند و حتی به این فکر نمی‌کردند که ممکن است با ساتیاگراها جانشان را هم از دست بدهند.»

    راه‌پیمایی نمک

    گاندی استعمارگران را آشکارا به مبارزه می‌طلبید. او در سالهای دهه ۱۹۳۰ پیشرو جنبش اعتراضی‌ای بود که همه هند را فرا گرفته بود. اوج این جنبش در سال ۱۹۳۰ بود که گاندی همراه با طرفدارانش در تظاهراتی معروف به "راه‌پیمایی نمک" شرکت کرد.

    «انسان به نمک احتیاج دارد، همانطور که به هوا و آب احتیاج دارد. این نمک از اقیانوس هند آمده، و به عقیده من هر هندی باید حق داشتن آن را داشته باشد.»

    مهاتما گاندی در ۱۲ مارس ۱۹۳۰ همراه با طرفداران خود راهپیمایی‌ای ۲۰۰ مایلی را به سمت دریا آغاز کرد. هزاران نفر هندی از سراسر هند در حین این راهپیمایی معروف به گاندی پیوستند. این راهپیمایی نمایشی از قدرت مردم هند بود که تنها ارزشی نمادین نداشت. چون اینکه دولت استعمارگر بریتانیا انحصار استخراج و فروش نمک را در دست گرفته بود، بخصوص مردم فقیر روستاها را زیر فشار قرار می‌داد، که بخاطر کار بدنی زیر آفتاب شدید نیاز بیشتری به نمک داشتند.

    اما عناصر اجتماعی راهپیمایی نمک روشن می‌ساختند که مبارزه‌ای که در جریان است بخاطر دست یافتن به عدالت در سطحی است بالاتر. گاندی می‌خواست با نافرمانی مدنی توجه جهانیان را نسبت به بیعدالتی در دستگاه اداری و قانونگذاری حکومت استعماری برانگیزد.

    در پی راهیپمایی نمک گاندی و بیش از پنجاه هزار نفر از طرفدارانش دستگیر شدند.

    جنبش نافرمانی مدنی

    گاندی همچنین تحریم کالاهای بریتانیایی را سازمان‌دهی کرد، از جمله تحریم لباسهایی را که در منچستر انگلیس تولید می‌شدند و آن موقع در هند فروش بسیار داشتند. رادا بات از بنیاد صلح گاندی می‌گوید: «یکی از اکسیونهایی که در آن نافرمانی مدنی صورت گرفت، این بود که لباسهای وارداتی را بسوزانند. مردم همه لباسهای وارداتی‌شان را در آتش انداختند. بدین ترتیب گاندی به همه ایده ملتی خاص و خودکفا را القا کرد. گاندی می‌گفت ما می‌توانیم موفق شویم و به تولیدات و کمک کشورهای دیگر احتیاجی نداریم.»

    بریتانیایی‌ها چندین بار گاندی را به زندان افکندند و او هر بار مبارزه خود را برای استقلال از سر می‌گرفت. گاندی هم‌زمان می‌کوشید تا جامعه کاستی هند را از درون تغییر دهد و کمک کند تا با کاست معروف به نجس‌ها به شیوه غیرانسانی رفتار نشود. تلاش او در این زمینه احترام و تحسین جهانیان را برانگیخت.

    پیروزی و رنج‌های پس از آن

    سرانجام گاندی در ۱۵ اوت ۱۹۴۷ به هدف خود، یعنی استقلال هند رسید. اما این هم‌هنگام شکست او هم بود.

    اختلافهای داخلی بس فراوان بودند، میان شهر و روستا، مسلمانان و هندوها، و میان کاستهای هندی‌ها. گاندی می‌گفت هند هنوز ملت نشده است. او مدام تا پای مرگ روزه می‌گرفت تا مردم کشورش را با هم آشتی دهد. مردم برای مهاتما گاندی احترام زیادی قائل بودند، اما او نتوانست مانع تقسیم کشور به دو بخش پاکستان و هند شود. در جریان بروز خشونتی بی‌مانند هزاران نفر جان‌شان و میلیونها تن وطن‌شان را از دست دادند.

