تبليغاتX
كيونان
زهره از لندن ( جام جم )
زهره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خانم

قابل توجه سناریو نویسان محترم سریال تک قستی زهره خانم و دوست پسرانش !!!!!!!

امشب در پی ناآرامی های خیابانی در تهران صداو سیما هم بیکار ننشسته و دست به خودکشی زده  تا بتواند چند سریال تک قسمتی را برای مردم فراهم کند فیلم های مستندی از بنی صدر اولین رئیس جمهور نظام حکومت اسلامی بعد از انقلاب و نیز پخش صدای خانمی به اسم زهره که دارد از انگلیس در داخل پایگاه  منافقین با تلفن  دارد با شخصی حرف میزند  ( آقا) که هر از چند گاهی دوربین یک سویه نگر صدا و سیما چهره شطرنجی انها را نشان میدهد ! اما من به عنوان یک بیننده چند نکته دارای ابهام بود و میخواهم از آقای ضرغامی و دوستانشان بپرسم شاید این ابهامات برایم بر طرف شود :

اول : آیا تلفن های مردم دارای استراق سمع میباشد که شما بطور کامل تماسهای این خانم با این اشخاص  را در اختیار دارید ؟

دوم : چرا سازمان اطلاعات که با به رخ کشیدن این صدا به مردم قدرت خود را به همه نشان میدهد قبل از این که این عناصر دستورات ایشان را اجراکنند اقدامات لازم برای دستگیری این افراد را بکار نبرده و دست این عناصر را برای اشوب باز گذاشته ؟

سوم : چرا این خانم همانند غریبه ها با این اشخاص گفتگو میکند و در طول مکالمه به کرات کلمه " شما "  استفاده میکند و انها را به عنوان اشخاصی که هرگز ندیده و تنها از طریق تلفن قولی بین انها رد و بدل شده یاد میکند ؟

چهارم : چطور شده که تصاویر دقیقا" با متن بیان شده از طرف  این اشخاص همخوانی دارد ( اتوبوس را به وسط خیابان برده و . . . . . . . )

قابل توجه شما که  دونفر در این سناریو شرکت داده شده اند اما تصاویر همگی مربوط به روز دوشنبه بود و از مناطق مختلفی از شهر انتخاب شده بود و چطور است که این دو نفر همزمان در تمامی این نقاط حضور داشته اند و توانسته اند تمامی مردم پایتخت را هدایت کنند که تمامی فرامین زهره خانم را به مرحله اجرا گزارند ؟

پنچم :  احتمالا" دستگاه اطلاعات ایران به دستگاه های بسیار پیچیده ای برای اعتراف گیری مجهز گردیده است که هنوز چند ساعت نگذشته منافقین دستگیر شده لب به اعتراف گشوده اند و بدونه هیچ گونه اثار شکنجه ای بر روی صورت و بدن انها چه اسان زهره خانم را به  آنها فروختن  .

پیشنهاد :اگر شما آقایان عباس عبدی ُ محسن سازگارا ُ مهندس سحابی ُ و  . . . . تمامی کسانی که در طول این دو دهه طی برنامه های چراغ ۱ و چراغ ۲ و سایر بخشها برای اعتراف به صدا و سیما اورده اید را دوباره دور هم جمع کنید شاید بتوان یک سریال  به بلندی و جذابی سریال " لاست " گمشده گان بسازید چرا که شما استعداد این کار را دارید !

ششم : چرا این آقایان احساس ندامت نکردند ُاز اقا  مگر سناریو عوض شده جناب اقای ضرغامی یا نه شما فراموش کرده اید 

هفتم : چرا مردم نباید چهره این منافقین را ببینن مگر مردم حق ندارند بشناسند این افراد اغتشاش طلب را . آنهارا به ما نشان بدهید تا روزی که انها را اعدام نمودید !!!! اگر به اشتباه کسی دیگر را پای چوبه دار اوردید به شما یاد اوری کنیم و هشیارتان کنیم مگر اینکه  . . . . . . . . . . .. . . .


|+|نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388 ساعت 11:24 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
بازداشت‌های گسترده در کرمانشاه
کرمانشاه :
بازداشت‌های گسترده در کرمانشاه
طی روزهای اخیر با اوج گرفتن اعتراضات مدنی از سوی شهروندان کرمانشاهی و دانشجویان دانشگاه رازی این شهر نسبت به اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شماری از دانشجویان و فعالان کرمانشاهی توسط مأموران انتظامی و نیروهای امنیتی بازداشت و یا تهدید شده‌اند.
بنا بر گزارش‌های رسیده تا کنون علاوه بر تعداد زیادی از شهروندان عادی، چندین تن از دانشجویان نیز در جریان تجمعات خیابانی و تحصن‌های دانشجویی بازداشت شد‌ه‌اند. آرمان میرزایی، محمد جعفری، بابک گلچین و فرشته اربابی از جمله‌ این افراد هستند که تا کنون در بازداشت به سر می‌‌برند. سیامند قیاسی به همراه دو تن دیگر از دانشجویان دانشگاه رازی در پی یک روز بازداشت ظهر روز گذشته آزاد شدند.
پیش از این نیز، یکی از روزنامه‌نگاران کرمانشاهی به نام علی ‌محمد اسلام‌پور بازداشت و پس از انتقال به دادگاه با قرار وثیقه آزاد شده بود. این در حالی‌‌ست که گفته می‌‌شود حجت ‌‌الاسلام علی بحری از مسئولان ستاد مهدی کروبی در کرمانشاه نیز دستگیر و به زندان منتقل شده است.
از سوی دیگر طی روزهای اخیر تعدادی از فعالان مدنی و دانشجویی و افرادی از مسئولان ستادهای میرحسین موسوی و مهدی کروبی در کرمانشاه توسط کسانی که خود را وابسته به مراجع امنیتی معرفی کرده‌اند از طریق تلفن مورد تهدید قرار گرفته‌ و یا به اداره اطلاعات احضار شده‌اند. هم‌چنین گفته می‌‌شود کاوه کرمانشاهی روزنامه نگار و فعال حقوق بشر نیز به دنبال حضور در محل یکی از تجمعات اعتراضی از سوی نیروهای لباس شخصی مورد حمله قرار گرفته و مضروب شده است.
اخبار رسیده از کرمانشاه حکایت از شدت ضرب و شتم و تعداد زیاد بازداشتی‌‌ها طی تجمعات اعتراضی مردم عادی در این شهر دارد که متأسفانه به دلیل مشخص نبودن نام و عدم وجود اطلاعات دقیق از وضعیت آنان امکان اطلاع‌رسانی دقیق را با محدودیت مواجه می‌‌سازد.
منبع خبر : کردانه
|+|نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388 ساعت 1:35 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
مراسم به خاکسپاری حسین طهماسب،

روز جمعه مراسم به خاکسپاری حسین طهماسب، دانشجویی که براثر ضربات باتوم نیروی ضد شورش پلیس در کرمانشاه کشته شده بود، در میان تدابیر امنیتی برگزار شد. در این مراسم اما شعار " میکشم ، میکشم ، انکه برادرم کشت " هر از چند گاهی به گوش میرسید .

در جریان ناآرامی‌های اخیر کرمانشاه یک جوان ۲۵ ساله کشته شده‌است. یکی از فعالان حقوق بشر کرمانشاه در گفتگو با زمانه، این خبر را تأئید کرد.

به گزارش «خبرگزاری دیده‌بان حقوق بشر کردستان»، آقای حسین طهماسبی در جریان تجمعات اعتراضی روز دوشنبه ۲۵ خرداد ماه مورد حملهٔ ماموران قرار گرفت و بر اثر شدن ضربات وارده جان باخت.
مراسم یادبود این جوان کرمانشاهی روز گذشته در تالار امام حسین این شهر برگزار شد. گزارش‌های رسیده خبر از تجمع اعتراضی مردم در برابر محل برگزاری مراسم یادبود این جوان کرمانشاهی می‌دهد.
با تأئید این خبر، آمار تأئیدشده کشته‌شدگان حوادث اخیر کشور به ۱۶ نفر رسیده‌است.
گفته می‌شود یک دختر جوان به نام «فاطمه رجب‌پور» نیز پس از تجمعات اعتراضی روز دوشنبه کرمانشاه، کشته شده‌است. این خبر هنوز از سوی منابع رسمی تأئید نشده‌است.
فعالان حقوق بشر کردستان از تحت فشار بودن خانواده این دختر از سوی مأموران امنیتی برای اجرا نکردن مراسم ترحیم خبر می‌دهند.
دفتر تحکیم وحدت طی بیانیه‌ای از کشته شدن ۷ دانشجو در حمله به کوی دانشگاه تهران و شیراز خبر داده‌است.

به گفته فعالان حقوق بشر آذربایجانی درگیری روز دوشنبه ۲۵ خردادماه نیز «دو شهروند ارومیه‌ای جان خود را از دست داده‌اند».
مسئولان اورژانس بیمارستان رسول تهران نیز تعداد کشته‌شدگان راهپیمایی میان آزادی تهران را هشت نفر اعلام کرده‌اند.
منابع رسمی می‌گویند که هفت نفر در جریان این راهپیمایی کشته شده‌اند.
به گفته فعالان حقوق بشر آذربایجانی درگیری روز دوشنبه ۲۵ خردادماه نیز دو شهروند ارومیه‌ای جان خود را از دست داده‌اند. این خبر هنوز از سوی منابع رسمی تأئید نشده‌است.
روز گذشته صدها هزار نفر از مردم تهران با تجمع در میدان امام خمینی (توپخانه) به سوگواری برای کشته‌شدگان حوادث اخیر پرداختند. این تجمع به دعوت میرحسین موسوی برگزار شد.
معترضان با راهپیمایی در سکوت از ساعت ۴ بعد از ظهر از میدان توپخانه و به سوی میدان‌های فردوسی و انقلاب حرکت کردند. میرحسین موسوی نیز در ساعت ۶ بعد از ظهر به آنان پیوست. راهپیمایی آرام دیروز مطابق آنچه پیش از این در بیانیه‌ها اعلام شده بود ساعت ۷ شب به پایان رسید.
در شش روز گذشته تهران و شهرهای مختلف کشور شاهد تجمعات گسترده‌ای در اعتراض به نتایج اعلام‌شده آرای انتخابات بوده‌است

از اطراف به گوش میرسد که مقامات امنیتی کرمانشاه خانواده این شهید را منع از برگزاری هرگونه مراسم نموده اند .

متاسفانه به دلیل حضور ماموران امنیتی و یگان ویژه امکان عکس گرفتن در این مراسم نبود و جای بسیار شگفتی داشت حضور مردم با توجه به خفقان خبر رسانی در این محدوده زمانی !

اعتراضات در کرمانشاه در سه ناحیه بطور فعال صورت میگیرد :

1 : چهار راه نوبهار تا تقاطع سیمتری دوم

2: میدان مصدق حد فاصل خیابان دبیر اعظم

3: دانشگاه رازی واقع در باغ ابریشم

که حتی اگر مردم هم در این نواحی جمع نشوند حضور ماموران امنیتی بطور محسوسی و شمار قابل ملاحضه ای خبر  احتمال هر گونه اتفاقی را میدهد .

البته نکته قابل توجه در شب گذشته ( جمعه شب ) پس از 7 روز تظاهرات خیابانی در تهران عدم وجود نیروی گارد ویژه در کرمانشاه و جایگزینی نفرات نظامی از مرزبانی سومار از مناطق مرز نشین کرمانشاه  و قصر شیرین شاید گواهی بر سیل چماق بدستان این نیرو به تهران  میباشد .


|+|نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388 ساعت 1:26 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
در خواست اعزام فرستاده ويژه نقض حقوق بشر به ايران

در خواست اعزام فرستاده ويژه نقض حقوق بشر به ايران

۱۳۸۸/۰۳/۳۰

دهها استاد ايرانی دانشگاه های مختلف جهان در نامه ای به بان کی مون، دبير کل سازمان ملل متحد، ضمن محکوم کردن حمله به تظاهرات مسالمت آميز معترضان به انتخابات، خواستار اعزام فرستاده ويژه نقض حقوق بشر به ايران شده اند.

به دنبال اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوری ايران در روز شنبه، تهران و شهرهای مختلف ايران شاهد راهپيمايی های مسالمت آميز معترضان به نتیجه انتخابات بوده است.

در جريان حمله به کوی دانشگاه تهران در بامداد روز دوشنبه تعداد زيای از دانشجويان بازداشت شدند که به گفته دفتر تحکيم وحدت دست کم هفت دانشجو در اين حمله کشته شدند.

در همين زمينه در تيراندازی به سوی تظاهرات مسالمت آميز صدها هزار نفر در روز دوشنبه در مسير خيابان آزادی و انقلاب تعداد زيادی کشته و زخمی شدند. به گفته مقامات دولتی ايران در جريان اين تير اندازی هشت نفر کشته شده اند.

در بخشی از نامه استادان ايرانی آمده است:«ما استادان ايرانی دانشگاه های مختلف کشورهای جهان، مراتب نگرانی عميق خود را از اوضاع ايران اعلام می داريم. دولت جمهوری اسلامی نتايج بدست آمده از انتخابات رياست جمهوری را با آنکه محدود به چهار کانديدای مورد اعتماد خود بود، محترم نشمرد و در عکس العمل به اعتراضات صلح آميز شهروندان، و رای دهندگان متوسل به خشونت آشکار و سرکوب فزاينده، و تحديد وسيع وسايل ارتباط جمعی شده است.»

در اين نامه همچنين آمده است: «ما مقاومت های چشمگير، مسالمت آميز و سنجيده نهادهای مردمی جامعۀ مدنی ايران را به رهبری زنان، دانشجويان، معلمان و کارگران، تحسين می کنيم و از خواست های بر حق آنها برای احقاق دمکراسی، آزادی های فردی، سياسی، و مذهبی حمايت می کنيم.»

اين نامه خطاب به دبیر کل سازمان ملل گفته است: «ما اعمال خشونت باری را عليه هموطنان مان که به طور مسالمت آميز خواستار احقاق حقوق خود هستند محکوم می کنيم، و از جنابعالی درخواست می کنيم که هرچه زودتر فرستادۀ جديدی را برای بررسی نقض حقوق بشر توسط دولت جمهوری اسلامی به ايران اعزام داريد.»

