تبليغاتX
كيونان
موسوی:” من ۲۰ سال سکوت نکردم”
موسوی:” من ۲۰ سال سکوت نکردم”
——————————

آری جناب آقای آخرین نخست وزیر شما بیست سال سکوت نکردید! سی سال است که سکوت کرده اید.
سالهایی که شخص سوم مملکت بودید و سال هایی که در مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی انقلاب فرهنگی بودید.

آقای نخست وزیر دفاع مقدس!
ایا در این بیست سال ندیدید بر ما چه گذشت؟
قتل های زنجیره ای را ندیدید؟
18 تیر را ندیدید؟
پایمال شدن آزادی و امنیت مردم را ندیدید؟
سرکوب و جنایت و بازداشت های خود سرانه را ندیدید؟
ایا سانسور شدید را ندیدید؟
بسته شدن فله ای مطبوعات را ندیدید ؟
آیا مرگ و شکنجه فعالین را در زندانها ندیدید؟
ایا اخراج اساتید و دگر اندیشان را ندیدید؟
این تورم و گرانی کمر شکن را ندیدید؟
بازداشت نویسندگان و نخبگان و مرتد دانستنشان را ندیدید؟
ترس از گشت های نیروی انتظامی را در چشمان مردم ندیدید؟
به تمسخر گرفته شدن و تحقیر ایرانیان در دنیا را ندیدید؟
تاراج ثروت ملی را بدست عده ای اقتدار گرا و نظامی ندیدید؟
بخشش ثروت ملی را به کشورهای دیگر ندیدید؟
ندیدید خانه هایمان تاریک شد و شهرهای لبنان و فلسطین وعراق و … چراغانی؟
اعدام های فرزندان کم سال و سنگسارهای هموطنانمان را ندیدید؟
آیا از دست رفتن تمامیت ارضی ایران را ندیدید؟
آیا تحریف تاریخ و دست اندازی به آب و خاکمان را ندیدید؟
آیا افزایش معتادان و بی خانمان ها و فقر را ندیدید؟
ندیدید چطور برای ما تصمیم گرفتند؟
ندیدید چطور با قانون اساسی که فقط نفع خودشان یا بهتر بگوییم نفع خودتان در آن بود بر گردن ما یوغ زدند؟

آیا در جایگاهی نبودید که دفاع کنید از حق ما؟
آیا همه چیز بر وفق مراد بود؟

نه شما دیدید و دم بر نیاورد
حتما نفعتان در آن بود وقتی میگویید..

“من صراحتا با اصلاح قانون اساسی مخالفم. من دیدم که چه کسی آن قانون اساسی را امضا کرد. من نمی گویم شما کافرید ولی این مواضع ما را به جایی درست نخواهد برد.من کاملا به این قانون اساسی معتقدم و با آن وفادار خواهم ماند”
“من زندان بان نیستم که در زندان را باز کنم تا کسی آزاد شود”
“من اصلاح طلبی هستم که هیچ گاه اصول را گم نمی کنم”
“بسیج مثل ناموس از آرا دفاع خواهد کرد. بسیج مدرسه عشق است..” و و و …

آقای میر حسین در طی این سی سال در بر همان پاشنه ایی چرخید که از ابتدا چرخیده بود تحمیق مردم با وعده وعید دیگر بس است حرفی دگر مردی دگر
و اگر نیست نامردی دگر!


http://bidaad.wordpress.com/2009/05/16/mirhosein/

|+|نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 ساعت 9:41 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
محمود عباس : ما اسرائیل را به رسمیت میشناسیم

 

محمود عباس: كسي به احمدي‌نژاد مجوز صحبت كردن از جانب مردم فلسطين را نداده

image
سايت خبري ايران:

محمود عباس طی اظهاراتی گفت: به احمدی نژاد برای صحبت کردن از جانب فسلطین مجوزی ندادیم.

به گزارش سرویس بین الملل سایت خبری ایران(INA) به مقل از جرزالم‌پست، محمود عباس در مصاحبه با يكي از رسانه‌هاي ايتاليا گفت: كسي به احمدي‌نژاد مجوز صحبت كردن از جانب مردم فلسطين را نداده است، ما اسرائيل را به‌عنوان كشور به‌رسميت مي‌شناسيم و تصميمي براي نابودي آن نداريم، مي‌خواهيم كشورمان را در مجاورت اسرائيل تاسيس كنيم.

عباس در پاسخ به پرسشي درباره سخنراني احمدي‌نژاد در نشست دوربان كه ماه گذشته ميلادي در سوئيس برگزار شد، گفت: سخنان احمدي‌نژاد در راستاي منافع مردم فلسطين و حل مشكلات آن‌ها نبود.

وي در ادامه افزود كه تصميم دارد اواخر ماه جاري ميلادي با باراك اوباما، رئيس‌جمهوري آمريكا ديدار كند.