    گاندی تنها چند ماه پس از استقلال هند زنده بود. در آغاز سال ۱۹۴۸ هندویی متعصب او را به ضرب گلوله به قتل رساند

       


    |+|نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 ساعت 0:25 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    بی طرفی از نوع جدید دانشگاه آزاد در روز جهانی ایران ( قدس )

    بی طرفی دانشگاه آزاد کرمانشاه در روز جهانی ایران ( قدس ) از آنجا سر چشمه گرفت که  این واحد آموزشی با ارسال یک پیامک سراسری برای تمامی کارکنان خود از انها درخواست شرکت در این روز را داشت و  چون انتظار میرفت که این روز رویارویی دو تفکر کاملا" متفاوت اکه ز یک سو طرفداران دولت کودتا و از سویی دیگر ایران دوستانی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری هم کشور خود را در خطر میدیدند و هم  رای خود را دزیده میپندارند و برای وحدت در این تفکر نماد سبز را برای خود برگزیده اند  باشد طیفی سومی نیز پا به عرصه این رقابت گذاشت که به نظر این گروه سوم بیشتر از دو طرف رقیب سود برده باشد ُ دانشگاهیان ( واحد ازاد  اسلامی) نیز با تفکر اضافه کاری در این راهپیمایی شرکت نمودند و به نظر در این روز بجز تهران که سبزها با شرکت گسترده لرزه بر اندام حکومتیان انداختن در شهرستانها گویا این آزاد !! اندیشان دانشگاه آزاد بود که  از این روز بهره کافی برد و انهم از نوع مالی !!!!!

    متن کامل پیامک ارسالی برای همکاران آزاد !!!! اندیش دانشگاه آزاد  ( آزاد از نوع اسلامی ) :

    روز قدس روز وحدت مسلمانان جهان است ( مقام معظم ! رهبری ) همکاران گرامی ، لطفا" جهت شرکت در مراسم روز جهانی قدس ،  ساعت ده و نیم  روز جمعه در محل پارکینگ شهرداری جضور به هم رسانند . جضور در این مراسم به صورت اضافه کار محسوب میشود . ( روابط عمومی دانشگاه  )

     


    |+|نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 1:36 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    چرنوبیل

    آنچه را که در این تصاویر مشاهده می کنید،همانا بقایای شهر چرنوبیل در اوکراین می باشد آنهم ۲۳سال پس از فاجعه انفجار اتمی در شهر که در سال ۱۹۸۶واقع شد.البته فاجعه زمانی بیشتر شد که تازه ۳۶ساعت پس از انفجار ساکنین چرنوبیل شروع به تخلیه شهر کردند.مسوولان شهری فقط به مردم اطلاع داده بودند که تنها برای سه روز وسایل و لباس به همراه داشته باشند و سپس کلیه سکنه شهر را سوار بر کامیونها و نفربرهای نظامی، از شهر خارج کردند. این در حالی بود که هیچیک از اهالی شهر خبر نداشتند که دیگر هرگز به چرنوبیل قدم نخواهند گذاشت.


    چرنوبیل شهر  ارواح


    و حالا انواع و اقسام درختان و گیاهان در شهر و در مکانی که روزی کودکستان، دبیرستان و فروشگاه خانه های مسکونی قرار داشت رشد کرده ضمن آنکه خرسها و گوزنها هم داخل ساختمانهای مخروبه را پناهگاه مطلوبی برای برای خود تشخیص داده اند. در حقیقت چرنوبیل شهری است که در یک لحظه منجمد شده است. هنوز هم ملافه ها و لباسهای تاشده در گنجه ها دیده می شوند و روی تخته سیاه در کلاس درس هنوز هم فرمول ریاضی که ۲۳سال پیش نوشته شده،مشاهده می شود. البته میزان اشعه های رادیویی در شهر تا آنجا پایین آمده که اکنون تورهای ویژه جهانگردان برای دیدار از چرنوبیل راه اندازی شده است. البته با ماسک و پوشش ضد تشعشات اتمی!مقامات اوکراین بازگشت جمعیت به شهر را پنجاه سال آینده هم نا ممکن است.