نامه استادان ايرانی در زمانی منتشر شده است که روز جمعه مراسم به خاکسپاری حسين طهماسب، دانشجويی که براثر ضربات باتوم نيروی ضد شورش پليس در کرمانشاه کشته شده بود، در ميان تدابير امنيتی برگزار شد.

از سوی ديگر در حالی که قرار است روز شنبه به دعوت مجمع روحانيون و حزب اعتماد ملی راهپيمايی سراسری در ميدان آزادی برگزار شود، آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، نسبت به برگزاری راهپيمايی خيابانی هشدار داده است.

عفو بين‌الملل  در واکنش به اظهارات  رهبر جمهوری اسلامی  اعلام کرده است که  سخنان  رهبر جمهوری اسلامی «چراغ سبزی بود به نيروهای امنيتی برای سرکوب خشن معترضانی که از حق خود برای راه‌پيمايی و بيان عقايد بهره می‌گيرند».

سازمان عفو بين‌الملل در بيانيه خود اشاره کرده است: رهبر جمهوری اسلامی به جای آن که «به نيروهای امنيتی از جمله بسيجی‌ها هشدار دهد که طبق قانون عمل کنند» به مردم گفت که مسئوليت خشونت‌ها «متوجه مشوقان و برگزارکنندگان» اعتراض‌ها خواهد بود.


|+|نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388 ساعت 1:16 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
تایمز

1101090629_400.jpg 


|+|نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388 ساعت 7:20 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
اسامی دانشجویان مفقودی و دستگیر شده
28 خرداد 88 - 19:04

پنجشنبه ۲۸م خرداد ۱۳۸۸

dan-6.jpg

علیرغم ادعای فرهاد رهبر رئیس دانشگاه تهران و مسئولین وزارت علوم مبنی بر آزاد شدن تمامی دانشجویان، همچنان از سرنوشت بیش از ۵۰ دانشجوی ربوده شده دانشگاه تهران اطلاعی در دست نیست.

عدم مشخص شدن وضعیت این دانشجویان در حالی است که تعدادی از آنها در شب حمله به کوی توسط نیروهای انصار و لباس شخصی مجروح شدند.

با گذشت ۴ روز از ربوده شدن دانشجویان مجروح، نگرانی ها نسبت به وضعیت سلامت آنان افزایش یافته است.

لازم به ذکر است با آزاد شدن تعدادی از دانشجویان، این دانشجویان اعلام کردند که در بامداد دوشنبه نیروهای لباس شخصی با همکاری گارد ویژه وارد دانشگاه شده و  پس تخریب کوی دانشگاه آنها را به ساختمان وزارت کشور منتقل کردند.

کمیته گزارشگران حقوق بشر لیستی از آخرین وضعیت دانشجویان ربوده شده دانشگاه تهران گزارشی تهیه کرده است که در آن آخرین وضعیت دانشجویان دانشگاه تهران مشخص شده است. این لیست به شرح زیر است:

 

دانشجویان مفقود شده:

 

نام نام خانوادگی  رشته تحصیلی

 

محسن آزموده       فلسفه
پیام پوررنگ         عمران
مرتضی جانبازی     شیمی
 حاجی پور          مواد


دانشجویان مضروب شده:

 

نام نام خانوادگی رشته تحصیلی

یعقوب رهبری         حق برق
حسین عبدی        مکانیک
محمد فاطمی        نژاد بهداشت
مجتبی کاشانی      مدیریت
حافظ محمد حسنی  ادبیات


دانشجویان آزاد شده :

 

نام نام خانوادگی رشته تحصیلی

احمد احمدیان       متالورژی
 اسکندری           فیزیک
امین افضلی        ادبیات
وحید اناری         فیزیک
محمد بلوردی       معماری
حسین حامدی     مکانیک
محسن حبیبی مظاهری  مکانیک
نوید حقدادی         برق
محمدرضا حکمی      برق
کاظم رحیمی علوم   اجتماعی
مرتضی رضاخانی     عمران
میثم زارعی          فیزیک
امین سمیعی       حقوق
بهرام شعبانی      عکاسی
علیرضا شیخی     فیزیک
ابراهیم عزیزی      هنرهای نمایشی
سیاوش فیاض     عمران
سید حسین میرزاده   شهرسازی
حسین نوبخت      عمران
جواد یزدانفر        مهندسی شیمی
حبیب خدنگی     ادبیات


دانشجویانی که هنوز در بازداشت هستند:

 

نام نام خانوادگی رشته تحصیلی

 

سهراب احدیان       زبان انگلیسی
رضا ارکوازی          داروسازی
کریم امامی           فلسفه
محمد حسین امامی   فلسفه
الهه ایمانیان         علوم اجتماعی
روح الله باقری        جامعه شناسی
فرهاد بینازاده         معماری
ایمان پورطهماسب    زبان انگلیسی
عزت تربتی            کشاورزی
سمیه توحیدلو        جمعیت شناسی
یاسر جعفری          نقشه برداری
میلاد چگینی          باستانشناسی
محمدرضا حدآبادی    علوم اجتماعی
سید جواد حسینی    جغرافیا
فرشید حیدری زمین   شناسی
بهنام خدابنده لو     کامپیوتر
محمد خوانساری      عمران
محمد داودیان       نقشه برداری
محمود دلبری       عمران
علی راعی          گیاه شناسی
امید رضایی        عمران
علی رفاهی        علوم اجتماعی
سیف الله رمضانی   زبان انگلیسی
ابراهیم زاهدیان     متالورژی
ناصر زمانی         باستانشناسی
مجید سپهوند       کارتوگرافی
حنیف سلیمی        مشاوره
محمد باقر شعبان پور   زبان انگلیسی
حامد شیخ علیشاهی    بیوشیمی
ایمان شیدایی زبان      انگلیسی
فرهاد شیراحمد      دامپزشکی
سامان صاحب جلالی    تاریخ
فرحان صادق پور      زبانشناسی
فرشاد طاهری      کامپیوتر
 غمدیده علوم        سیاسی
حمزه فراتی راد         متالورژی
اسماعیل قربانی     روانشناسی
محمد کریمی          جغرافیا
عرفان محمدی        پزشکی


|+|نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 ساعت 11:25 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
میدان ونک
27 خرداد 88 - 17:32

0.jpg

00.jpg

1.jpg

2.jpg

3.jpg

4.jpg

5.jpg

6.jpg

7.jpg

8.jpg

9.jpg

10.jpg


|+|نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 ساعت 11:20 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
شلیک به معترضان در راه‌پیمایی مسالمت‌آمیز روز دوشنبه

شلیک به معترضان در راه‌پیمایی مسالمت‌آمیز روز دوشنبه

۱۳۸۸/۰۳/۲۳










|+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 ساعت 11:10 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
عکس
تصویر یکی از شهدای 25 خرداد که توسط یکی از پزشکان بیمارستان گرفته شده است؛ ببنید و قضاوت کنید؛ این جوان به کدامین گناه کشته شده است؟؟؟ وااااای از روزی که برافتد پرده ها


http://www.img98.com/images/zei9ofmo1bvisqpvhbw.jpg
jlqz3yr9e5odoamrrzgf.jpg

 

karimkhan.jpg
 
 
 

|+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 ساعت 10:56 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
بی بی سی فارسی
http://tvpersian.ir/live/bbcpersian/

با این لینک حتی با سرعت کم ( دایال آپ ) و به راحتی تلویزیون بی بی سی  فارسی را ببینید واز اخرین اخبار اعتراضات مردمی آگاه شوید  .

http://tvpersian.ir/live/bbcpersian/


|+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 ساعت 1:34 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
آخرین خبرهای انتخاباتی ( قلم نیوز )
آخرین خبرهای انتخاباتی

|+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 ساعت 1:17 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
کشته شدن حداقل یک نفر در درگیریهای امروز
تیراندازی پلیس و کشته شدن حداقل یکنفر در تظاهرات امروز
26 خرداد 88 - 08:59

|+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 ساعت 0:22 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
این چهار نفر

انتخابات ۸۸

این چهار نفر

۱۳۸۸/۰۲/۳۰
  • محمود احمدی‌نژاد:
محمود احمدی‌نژاد متولد ۶ آبان ۱۳۳۵ خورشيدی در ارادان از توابع گرمسار در استان سمنان و چهارمين فرزند خانواده‌ای هفت نفره است. پدرش احمد، آهنگر بود و مادرش فاطمه‌بيگم خانه‌دار است.

محمود احمدی نژاد از کودکی به همراه خانواده‌اش به تهران مهاجرت کرد و با پايان تحصيل متوسطه در سال ۱۳۵۴ برای تحصيلات عالی در رشته مهندسی عمران به دانشگاه علم و صنعت تهران راه يافت.

آقای احمدی نژاد در سال ۱۳۶۵ در رشته کارشناسی عمران فارغ‌التحصيل شد. در سال ۱۳۶۷ کارشناسی ارشد و در سال ۱۳۷۶ دکترای مهندسی و برنامه‌ريزی حمل و نقل را از همين دانشگاه دريافت کرد و از سال ۱۳۶۸ به عضويت هيئت علمی در آمده است.

فعاليت سياسی محموداحمدی‌نژاد تا پيش از پيروزی انقلاب سال ۱۳۵۷ در حد «شرکت در مجالس مذهبی و سياسی» و «شرکت در سخنرانی های ياران آيت الله خمينی» بود.

در جريان انقلاب بنا بر گفته خودش از طريق «مشارکت در تهيه و توزيع اعلاميه» نقش داشت، اما در سال‌های پس از انقلاب در شمار «پايه‌گذاران انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علم و صنعت» قرار گرفت و از مرداد سال ۱۳۵۸ به عنوان نماينده دانشگاه علم و صنعت به همراه ساير دانشجويان چندبار با آيت الله خمينی ديدار کرد.

فعاليت در انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت منجر به آشنايی وی با حجت الاسلام علی خامنه‌ای رئيس جمهور وقت شد و پس از آن به عضويت دفتر تحکيم وحدت آن سال‌ها در آمد.

محمود احمدی‌‌نژاد در سال‌های جنگ عراق و ايران به عنوان عضو بسيج به مناطق جنگی غرب کشور و از جمله کردستان و آذربايجان غربی اعزام شد؛ محمود احمدی‌نژاد در فاصله سال ۱۳۵۹ تا سال ۱۳۶۴ در فعاليت‌های پشتيبانی جنگ بود و به ترتيب معاون فرماندار ماکو، فرماندار ماکوو فرماندار خوی بود.

در سال ۱۳۶۵ داوطلب عضويت در «تيپ ويژه سپاه پاسداران» شد و با گذراندن دوره‌هايی در «قرارگاه رمضان» مستقر در استان کردستان به عضويت تيپ ۵۵ ويژه سپاه پاسداران در آمد.

آقای احمدی‌نژاد در زمان عضويت در سپاه در چند عمليات نظامی برون مرزی از جمله عمليات برون مرزی فتح و کرکوک شرکت داشت و پس از آن مسئول مهندسی رزمی لشکر ۶ ويژه سپاه پاسداران شد و مسئوليت ستاد جنگ استان‌های غربی کشور را نيز بر عهده گرفت.

از سال ۱۳۷۲ و در دوره دوم رياست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان اولين استاندار اردبيل منصوب شد و تا سال ۱۳۷۶ در اين سمت باقی ماند.

آقای احمدی نژاد از سال ۷۶ تا ۸۲ به فعاليت‌های سياسی در احزاب و گروه‌های مخالف اصلاحات مشغول بود که از آن جمله می‌توان انجام سخنرانی در جلسات انصار حزب‌الله و شکايت وی به همراه حميدرضا ترقی، کامران دانشجو از روزنامه سلام اشاره کرد.

کانديداتوری در انتخابات اولين دوره شورای اسلامی شهر تهران و ششمين دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی بخشی ديگر از گذشته محمود احمدی‌نژاد در سال های ۷۷ و ۷۸ باست که در هر دو مورد با شکست و عدم کسب آراء مورد نياز مواجه شد.

با پيروزی آبادگران ايران اسلامی، ائتلافی از راستگرايان مخالف دولت محمد خاتمی در انتخابات دومين دوره شورای اسلامی، شورای دوم شهر تهران در ۱۳ ارديبهشت سال ۱۳۸۲ آقای احمد‌ی‌نژاد را به عنوان شهردار تهران برگزيد و وی تا زمان پيروزی در انتخابات رياست جمهوری در ۳ تير ۸۴ همچنان شهردار تهران باقی ماند.

در سال ۸۴ يکی از ۸ کانديدای انتخابات رياست جمهوری بود که به تائيد شورای نگهبان رسيد و در دور اول انتخابات پس از اکبر هاشمی رفسنجانی در رتبه دوم قرار گرفت.

محمود احمدی نژاد در دوم دوم انتخابات با اختلاف ۷ ميليون رای رقيب خود هاشمی رفسنجانی را شکست داد و از نيمه مرداد ۱۳۸۴ به طور رسمی رئيس جمهور اسلامی ايران شد.

آقای احمدی‌نژاد و همسرش اعظم السادات فراحی، دو پسر و يک دختر دارند.از اعضای خانواده احمدی نژاد، برادرش داوود احمدی نژاد در سه سال گذشته رياست بازرسی ويژه رئيس‌جمهوری را بر عهده داشت و در حال حاضر دبير شورای عالی پدافند غيرعامل است.

خواهر وی، پروين احمدی‌نژاد در حال حاضر عضو شورای سوم شهر تهران است.


  • محسن رضایی:

محسن رضايى كه نام اصلى او «سبزه وار رضايى ميرقائد» است، در ۱۰ شهريور سال ۱۳۳۳ خورشيدى در «لالى» از توابع مسجد سليمان در استان خوزستان از پدرى چوپان و مادرى خانه‌دار متولد شد.

در پايان دوره شش ساله ابتدايى براى تحصيل متوسطه در كنكور هنرستان نفت اهواز پذيرفته شد و در سال ۱۳۵۳ براى تحصيل مهندسى مكانيک در دانشگاه علم و صنعت به تهران رفت.

اما تحصيلات دانشگاهى را در سال‌هاى پس از انقلاب در سال ۱۳۷۱ و پس از پايان جنگ ايران و عراق در رشته كارشناسى اقتصاد به پايان برد و در سال ۱۳۷۹ از دانشگاه اقتصاد دانشگاه تهران دكتراى اقتصاد گرفت.