عباس همچنين گفت كه سخنان اخير اوباما را مثبت ارزيابي كرده است و اين مواضع نشان مي‌دهد كه اين مقام آمريكايي براي پيشبرد روند صلح، تصميمي جدي دارد.

وي ادامه داد: طرف فلسطيني براي از سرگيري مذاكرات صلح، پيش‌شرطي ندارد، با اين وجود اسرائيل بايد به راه‌حل تشكيل دو كشور فلسطيني و توقف فعاليت‌هاي شهرك‌سازي احترام بگذارد.


 

http://www.irannewsagency.com/news/index.php/5/3094.html


|+|نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 ساعت 1:25 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
و در آن روز از نعمت ها سوال می شود.... ای قوم به حج رفته . . .

 و در آن روز از نعمت ها سوال می شود....

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید معشوق همین جاست بیایید بیایید

FunPatogh.Com Community For Persians

 معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار در بادیه سرگشته شما در چه هوایید

FunPatogh.Com Community For Persians

 گر صورت بی​صورت معشوق ببینید هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

FunPatogh.Com Community For Persians

 ده بار از آن راه بدان خانه برفتید یک بار از این خانه بر این بام برآیید

FunPatogh.Com Community For Persians

 آن خانه لطیفست نشان​هاش بگفتید از خواجه آن خانه نشانی بنمایید

FunPatogh.Com Community For Persians

 یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

FunPatogh.Com Community For Persians

 با این همه آن رنج شما گنج شما باد افسوس که بر گنج شما پرده شمایید

FunPatogh.Com Community For Persians

FunPatogh.Com Community For Persians

FunPatogh.Com Community For Persians

اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگیرید و بخورید و بیاشامید و[لى] زیاده‏روى مکنید که او اسرافکاران را دوست نمى‏دارد اعراف آیه 31

FunPatogh.Com Community For Persians

و چون بخواهیم شهرى را هلاک کنیم خوشگذرانانش را وا مى‏داریم تا در آن به انحراف [و فساد] بپردازند و در نتیجه عذاب بر آن [شهر] لازم گردد پس آن را [یکسره] زیر و زبر

سوره اسرا آیه 16
.
.
.
.
.

و قسمت دوم این داستان

FunPatogh.Com Community For Persians

FunPatogh.Com Community For Persians

FunPatogh.Com Community For Persians

FunPatogh.Com Community For Persians

FunPatogh.Com Community For Persians

نوشته شده توسط Reza در تاریخ يكشنبه ۲۰ ارديبهشت
۱۳۸۸ بر گرفته از

|+|نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 1:37 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
مرگ دست‌کم ۱۱ پلیس در غرب ایران ( جوانرود )

مرگ دست‌کم ۱۱ پلیس در غرب ایران

منابع خبری از درگیری‌های پراکنده مسلحانه در مناطق غربی ایران خبر می‌دهند که طی آن دست‌کم ۱۱پلیس جان خود را از دست داده‌اند.

خبرگزاری دولتی ایرنا گزارش کرده است که بامداد جمعه، در حمله یک گروه مسلح به مقر يگان ويژه پلیس مستقر در جاده محمديه شهر سنندج، یک نفر کشته و چهار تن دیگر نیز زخمی شده‌اند.

جزئیات بیشتری از این حمله مسلحانه منتشر نشده و تاكنون هيچ گروهي مسئوليت آن را به عهده نگرفته است.

وب‌سایت تابناک نیز امروز شنبه در گزارشی از حمله شب گذشته پژاک به پاسگاه پلیس در روانسر کرمانشاه خبر داد.
آن‌طور که این وب‌سایت نوشته است، در این درگیری چند پلیس جان خود را از دست داده‌اند.

خبرگزاری ایسنا با تائید این خبر اعلام کرده که دست‌کم ۱۰ پلیس در این درگیری کشته شده‌اند.

براساس این گزارش، ۱۰ تن از مهاجمان به این پاسگاه نیز در درگیری با پلیس از پای درآمده‌اند.

وب‌سایت آینده هم دوم اردیبهشت ماه خبر داده بود که اواخر فروردین سال‌جاری، چهار نیروی سپاه پاسداران در درگیری با نیرو‌های پژاک در ارتفاعات مریوان کشته شده‌اند.

جزئیات بیشتری از این حمله مسلحانه منتشر نشده و تاكنون هيچ گروهي مسئوليت آن را به عهده نگرفته است

در این درگیری آن‌طور که این وب‌سایت اعلام کرده، شش نیروی پژاک نیز جان خود را از دست دادند.
پژاک با صدور اطلاعیه‌ای این درگیری را تائید کرده است.

اعضای گروه پژاک دارای رابطه نزدیک با حزب کارگران کردستان ترکیه (پ‌ک‌ک) هستند که از سال ۱۹۸۴، درگیری‌های مرگباری با نیروهای دولتی ترکیه در جنوب شرقی این کشور دارند.