    چرنوبیل شهر  ارواح


    چرنوبیل شهر  ارواح


    چرنوبیل شهر  ارواح


    چرنوبیل شهر  ارواح


    چرنوبیل شهر  ارواح


    چرنوبیل شهر  ارواح


    چرنوبیل شهر  ارواح


    چرنوبیل شهر  ارواح


    چرنوبیل شهر  ارواح


    |+|نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 ساعت 11:9 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    دختر فراری، غیب کردن شاهد و القائات دشمن

    دختر فراری، غیب کردن شاهد و القائات دشمن

    مهدی کروبی اولین بار در نامه‌ای به اکبر هامش یرفسنجانی موضوع تجاوز به بازداشت‌شدگان انتخابات را مطرح کرد.

    ۱۳۸۸/۰۶/۲۳
    انتشار متن گزارش هیئت سه نفره قوه قضاییه در مورد مدعای تجاوز‌های جنسی به دختران و پسران فرصتی را برای تحلیل‌گران مسائل ایران فراهم می‌کند تا سازوکارهای اداره‌ بحران‌های سیاسی در جمهوری اسلامی را مورد بازبینی قرار دهند و از این طریق ماهیت و استراتژی‌ها و نیز سیاست‌های داخلی مثل سیاست‌های قضایی و امنیتی رژیم را آشکار کنند.

    رژیم غیرشفاف جمهوری اسلامی که با پرده‌پوشی و پنهان‌کاری اداره می‌شود تنها با چنین متونی قابل وانمایی و تحلیل ساختاری است.

    در دوران پس از انتخابات هر گونه متنی که از سوی مقامات رسمی منتشر شود و هر گونه موضع‌گیری آنها یک سند تاریخی و منبعی مهم برای تحقیق به شمار می‌آید. متن گزارش هیئت سه‌نفره‌ قضایی در مورد تجاوزهای جنسی سندی قابل توجه در این حوزه است.

    کمیته‌های پاکسازی آثار جرم

    قرائن و شواهد بسیاری وجود دارند که نشان می‌دهند کمیته‌های تحقیق دولتی در مجلس و قوه قضاییه برای تحقیق و بررسی و اطلاع‌رسانی و سپس اجرای عدالت تشکیل نمی‌شوند. بدین ترتیب این کمیته‌ها برای چه هدفی تشکیل می‌شوند؟

      کسب اطلاعات و یافتن منابع خبری در مورد جنایات و بعد محو آنها، ارعاب شاهدان، بی‌اعتبار کردن مدارک یا امحای آنها، و در نهایت انکار جنایات. گزارش شاهدان و کسانی که این کمیته‌ها با آنها ملاقات داشته‌اند، بازداشت افراد درگیر در کمیته‌های مستقل تحقیق، ربودن مدارک و اسناد آنها و پلمب کردن دفاتر آنان همزمان با کار کمیته‌های دولتی، عدم مصاحبه‌ مطبوعاتی اعضای کمیته‌ها، پرونده‌سازی برای افراد درگیر و بازداشت و احضار اعضای خانواده‌ آنها و ساخت برنامه‌های نمایشی در رسانه‌های دولتی به خوبی هدف از تشکیل این کمیته‌ها را نمایانگر می‌سازند.

    همه این کمیته‌ها به این منظور تشکیل می‌شوند که در نهایت همه چیز را تکذیب کنند و فی‌المثل در مورد تجاوزهای جنسی گزارش دهند که «نه تنها هیچ ‌گونه مدرکی دال بر تجاوز جنسی به افراد مورد ادعای آقای کروبی وجود نداشته و ادعاهای مطرح شده بدون مستند و عاری از حقیقت می‌باشد، بلکه ادعاها و مدارک ارائه شده کاملاً ساختگی و برای انحراف افکار عمومی تنظیم شده است».

    هدف تشکیل کمیته به صراحت در متن گزارش آمده است: «به آقای کروبی گفته شد احتمال نمی‌دهید افرادی مغرض و یا فرصت‌طلب بخواهند با طرح این‌گونه مسایل ذهن مردم را با طرح مسایلی که هیچ ارتباطی با مسائل بعد از انتخابات ندارد منحرف و موجب بی‌اعتمادی مردم به نظام و مسؤولین شوند؟» (تابناک، ۲۱ شهریور ۱۳۸۸) عبارات فوق نشان می‌دهند که کمیته برای پاسخ‌گویی به کروبی و بی‌اعتبار کردن وی و شاهدانش تشکیل شده و نه کشف حقیقت.