محسن رضايى فعاليت سياسى خود را از اوايل دهه ۵۰ آغاز كرد، اما به تدريج به گروه‌هاى چريكى مذهبى گرايش يافت و به عضويت گروه منصورون، يک گروه مسلح مذهبى كه در جنوب ايران فعاليت مى‌كرد، در آمد.

اولين بازداشت او در سال ۱۳۵۲ نزديك به شش ماه طول كشيد و از سال ۱۳۵۵ تا سال ۱۳۵۷ به فعاليت‌هاى مخفى در گروه منصورون ادامه داد.

در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ وى از اعضاى تيم محافظان آيت‌الله خمينى در جريان ورودش به ايران بود.

سه ماه پس از پيروزى انقلاب در ایران، وقتى به پيشنهاد مرتضى مطهرى با ادغام هفت گروه چريكى و مسلح مذهبى «سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى» به عنوان بازوى نظامى نزديكان آيت‌الله خمينى تاسيس شد، محسن رضايى به نمايندگى از گروه منصورون به عضويت شوراى مركزى مجاهدين انقلاب اسلامى در آمد.

اندكى بعد به سپاه پاسداران پيوست و شش ماه پس از انقلاب اولين واحد اطلاعاتى سپاه پاسداران را با نام «واحد اطلاعات و بررسى‌هاى سياسى سپاه» بنيان گذاشت.

در شهريور سال ۱۳۶۰ و در حالى كه ۲۷ ساله بود با حكم آيت‌الله خمينى به فرماندهى كل سپاه پاسداران رسيد و نزديك به ۱۶ سال در همين سمت باقى ماند.

رضايى در خلال فرماندهى سپاه و در سال ۱۳۶۸ قرارگاه خاتم الانبياء شاخه اقتصادى سپاه پاسداران را راه اندازى كرد. تاسيس دانشگاه امام حسين ويژه كادرسازى براى سپاه و دانشگاه و بيمارستان بقيه‌الله از ديگر فعاليت‌هاى او در دوره فرماندهى سپاه است.

محسن رضايى در سال ۱۳۷۳ از فرماندهى كل سپاه پاسداران استعفا کرد، این استعفا سه سال بعد پذیرفته شد.

در ۱۰ خرداد سال ۱۳۷۶ آيت الله خامنه‌ای با استعفاى محسن رضايى از فرماندهى سپاه موافقت كرد و در شهريور همان سال او را به عنوان «عضو و دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام » منصوب كرد.

محسن رضايى از زمان كناره‌گيرى از فرماندهى سپاه تاكنون به فعاليت‌هاى سياسى مشغول است.

او در سال ۱۳۷۸ يكى از كانديداهاى ائتلاف محافظه كاران به نام « ائتلاف خط امام و رهبرى » براى نمايندگى دوره ششم مجلس شوراى اسلامى از تهران بود كه در برابر فهرست اصلاح طلبان شكست خورد و از راهيابى به مجلس بازماند.

محسن رضايى همچنين در نهمين انتخابات رياست جمهورى يكى از هشت كانديداى مورد تائيد شوراى نگهبان بود اما در آخرين روز تبليغات انتخاباتى و تنها يک روز قبل از راى‌گيرى با انتشار نامه‌اى از كانديداتورى انصراف داد.

پليس اينترپل در ۷ نوامبر سال ۲۰۰۷ به درخواست دادگاهى در آرژانتين حكم جلب محسن رضايى و چند مقام بلندپايه ديگر در جمهورى اسلامى ایران را به اتهام دست داشتن در انفجار مركز هميارى يهوديان در بوئنوس آيرس صادر كرد.

محسن رضايى در سال ۱۳۵۳ با معصومه خدنگ ازدواج كرده است. پسر ارشد او، احمد رضايى در سال ۱۳۷۷ از ايران گريخت و به آمريكا رفت اما محسن رضايى در اسفند سال ۱۳۸۵ در يک برنامه تلويزيونى از بازگشت پسرش به كشور خبر داد.


  • مهدى كروبى:

مهدى كروبى، متولد سال ۱۳۱۶ خورشيدى در اليگودرز استان لرستان، از پدرى روحانى به نام شيخ احمد و مادرى خانه‌دار به نام خديجه است.

از ابتداى نوجوانى نزد پدرش دروس مقدماتى حوزوى را آموخت و در سال ۱۳۳۳ وقتى ۱۶ ساله بود براى تحصيل علوم دينى راهى قم شد.

او شاگرد روحانيانى چون آيت‌الله خمينى، آيت‌الله نجفى مرعشى، آيت‌الله سلطانى، آيت‌الله منتظرى، آيت‌الله مشكينى، آيت‌الله فاضل لنكرانى و آيت‌الله ميرزا باقر آشتيانى بوده و دروس حوزوى را تا كسب درجه اجتهاد از هشت روحانى بلندپايه از جمله آيت‌الله يوسف صانعى و آيت‌الله نورى همدانى آموخته است.

آقاى كروبى از سال ۱۳۴۷ در تهران زندگى مى كند و غير از تحصيلات حوزوى، فارغ‌التحصیل كارشناسى رشته فقه و حقوق اسلامى از دانشگاه الاهيات تهران در سال ۱۳۵۰ است.

در فاصله سال ۱۳۴۲ تا زمان پيروزى انقلاب در مجموع نه بار بازداشت شد كه طولانى‌ترين مورد آن در سال ۱۳۵۳ به اتهام جمع‌آورى كمک مالى براى خانواده زندانيان سياسى بود كه تا اواخر سال ۱۳۵۶ ادامه داشت.

كروبى همچنين از نزديكان و مرتبطان با آيت‌الله خمينى در دوران تبعيد وى در عراق -يعنى سال هاى ۴۲ تا ۵۶ است- و خود نيز در سال ۱۳۴۵ به عراق گریخت اما پس از اقامتى يک ساله در شهر نجف بارديگر به ايران بازگشت.

او در دوران زندان با بسيارى از زندانيان سياسى از جمله برخى اعضاى گروه‌هاى ملى و مذهبى و اعضاى مجاهدين خلق و همچنين شمارى از رهبران سازمان‌هاى ماركسيست چون حزب توده آشنا و هم‌بند بود.

در سال‌هاى پس از انقلاب نيز مهدى كروبى از جمله نزديكان آيت‌الله خمينى و به واسطه دوستى با احمد خمينى از حلقه نزديكان به بيت رهبر پيشين جمهورى اسلامى و مورد اعتماد او بود.

نخستين سمت رسمى آقاى كروبى انتصاب وى به سرپرستى كميته امدام امام در بدون تاسيس از سوى آيت‌الله خمينى است. پس از آن در سال ۱۳۶۴ با حكم آیت‌الله خمينى به نمايندگى ولى فقيه و رياست بنياد شهيد منصوب شد كه تا سال ۱۳۷۱ اين سمت را بر عهده داشت.

آقاى خمينى همچنين در سال ۱۳۶۴ مهدى كروبى را به عنوان نماينده خود در حج و سرپرست حجاج ايرانى منصوب كرد.

او همچنين در سال ۱۳۶۷ از سوى آيت‌الله خمينى به همراه شمارى ديگر از مقام‌های بلدنپايه جمهورى اسلامى ایران به عضويت شوراى بازنگرى قانون اساسى درآمد.

مهدى كروبى غير از سمت‌هاى انتصابى، پس از انقلاب به عنوان نماينده اليگودرز به مجلس اول راه يافت. در دوره دوم مجلس از حوزه تهران نامزد انتخابات شد و ضمن راهيابى به مجلس به عنوان نايب رئيس اين دوره از مجلس برگزيده شد. آقای كروبى در مجالس دوره‌هاى سوم و ششم نيز رياست مجلس را بر عهده داشت.

مهدی كروبى در كنار محمد موسوى خوئینى‌ها و محمد خاتمى يكى از روحانيان سرشناسى است كه به همراه جمعى ديگر در سال ۱۳۶۶ با موافقت آيت‌الله خمينى از جامعه روحانيت مبارز انشعاب كرده و «مجمع روحانيون مبارز» را تشكيل داد.

پس از درگذشت آيت‌الله خمينى، مهدى كروبى نتوانست به مجلس چهارم راه يابد و تا چند سال از فعاليت سياسى كناره گرفت.

درسال ۷۵ مهدى كروبى از جمله چهره‌هايى بود كه مذاكراتى را با ميرحسين موسوى و محمد خاتمى براى معرفى كانديداى جناح چپ در هفتمين دوره انتخابات رياست جمهورى انجام داد كه در نهايت به كانديداتورى خاتمى و رسيدن او به رياست جمهورى منجر شد.

كروبى در چند سال گذشته و در جريان بازداشت روزنامه نگاران، دانشجويان و فعالان سياسى منتقد براى آزادى برخى از آن‌ها تلاش كرد.

او پس كانديداتورى در انتخابات رياست جمهورى سال ۸۴ در دور اول انتخابات با وجود كسب رتبه اول آراء در ۱۰ استان با كسب ۵۰۷۳۸۰۰ راى با اختلاف نزديك به ۷۰۰ هزار راى با محمود احمدى نژاد در رتبه سوم قرار گرفت و از راهيابى به دور دوم بازماند.

پس از اين بود كه مهدى كروبى طى نامه‌اى به رهبر جمهورى اسلامى، سپاه پاسداران و فرزند آيت‌الله خامنه‌اى را به دخالت در انتخابات متهم كرد و از كليه سمت‌هاى رسمى خود از جمله عضويت در مجمع تشخيص مصلحت نظام كناره گرفت.

او سپس با تاسيس حزب اعتماد ملى دور جديدى از فعاليت‌هاى سياسى خود را آغاز كرد و به دنبال مخالفت شوراى عالى امنيت ملى جمهورى اسلامى با تاسيس تلويزيون صبا كه وى قصد راه‌اندازى آن را داشت، روزنامه اعتمادملى را از سال ۸۴ تاكنون منتشر مى‌كند.

مهدى كروبى در سال ۱۳۴۱ با فاطمه كروبى ازدواج كرده و حاصل زندگى مشترک اين دو چهار فرزند پسر است.


  • ميرحسين موسوى:

ميرحسين موسوى متولد ۷ مهر سال ۱۳۲۰ خورشيدى از پدرى شاغل در بازار و مادرى خانه‌دار در خامنه، بخش مركزى شهرستان شبستر، در استان آذربايجان شرقى است.

او تحصيلات دانشگاهيش را در سال ۱۳۴۸ با درجه كارشناسى ارشد معمارى و شهرسازى از دانشگاه ملى به پايان برد و تا پيش از انقلاب به فعاليت در همين زمينه اشتغال داشت كه طراحى و اجراى مجموعه كانون توحيد يكى از مراكز فعاليت‌هاى سياسى-مذهبى آن سال‌ها از جمله آثار آقای موسوى است.

در فاصله ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷ نيز به تدريس «تاريخ تمدن و فرهنگ و معمارى» در دانشگاه ملى سابق و دانشگاه بهشتى امروزى مشغول بود.

ميرحسين موسوى فعاليت سياسى خود را از دوران دانشجويى و در ارتباط با شمارى از چهره‌هاى مذهبى مخالف شاه آغاز كرد و از سال ۱۳۴۸ با برگزارى جلسات سياسى ادامه داد كه اندكى بعد در آشنايى و نزديكى با دكتر على شريعتى و مرتضى مطهرى ابعاد گسترده‌ترى يافت.

پس از آن با زهره كاظمى فارغ‌التحصيل رشته مجسمه‌سازى دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران آشنا و اندكى بعد ازدواج كرد. اين زوج نام‌هاى مستعار «حسين رهجو » و «زهرا رهنورد» را براى فعاليت‌هاى سياسى و فرهنگى خود برگزيدند كه همسر آقاى موسوى تا امروز به همين نام شناخته مى‌شود.

زهرا رهنورد و دو فرزندش در سال ۱۳۵۵ از ايران به آمريكا سفر مى‌كنند و رهنورد در آن جا به عضويت كنفدراسيون دانشجويان ايرانى -از تشكل‌هاى مخالف شاه در مى‌آيد- اما با پيروزى انقلاب به همراه فرزندانش به ايران باز گشته و به ميرحسين موسوى مى‌پيوندد.

در سال‌هاى پس از انقلاب ميرحسين موسوى همزمان با تاسيس حزب جمهورى اسلامى به عضويت شوراى مركزى اين حزب در آمد كه اين عضويت تا سال ۱۳۶۰ ادامه داشت.

وقتى در سال ۵۸ مرتضى مطهرى عضو ارشد شوراى انقلاب ترور شد، مير حسين موسوى از سوى آيت الله خمينى به جاى او به عضويت شوراى انقلاب منصوب شد.

موسوى همچنين در سال ۱۳۵۸ از سوى حزب جمهورى اسلامى به عنوان قائم مقام دبيركل و رئيس دفتر سياسى اين حزب منصوب و همزمان سردبير و مدير مسئول روزنامه جمهورى اسلامى شد.

در ابتداى دوره رياست جمهورى بنى صدر از سوى نخست وزير وقت، محمد على رجايى، به عنوان وزير پيشنهادى براى پست وزارت خارجه معرفى شد اما با مخالفت بنى صدر به اين سمت منصوب نشد.

ميرحسين موسوى در تابستان ۱۳۶۰ پس از رسيدن محمد على رجايى به رياست جمهورى و از سوى محمد جواد باهنر، نخست وزير وقت، به عنوان وزير خارجه منصوب شد.

پس از انفجار دفتر نخست وزیری و کشته شدن رجايى و باهنر جان و پس از آنکه حجت الاسلام على خامنه‌اى به رياست جمهورى رسيد، در دوره اول رياست جمهوريش -به توصیه آیت‌الله خمینی- ميرحسين موسوى را به عنوان نخست وزير منصوب كرد.

با تشديد اختلافات علی خامنه‌اى و میرحسین موسوى در سال ۱۳۶۴ ، آقاى خامنه‌اى در آغاز دوره دوم رياست جمهوريش ، على اكبر ولايتى و مصطفى ميرسليم را به ترتيب به عنوان نخست وزير پيشنهادى به مجلس معرفى كرد، اما اكثريت ۱۳۵ نفرى مجلس دوم ضمن مخالفت با نخست وزيران پيشنهادى وى، در نامه‌اى به آيت الله خمينى خواستار تداوم نخست وزيرى موسوى شدند كه با موافقت و حمايت آیت‌الله خمينى همراه شد.