استان‌های شمال غربی ایران که کردها نیز در آن‌جا سکونت دارند، اغلب صحنه درگیری نیروهای امنیتی با شورشیان پژاک است.

پژاک که تهران آن را به عنوان یک گروه تروریستی می‌شناسد، دارای پایگاه‌هایی در شمال شرق عراق است که از آنها برای فعالیت علیه ایران استفاده می‌کند.

منطقه کردستان عراق هم‌مرز با ترکیه و ایران بوده و شامل رشته کوه‌های دورافتاده و ناهمواری است که در آنها اعضای پ‌ک‌ک و پژاک پناه گرفته‌اند.

پژاک که نام اختصاری «حزب حیات آزاد کردستان» است ، در سال ۲۰۰۴ با هدف سرنگونی حکومت مرکزی در ایران تاسیس شد.

در بیانیه اعلام موجودیت پژاک که در ژانویه سال ۲۰۰۴ میلادی در آلمان منتشر شد، این حزب مشی خود را برای سرنگونی حکومت ایران «مسلحانه» عنوان کرده است .

کپی شده از سایت رادیو زمانه


|+|نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 0:48 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
دکتر خانعلي ؛ وجدان بيدار معلمان

دکتر خانعلي ؛ وجدان بيدار معلمان

( معلمان ؛ قشرجدایی ناپذیزِ طبقه کارگر)

خسرو صادقي بروجني

 

  « معلمان ، فرهنگيان : بدانيد كه امروز روز شهادت دكتر خانعلي معلم بزرگ ويادآور اعتصاب بزرگ معلمان   كشور واعتصاب آنها عليه جوروبيداد است . اين روز،روز معلم است . اين روز بر شما مبارك باد،از معلم شجاع د كتر خانعلي ياد بگيريد ،حق تان را بخواهيد »(1).

 

12 ارديبهشت روز معلم است ، این روز شهادت دکتر خانعلي است ، معلمي که در اعتراضات معلمان ، به عنوان بخش جدايي ناپذير طبقه کارگر ، کشته شد .

 

 معلمان به واسطهِ قرار گرفتن در اردوگاه کارِ مزدي و همچنين عدم دخالت در فرايند تصميم گيري در پروسه آموزش جامعه ، بخش جدايي ناپذير طبقه کارگرند . کارگراني که نيروي کار فکري خود را نيز به ايدئولوژي حاکم فروخته و چه بسا بيگانگي از کارشان نه تنها در حوزه عمل ، بلکه در حوزه «نظري» و «اندبشه» اي باشد .

 

بيگانگي که به واسطه  اقتدار ايدئولوژي حاکم در مورد معلمان مجموعه علوم انساني و رشته هايي چون علوم اجتماعي، تاريخ، ادبيات, تعليمات ديني و... شديدتر بوده و ابن مجموعه معلمان نه تنها نيروي کار جسمي، که وجه مشترک تمامي کارگران است، بلکه اعتقاد و انديشه خود را به فروش رسانده و کوچکترين نقشي در فرايند تصميم گيري در امر آموزش ندارند .

 

 بنابراين اگر چه شرايط حاکم بر اين دسته از کارگران که جزئي از بخش خدمات مي باشند، از کارگران بخش توليدي و صنعتي متقاوت بوده و در کار يدي به غايت راحت تري را تجربه مي کنند اما اين سبک بودن کار يدي با بيگانگي و استثمار فکري در محدوده «فکر» و « انديشه» آنان جبران مي شود . به طور مثال معلم تاريخي که روايت رسمي تاريخ را که ريشه در ايدئولوزي حاکم دارد را آموزش مي دهد به نسبت يک کارگر کارخانه شرايط کاري بهتري داشته و استثمارِ کار يدي را کم تر تجربه مي کند اما الزامِ وي فروش مهارت و تخصص خود  در راستاي تحقق ايدئولوژي حاکم است که در غير اين صورت کارِ خود را از دست خواهد داد.

 

بنابراین آنچه بر این دسته از کارگران مسلط است ، همچون کارگران بخشهای تولیدی و صنعتی که تولید ارزش اضافی می کنند تنها الزام اقتصادی نمی باشد، بلکه الزام سیاسی و ایدئولوژیک نیز آنان را وادار به بیگانه بودن از ذاتِ حقیقی شان و تبدبل شدن به انسانی قالبی در جهت میل و خواست ایدئولوژی حاکم می کند .

 

تمامی این شرایط ذکر شده از جمله عدم شرکت معلمان در فرایند تصمیم گیریها در فرایند آموزش ، فروش نیروی کار (اعم از یدی و بیشتر فکری) و  الزام ایدئولوژیک و سیاسی حاکم بر ذهن و اندیشه معلمان است که سبب ساز این امر می شود که قائل انفکاک آنان از «طبقه کارگر» نباشیم و ستم وارد بر آنان را نیز در محدوده ستمهای وارد براین طبقه به حساب آورده و به داوری بنشینیم .