    این هیئت‌ها را باید «هیئت‌های پاک‌سازی آثار و مدعیان جرم و ارعاب اطلاع‌دهندگان و قربانیان» نام گذاشت و نه هیئت بررسی. کمیته‌های مجلس نیز همانند هیئت قوه‌ قضاییه در نهایت جنایات رژیم را تکذیب کردند و اگر فرزند یکی از مسئولین در میان کشته‌شده‌ها نبود جنایات کهریزک نیز کاملا انکار می‌شد. حتی با وجود سه کشته در میان قربانیان کهریزک و تایید این موضوع توسط مقامات رژیم، این موضوع در همان روزها توسط فرمانده‌ نیروی انتظامی تکذیب شد.

    ترکیب این کمیته‌ها نیز به خوبی نمایانگر هدف تشکیل آنهاست. هر یک از اعضای کمیته‌ سه نفره‌ قوه‌ی قضاییه سه دهه دستگاه‌های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی را اداره کرده‌اند و تاریخی از نقض حقوق افراد را در سوابق کاری خود دارند. اژه‌ای خود یکی از متهمان پرونده‌ قتل‌های زنجیره‌ای است. در میان اعضای کمیته‌های مجلس نیز فردی مستقل یا از جناح اقلیت به چشم نمی‌خورد و حتی پس از افزوده شدن یک تن از اعضای جناح اقلیت (خبرگزاری مهر، ۷ مرداد ۱۳۸۸)، این فرد اصولا به بازداشتگاه‌ها راه داده نشد (جرس، ۲ شهریور ۱۳۸۸).

    کمیته‌های دولتی تنها کاری که نمی‌کنند تحقیق و اطلاع‌رسانی است. علی‌رغم ادعای «تحقیق جامع میدانی» این کمیته‌ها هیچ تلاشی برای یافتن حقیقت صورت نمی‌دهند و اصولا برای این هدف تشکیل نمی‌شوند.

    در صورت نگاهی اجمالی به متن گزارش هیچ اطلاعی غیر از موارد مطرح شده در مورد تجاوزها غیر از شواهد آقای کروبی به چشم نمی‌خورد و استخوان‌بندی گزارش بر اساس پاسخ و تکذیب مدعیات کروبی تنظیم شده است.

    کمیته‌ مجلس در مورد پیگیری حمله به دانشگاه تهران نیز هیچ گزارشی در این مورد منتشر نکرد و در نهایت روشن نشد که علی‌رغم محکومیت ظاهری این حمله توسط مقامات حکومت چه کسانی به دانشگاه حمله کردند، چند نفر کشته شدند، چند نفر آسیب دیدند، میزان و سطح خسارات چقدر بود و چه اقداماتی برای پیگیری‌های قضایی انجام شد. کمیته‌ها تشکیل می‌شوند تا اطلاعات منتشر شده از سوی منابع مستقل را نفی کنند و آبروی ریخته‌ نظام را برگردانند. کار این کمیته‌ها کاملا با نیروهای امنیتی و نظامی هماهنگ است و از همین جهت کسانی که به آنها گزارش داده شده‌اند غیب شده‌اند.

    غیب شدن شاهدان نه دلیلی علیه گزارش‌دهنگان این جنایات، که در متن گزارش هیئت سه نفره‌ قضایی به همین گونه مستفاد می‌شود، بلکه  دلیلی بر رفتار این کمیته‌ها جهت از میان بردن یا ارعاب و تطمیع آنهاست.

    پشتیبانی دستگاه‌های سرکوب

    نقش دستگاه اطلاعاتی رژیم در این ماجرا نشر یک یا چند اطلاع نادرست و بی‌اعتبار کردن کل اطلاعات مربوطه در یک قلمرو با اتکای به آن است.