با وجود مخالفت ۹۹ نماينده طرفدار آقاى خامنه‌اى رئيس جمهور وقت با نخست وزيرى موسوى، اما اكثريت مجلس به او راى اعتماد داد و به اين ترتيب ميرحسين موسوى براى دومين بار به نخست وزيرى رسيد.

در ماه‌هاى پايانى زندگى آيت‌الله خمينى، شوراى بازنگرى قانون اساسى سمت نخست وزيرى را به كلى از قانون اساسى حذف كرد و به اين ترتيب نام ميرحسين موسوى به عنوان آخرين نخست وزير ايران ثبت شد.

با درگذشت آيت‌الله خمينى و نشستن آيت الله خامنه‌اى بر جايگاه رهبرى، ميرحسين موسوى از فعاليت‌هاى سياسى و اجرايى كناره گرفت.

آقای موسوى در سال ۱۳۷۸ از سوى محمد خاتمى به عنوان رئيس فرهنگستان هنر منصوب شد و تاكنون در همين سمت فعاليت مى‌كند.

ميرحسين موسوى همچنين از سال ۱۳۶۸ عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام، مشاور عالى محمد خاتمى در دو دوره رياست جمهورى او و استاديار علوم سياسى دانشگاه تربيت مدرس بوده است.

در دو دهه گذشته گروه‌هايى چون مجمع روحانيون مبارز و مجاهدين انقلاب در دو انتخابات رياست جمهورى سال ۱۳۷۶ و ۱۳۸۴ از ميرحسين موسوى براى كانديداتورى دعوت كردند، اما وى حاضر به شرکت در انتخابات نشد.

|+|نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388 ساعت 1:56 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
بازخوانی وعده‌های نامزدهای ریاست جمهوری

انتخابات ۸۸

بازخوانی وعده‌های نامزدهای ریاست جمهوری

۱۳۸۸/۰۳/۲۱
هر چند می‌توان با نگاهی گذرا به مواضع و اظهارات چهار نامزد حاضر در عرصه رقابت‌های انتخاباتی دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران وجه مشترک سه تن از آنان را منتقدان دولت کنونی – موسوی ، کروبی و رضایی – دانست اما این سه در برنامه‌ها و رویکردهای اعلام شده خود تفاوت‌هایی نیز دارند.

نامزدهای ریاست جمهوری دوره دهم بنا بر گرایش‌ها،‌ سلایق و درک خود از نیازها و اولویت‌های کشور و مطالبات رای‌دهندگان، به طرح شعارها و برنامه‌هایشان در زمینه‌های مختلف پرداخته‌اند.

با توجه به اینکه مهلت تبلیغات انتخاباتی در ایران به پایان رسیده است و از صبح جمعه رای گیری آغاز می‌شود مروری داریم بر محورهای برنامه‌های اعلام شده از سوی نامزدها.

محمود احمدی‌نژاد، محسن رضایی، مهدی کروبی و میرحسین موسوی،‌ چهار نامزد انتخابات ریاست جمهوری در مهلت قانونی در برنامه‌های مختلف تبلیغاتی از رادیو و تلویزیون و همچنین از طریق سفرهای انتخاباتی و برگزاری جلسات مختلف به بیان دیدگاه‌ها و راهکارهای خود برای حل مشکلات موجود پرداخته‌اند که مهم‌ترین برنامه‌های مطرح شده را می‌توان در عرصه‌های اقتصادی، سیاست خارجی و اجتماعی تقسیم‌‌بندی کرد.

محمود احمدی نژاد

محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور کنونی و یکی از نامزدهای حاضردر انتخابات با حضور در این عرصه در پی آن است تا در صورت انتخاب مجدد، سنت ریاست جمهوری‌های دو دوره‌ای در ایران را تکرار کند ‌و ریاست قوه مجریه را برای چهار سال دیگر به عهده بگیرد.

براساس مواضع محمود احمدی‌نژاد در دولت نهم و همچنین اظهارات انتخاباتی او در روزهای اخیر، به‌نظر می‌رسد وی در صورت انتخاب مجدد در سمت ریاست جمهوری، سیاست‌های خود را در دوره جاری ادامه دهد و از فرصتی که در صورت پیروزی در انتخابات برای او فراهم می‌شود، برای تکمیل طرح‌های نیمه‌تمامش در دولت نهم و همچنین ارائه طرح‌هایی متناسب با سیاست‌هایش بهره ببرد.

براین اساس با‌مروری بر سیاست‌ها و برنامه‌های احمدی‌نژاد در دوره فعلی می‌توان به چشم انداز برنامه‌های وی در صورت پیروزی در انتخابات آتی رسید.

محورهای برنامه‌های احمدی‌نژاد که در ۴ سال گذشته به اجرا درآمده است:

  • انجام سفرهای استانی و برگزاری جلسات دولت در مراکز استان‌ها
  • اجرای قانون خدمات کشوری و افزایش حقوق کارمندان و بازنشستگان دولت
  • گسترش ارتباط با برخی کشورهای آمریکای لاتین
  • «سیاست تهاجمی» در موضوع هسته‌ای و رد هرگونه تعلیق غنی‌سازی و مذاکره در این زمینه
  • اجرای طرح سهمیه‌بندی بنزین
  • طرح هدفمند کردن یارانه‌ها در قالب طرح سامان دهی اقتصادی (که هنوز از سوی مجلس تایید نشده است).
  • پرداخت سهام عدالت و فروش اوراق مشارکت نفتی
  • شعار مبارزه با مفاسد اقتصادی

محسن رضایی

محسن رضایی، دیگر نامزد اصولگرای انتخابات ریاست جمهوری دهم است.وی نیز از منتقدان سیاست‌های دولت احمدی نژاد در این دوره انتخابات است. رضایی که سال‌ها فرمانده کل سپاه پاسداران بود در این سال‌ها دکتری اقتصاد گرفت و هم‌اکنون دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام که ریاست آن بر عهده هاشمی رفسنجانی است. رضایی، داوود دانش‌جعفری، وزیر اقتصاد برکنار شده دولت نهم را به عنوان رئیس ستاد انتخابات در کنار خود دارد و در اظهارات تبلیغاتی خود به ارائه برنامه‌هایش در عرصه‌های مختلف و بخصوص بخش اقتصادی پرداخته است.

مهم‌ترین محور برنامه‌های محسن رضایی در عرصه اجرایی کشور را می‌توان به صورت زیر برشمرد:

  • دولت باید عرصه را برای حضور نسل سوم بازکند تا جوانان مسئول اجرایی شوند و افراد دارای تجربه در اتاق فکر بنشینند و به نسل جوان کمک کنند.
  • تغییر مدیریت در کشور از راس دولت تا بدنه‌های اداری و تشکیل دولت ائتلافی با استفاده از نخبگان کشور
  • تشکیل وزارت امور اجتماعی برای ساماندهی نظام خانواده
  • طرح جامع برای مسائل فرهنگی و امور مربوط به جوانان برای ایجاد نشاط و آرامش در خانواده‌ها
  • انتخاب چند وزیر و استاندار از بین زیر ۳٠‌ساله‌ها و ورود اولین گروه از مدیران نسل سومی به سیستم مدیریتی کشور
  • پایان دادن به «بی‌نظمی‌های موجود» در اداره کشور و پایبند کردن دولت به اجرای سیاست‌های کلی و برنامه‌ها
  • افزایش وام‌های خرید مسکن و افزایش سرمایه‌گذاری خارجی برای بالا بردن قدرت خرید مردم
  • ‌تلاش برای جلب همکاری سازمان ملل و کشورهای مختلف جهان برای ایجاد قانون اساسی و روی کارآمدن دولتی دموکراتیک در فلسطین
  • ایجاد کنسرسیومی با حضور تمام کشورهای دارای فن‌آوری انرژی هسته‌ای در داخل ایران و فروش اورانیوم غنی شده در ایران به کشورهای نیازمند این فن‌آوری
  • احقاق حقوق زنان و تبدیل خانه‌داری به شغلی با حقوق و بیمه و تلاش برای اعتلای جایگاه بانوان ایرانی
  • افزایش تعامل با کشورهای حاشیه خلیج فارس به ویژه عمان و قطر و همچنین امضای قرارداد استراتژیک با عربستان
  • کاهش مدت خدمت سربازی به یک سال و تبدیل آن به یک شغل
  • تقسیم کشور به ٩ منطقه فدرال اقتصادی و واگذاری هدفی معین به هر یک از مناطق به شکلی که مکمل یکدیگر باشند.
  • واگذاری باشگاه‌های ورزشی به هواداران و مربیان و ورزشکاران در مدت یک یا ۲ سال
  • اعتقاد به یک انقلاب اقتصادی در کشور

مهدی کروبی

مهدی کروبی، دیگر نامزد انتخابات ریاست جمهوری است که از جبهه اصلاح‌طلبان پا‌به این عرصه گذاشته است. وی در دوره قبل نیز کاندیدای ریاست جمهوری بود که با شعار معروف خود مبنی بر «پرداخت ماهانه ۵۰ هزار تومان به هر ایرانی» به صحنه آمده بود.

مهم‌ترین محورهای برنامه انتخابات مهدی کروبی به این شرح است:

  • هدفمند کردن یارانه‌ها در درازمدت برای حل مشکلات اقتصادی
  • تشکیل سهام عام در بخش نفت و گاز برای تحت پوشش قرار دادن مردم ایران و کاهش وابستگی دولت به درآمدهای نفتی براساس این طرح، به افراد بالای ١۸ سال، ماهانه ۷٠ هزار تومان پرداخت می‌شود.
  • -جراحی گام به گام و حساب شده اقتصاد ایران
  • ارائه گزارشی منصفانه به مردم در بدو در اختیار گرفتن دولت و ارائه گزارش‌های مستمر به مردم درخصوص عملکرد قوه مجریه
  • جمع کردن سه اصل اسلامیت، جمهوریت و ایرانیت در کنار هم
  • تنش‌زدایی در عرصه سیاست خارجی از طریق شفاف‌سازی و اعتمادسازی در کنار پافشاری بر مواضع بحق جمهوری اسلامی ایران
  • افزایش سرمایه‌گذاری خارجی در کشور از طریق تعامل با کشورهای مختلف جهان
  • بررسی کارشناسانه طرح‌های دولت‌های قبلی برای ادامه آنها در صورت امکان
  • شکست انحصار رسانه‌ای و گردش سریع و آزاد اطلاعات
  • توسعه تربیت بدنی و سیاست‌زدایی از آن
  • رفع تبعیض جنسیتی و توسعه مشارکت زنان‌
  • اجرای مثلث تامین اجتماعی برای شهروندان با سه ضلع بیمه خدمات درمانی، بیمه بیکاری و بیمه تحصیلی
  • حرفه‌ای کردن خدمت سربازی
  • دفاع از قومیت‌های ایرانی و تلاش برای رفع تبعیض در این زمینه
  • احیای دوباره سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی

میرحسین موسوی

میرحسین موسوی آخرین نخست‌وزیر ایران، یکی از نامزدهای اصلاح طلب این دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران است. او با انتقاد شدید نسبت به عملکرد دولت نهم در عرصه‌های مختلف، قدم به عرصه انتخابات ریاست جمهوری دهم گذاشت و برنامه‌های خود را در حوزه‌های گوناگون اعلام کرده است. از سوی ستاد وی کتابچه برنامه‌های وی در زمینه‌های مختلف تحت عنوان «دولت امید» منتشر شده است. موسوی که با انتقاد برخی کارشناسان مبنی بر دولتی شدن اقتصاد در دوره نخست‌وزیری‌اش مواجه است، این سیاست‌ها را اقتضای آن دوران دانسته و تاکید کرده است که در حال حاضر بر ضرورت گسترش خصوصی‌سازی در کشور معتقد است.

محورهای برنامه‌های موسوی به شرح زیر است:

  • استفاده فراوان از سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و فراهم کردن امکان حضور قدرتمندانه بخش خصوصی
  •  در اولویت قرار دادن کشورهای همسایه و منطقه خاورمیانه برای برقراری ارتباط
  • کاستن از تنش‌ها و گسترش روابط با تمام کشورهای شرق و غرب با پشتوانه روابط خوب منطقه‌ای
  • تفکیک کردن «حق داشتن انرژی هسته ای» ازموضوع «نگرانی‌های بین المللی در زمینه احتمال انحراف به سمت تسلیحات هسته‌ای».کوتاه نیامدن از مواضع ایران در زمینه حق داشتن تکنولوژی انرژی هسته‌ای و همچنین ادامه مذاکرات در چارچوب آژانس انرژی اتمی با همه کشورهایی که تمایل به مذاکره داشته باشند.
  • مذاکره با آمریکا در صورت عملی شدن شعار تغییر، از سوی رئیس‌جمهور این کشور
  • احیای سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی
  • ارائه لایحه‌ای به مجلس برای ملزم کردن دولت‌ها به پیگیری مصوبات دولت‌های قبلی
  • تاسیس معاونت حقوق بشر و حقوق شهروندی در جهت تحقق اعلامیه جهانی حقوق بشر و فرمان هشت ماده ای آیت الله خمینی
  • تشکیل شورای عالی ورزش کشور در جهت جدا کردن ورزش از سیاست
  • تاسیس بنیادی برای حفظ و دفاع از زبان‌ها و فرهنگ‌های اقوام ایرانی
  • تلاش برای پیوستن به کنوانسیون بین المللی رفع هرگونه تبعیض از زنان
  • دولت فرهنگی و فرهنگ غیر دولتی و اجرای سیاست‌های فرهنگی در جهت بازگشایی و آزاد سازی عرصه‌های مختلف هنری و فرهنگی
  • تاکید بر دولت الکترونیک و نگاه به این عرصه از منظر یک فرصت
  • طرد نگاه امنیتی به مقوله‌های دانشجویی و همچنین عرصه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی
  • ایجاد مسیرهایی که به تصمیمات عقلانی در کشور بینجامد و همچنین وضع سیاست‌های اقتصادی روشنی که با یکدیگر تناقض نداشته باشند
  • ایجاد توازن میان صادرات و واردات کشور
  • کاهش تورم و کنترل نقدینگی از طریق افزایش تولید و ایجاد انضباط مالی و ثبات مدیریتی در‌کشور
  • تلاش برای کاهش وابستگی دولت به درآمدهای نفتی و سوق دادن این درآمدها به سمت سرمایه‌گذاری در کشور
  • تقویت بنیه‌های تولید از جمله جهت‌دهی تسهیلات اعتباری به سمت فعالیت‌های مولد و بهبود فضای کسب و کار

با این وجود و با طرح این مباحث باید منتظر ماند و شاهد اعلام نتایج انتخابات پیش رو بود. پس از انتخاب هر کدام از این گزینه باید دید که راهکارهای اجرایی کدام یک قادر به تحقق این شعارها و برنامه‌ها در فرصت چهار ساله آینده می‌انجامد.

انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران روز جمعه ۲۲ خرداد برگزار می‌شود و نامزدی که قادر به کسب نصف بعلاوه یک درصد آرا ریخته شده در صندوق باشد، به کرسی ریاست جمهوری خواهد رسید.

مهدی کروبی، میرحسین موسوی، محسن رضایی و محمود احمدی نژاد برای کسب این سمت رقابت می‌کنند.

|+|نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388 ساعت 0:2 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
تاریخچه انتخابات ریاست جمهوری در ایران

انتخابات ۱۳۸۸ زیر ذره‌بین/ بخش اول: تاریخچه انتخابات ریاست جمهوری در ایران

۱۳۸۸/۰۳/۱۶
ايران در آستانه يک انتخابات حساس قرار دارد: انتخاب رئيس جمهوری آينده پس از چهار سال رياست جمهوری محمود احمدی‌نژاد. پرسشی که همه مشتاقانه اينک به دنبال پاسخ آن هستند، اين است که آيا اين انتخابات می‌تواند تغييری در مديريت سياسی و اقتصادی ايران با خود داشته باشد يا نه.

در سلسله برنامه‌های ويژه راديو فردا به مناسبت انتخابات رياست جمهوری، نگاهی داريم به تاريخچه انتخابات در ايران و اهميت انتخابات و رأی دادن در سرنوشت سياسی، اقتصادی و اجتماعی در زمان‌های پيش و پس از انقلاب.

سنت برگزاری انتخابات در ايران به جنبش مشروطه بر می‌گردد. در آن زمان، اصناف مختلف نمايندگانی بر می‌گزيدند تا با تصويب قوانين و محدود کردن قدرت استبدادی سلطنت، منافع خود را تأمين کنند. بنابراين در رأی‌گيری‌های آن دوره، رقابت و مشارکت در چارچوب نهادهای اصناف صورت می‌گرفت و تجربه انتخابات به صورت يک رأی‌گيری همگانی، چندان مطرح نبود.

اگرچه بعدها رأی‌گيری‌ها از صورت صنفی خارج شد و از سويی جنبه شهری و استانی و از سويی جنبه فردی پيدا کرد، اما بويژه پس از سقوط سلسله قاجار و روی کار آمدن خاندان پهلوی، شرايط برگزاری انتخابات تغيير کرد؛ بدون اينکه انتخابات در دوره‌های مختلف مجلس همگون باشد.

در قبل از انتقلاب، رأی مردم و انتخابات بجز در موارد خاصی مانند مجلس چهاردهم تا هفدهم و همچنين دوره‌ای که دوره تنفس ناميده می‌شود يعنی سال‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۴۱ (در انتخابات مجلس نوزدهم و بيستم) آنهم به طور محدود، اهميت سياسی پيدا کرد و مردم حس کردند رأی‌شان مؤثر خواهد بود.

تحليلگران پديده انتخابات و رأی‌دهی همگانی در زمان حکومت محمدرضا پهلوی را به دو دوره تقسيم می‌کنند. يک دوره به اصطلاح دو حزبی و دوره دوم پس از تأسيس حزب رستاخيز به عنوان تنها حزب سياسی ايران.

داريوش همايون از وزيران پيش از انقلاب و تحليلگر سياسی به رادیو فردا می گوید: «يک دوره، دوره به اصطلاح دو حزبی بود يا چند حزبی که حزب ايران نوين و قبل از آن حزب مليون بود و حزب مردم و يکی دو حزب کوچک که در انتخابات شرکت می کردند. احزاب در آن موقع نقشی اساساً انتخاباتی داشتند برای ترتيب دادن کار انتخابات. مگر آنکه حزب ايران نوين در طول سال‌ها خيلی نيرومند شد، به عنوان يک ماشين سياسی، که راه رسيدن به مقامات بالا از آنجا می‌گذشت. البته در آن دوره انتخابات به اصطلاح خيلی صوری بود و آرا را جاهای ديگری تعيين می کردند. من خودم شاهد يک حوزه انتخاباتی بودم که استاندار، سهم هر يک از دو نماينده آن استان را خودش تعيين کرد و گفت مثلاً اين چند در صد و آن چند در صد اين تعداد آرا و آن تعداد آرا.»

به گفته آقای همايون در زمان پيش از انقلاب هم نوعی نظارت استصوابی اعمال می‌شد.

آقای همایون در تشریح این موضوع می‌گوید: «پس از تشکيل حزب رستاخيز، اين شيوه اتخاذ شد که کانديداها، بعد از اينکه بررسی می‌شدند و صلاحيت‌شان به صورتی و نه به اين عنوان تأييد می‌شد، از طرف حزب اعلام می‌شدند و معرفی می‌شدند و مردم اختيار داشتند به هرکدام آنها رأی بدهند».

انقلاب سال ۱۳۵۷ که از يکسو از جمله با شعار آزادی به تحقق رسيد و از سوی ديگر اکثريت قريب به اتفاق تمام اقشار جامعه در آن فعالانه شرکت کرده بودند، فضايی سياسی را با خود آورد که ناديده گرفتن حق شهروندان در تعيين سرنوشت جامعه را تقريباً ناممکن می‌کرد. بويژه اينکه رهبران روحانی انقلاب، برای بسيج مردم و در رهبری مردم به سوی ساقط کردن حکومت شاهنشاهی، بسيار بر رأی مردم و حق مردم در تعيين سرنوشت خويش تکيه کرده بودند.

به طوری که آيت‌الله خمينی انتخابات را متعلق به همه می‌دانست و می‌گفت: «انتخابات در انحصار هيچ کسی نيست. نه در انحصار روحانيت، نه در انحصار احزاب است، نه در انحصار گروه‌هاست. انتخابات مال همه مردم است. مردم سرنوشت خودشان دست خودشان است.»

تأکيد مکرر آيت‌الله خمينی و ديگر رهبران جمهوری اسلامی بر اهميت حضور مردم در صحنه و از جمله پای صندوق‌های رأی، اگرچه عمدتاً با هدف مشروعيت بخشيدن به نظام و حکومت روحانيت، مطرح می‌شد و حفظ دست کم صوری انتخابات آزاد را در بطن خود داشت، به فاصله کوتاهی و برخلاف گفته‌های آقای خمينی گروه‌ها و ديدگاه‌های غيرحکومتی با اجرای نظارت استصوابی از شرکت در آن محروم شدند.

آيت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی در نوروز امسال، شرکت در انتخابات را نوعی سرمايه‌گذاری و پايه نظام جمهوری اسلامی خواند و گفت: «انتخابات در کشور ما يک حرکت نمايشی نيست. پايه نظام ما همين انتخابات است. مردمسالاری دينی با شرکت مردم، حضور مردم و اراده مردم صورت می‌گيرد. اينهم جز با يک انتخابات صحيح و همگانی و مشارکت وسيع مردم ممکن نيست. حضور شما در اين انتخابات مهم است. اين تصديق و تأييد و مستحکم کردن نظام جمهوری اسلامی است.»

در بررسی و تحليل انتخابات در سی سال گذشته، تقريباً همه تحليلگران و فعالان سياسی به دو دوره اشاره دارند: دوره سه ساله اول پس از انقلاب ۵۷ و دوره دوم ۲۷ سال پس از آن. علی اکبر معين فر، يکی از وزيران کابينه دولت موقت به رهبری مرحوم مهدی بازرگان، چنين می‌گويد: «ناگزير هستيم که انتخاباتی که قبل از سال ۱۳۶۰ صورت گرفت، انتخابات رياست جمهوری اول و انتخابات مجلس اول، را تقريباً جدا کنيم از آن چيزی که بعداً انجام شد. تا حدودی می‌شود گفت در آن سلسله انتخاباتی که انجام شد، انتخابات بالنسبه آزاد بود ولی بعد از سال ۱۳۶۰ اولاً انتخابات مجلس به تدريج به صورت استصوابی شد، يعنی به صورت دو مرحله‌ای شد. غربالی را يک عده در دست گرفتند به نام شورای نگهبان، عده زيادی را محروم کردند از انتخاب شدن. به طور کلی می‌شود گفت انتخابات به هيچ وجه سالم و عادلانه نبود.»

در دوره اول انتخابات رياست جمهوری که در پنجم بهمن ماه ۱۳۵۸ انجام شد، ۱۲۴ نفر خود را نامزد کردند. در اين دوره صلاحيت هيچ يک از نامزدها رد نشد. برابر آمارهای رسمی در اين انتخابات کمی بيش از ۱۴ ميليون نفر يعنی حدود ۶۸ در صد واجدين شرايط شرکت کردند و ابوالحسن بنی‌صدر، که از حمايت تلويحی آيت‌الله خمينی برخوردار بود، با حدود ۱۱ ميليون رأی در دور اول به رياست جمهوری رسيد.

فريبرز رئيس دانا، کارشناس اقتصادی و تحليلگر سياسی در تهران به راديو فردا می‌گويد پس از نظارت‌های حکومتی بر انتخابات، انتخابات تنها در چارچوب ساخت قدرت، شکل می‌گيرد: «بعد از انقلاب البته يک دوره تجربه آزادی انتخابات را داشتيم؛ که البته در همان زمان هم عناصر اصلی برای اينکه پاکسازی کند، محيط های مجلس خبرگان، مجلس شورای ملی را که بعداً به شورای اسلامی تغيير يافت، وجود داشتند. اما به تدريج در يک يا دو فاز اين داستان به هم خورد. بويژه پس از به ميان آمدن بحث نظارت استصوابی...»

با آغاز تلاطم سياسی شديد در جامعه و بالا گرفتن تنش های سياسی ميان روحانيت و ديگر نيروهای سياسی جامعه، ابوالحسن بنی‌صدر پس از يک سال و نيم رياست جمهوری از سوی آيت‌الله خمينی از مقام خود عزل شد و از ايران گريخت.

در شرايط جنگی، و شدت گرفتن تنش‌ها و درگيری‌های بعضاً خشونت‌بار سياسی در مردادماه ۶۰، شورای نگهبان قانون اساسی از ميان ۷۱ نامزد، تنها صلاحيت ۴ نفر را تأييد کرد. برابر آمارهای رسمی در اين دوره حدود ۶۴ درصد واجدين شرايط پای صندوق‌های رأی رفتند و محمدعلی رجايی با بيش از ۱۴ ميليون رای به رياست جمهوری انتخاب شد. اما رياست جمهوری آقای رجايی تنها يک ماه بيشتر طول نکشيد و وی در يک بمبگذاری کشته شد.

هوشنگ اسدی، روزنامه‌نگار در پاريس در ارتباط با تفاوت‌های انتخابات در سه ساله اول جمهوری اسلامی و دوره پس از آن می‌گوید: «در انتخابات رياست جمهوری، ما يک انتخابات اول داشتيم که می‌شود گفت انتخابات کاملاً آزادی بود. تمام گروه‌ها و احزاب و جريان‌ها شرکت کردند. مردم هم شرکت کردند و به کسی که می‌خواستند رأی دادند. بعد از آن که مصادف بود با زدوخوردها و دستگيری‌ها و غيره، آغاز سرکوب غيرخودی‌ها توسط خودی‌هايی که حکومت محسوب می‌کرد، انتخابات رياست جمهوری رفت روی روالی که يک فردی را که نظام انتخاب می‌کرد، و مردم هم به دليل اينکه هنوز آن شور و شعف انقلابی وجود داشت، به آنها رأی می‌دادند. تا زمان جنگ اين موضوع ادامه داشت.»

پس از ترور آقای رجايی، سومين انتخابات رياست جمهوری در مهرماه همان سال برگزار شد و اين بار هم شورای نگهبان تنها صلاحيت چهار نفر را تأييد کرد و سرانجام علی خامنه‌ای، رهبر کنونی جمهوری اسلامی، که در آن زمان معاون وزارت دفاع بود، به رياست جمهوری رسيد. در دوره چهارم انتخابات رياست جمهوری هم که صلاحيت تنها سه نامزد تأييد شد، بار ديگر آقای خامنه‌ای رئيس جمهور شد.

دوره پنجم رياست جمهوری اما با درگذشت آيت الله خمينی، بنيانگذار نظام جمهوری اسلامی همزمان بود. با انتخاب آقای خامنه‌ای به رهبری جمهوری اسلامی، انتخابات رياست جمهوری زودتر برگزار شد و از ميان ۷۹ نامزد، صلاحيت تنها دو نفر، اکبر هاشمی رفسنجانی و محمود کاشانی تأييد شد که در این میان اکبر هاشمی رفسنجانی به رياست جمهوری رسيد.

در دور بعدی يعنی دوره ششم، آقای هاشمی رفسنجانی به رياست جمهوری انتخاب شد. اما او در این دوره با رقیبی جدی روبه‌رو شد. رقیب آقای هاشمی رفسنجانی در دوره ششم انتخابات ریاست جمهوری ایران احمد توکلی نامزد جناح راست بود که توانست بیش از ۴ میلیون رأی را از آن خود کند و توجه معترضان به سیاست‌های تعدیل اقتصادی آقای هاشمی رفسنجانی به ویژه در کردستان را به خود جلب نماید.

تحليلگران اوضاع ايران، انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ را نقطه عطفی در تاريخ جمهوری اسلامی می‌دانند. سراج‌الدين ميردامادی، روزنامه‌نگار و تحليلگر سياسی به رادیو فردا می‌گوید: «اولين انتخابات رياست جمهوری رقابتی در طول اين سی سال، انتخابات خرداد ۷۶ بود. پيش از آن در دوره‌هايی که آقای هاشمی و آقای خامنه‌ای شرکت می‌کردند و معمولاً رقبا، رقبای زينتی بودند، انتخابات رقابتی را نداشتيم. اما از دوم خرداد ۷۶ بود که انتخابات رقابتی شد. در سوم تيرماه سال ۸۴ باز رقابتی شد در عين حال که مشکوک بود».