 

 

                                                        *******************

 

گرد همايي وتظاهرات مخالفت آميز فرهنگيان در روز 12 ارديبهشت ماه 1340 از سويي اعتراض معلمان حق التدريسي به رابطه ظالمانه دولت - معلم درآن زمان بود . دهها هزار معلم كه در پي رشد عددي دانش آموزان مجبور بودند بدون رابطه استخدامي به كلاس درس روند در نتيجه به هر علتي اگر نمي توانستند به سر كلاس روند از همان حق التدريسي هم محروم مي ماندند . با اعتراض اين معلمان ، دانش آموزان دبيرستان هم همراه شدند . زيرا محمددرخشش وزير فرهنگ (آموزش وپرورش) وقت اعلام كرده بود كه حد اقل نمره قبولي از 7 به 12 برسد . شعار دانش آموزان كه « وزير با 7 قبول شده از ما 12 ميخواد » در اعتراض به آن تصميم صورت گرفت .

 

دكتر عبدالحسين خانعلي دبير دبيرستان جامي تهران بود ، در روزهايي كه معلمان تهران به تظاهرات آرام دست زده بودند ودر وسط خيابان هايي كه به بهارستان و مجلس ختم مي شد نشسته بودند ، دانش آموزان وبعدها دانشجويان مثل محافظان جدي دور معلمان را گرفته بودند ، و چند ماشين آتش نشاني پر از آب گل آلود به معلمان معترض نزديك مي شود  و شروع ميكنند به پاشيدن آب و گل . دكتر خانعلي براي جلوگيري بالاي يكي از ماشينها مي رود و با گلوله تپانچه سرگرد «شهرستاني» رئيس يكي از كلانتري ها نقش زمين مي شود .

 

كشته شدن خانعلي باعث مي شود كه تظاهرات آرام معلمان به خشونت بكشد . معلمان جنازه او را به دست گرفته و در خيابانها به راه مي افتند . اصناف وكسبه دست از كار مي كشند ودانشجويان واستادان دانشگاه نيز به طور جدي به حمايت از معلمان وارد معركه مي شوند . احيانا اگر اعتصاب و تحصن چند روز ديگر ادامه مي يافت معلمان و دانشجويان و استادان مي توانستند به اهداف سياسي نيز دست يابند . متاسفانه اين طور نشد . تنها نتيجه اين اعتصاب سقوط شريف امامي و روي كار آمدن اميني بود . مبلغي هم بر حقوق معلمان اضافه شد . رهبران اعتصاب اعلام كردند كه به هدف خود رسيده اند و معلمان در ميان گلباران محصلين به مدرسه ها بازگشتند .

 

با اين كه مجلس بعد از اعتصاب معلمان روز 12 ارديبهشت را كه روز مرگ دكتر خانعلي بود رسما «روز معلم» اعلام كرد ، ولي حكومت از همان اولين سالگرد اعتصاب معلمان به اين تصويب نامه عمل نكرد و سعي كرد كه اين روز فراموش شود و از اذهان مردم و معلمان پاك شود .

مصادف شدن ترور آيت الله مطهري در 1358 آن هم درست در روز 12 ارديبهشت ماه به دست گروه فرقان تير خلاص را بر 12 ارديبهشت نيمه جان 1340 زد و روز معلم عملا با تاريخ نگاري جديد، شناسنامه جديدي براي خود يافت.

 

امروز معلمان با يك گسست تاريخي روبرو هستند . نام دكتر خانعلي بر تابلوي هيچ خياباني ديده نمي شود و حتي يكي از مدارس بي شمار كشور به نام او نامگذاري نشده است مقامات آموزش و پرورش يا او را نمي شنا سند و يا صلاحيت فكري و سياسي او را تاييد نمي كنند . حكايت مرحوم خانعلي ،حكايت غربت مظلومانه معلمان است .مگر نه اينكه در روز و هفته معلم كه فرياد ستايش از معلمان از هر تريبوني به گوش مي رسد و همه مقامات به نام معلم و از زبان معلم سخن مي گويند ، معلمان واقعي به دست فراموشي سپرده مي شوند و مقامات ستايشهاي خود را نثار انتزاعي و خيالي مي كنند به نام معلم كه هيچ مناسبتي با معلمان واقعي ندارد .

 

بردن نام خانعلي در محيطهاي فرهنگي در زمان شاه ممنوع بود امروز هم نام او از سوي مقامات آموزش و پرورش «مسكوت» است . نام او در روايت رسمي از تاريخ معاصر ما ذكر نشده است .

 

روانش شاد و راهش جاودانه باد .