    در مورد کشته‌شده‌ها خبری مربوط به کشته شدن یک پسر دوازده ساله در بهشت زهرا پخش شد و همان کسانی که این خبر را نشر دادند غلط بودن آن را نیز به اطلاع دیگران رساندند تا اصل کشته شدن افرادی را در وقایع پس از انتخابات مخدوش سازند. و اما چرا سایت‌های اینترنتی این گونه اخبار را نشر می‌دهند؟ در جامعه‌ای که رسانه‌ مستقل وجود ندارد و اطلاع‌رسانی متکی است بر شهروند- خبرنگاران و همچنین شایعه نقشی جدی در بازار اطلاع‌رسانی دارد تحقیق و اطمینان‌یابی از منشا همه‌ خبرها غیرممکن است و اگر سایت‌های خبری بخواهند به وثوق یک خبر صددرصد اطمینان پیدا کنند هیچ خبری داده نخواهد شد که در واقع تامین نظر حکومت خواهد بود.

    برای فهم پیش آمدن موضوع شهید بودن یا شهید نبودن پدر سعیده‌ پورآقایی نیز که چندان اهمیتی در اصل موضوع ندارد نیز باید به رسانه‌ شایعه یا دست‌کاری‌های سازمان‌های اطلاعاتی رژیم در این موضوعات اشاره کرد.

    استراتژی‌های تکذیب

    در تکذیب موارد مطرح شده توسط کروبی پنج استراتژی توسط هیئت در پیش گرفته شده است. استراتژی اول نادیده گرفتن برخی از موارد با انتساب آنها به گزارش‌های تیم موسوی است.

    در متن گزارش هیچ اشاره‌ای به تماس با آقای موسوی و بررسی موضوع از طریق وی نمی‌شود، گویی انتساب یک خبر از طریق کروبی به موسوی باطل‌کننده‌ وثوق آن است. موضوع مربوط به ترانه‌ موسوی بدین طریق توسط هیئت سه‌نفره حل شده است. حتی اگر کروبی مستندی در این مورد عرضه نکرده باشد بر عهده‌ هیئت تحقیق بود که در این مورد با توجه به دروغ‌های نمایش تلویزیونی در این مورد به بررسی موضوع بپردازد و نتیجه را عرضه کند.

    استراتژی دوم بی‌اعتبار کردن شخص قربانی و از این طریق تکذیب جنایت است. در متن گزارش نیز خبر کیهان پیش از انتشار گزارش تاکید زیادی بر فراری بودن سعیده‌ پورآقایی می‌شود، گویی به دختر فراری نمی‌توان تجاوز کرد و اگر به او تجاوز شود قول وی مسموع نیست (اگر فراری بودن وی صحت داشته باشد). با توجه به سنت دروغ‌گویی مسئولان اطلاعاتی و امنیتی در ایران یک قاضی بی‌طرف به قول یک دختر فراری (اگر زنده گذاشته شده باشد) بیشتر از اقوال مقامات امنیتی می‌تواند اعتماد کند.

    استراتژی سوم تخفیف جرم است. در جامعه‌ای که یک تار موی زن نباید نشان داده شود لمس بدن دختران زندانی به صورتی عملی عادی در گزارش هیئت عرضه شده است. حتی اگر برهنه کردن دختران در بازداشتگاه‌ها تجاوز جنسی نباشد از لحاظ شرع مورد نظر اعضای هیئت، هتک ناموس به شمار آمده و جرم محسوب می‌شود.

    استراتژی چهارم نفی ارتباط جرم با اعتراضات سیاسی و عادی جلوه دادن تجاوزهاست. گزارش‌دهندگان می‌خواهند چنین بنمایانند که حتی اگر تجاوزی صورت گرفته موارد مطرح جرائم عادی بوده و ربطی به ماموران نظام و وقایع پس از انتخابات ندارد. اگر چنین باشد و قربانیان در غیر از مناطق اعتراضات ربوده شده باشند، اولا چرا مقامات انتظامی و قضایی در این موارد پیگیری نکرده‌اند تا موضوع به نیروهای امنیتی و لباس شخصی و بسیجی‌ها مرتبط نشود؟

    ثانیا قربانیان چرا به جای متهم کردن ماموران حکومت دیگر شهروندان را متهم نمی‌کنند؟ ثالثا چرا آنها باید با مقامات سیاسی مخالف به جای دستگاه‌های معمول پلیسی و قضایی ارتباط پیدا کنند تا جنایات علیه آنها بررسی و پیگیری شود؟ رابعا چرا قرائن ارائه شده توسط قربانی مثل بستن چشم و آویزان کردن با قرائنی که توسط دیگر بازداشتی‌های اعتراضات عرضه شده همخوانی دارد؟ و خامسا موارد خودکشی قربانیان تجاوز در ملا عام که نوعی اعتراض سیاسی به شمار می‌رود چگونه قابل توجیه است؟ هیچ یک از این پرسش‌ها در متن گزارش پاسخ داده نشده‌اند. 