در انتخابات دوم خرداد ۷۶، حدود ۸۰ در صد از واجدين شرايط با رفتن به پای صندوق‌های رأی، تمام محاسبات رهبران نظام را به هم زدند و محمد خاتمی با حدود ۷۰ در صد آرا به رياست جمهوری رسيد. در اين دوره هم، شورای نگهبان از ميان ۲۳۸ نامزد، صلاحيت تنها ۴ نامزد را تأييد کرده بود.

در انتخابات دوره هفتم با اينکه شمار شرکت‌کنندگان در انتخابات حدود ۱۲ در صد کمتر از دوره پيشين بود، بار ديگر محمد خاتمی با ۷۷ درصد آرای شرکت‌کنندگان در انتخابات مقام خود را حفظ کرد.

در آخرين دوره انتخابات رياست جمهوری، که محمود احمدی‌نژاد به رياست جمهوری رسيد، شمار نامزدهای تأييد صلاحيت شده، هفت نفر بودند، که اين خود به پراکندگی آرا کمک می‌کرد. با آنکه در دور اول، شمار آرای اکبر هاشمی رفسنجانی، بيشتر از آرای آقای احمدی‌نژاد بود، و تفاوت رأی ميان مهدی کروبی و محمود احمدی نژاد تنها کمی بيش از ۷۰۰ هزار رأی بود، در دور دوم، آقای احمدی نژاد با حدود ۱۸ ميليون رأی به رياست جمهوری انتخاب شد.

در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری اسلامی ايران نيز شورای نگهبان از ميان ۴۷۵ داوطلب نامزدی، تنها صلاحيت ۴ نامزد سمت رياست جمهوری اسلامی ايران را احراز کرده است. نامزدهای اصولگرای اين دوره از انتخابات عبارتند از محمود احمدی‌نژاد رئيس جمهور کنونی ايران و رقيب درون جناحی او محسن رضايی دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام. در اردوگاه جناح اصلاحگرا مهدی کروبی (رهبر حزب اعتماد ملی و رئيس مجلس ششم) و ميرحسين موسوی (نخست وزير دوران جنگ ۸ ساله ايران و عراق که از پشتيبانی محمد خاتمی رئيس جمهور اصلاح‌طلب پيشين ايران و احزاب عمده اين جناح برخودار است) در رقابت‌های انتخاباتی شرکت دارند.

وزارت کشور جمهوری اسلامی ايران شمار واجدان شرايط رأی را در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری ايران، حدود ۴۶ ميليون و ۲۰۰ هزار تن اعلام کرده است

|+|نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 ساعت 0:35 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
ائتلاف هوادار غرب در انتخابات لبنان پیروز شد

ائتلاف هوادار غرب در انتخابات لبنان پیروز شد

سعد حریری

۱۳۸۸/۰۳/۱۸
وزارت کشور لبنان اعلام کرده است که در انتخابات پارلمانی اين کشور، جناح سعد حريری با ۷۱ کرسی، و ائتلاف حزب الله ، امل و ميشل عون، ۵۷ کرسی را بدست آورده اند. مجلس لبنان ۱۲۸ کرسی دارد.

جناح سعد حريری، طرفدار غرب، و ائتلاف حزب الله، طرفدار سوريه و ايران است. وزارت کشور لبنان، ميزان مشارکت مردم در انتخابات را بيش از ۵۵ درصد اعلام کرده است.

پیشتر، سعد حريری، رهبر ائتلاف ضد سوری در لبنان که از سوی غرب حمايت می شود، اعلام کرده بود که «در انتخابات پارلمانی لبنان پيروز شده است.»

به گزارش سی ان ان، مقامات حزب الله به تلويزيون العربيه گفته بودند که ائتلاف «۱۴ مارس» حريری احتمالا ۷۰ کرسی را در پارلمان اين کشور از آن خود می کند و ائتلاف « ۸ مارس» به رهبری حزب الله به ۵۸ کرسی دست می يابد.

به گزارش این خبرگزاری، سعد حریری در سخنرانی که از تلویزیون پخش شد اعلام کرد « این انتخابات برنده و بازنده نداشت، دمکراسی امروز پیروز شد و لبنان بزرگترین برنده انتخابات است.»

گروه ائتلافی «۱۴ مارس» به رهبری سعد حريری که اکثريت کرسی‌‌های پارلمان را در اختيار دارد مخالف نفوذ سوريه در لبنان است. اين گروه از سوی غرب و عربستان سعودی حمايت می‌شود.

گروه «۸ مارس» نيز به رهبری حزب‌الله شکل گرفته و شامل گروه‌های مختلف از جمله برخی احزاب مسيحی است. اين گروه از سوی ايران و سوريه حمايت می‌شود و ميشل عون، رهبر مسيحی، نيز از اين گروه پشتيبانی می‌کند.

انتخابات حساس پارلمانی در لبنان که به صحنه‌ای برای رقابت اکثريت مورد حمايت غرب در پارلمان کنونی اين کشور و اتحاد تحت رهبری حزب‌الله بدل شده بود يکشنبه در ساعت ۱۹ به وقت محلی پايان يافت.

بيش از ۲۰۰ ناظر بين‌المللی بر انتخابات پارلمانی روز يک‌شنبه که در ۲۶ حوزه انتخابی جريان داشت، نظارت داشتند و رياست گروه ناظران بين‌المللی را جيمی کارتر، رئيس جمهوری سابق ايالات متحده، بر عهده داشت.

آقای کارتر با رضايت‌بخش خواندن نحوه برگزاری انتخابات گفت که اميدوار است نتايج انتخابات از طرف احزاب رقيب پذيرفته شود.

نتايج اين انتخابات که تأمين امنيت آن را بيش از ۵۰ هزار نيروی امنيتی بر عهده داشتند، صف‌آرايی سياسی دولت ائتلافی لبنان در چهار سال آينده را تعيين می‌کند.

بافت جامعه لبنان دربرگيرنده مسيحيان مارونی، مسلمانان شيعه و سنی، اعراب دروزی و طوايف ديگر است و بر اساس قانون، رياست جمهوری همواره در دست فردی از مسيحيان مارونی است. نخست وزيری لبنان نيز به يک شخصيت سنی واگذار شده، و رئيس پارلمان همواره بايد از شخصيت‌های شيعه انتخاب شود.

|+|نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 ساعت 9:42 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
قابل توجه کسانی که دولت احمدی نژاد رو غیر رابطه ای میدونن



|+|نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 ساعت 0:12 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
کالسکه اصلاحات

امروز جمعه است و یک هفته مانده به انتخابات 22 خرداد  من هم طبق معمول هر جمعه غروب راهی چهار راه نوبهار بودم که متوجه ترافیک بسیار سنگین شدم چرا که مرا مجبور به پیاده شدن  از ماشین نمود ، جوانان زیادی بودن که بر دست و صورت خود پارچه های سبز رنگی بسته بودن که  هر کسی را متوجه این امر مینمود که طرفدار میر حسین موسوی هستند خلاصه چند قدمی مانده به ستاد اقای میرحسین مانده بود که چند تا به اصطلاح تند رو طرفدار اقای احمدی نژاد در پی تحریک از سوی هوداران موسوی به  شروع به شعار دادن و فحاشی کردند که طرفداران موسوی نیز بیکار ننشسته و درگیری بالا گرفت و به ضد و خرد کشیده که با دخالت نیروی انتضامی و لباس شخصیها که این روزها میتوان با مشخصات ظاهری خاصی انها را همه جا پیدا کرد قائله خاتمه پیدا کند اما ستاد موسوی با سر دادن شعار هایی مانند  " احمدی بای بای احمدی بای بای " دست به تحریک هواداران احمدی نژاد که با ماشین تردد میکردند میزدند که با امدن ماشین های یگان ویژه از این عمل هم دست برداشتن  اما چند صد متر پائین تر ستاد  دفتر تحکیم شاخه علامه که به ستاد احمدی نژاد نزدیکتر بود شروع به سر دادن شعار هایی از جمله " نصر و من الله و فتح الغریب ، وای براین دولت مردم فریب " ، " هرکسی جز احمدی " ، سرود یار دبستانی و ای ایران " ، " یا مرگ یا کروبی " مردم را بسوی خود میکشیدند که دوباره سرو کله نیرو انتظامی و نیز برادران ستاد دست راستی پیدا شد که در اینجا دوستان طرفدار کروبی از شعار " موسوی ، کروبی اتحاد اتحاد " خواستار کشیدن هوداران موسوی بسوی خود بودند که در این امر هم موفق بودند چرا که وقتی دست میزدند روبانهای سبز و بنفش باهم یکجا دیده میشد ، اینجا هم باز به خشونت کشیده  شد که با دخالت نیروی انتظامی اوضاع ارام شد ، و این احوال در سراسر شهر حاکم است و اقای احمدی نژاد به نظرم بسیار بعید است بتواند میر حسین موسوی را کنار بزند و این نوید را میدهد برای اقای احمدی نژاد که تنها رئیس جمهور ایران باشد بدونه اینکه فرار کند یا کشته شود تنها یک دور بر مسند قدرت ریاست جمهوری ایران تکیه زده باشد . اما در بین حضار یک چیز توجه مرا بخود جلب کرد و ان حضور یک کالسکه بچه  دوقلو بود که بر روی ان نوشته شده بود " کالسکه اصلاحات " و مرا بیاد هشت سال پیش انداخت که من مسئول یکی از ستاد های اقای خاتمی بودم و وقتی یک کالسکه از انجا گذشت من  خودم این شعار را که به ذهنم رسیده بود بر روی ان چسباندم ، و برایم تداعی کننده این حرف بود که اری اصلاحات در ایران همچنان طفلی  نو پا و در قنداق که حتی نمیتواند بر روی پای خود بایستد .

امیریان بتاریخ 17/03/3748 یکتایی کرمانشاه


|+|نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388 ساعت 0:15 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
چهار کاندیدای ریاست جمهوری از دیدگاه زنان ایران

|+|نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 ساعت 2:21 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
توهین به بزرگان اهل سنت در یک تاتر در کرمانشاه

توهین به بزرگان اهل سنت در یک تاتر در کرمانشاه

روز پنجشنبه گذشته روز وفات دختر پیامبر اسلام بود ، من یک پیامک دریافت کردم که مرا به مراسم تاتر مذهبی که قرار بود در سالن ورزشی کارگران این شهر برگذار شود دعوت شده بودم ، و من هم بخاطر اینکه خواهر زاده خردسال من در این نمایش نقش کودکی امام حسن را بازی میکرد قبول دعوت کرده و روز دوم را که به نظرم خلوت تر میشد را انتخاب کرده و در روز جمعه ساعت ۶ غروب به سالن رفتم چند دقیقه ای نگذشته بود که عده ای از وسط سالن گذشته و با پرچم هایی که این روزها در تب و تاب انتخابات که هر رنگی نماینده کاندیدای شده خوب میشد فهمید که از هواداران اقای احمدی نژاد میباشند چرا که با رنگ سفید در دست و سر تا پا مشکی وارد شدند و از همان اغاز شروع کردند به سر دادن شعار از جمله " رئیس جمهور اینده احمدی نژاد پاینده "، که جای تعجب دارد که چرا هوداران این تفکر فکر میکنند که بله تنها کاندیدای محبوب اینها دوستار ائمه میباشند و لاغیر .

تا اینجا با شناخت ما از این طرز تفکر امری عادی محسوب میشود اما بعد از قسمت اول این نمایش که اخراج ادم و وسوسه او توسط شیطان که نقش محوری را ایفا مینمود در این نمایش ، نوبت به قسمت کشته شدن فاطمه دختر پیامبر رسید ، در ابتدا من هواسم به بازی خواهر زاده ام بود اما چون این نمایش صامت بود و تنها یک نفر از پشت میکروفن بجای دیگران همراه یک موزیک ادای سخن مینمود  ، که به نوعی تاتر موزیکال محسوب میشد ، اما وقتی کسانی که به روایت تاریخ به درب خانه داماد پیامبر امدند وارد صحنه شدند دیدم که شیطان نقش اول را دارد اما در این حین بود که گوینده محترم شروع به لعن و نفرین عمر و ابوبکر و بزرگان اهل سنت نمود که چندین بار در طول تاتر انجام شد شاید برای خیلی ها این عادی به نظر برسد اما خوشبختانه دیدم در این حین خیلی از حاضرین مجلس را ترک کردند که نمیشد گفت تنها اهل سنت بودند  اما نکته حائز اهمیت این حرکت در اینجاست  که چرا هنوز چند هفته از سفر رهبری به یک استان سنی نشین ( کردستان ) و تاکید ایشان بر حفظ برادری و برابری اهل تسنن و اهل تشیعه ، و نیز چند روز نگذشته از کشتار بی رحمانه در طی یک عملیات بمب گذاری شده  در زاهدان و سفارش کلی و جزیی بر حفظ آرامش خط فکری خاص منوط به اینکه مبدا خللی در ادعای برابری و برابری و احترام به تفکر متقابل وارد شود ، مسئولین دقت لازم را در ارائه مجوز به این گونه مطالب که جز تفرقه اندازی و نفاق هیچ در بر ندارد را صادر میکنند این تاتر توسط کانون مهرورزان جوان برگزار گردید .


|+|نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 ساعت 10:15 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
گزارشی از عملکرد کمیته امداد ایران برای غیر ایرانیان
گزارشی از عملکرد کمیته امداد ایران برای غیر ایرانیان

 

کسانی که اهل وبگردی هستند حتما تا بحال چندین بار با وبلاگ ها و سایت هایی بخورد کردند که در آنها آمار و ارقام عجیب و غریبی بدون اشاره به منبع و ارایه سندی معتبر، کمک های ایران را به لبنان و فلسطین به رخ می کشند. اهل وبگردی هم نباشید در مسیر و داخل تاکسی و... همیشه کسانی هستند که از کمک های ایران به کشورهای دیگر بگویند.

اما واقعا این کمک ها چقدر هستند و آیا فقط به کشورهای عربی مثل لبنان و فلسطین ارسال می شود.

کمیته امداد به عنوان اصلی ترین نماینده جمهوری اسلامی ایران طی سال های گذشته سعی کرده تا به کشورهای ضعیف و جنگ زده ای مثل: لبنان، فلسطین، سوریه، آذربایجان، افغانستان، عراق، کومور و... کمک هایی داشته باشد. و از این طریق سخاتمندی  مردم ایران را نشان دهد.