 

   1) مضمون يكي از اعلاميه هاي معلمان در دهه 40 شمسي


|+|نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 ساعت 9:20 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
دلارا دارابی اعدام شد

شماره 677-2009

11 اردیبهشت 1388

کلید واژه ها : جامعه

دلارا دارابی، دختری که متهم بود در سن 17 سالگی، دختر عموی پدرش را به قتل رسانده است، صبح امروز در زندان رشت اعدام شد.

عبدالصمد خرمشاهی، در حالی که شوکه است با تأیید این خبر می گوید:" نمیدانم چه اتفقی افتاده است، من در حال رفتن به رشت هستم. حالم خیلی بد است."

حکم اعدام دلارا در حالی اجرا شد، که چندی پیش، به دلیل عدم حضور اولیای دم مقتول ، اجرای حکم وی به تعویق افتاده بود. با این وجود، این بار دادسرای استان رشت، بدون اعلام و اطلاع قبلی، حکم اعدام این هنرمند جوان را به اجرا در آورد.

دل آرا دارابی متهم بود که در آبان ماه سال ۸۶ درحالی که ۱۷ سال داشت، یکی از بستگان پدرش را به قتل رساند. طبق اقرار دل آرا ، دادگاه وی را به عنوان متهم ردیف اول پرونده معرفی کرد. درحالی که او پس از این اقرار اولیه، علت اقرارش را علاقه زیاد به پسری عنوان کرد که به گفته دل آرا، عامل اصلی جنایت بود. دل آرا در جلسه دادگاه عنوان کرد، به دلیل اینکه ورزشکار است و کاراته کار می کند، توانسته است با وجود جثه کوچک و نحیفش، مقتول را مورد حمله قرار دهد. او پس از این اقرار که یکی از دلایل اصلی صدور حکم قصاص علیه وی بود، ارتکاب به قتل را انکار کرد.

عبدالصمد خرمشاهی، وکیل مدافع وی، ایراداتی را به جریان پرونده وارد دانسته بود، از جمله اینکه با توجه به چپ دست بودن دلارا، وی نمی توانسته ضربات را از سمت راست به بدن مقتول وارد اورد.

نمایشگاه نقاشی آثار دل آرا دارابی باعث ایجاد توجه محافل حقوق بشری به پرونده اعدام وی شده بود.

http://chrr.us/spip.php?article3987


|+|نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 ساعت 12:41 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
شکایت مادر سارا از ماموران گشت ارشاد!!!!!!!!!!
شکایت مادر سارا از مامور گشت ارشاد
مادری پس از گذشت یک سال از مرگ دخترش بر اثر ایست قلبی، برای پیگیری پرونده شکایت خود از مامور گشت ارشاد، روز گذشته به دادسرای جنایی آمد.

به نوشته «سرمایه»، این مادر ادعا می‌کند، سارا، پرستار کشیک یکی از بیمارستان‌های تهران، پس از آن‌که ساعت کاری‌اش صبح سوم اردیبهشت ماه 87 به پایان رسید در راه بازگشت به خانه دانشجویی خود، با یکی از ماشین های گشت ارشاد در ده ونک برخورد کرد. ماموران گشت به او تذکر داده و از او می‌خواهند تا روسری خود را جلو بکشد. در این لحظه سارا عصبانی شده و به مامور گشت گفت: «روسری من جلو است، من شب گذشته یک پسر 20 ساله را کد زده‌ام، می‌دانی کد یعنی چه؟ یعنی مرگ؟ می‌دانی چرا؟ به خاطر مصرف زیاد کراک.»

سارا با صدای بلند و تند تند شروع به صحبت با ماموران گشت کرده و روبه آنها ادامه داد: «اگر راست می گویید بروید و این جوانان معتاد را از خیابان‌ها جمع کنید.»

مادر سارا مدعی شد که با بالا گرفتن درگیری لفظی بین ماموران گشت و سارا، یکی از ماموران مرد او را به داخل ون هدایت کرد، سارا را به منکرات برده و از چهره‌اش عکسی با پلاکارد روی سینه گرفتند.

وی ادعا کرد که شب سارا به خانه بازگشت و به مادرش تلفن کرد. به گفته مادرش سارا حالت روحی بدی داشته و به او اشاره کرده که قلبش درد گرفته است: «او اسم مامور گشت را به من داد و گفت مادر فقط این اسم به خاطرت باشد.»

مادر سارا با ناراحتی گفت: «می‌دانم همه می‌روند ولی نحوه رفتن است که انسان را می‌سوزاند.»

مادر سارا نزد بازپرس گریه می‌کرد و به خاطر سرنوشت دختر خود اشک ریخت: «من دو دختر دارم ولی این دختر بسیار حساس بود، شخصیت و روحیه خاصی داشت و بسیار آسیب‌پذیر بود. قلبش کمی بیمار بود و قرص مصرف می‌کرد، شاید اگر دختر دیگرم بود چنین اتفاقی برایش نمی افتاد اما روحیه سارا خیلی لطیف بود.»