    استراتژی پنجم معرفی اظهارات شواهد به عنوان القائات مخالفان سیاسی و بازندگان انتخابات است. در متن گزارش اظهارات شاهد الف - شین به عنوان القا بی‌اعتبار می‌شود و می‌آید که «به روشنی مشخص بود که چه القائاتی به یاد شده صورت گرفته» بدون آن که در مورد القائات یا روش القائات توضیحی داده شود. پس از آن مفقود شدن این شاهد به معنای بی‌پایه بودن اظهارات وی گرفته می‌شود، در حالی که کروبی در یکی از توضیحات خویش مفقود شدن وی را به ارعاب‌ها و فشارهای هیئت تحقیق نسبت می‌دهد.

    در گزارش کمیته اصولا به قرائن دیگر که موید وقوع جرم توسط نهادهای نظامی، انتظامی و شبه‌نظامی هستند اشاره‌ای نمی‌شود. به عنوان نمونه، می‌توان به دستور نظامیان به مراکز درمانی برای عدم در دسترس قرار دادن مدارک پزشکی اشاره کرد. بنا به گفته‌ کروبی، «فرماندهی یک نهاد نظامی – که مدارک آن نیز موجود است- در نامه‌ای به وزارت بهداشت و درمان دستور می‌دهد که تحویل کپی اسناد و مدارک پزشکی به کلیه مجروحین و مصدومین حوادث اخیر ممنوع است، و بیمارستان‌ها را از تحویل اسناد به مجروحان و مورد تعدی قرارگرفتگان ممنوع می‌کند.» (نامه‌ کروبی به صادق لاریجانی، ۲۰ شهریور ۱۳۸۸)

    شلیک به پیام‌آورنده

    در لابه‌لای گزارش تلاش شده است با انگیزه‌خوانی، گزارش‌های کروبی با توجه به شکست وی در انتخابات بی‌اعتبار جلوه داده شود. از قول کروبی نقل می‌شود که «آقای کروبی به این گونه سؤالات که به روشن شدن واقعیات کمک می‌کرد به شدت واکنش نشان می‌دادند و از موضوع ادعایی منحرف و به تقلب و امثال آن می‌پرداختند. ... من اطمینان ندارم و اینها شنیده‌های من است، ولی چون در انتخابات معترض بودم و ذهنیتی داشتم لذا هر کسی ادعایی داشت به سراغ او می‌رفتیم و یا آنها را دعوت می‌کردیم و با آنها صحبت می‌کردیم.»
     
    حتی اگر این نقل قول از کروبی صحت داشته باشد انگیزه‌های آقای کروبی (چه درست و چه نادرست) ارتباطی با جنایات ادعا شده و شاهدان ماجرا ندارد و چیزی را برای یک دادگاه صالح اثبات یا نفی نمی‌کند.

    اقدام مورد پیشنهاد کمیته‌های امحای آثار جرم نیز نه محاکمه‌ متخلفان و جنایت‌کاران، بلکه تعقیب و محاکمه‌ کسانی است که در این موضوعات مخاطره‌ اطلاع‌رسانی را بر خود هموار می‌کنند: «گزارش به مرجع صالحه قضایی ارسال [می‌شود] تا با مباشرین و معاونین و با کسانی که در ادامه اقدامات ضدامنیتی علیه نظام پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری و در راستای ادامه همان خط و جریان با نشر اکاذیب و ایراد تهمت و افترا علاوه بر تشویش اذهان عمومی به حیثیت و اعتبار نظام و بعضی از نهادهای نظام و همچنین موجب هتک حیثیت و حرمت بعضی از مردم شده‌اند برخورد عادلانه و قاطع صورت گیرد.» (تابناک، ۲۱ شهریور ۱۳۸۸)

    |+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 ساعت 1:32 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    غم امیر غم نان نیست ، غم بی غمی من و شماست

     

    به بهانه ماه رمضان ( بدونه شرح )