 

کمیته امداد لبنان

 لبنان را حتما می شناسید، كشوری که مثل فلسطین همیشه درگیر جنگ و تصفیه حساب های رژیم صهیونیستی است. با شنیدن نام لبنان یاد سید حسن نصرالله رهبر شیعه حزب الله می افتند که در جنگ های اخیر برای اولین بار بین اعراب توانست طعم شکست را به اسرائیل بچشاند. رهبری که برخلاف برخی از رهبران عرب با ایران رابطه خوبی هم دارد.

کشوری که سید حسین نصرالله اهل آنجاست 10452 كیلومتر مربع مساحت دارد اما جمعیت آن مثل مساحتش تقریبا نصف تهران است!ممکن است ندانید، ولی همه مردم آن را مسلمانان تشکیل نمی دهند، تنها حدود نصف مردم لبنان مسلمان هستند. که از آن میان 25-30 درصد آنها شیعه و 20-25 درصد آنها سنی هستند. قومیت های لبنان هم متفاوت است، برخی از آنها در ایران هم هستند. عربها ۶۰٪، آسوریان و سریانیها ۳۶٪ و ارمنیها ۴٪، کردها و یهودیان ۱٪  از جمعیت لبنان را تشکیل می دهند.

در لبنان  از اواخر سال 66  كمیته‎های امداد امام خمینی لبنان تأسیس و رسماً شروع به كار كردند.تعداد واحدهای كمیته امداد لبنان در پایان سال85 (بعد از حدود دو دهه فعالیت) ب 20 واحد بود. تعداد 460 شهر و روستای لبنان تحت حمایت كمیته‎های امداد قرار دارند. تمامی شاخه‎های اصلی به صورت شورایی مركب از 3 یا 5 نفر اداره می‎شوند و واحد مركزی نیز كه بصورت شورای 5 نفره اداره می‎شود، مسئولیت هماهنگی و نظارت بر كار تمامی شاخه‎ها را به‌ عهده‌ دارد. مجموع كمك های پرداختی به مددجویان كمیته‎های امداد لبنان در سال 85 بیش از 1/23 میلیارد لیره لبنان معادل 1.5364.928 دلار (3/141 میلیارد ریال‌) بوده است‌.

 كل خانوارهای تحت حمایت كمیته‎های امداد لبنان در پایان سال 85 هفت هزار و 486 خانوار باجمعیت 16هزار و 45  نفر بودند. تعداد تحت حمایت های سال 85 در مقایسه با سال قبل، یعنی سال 84  (5212 خانوار با جمعیت 13172 نفر) از نظر تعداد خانوار 6/43 درصد و از نظر جمعیت 8/21 درصد افزایش داشته ‌است. در پایان سال 85 پرونده 574 خانوار با جمعیت 1436 نفر در حال تحقیق و بررسی بوده تا در صورت احراز شرایط، تحت حمایت قرارگیرند، همچنین طی این سال پرونده 597 خانوار با جمعیت 1368 نفر مورد بررسی قرار گرفته كه مستحق و نیازمند، تشخیص داده شده و در نوبت حمایت قرار دارند. اما به دلیل اینکه آمار سال 86 و 87 هنوز منتشر نشده است، نمی توان در مورد سرنوشت آنها چیزی گفت.

 در سال 85 و بعد از هجوم رژیم صهیونیستی به لبنان، کمیته امداد در کشور اقدام به برپایی پایگاه های جمع آوری کمک های مردمی ایران برای لبنان کرد که در این سال ارزش مجموع کمک های نقدی و غیر نقدی مردم ایران به لبنان 2/31 میلیارد ریال بود. در بین استان های كشور تهران و كرمان به ترتیب با 55/3 و 22/1 میلیارد ریال بیشترین كمك ها و استان های چهارمحال و بختیاری و كردستان به ترتیب با 5/75 و 8/76 میلیون ریال كمترین كمك ها را جمع‌آوری كرده‌اند.

 

کمیته امداد سوریه

 سوریه كشوری است با مساحت 18 و نیم كیلومتر و جمعیت حدود 18و نیم میلیون نفر.تعداد كل خانواده های تحت حمایت کمیته امداد سوریه در پایان سال 85 ، 2126 خانوار با جمعیت 9289 نفر بوده. در سال 85 جمع کمک های کمیته امداد سوریه 47.862.111  لیره سوریه‌، معادل 8/8 میلیارد ریال یا معادل 957.242 دلار بود.

  

کمک ماهیانه 90 هزارتومانی ایران به صد‌هزار کارگر فلسطینی

بعداز هجوم رژیم صهیونیستی به مسلمانان بی دفاع و مظلوم فلسطین و سكوت مرگبار مجامع بین المللی‌، در روز قدس و دعوت كمیته امداد با استقرار پایگاه در مكان های خاصی  نسبت به جمع‎آوری كمك های مردمی جهت اهدا به مسلمانان مظلوم فلسطین اقدام نمود. ارزش ریالی كمك های جمع‌آوری شده برای مسلمانان مظلوم فلسطین افزون بر 1/4 میلیارد ریال‌ بود. البته این کمک ها تنها گوشه از کمک های ایران به مردم فلسطین است. هفته گذشته نخست‌وزیر فلسطین از کمک 250 میلیون دلاری ایران به تشکیلات خودگردان و فلسطینیان خبر داد. به گزارش آفتاب، اسماعیل هنیه که اخیراً از ایران دیدار کرده و سخنانش در شماره روز پنجشنبه روزنامه لبنانی السفیر منتشر شده، گفت: «نتیجه دیدارم از ایران حمایت مالی از فلسطین به ارزش 250 میلیون دلار(برابر 225 میلیارد تومان)  و ارائه چند طرح برای حمایت مالی و اقتصادی مستقیم از دولت و ملت فلسطین بود». هنیه همچنین گفت: «از جمله این کمک‌ها برای مثال اختصاص 120 میلیون دلار(برابر 108 میلیارد تومان) برای حمایت مالی از دولت فلسطین در سال 2007 و نیز اختصاص 45 میلیون دلار برای پرداخت حقوق کارمندان سه وزارتخانه از وزارتخانه‌های تشکیلات خودگردان فلسطین و پرداخت مطالبات خانواده‌های فلسطینی برای شش ماه است». هنیه که با این روزنامه لبنانی گفت و گو می کرد افزود: «ایران پذیرفته به 100 هزار کارگر فلسطینی در ماه 100 دلار بپردازد و برای شش ماه به این کار ادامه دهد که جمع آن 60 میلیون دلار می‌شود».

به گفته او "ایران همچنین پذیرفته به هر کدام از سه هزار ماهیگیری که از چند ماه پیش از رفتن به دریا محروم شده‌اند، در ماه 100 دلار بپردازد و تا شش ماه به این کار ادامه دهد که جمع کل آن 1.8 میلیون دلار می‌شود».

نخست‌وزیر فلسطین در پایان گفت: «ایران مرکز فرهنگی فلسطین و کتابخانه‌هایی ملی با ارزش 15 میلیون دلار خواهد ساخت و دو هزار خانه ویران‌شده را به ارزش کل 20 میلیون دلار ترمیم خواهد کرد».

 

کمیته امداد عراق

 عراق كشوری با مساحت 438317 كیلومتر مربع و جمعیت حدود 1/27 میلیون نفر.  كمیته امداد امام خمینی (ره) با هماهنگی دستگاه های ذیربط به كمك و یاری محرومان و نیازمندان، به خصوص ایتام این كشور اقدام نموده. تعداد واحدهای كمیته امداد در كشور عراق شامل 6 شاخه اصلی در شهرهای كربلا، نجف، كاظمین، كوت، بصره و میسان است. در پایان سال 85 تعداد 3800 خانوار دارای یتیم با جمعیتی معادل 19239 نفر به صورت دائمی تحت حمایت كمیته های امداد عراق بوده است كه از انواع كمك های موجود بهره مند شده اند. مجموع كمك های پرداختی به مددجویان طی سال 85 معادل 2.289.476.166 دینار عراقی معادل 1.560.971 دلار یا 14.353.127.320 ریال بوده كه به صورت نقدی یا كالایی در اختیار مددجویان قرار گرفته است. كمك های پرداختی به مددجویان شامل پرداخت مستمری ماهانه، البسه و پوشاك، كمك درمانی، جهیزیه و ازدواج و سایر كمك ها نظیر اطعام و افطاریه و... بوده است.

 

 کمیته امداد افغانستان

افغانستان كشوری با مساحت 652 هزار كیلومتر مربع كه نزدیك به 5/28 میلیون نفر جمعیت دارد. با استمرار جنگ داخلی در این كشور، امداد رسانی کمیته امداد به افغانستان از تابستان سال 77 متوقف شد اما  با آغاز دوران بعد از طالبان مجدداً فعالیت كمیته امداد در دی ماه سال 80  در شهر كابل و در سال 81 در شهرهای هرات و نیمروز (زرنج) آغاز شد.در پایان سال 86 تعداد 5252 خانوار با جمعیت 21777 نفر تحت حمایت ‌كمیته‌های امداد این كشور قرار داشته‌اند.به علاوه در این سال 745 خانوار شامل 3498 نفر دیگر نیز به صورت موردی طی یك یا دو مرحله از خدمات كمیته امداد بهره مند شده اند.

کمیته امداد كومور

 

شرح عکس: دختران کومور در مدرسه ای که توسط کمیته امداد ایران برایشان ساخته و تجهیز شده است.

به نظرتان کومور کجاست. شاید نام آن را تابحال نشنیده باشید، اما حتما عکس رقص های عجیب و غریب افرادی که خود را شبیه مردم بدوی آفریقا آرایش کرده بودند جلوی رئیس جمهور کشورمان دیدید. رقصی در حاشیه دیدار احمدی نژاد از کومور و چند کشور آفریقایی که اواخر سال گذشته ایرنا آن را با آب و تاب زیاد و طی چند خبر منتشر کرد.

کومور یک کشور است، که تاریخ اعلام موجودیتش به نیم قرن نمی رسد. کشوری با کمتر از یک میلیون نفر جمعیت، یعنی چیزی حدود 790 هزار نفر و مساحتی حدود 2 هزار کیلومتر مربع. برای اینکه ابعاد کومور دستتان بیاید آن را با تهران مقایسه کنید. تهران 19 هزار کیلومتر مربع وسعت دارد و بیش از 7 میلیون نفر جمعیت(برخی آمارها جمعیت تهران را تا 12 میلیون هم منتشر کردند) همین کشور کوچک هم در جنوب شرقی آفریقا از چشم مسئولین ما مخفی نمانده و آنها به دعوت مقامات عالیرتبه كشورهای آفریقایی و با هماهنگی نمایندگی های سیاسی و فرهنگی كشورمان در كشورهای تانزانیا، كومور، سیرالئون و ماداگاسكار ارتباطات و مراودات و اقدامات اجرایی خاصی را انجام دادند.(همان کشورهایی که چند وقت پیش محمود احمدی نژاد سفری به آنها داشت) از آن جمله می توان به تاسیس دفتر کمیته امداد در کومور اشاره کرد.

استقبال رئیس جمهور کومور از احمدی نژاد

 این دفتر در کومور فعالیت هایی نظیر سایر کشورها انجام داده است. مثل راه اندازی مركز آموزش فنی و حرفه ای در چهار رشته:  كامپیوتر، برق ساختمان، برق صنعتی، خیاطی و تجاری کمیته امداد از زمان تاسیسش در کومور بیش از 500 خانوار محروم و دارای یتیم در كشور كومور را تحت حمایت قرار داده است. البته تعداد افراد تحت حمایت منتشر نشده است، اما اگر خانوار ها را 5 نفری در نظر بگیریم یعنی کمیته امداد در کومور 2500 نفر  از مجموع 790 هزار نفر جمعیت کومور را تحت حمایت قرار داده است. البته کوموری ها هم قدر کمک های ایران را می دانند.  به گزارش برنا اواخر سال گذشته  احمد عبدالله محمد سامبی رئیس جمهور کومور طی سخنانی در سالن اجتماعات دفتر کمیته امداد امام خمینی(ره) در کومور از زحمات جمهوری اسلامی ایران به ویژه کمیته امداد امام خمینی(ره) در این کشور قدردانی کرد. به گزارش این خبرگزاری سامبی در طی این سخنرانی ضمن بیان صحبت های رئیس جمهور ایران در زمینه فراهم کردن امکانات مناسب توسط ایران در کشور کومور، حضور کمیته امداد در کومور را برای این کشور بسیار خوشایند دانست.

  

کمیته امداد تاجیكستان‌

تاجیکستان کشوری با مساحت 143 هزار كیلومتر مربع و حدود 7 میلیون نفر جمعیت است. کمیته امداد در سال 73 در شهر دوشنبه ‌افتتاح شد. در پایان سال 86 تعداد 7154 خانوار با جمعیت 27967 نفر تحت حمایت ‌كمیته‌های امداد این كشور قرار داشته‌اند كه اكثریت آنها از خانوادهای بی‎سرپرست و مهاجرین مسلمان بودند. ضمن اینكه تعدادی از خانواده‌های ‌روس تبار هم از حمایت های این نهاد برخوردارند. مجموع‌كمك های پرداختی به مددجویان و هزینه عملیاتی كمیته امداد تاجیكستان در سال 86 بیش از 4.615.451 سامانی معادل (3/12 میلیارد ریال یا 1.341.701 دلار) بوده است.

   

کمیته امداد آذربایجان

جمهوری آذربایجان با مساحت  86600 كیلومتر مربع حدود 8 میلیون نفر(تقریبا اندازه تهران)جمعیت دارد. كمیته امداد در این كشور تعداد 464 شهر و روستا را تحت پوشش قرار داده است. در پایان سال 86 تعداد 9593 خانوار با جمعیتی معادل 27875 نفر به صورت دائمی تحت حمایت كمیته‌های امداد جمهوری‌ آذربایجان قرار داشته‌اند. به علاوه در این سال كمیته امداد تعداد 5148 خانوار با جمعیت 15272 نفر دیگر را به صورت موردی تحت حمایت و مساعدت خود قرار داد. مجموع كمك های پرداختی به مددجویان و هزینه‌های اداری وعملیاتی كمیته‌های امداد جمهوری آذربایجان در سال 86 ‎مبلغ ‎86/1 میلیون منات جدید(معادل 2211694 دلار، معادل 5/20 میلیارد ریال) بوده‎است.