مادر سارا که همراه دیگر اعضای خانواده در گرمسار زندگی می کند، بعد از آخرین مکالمه دیگر با دخترش صحبت نکرده و ظاهراً دختر پس از صحبت با مادر و پیش از آمدن دوستانش به خواب رفته است؛ خوابی که برای سارا بیداری نداشت. جسد سارا را به پزشک قانونی تحویل دادند و مرگ او ایست قلبی ناشی از مسمومیت تشخیص داده شد و به نظر می رسد آن شب سارا کمی بیش از همیشه از داروهای قلبی خود را مصرف کرده است.

مادر سارا از مامور گشت ارشاد شکایت کرد و او تحت بازجویی قرار گرفت اما دلیلی برای ارتکاب جرم مامور در علت مرگ سارا وجود نداشته و او آزاد شد.

مادر سارا که برای پیگیری پرونده به دادسرا آمده بود مقابل بازپرس پرونده مدعی شد: «اگرچه می دانم دیگر سارای من بازنمی گردد اما من از این مامور شکایت دارم اگر این فرد مقصر نبوده و فکر می کند مرتکب خطایی نشده است چرا دو روز بعد خود را به شهر دیگری منتقل کرده است.»

شائبه نادرست پدر
ما
در سارا شکایت دیگری را هم مطرح کرد. وی ادعا کرد: «همان روز که سارا فوت کرد خبری در روزنامه ها کار شد مبنی بر اینکه خانم پرستاری که با یک پزشک رابطه داشته خودکشی کرده است و به نظر می رسد این خبر در ارتباط با دختر من بوده است ولی دختر من بسیار دختر ساده ای بود و ما مطمئن هستیم با کسی در ارتباط نبوده است.»
به گفته مادر سارا این مساله موجب شده پدر او به سارا شک کند.

با اظهارات این زن، بازپرس پرونده را رسیدگی کرد و متوجه شد پرستار که نامش در خبرها آمده فرد دیگری است و به طور اتفاقی خودکشی او با حادثه این پرستار در یک روز رخ افتاده و خبر آن در روزنامه ها کار شده است و این شبهه را برای پدر سارا ایجاد کرده که شاید دختر او باشد.

بازپرس پرونده پرستار خودکشی کرده، شماره تلفن و پرینت اس ام اس او را به مادر سارا نشان داد. در این پرونده پرستار پس از آنکه اس ام اس تهدیدآمیزی از همسر پزشک دریافت کرده بود تصمیم به خودکشی گرفته و در پیامی به مرد گفته بود: «من دیگر طاقت عذاب وجدان ندارم و مرگ برای من بهتر است.»

این پرونده نیز همان روز با اثبات خودکشی این زن مختومه اعلام شد.
مادر سارا از بازپرس خواست تا گواهی به او دهد یا خبر را در روزنامه ها درج کنند تا آن را به عنوان مدرک به پدر سارا نشان دهد.
بر گرفته از سایت تابناک

|+|نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 ساعت 2:32 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
تاریخچه پرچم ایران


تاریخچه پرچم ایران


بهتر است بدانیم پرچم کشورمان چه جوری به وجود آمده است. مخصوصا حالا که پرچم جدید عراق هم رونمایی شده است ما باید اطلاعاتمان را در این زمینه کامل کنیم که کلاهمان یک روز سر از پس معرکه در نیاورد. این تاریخچه به اولین پرچمهای ایران تا امروز می پردازد!

بر خلاف اکثر عموم اولین پرچم ایران درفش کاویانی نبود بلکه اثر ذوق کورش کبیر بود. درفش کاویان زمانی درست شد که کاوه آهنگر یک هو قاطی کرد و دودمان هر چی آدم خونخوار که اول اسمش ضحاک بود را بر باد داد. کاوه فریدون را بر تخت شاهی نشاد و فریدون هم که خیلی از برچیده شدن حکومت ضحاک خوشحال بود دستور داد پیشبند کاوه را که بر سر نیزه زده بودند تا مردم را تحریک به قیام کنند طلاکاری کنند .. از این به بعد شد درفش کاویانی!. کثرا فکر می کنند این پرچم اولین پرچم ایران بوده است. حالا جالب است که درفش کاویانی را که با لباس آن بنده خدا درست نکردند. آن فقط یک نماد بود. درفشی که از روی آن ساخته شد وبه عنوان پرچم قرار گرفت از دوختن پوست پلنگ به عرض 5 متر و طول 7 متر درست شد!