    منبع:+


    |+|نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 2:10 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    اسامی 72 تن از جانباختگان جنبش ایرانی

    اسامی 72 تن از جانباختگان جنبش ایرانی

    نوروز: از آنجا که در روزهای اخير آمار غير واقعی فراوانی از سوی مقامات رسمی و غيررسمی وابسته به کودتاگران در خصوص تعداد کشته شدگان حوادث اخير منتشر شده که در اين زمينه ميتوان به آخرين آمار يعنی اظهارات فرمانده سپاه اشاره کرد، پايگاه اطلاع رسانی نوروز در پاسخ به اينگونه اظهارات بی پايه و اساس که برای پاک کردن صورت مسئله و منحرف کردن اذهان عمومی از جنايات انجام شده در حوادث پس از انتخابات بيان ميشود، اقدام به انتشار اسامی دقيق اين شهدا می کند تا شايد وجدان های خفته بيدار شده و از کتمان حقايق روشن دست برداشته و از اعمال و جنايات انجام شده توسط زيرمجموعه ها و عوامل کودتا را پذيرفته و سعی در سرپوش گذاشتن بر جنايات نداشته باشند.

    در اين خبر اسامی و مشخصات دقيق ۷۲ شهيد جنبش سبز که تاکنون احراز هويت شده اند آمده است و تلاش ها برای شناسايی و تکميل اين ليست ادامه داشته و شهداء به اسامی ذکر شده در اين ليست ختم نمی گردد.

    نوروز ياد آور ميشود، سردار جعفری فرمانده سپاه پاسداران در آخرين ادعای خود درخصوص آمار کشته شدگان ادعا کرده بود که تعداد کشته شدگان حوادث اخير ۲۷ نفر بوده که تنها ۷ نفر از آنها معترضين به نتيجه انتخابات بودند و ۲۰ نفر ديگر را نيروهای انقلابی و بسيجی تشکيل داده اند که توسط معترضان به شهادت رسيده اند.

    در ادامه، " نوروز" جهت تنوير افکار عمومی دو ليست از کشته شدگان ارائه می کند.

    ليست اول شامل اسامی ۲۵ شهيد گلگون کفن است که تا به امروز خانواده هايشان با مراجعه به مراجع معرفی شده از سوی ستادهای انتخاباتی مهندس ميرحسين موسوی و حجت الاسلام و المسلمين مهدی کروبی، شهادت فرزند يا عضو خانواده خود را اعلام کرده اند.

    مراسم چهلم شهید کیانوش آسا

    اسامی چانباختگان در ادامه مطلب


    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388 ساعت 7:14 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    باید کمربندها را محکم ببندیم، روزهای سخت‌تری در پیش است.

    - هیچ‌گاه فکر نمی‌کردم که رژیم جمهوری اسلامی به این درجه از فساد رسیده باشد - باید کمربندها را محکم ببندیم، روزهای سخت‌تری در پیش است - ملت از روحانیت و حوزه در احقاق حقوق ملی و طبیعی و اعتراض به ظلم نهادینه به مراتب جلوتر است - آنچه با نفی شرع و قانون و اخلاق حفظ می‌شود نظام اسلامی نیست، نظام شیطانی است .

    بر گرفته از سایت رسمی محسن کدیور

    گفت و گو با موج سبز آزادی

    دنباله را در ادامه مطلب بخوانید


    ادامه مطلب
    |+|نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388 ساعت 1:47 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    سخنرانی آقای خمینی در نوفل لوشاتو

    سخنرانی و مصاحبه های  آقای خمینی در نوفل لوشاتو

     


    بخوانید و قضاوت کنید..!



     

    سخنرانیهای امام خمینی در شهر نوفل لوشاتو (تبعیدگاه امام خمینی)



    "در ایران اسلامی علما خودشان حکومت نخواهند کرد و فقط ناظر و هادی امور خواهند بود. خود من نیز هیچ مقام رهبری نخواهم داشت و از همان ابتدا به حجره تدریس خود در قم برخواهم گشت."

    مصاحبه با خبرگزاری رویتر، نوفل لوشاتو، 5 آبان 1357

     

     

    "در جمهوری اسلامی کمونیستها هم در بیان عقید خود آزاد خواهند بود."