 افزایش کمک ها و تغییر سرپرست کمیته امداد

شرح عکس(از راست به چپ): اعضای کمیته حمید رضا ترقی، عضو شورای مركزی ومعاون امور فرهنگی. حسین انواری، عضو شورای مركزی و مقام سرپرستی امداد. سید رضا نیری، عضو شورای مركزی و سرپرست سابق. آقای عسگر اولادی، عضو و رئیس شورای مركزی. ابوالفضل حاجی حیدری عضو شورای مركزی.

در بررسی جداول، نکته قابل توجه تقارن سه اتفاق مهم است. در تیرماه سال 84 دولت نهم روی کار آمد، یک سال بعد و در اسفندماه سال 85 برای اولین بار بعد از انقلاب اسلامی سرپرست کمیته امداد امام خمینی(ره) نیز تغییر کرد وحاج آقا حسین انواری بعد از حاج آقای نیری که از ابتدای تاسیس کمیته امداد امام خمینی (ره) در سمت سرپرستی  به خدمت مشغول بود به سمت سرپرست این کمیته منسوب شد . بررسی میزان کمک ها از سال 84 به بعد نشان می دهد طی سال های85 و 86 و سرپرستی حاج آقای انواری، که میزان کمک ها در آنها منتشر شده است، کمک ها نسبت به سال های گذشته هر یک به طرز قابل تاملی افزایش یافته اند.  این افزایش ها در برخی از کشور هایی که مدد جویان آن تحت نظر کمیته امداد بودند، حدود 100 درصد و بیش از آن بودند که نمی توان نسبت به آنها بی تفاوت بود.

 

آتش زدن محموله روغن و قدرنشناسی آذربایجان

در واقع کمک هایی که از سوی یک کشور به کشور دیگر در قالب کمک های خیر خواهانه یا امدادی می شود وجهه آن کشور را در کشور میزبان کمک ها افزایش می دهد و نشان دهنده سخاتمندی کشور مزبور است که در بین مردم کشور پذیرای کمک ها چهره مثبتی از کشور کمک کننده ایجاد می کند.

اما گاهی اوقات کشورهای میزبان به جای قدرشناسی حرکاتی می کنند که شایسته نیست. از آن جمله می توان به آتش زدن محموله روغن نباتیی که کمیته امداد برای شهر لنکران جمهوری آذربایجان فرستاده بود اشاره کرد. بنابر این گزارش، که آینده آن را منتشر کرد، در سال 87 هم مثل سال‌های گذشته، دفتر خارج از کشور کمیته امداد امام خمینی(ره) (آذربایجان) محموله‌هایی را در قالب کمک‌های کالایی که همه ساله برای شهر ها و روستاهای این جمهوری مثل: باكو، لنكران، گویچای و گنجه و.... ارسال می‌کرد، فرستاد.اما گویا یکی از محموله‌های روغن نباتی که مانند سال‌های قبل به این جمهوری فرستاده شده بود توسط مقامات جمهوری آذربایجان در شهر لنکران به آتش کشیده شده است. بهانه این اقدام نزدیک بودن تاریخ انقضاء روغن‌های ارسالی ایران بوده و البته هنوز هیچ منبع رسمی در ایران در خصوص این اتفاق اظهار نظری نکرده است.

مقامات آذربایجان در حالی کمک های خیرخواهانه ایران را به آتش کشیدند که از سال 85 کمک‌های ایران به جمهوری آذربایجان به یک باره به طرز بی‌سابقه‌ای دو برابر شد و طی دو سال 85 و 86 مبالغ کمک‌ها برای اولین بار از سال 72 تاکنون به بالاتر از یک میلیارد رسیدند.

کلیه جداول توسط روابط عمومی کمیته امداد امام خمینی(ره) منتشر شدند.

مشاهده جدول در ابعاد واقعی 

----------

توضیح: این گزارش با تغییرات و حذفیات در هفته نامه چلچراغ شماره ۳۳۶ به چاپ رسیده.


|+|نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 ساعت 0:8 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
ايران در خليج هميشه فارس جزيره فروهر مي سازد
 ايران در خليج هميشه فارس جزيره فروهر مي سازد
Click the image to open in full size.

Click the image to open in full size.

طرح ساخت جزيره مصنوعي به شكل نماد فروهر در خليج فارس در حال تكميل است و مجوزهاي اوليه و موافقت اصولي اين پروژه نيز دريافت شده است. اين جزيره با مساحتي بالغ بر 6 ميليون و دويست هزار متر مربع در محدوده اي به ابعاد 3 در 5 كيلومتر، روبروي حاشيه ي بندر تاريخي سيراف در استان بوشهر ساخته خواهد شد.

اين جزيره شامل منطقه مسكوني، هتل، دانشگاه، پارك انرژي خورشيدي، زمين ورزش، فرهنگسراي بزرگ ملل و گفتگوي تمدن ها، رصدخانه عمومي و ... خواهد بود. همچنين مجوزهاي اوليه اجراي اين پروژه نيز دريافت شده است.

دكتر اسفنديار اختياري نماينده ايرانيان زرتشتي كه عضو تيم مديريت اين پروژه است ضمن اعلام اين خبر افزود، در آينده اي نزديك طرح اين پروژه كه توسط بيش از 60 كارشناس در حال آماده شدن است، در نشستهايي تخصصي براي آخرين بار بررسي خواهد شد تا شاهد اجراي يك پروژه كم نظير باشيم.
اين جزيره مصنوعي در كناره ي منطقه ي پارس جنوبي و در حاشيه ي بندر تاريخي سيراف ساخته خواهد شد. سيراف يکي از شهرهاي قديمي استان بوشهر است.


بازماندههاي آن در نزديکي بندر طاهري فعلي ديده ميشود، زماني از بندرهاي اصلي ايران و خاورميانه و محل پهلوگيري کشتيهاي بزرگ بود. ولي طي يک زلزله و سونامي حاصله از آن در بهار سال 398 قمري قسمت عمده اين بندر پر رونق به زير آب رفته و فقط مسجد جامع سيراف و قلعه نصوري و دخمه و بازار از آن باقيمانده است.

بر اساس باور ايرانيان، فروهر يكي از اجزاي وجود هر آدمي است كه او را به سمت پيشرفت و راستي رهنمون خواهد بود و هر كدام از قسمتهاي اين نماد مفهومي در بردارد
__________________

|+|نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388 ساعت 1:29 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
راه ايرانی



راه ايرانی


با نگرشی به گذشته - امروز ما خود را فریب خوردگانی گناه کار خواهیم یافت و این پرسش در ذهن ما نقشمیبندد که آیا اگر سپاه اسلام به ایران حمله نمی کرد و کتابخانه های کسروی و جندی شاپور را در 1400 سال پیش به آتش نمی کشید امروز ما سربلند ترین مردمان جهان نبودیم؟
با این وجود تکه های از این تمدن شکوهمند از زیر خروارها خاک بیرون کشیده شده است و امروز ذست به دست چرخیده است تا به ما رسید.متون کهن پارسی که اکثر آنان به زبان پهلوی بوده است را بدون تردید میتوان گنجینه ای نهفته از نیاکان ایران زمین دانست. عده ای بر این باورند که تمام بر گزیده های این فرهنگ کهن توسط سلمان فارسی خائن از ایران به بزرگان عرب داده شده است و اگر کمی با دقت و بدون تعصب بر آن نیک بنگریم خواهیم دید که کلمات قصار در نهج البلاغه دقیقا بدون کوچکترین تغییری همان نسک های پهلوی است که از 2000 سال پیشتر بر ما مانده است. حال به بهر فا جعه ای که بر سر ایرانیان آمده است اگر نگرشی دقیق بیاندازیم خواهیم یافت که مردمانی در کمال صلح و آرامش در کشوری به نام ایران که کوله باری از هزاران سال تمدن پادشاهی را در خود جای داده بود زندگی را سپری مینمودهاند. شاهزاده ای فراری که به کشورش خیانت کرده است به نام سلمان فارسی از ایران اخراج میشود و به دست اعراب بدوی می افتد. در آنجا برده میشود و در نهایت برای براندازی سلسله شاهنشاهی (امپراتوری )ساسانی با بزرگان عرب دست به یکی میکند . سلمان یک زرتشتی آگا بود که از تمام قوانین مذهبی کشورش با خبر بوده است.
وی علاوه بر دین زرتشت از آئین های مانی و مزدکی اطلاع کامل داشت و با سپاهی بزرگ از اعراب برایحمله به کشورش استفاده میکند و خود در کنار سپاه مسئول راهنمایی سپاه دشمن میشود . از دگر رو امپراتوری ایران در انتهای دوره ساسانی در آستانه کودکی نوین قرار داشت تا بار دیگر افسران پارتی حکومت را از شاهنشاهی ساسانی به شاهنشاهی پارتی تغییر دهند و بار دیگر حکومتی ملی و بر خواسته از آداب و روسوم کهن ایرانی برقرار شود.که با اندوه بسیار ارتش شاهنشاهی ایرانی پس از دها نبرد با ارتش روم توان و قدرت خویش را از دست داده بود و از دگر روی از داخل اختلافاتی بین بزرگان ایران در جریان بود.
به گفته مورخین اکثر آغاز حمله ها و شروع نبرد میان امپراتوری روم و امپراتوری ایران از طرف رومیان بوده است.
شاهنشاهان ساسانی نیز برای حفظ کیان ایران زمین سالهای سال با آنان مبارزه کردند و در اکثر نبردها با ارتش روم - ایرانیان پیروز میشدند که میتوان این دلاوری و میهن پرستی شاهنشاهان ساسانی را امروز ستوده و آنرا درس عبرتی برای فرزندان ایران زمین دانست.

شوربختانه از تاکتیکهای و روسوم جنگی بودند که تنها دو هدف را دنبال میکردند:
1) برای جهاد در راه خدا کشته شوند.
2) برای سربلندی و گسترش اسلام کافران را بکشند و گردن بزنند یا مجبور به دادن جزیه کنند. حاصل این اندیشه آن شد که سپاه اسلام زنان و دختران ایرانی را اسیر نمود و به مدینه بردند ودر آنجا به عنوان اسیر خرید و فروش کردند و مردان را یا گردن زدند یا مجبور به مسلمان شدن و یا مجبور به دادن خراج کردند و یا نمونه بدتر آن به دست مردمان خراسان نعل زدند.
سلمان فارسی نیز در انتهای خیانت خود به ایران به آرزوی دیرینه خود رسید و از طرف بزرکان عرب به مقام پادشاهی شهر سلطنتی تیسپون که یکی از بزرگترین شهرهای جهان آن زمان بوده است رسید. این امر به سادگی اثبات میکند که وی برای رضای خدا مسلمان نشده بود و تنها برای کسب مقام پادشاهی و انتقام گرفتن ز شاهنشاهان ساسانی یار پیامبر شده بود.
تیسپون را شاهنشاه خسرو پرویز و انوشه روان دادگر گسترش دادند و آنرا مرکز تمدن و امپراتوری پارس کردند.

امروز اگر کمی به گذشته ایران باز گردیم و نسکهای (کتابهای) تاریخی و یا گفته های بزرگان جهان آن روزگار را بررسی کنیم خواهیم یافت که زرتشت نخستین کسی بود که مردمان را به یگانگی خدای واحد دعوت نمود. اگر به متن سنگ نبشتهای شاهنشاهان هخامنشی و اشکانی و ساسانی دقت کنیم خواهیم دید که کتیبه های آنان نخست با سپاس از درگاه خداوند شروع میشود و آنان این شکوه وبزرگی امپراتوری ایران را هدیه ای الهی میدانستند و همه این قدرت جهانی را - داده شده از سوی اهورامزدا میخوانند.

پس چه شد که عرب بدوی و شتر سوار به بهانه کافر بودن و آتش پرست بودن ایرانیان به کشور مان حمله کردند و ایران را به 2000 سال قبل بردند؟ این در حالی است که سازمان یونسکو سال 2003 را به نام " زرتشت سپنتمان " نخستین ابر مرد تاریخ جهان نامگذاری نمود و وی را صلح - خرد - فرهنگ ویکتا پرستی گیتی نام نهاد . زیرا وی با پیام های گات های خود صلح و انسان دوستی را پایه گذاری نمود. وی آتش را بزرگترین نماد قدرتخداوند میدانست واز این رو به آن به دیده احترام مینگرست. چنانچه اگر نیک بر قوانین اسلام بنگریم آنرا بسیار نزدیک به مانی وزرتشتی خواهیم یافت. زیرا سرزمین ایران در شکل گیری ادیان جهان نقش محوریت را ایفا می نمود است.
از مسیحیت گرفته که ریشه در آئین میترایی ایرانی دارد تا اسلام که بر گرفته شده از ادیان ایرانی است. در اینجا باید با مقایسه این دو تمدن )پارس و عرب ) هم میهنان خویش را از فاجعه ای که به نام حمله اعراب به ایران به بهانه گسترش اسلام صورت گرفته است آگاه خواهیم ساخت. امید بسیار بر این است ایرانیان دگر بار به فرهنگ کهن نیاکان خویش باز گردند و نا دانسته چیزی را نپذیرفتند
.

برگرفته از دستنوشته های شخصی علامه بهمن آبادی  http://allame.vox.com

|+|نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388 ساعت 1:25 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
آخرین نوشته ها
پیوندهای حکومت اسلامی ( چپ و راست )
تریلیاردر حامی احمدی نژاد ، پشت پرده "تات"
کوروش بزرگ ذولقرنین نیست !!
کوتاهترین داستان دنیا
چگونه هدایای تبلیغاتی نفیس رایگان از شرکتهای بزرگ بین المللی دریافت کنید؟ کافیست ثبت نام نموده و تبل
بیانیه شماره 14 مهندس میرحسین موسوی در استانه 13 آبان
ورژن جدید الترا سورف نرم افزار عبور از فیلترینگ را از لینک های زیر دانلود کنید :
آزادی و بزرگداشت زنان در ایران باستان

حکم اعدام زنی که قصد دفاع از خود به هنگام تجاوز را داشت.
آرشيو وبلاگ
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
بهمن 1386
دی 1386
موج سبز آزادی