تا زمانی که مسلمان ها ایران را گرفتند این پرچم ایران بود ولی مسلمان ها اجازه طرح پردازی را بر روی پرچم ندادند و ایران عملا بدون پرچم شد. پرچم سیاه جامگان و سرخ جامگان فقط یک رنگ داشت که هر چند پرچم الان لیبی هم فقط یک رنگ دارد ولی قبول کنید این دیگر اسمش پرچم نیست. برای همین سلطان محمود که به پادشاهی رسید توی پرچم سیاه سیاه جامگان که طرح ذوق ابومسلم بود یک ماه طلا دوزی کنند. پسرش مسعود که آمد از این سوسول بازی ها خوشش نیامد و دید ماه خیلی رمانتیک است و به دردش نمی خورد رفت سراغ علاقه اصلیش. شکار شیر!
سلطان مسعود که دید خیلی شیر دوست دارد سریعا یک شیر را به جای ماه به پرچم دوخت و از آن زمان تا قبل از انقلاب شیر شد نماد ایران. اگر می خواهید بدانید چطوری به فرانسه نگاه کنید که نشانش خروس است. آن زمان نشان ما شیر بوده است!

در زمان خوارزمشاهیان سکه هایی زده شد که عکس خورشید بر پشت شیر بود. به شخصه فکر می کنم که این به دلیل آیین مهرپرستی ایرانیان آن موقع بوده است که در این آیین خورشید بسیار مقدس بوده است. ولی هنوز تا زمان شاه خورشید باید صبر کنید.

شاه طهماسب هم یک خورده در این واقعه اختلال ایجاد کرد و چون فکر می کرد که ماه حمل با نشان گوسفند خیلی پربرکت بوده است ( چون خودش متولد ماه حمل بوده است ) گوسفند را جایگزین شیر کرد. در بقیه آن دوران پرچم ایران یک پارچه سبز با مشان شیر و خورشید بود که شیر و خورشید انواع و اقسام حالات مختلف را در این دوران داشته اند. تا این که نادر ، شاه شد!

نادر شاه چند تا پرچم داشت ولی پرچم ایران را پرچمی سه رنگ قرار داد که از رنگهای پرچم فعلی تشکیل شده بود. در این پرچم که هنوز هم 4 گوش نشده بود و مثلثی بود یک شیر بود که خورشید از پشتش طلوع می کرد و در وسط خورشید عبارت الله الملک به چشم می خورد. این پرچم مادر پرچمهای جدید ایران شد!

آقا محمد خان که آمد یک سری کارهای اساسی توی پرچم کرد. مثلا پرچم را 4 گوش کرد و به دست شیر ایران یک شمشیر هم داد. به خاطر این که با نادر هم مخالف بود رنگ پرچم را واحدی کرد که در شکل می بینید.

اما امیر کبیر. وقتی صحبت از امیر کبیر می شود باید بسیار با احترام صحبت کرد. این ایران امروز ساخته دست همان مرد است. هر چی خوبی توی ایران می بینیم یک نقشی در آن به عهده امیر کبیر بوده است.
امیرکبیر دلبستگی ویژه‌ای به نادرشاه داشت و به همین خاطر پیوسته به ناصرالدین شاه توصیه می‌کرد شرح زندگی نادر را بخواند. امیرکبیر همان رنگ‌های پرچم نادر را قبول کرد ، اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد (بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه. اگر این اتفاق نمی افتاد پرچم الان ما غیر استاندارد حساب می شد) و سراسر زمینه پرچم سفید، با یک نوار سبز به عرض تقریبی ۱۰ سانتی متر در گوشه بالایی و نواری سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پایین پرچم دوخته شود و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد، بدون آنکه تاجی بر بالای خورشید گذاشته شود. بدین ترتیب پرچم ایران تقریباً به شکل و فرم پرچم امروزی ایران درآمد. در آخر درباره رنگهای بیشتر صحبت می کنیم.

بعد از انقلاب مشروطه در مجلس برای مخالفت با روحانیون که اسفاده از عکس را حرام می دانستند نمایندگان شیر را نماد حضرت علی اعلام کردند. مشخص است که دیگر هیچ ایرانی جرئت نداشت با نشان حضرت علی مخالفت کند. حضرت علی هم که قربانش بروم یک شمشیر داشت به اسم ذوالفقار پس به دست شیر یک شمشیر هم داده شد. در همان زمانها هم بود که توسط پهلوی ها تاج به پرچم اضافه و برداشته می شد.

این بود تا زمان پیروزی انقلاب ایران که پرچم این جوری شد.این پرچم را هم که می دانید توسط طولش یک و نیم برابر عرضش است. 22 بار الله اکبر در حاشیه ها دارد. یک هیئت 18 نفره این طرح را که توسط حمید ندیمی طراحی شده است تائید کرده اند.