    مصاحبه با سازمان عفو بین الملل، نوفل لوشاتو، 10 نوامبر 1978

     

     

    "در جمهوری اسلامی زنان در همه چیز حقوقی کاملاً مساوی با مردان خواهند بود."

    مصاحبه با روزنامه گاردین، نوفل لوشاتو، 1 آبان 1357

     

     

    "در حکومت اسلامی رادیو، تلوزیون، و مطبوعات مطلقاً آزاد خواهند بود و دولت حق نظارت بر آنها را نخواهد داشت."

    مصاحبه با روزنامه پیزا سره، نوفل لوشاتو، 2 نوامبر 1978

     

     

    "در منطق اینها آزادی یعنی به زندان کشیدن مخالفان، سانسور مطبوعات و اداره دستگاههی تبلیغاتی. در این منطق تمدن و ترقی یعنی تبعیت تمام شریان های مملکت از فر هنگ و اقتصاد و ارتش و دستگاه های قانونگذاری و قضایی و اجرایی از یک مرکز واحد. ما همه اینها را از بین خواهیم برد."

    سخنرانی برای گروهی از دانشجویان یرانی در اروپا، نوفل لوشاتو، 8 آبان 1357

     

     

    "ما همه مظاهر تمدن را با آغوش باز قبول داریم."

    سخنرانی برای گروهی از ایرانیان، نوفل لوشاتو، 19 مهر 1357

     

     

     

    "برای همه اقلیت های مذهبی آزادی بطور کامل خواهد بود و هر کس خواهد توانست اظهار عقیده خودش را بکند."

    کنفرانس مطبوعاتی، نوفل لوشاتو، 9 نوامبر 1978

     

     

     

    "نه رغبت شخصی من و نه وضع مزاجی من اجازه نمی دهند که بعد از سقوط رژیم فعلی شخصاً نقشی در اداره امور مملکت داشته باشم."

    مصاحبه با خبرگزاری اسوشیتد پرس، نوفل لوشاتو، 17 نوامبر 1975

     

    "دولت اسلامی ما یک دولت دموکراتیک به معنی واقعی خواهد بود. من در داخل ین حکومت هیچ فعالیتی برای خودم نخواهم داشت."

    مصاحبه با تلوزیون NBC ، نوفل لوشاتو، 11 نوامبر 1978

     

     

    "من نمی خواهم رهبر جمهوری اسلامی آینده باشم. نمی خواهم حکومت یا قدرت را بدست بگیرم."

    مصاحبه با تلوزیون اتریش، نوفل لوشاتو، 16 نوامبر 1978

     

     

    "در جمهوری اسلامی زن ها آزاد خواهند بود. در تحصیل هم آزاد خواهند بود. در کارهای دیگر هم آزاد خواهند بود."

    مصاحبه با هفته نامه گاردین، نوفل لوشاتو16 نوامبر 1978

     

     

    "پس از رفتن شاه من نه رییس جمهور خواهم شد، نه هیچ مقام رهبری دیگری را به عهده خواهم گرفت."

    مصاحبه با روزنامه لموند، نوفل لوشاتو، 9 ژانویه 1979


    |+|نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 ساعت 1:30 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
    آخرین نوشته ها
    SMS کور به «۹۰» ، زمینی که خودمان می سوزانیم
    بدعت های ایت الله صانعی !!!
    به بهانه فرا رسیدن سیزدهمین سالگرد درگذشت مهندس بازرگان
    HyperTerminal چيست؟
    کوچک اما سبز ُ اقایان بدانند که وارثان ما حق طلب تر از ما هستن
    لیست بازداشتهای سیاسی دو روز بعد از عاشورای 88
    مثلث برمودا
    بخشی از شعارهایی مراسم تشیع منتظری در صحن حرم معصومه سر داده میشد :
    رویای مارتین
    داستان کوتاه
    آرشيو وبلاگ
    دی 1388
    آذر 1388
    آبان 1388
    مهر 1388
    شهریور 1388
    مرداد 1388
    تیر 1388
    خرداد 1388
    اردیبهشت 1388
    فروردین 1388
    اسفند 1387
    بهمن 1387
    دی 1387
    آذر 1387
    آبان 1387
    مهر 1387
    بهمن 1386
    دی 1386