رنگ پرچم

درباره رنگ پرچم هم که می شود هر برداشتی کرد ولی کلا این ترتیب زیر از همه معتبرتر است:
سبز - نشانه خرمی و دوستی

سپید - صلح و دوستی (بر گرفته از نشانه زرتشتیان)

سرخ - نشان خون از دست رفتگان در راه ایران (شهیدان)

البته می توانید برای این که بفهمید این سه رنگ در پرچم ایران چقدر قدمت دارند به عکس روی این دیوار که از هخامنشی مانده است و به عنوان پرچم اهورا ( فروهر) الان در موزه لوور نگهداری می شود توجه کنید.

این سه رنگ امروز جزئی از هویت امروز ماست. در حقیقت پرچم ایران اگر هر احساسی به ایران داشته باشیم باز هم با وجود ما آمیخته شده است و همه ما را با این پرچم می شناسند. یک روز پرچم شیر و خورشید و امروز این پرچم در وجود ماست.

|+|نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 ساعت 1:54 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
پنج سوال اسان !
مردی در مسابقه ی اطلاعات عمومی شرکت کرده است و سعی در بردن
جایزه یک میلیون دلاری را دارد .

سوالات را بخوانید

۱ـ جنگ صد ساله چند سال طول کشید؟

الف) ۱۱۶ سال

ب ) ۹۹ سال

ج ) ۱۰۰ سال

د ) ۱۵۰ سال

او نمیتواند به این سوال جواب دهد

۲ـ کلاه های پاناما در چه کشوری تولید میشود؟

الف) برزیل

ب) شیلی

ج) پاناما

د)اکوادور

حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک میکند


۳ـ روس ها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟

الف) ژانویه

ب) سپتامبر

ج) اکتبر

د) نوامبر

این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت میکند


۴ـ اسم شاه جرج سوم چه بود؟

الف) ادر

ب) آلبرت

ج) جرج

د) مانوئل

خوب بقیه حضار باید به دادش برسند

۵ـ نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده؟

الف) قناری

ب) کانگارو

ج) توله سگ

د) موش

در اینجاست که شرکت کننده ی بخت برگشته از ادامه ی مسابقه انصراف میده

اگر خیلی خودتان را گرفته اید که همه ی جوابها را میدانید و به این بنده ی خدا هم کلی
خندیدید بهتره اول جوابها را بخوانید

جوابها

۱ـ جنگ صد ساله در واقع ۱۱۶ سال طول کشید (۱۳۳۷ـ۱۴۵۳)

۲ـ کلاه پاناما در اکوادور تولید میشه

۳ـ انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته میشه

۴ـ اسم شاه جرج .آلبرت بوده که بعد از به سلطنت رسیدن به جرج تغیر یافت

۵ـ توله سگ .اسم لاتین آن
insularia canaria یعنی جزایر توله سگ

|+|نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 ساعت 1:52 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
در مورد نام زیبای کشورمان ایران چه می دانید؟
در مورد نام زیبای کشورمان ایران چه می دانید؟


ائریه - ائیرین - آریاورته - آورته - آریا ویج - ایرانویج - ایران ویژ - اریانه - اران - پرس
ایران - Persia - IRAN

به آن گروه از آریایی‌ها که مهاجرت نکردند و در «ناف جهان» که به‌زبان اوستایی «ائیرینه‌وئیجنگه»(airyana-vaējangh) خوانده می‌شد، ساکن بماندند و با نام ایرج مشهوراند و ایرج (eraj) که به‌زبان پهلوی (erech) خوانده می‌شود، مخفف همان واژهی اوستایی است که به پهلوی و پارسی دری (ویج) تلفظ می‌شود که همان مرکز جهان معنی می‌دهد.



واژهی ایران که در پارسی ‌میانه به شکل «اران»(erān) بوده، و برگرفته از شکل‌های قدیمی «آریانا» یعنی سرزمین آریایی‌هاست.

واژهی «آریا» در زبان‌های اوستایی، پارسی باستان و سنسکریت به ترتیب به شکل‌های «اَیریه»(airya)،«اَریه»(āriya)،«آریه»(arya) به کار رفته است. و نیز در زبان سنسکریت «اریه»(ariya) به معنی سَروَر و مهتر و «آریکه»(aryaka) به معنی مَردِ شایسته‌ی بزرگداشت و حرمت است و آریایی به‌زبان اوستایی «ائیرین»(airyana) و به‌زبان پهلوی و پارسی دری «ایر» خوانده می‌شود و ایرج به‌زبان آریایی «airya» است.
ایر در واژه به‌معنی «آزاده» و جمع آن «ایران» به‌معنی «آزادگان» است.

در شاهنامه دربارهی پسر سوم فریدون می‌خوانیم :

مر او را که بُد هوش و فرهنگ و رای
مر او را چه خوانند ؟ ایران خدای

ایران در این‌جا به‌معنی جمع «ایر» یعنی آزادگان و «ایران خدای» به‌ معنی پادشاه آزادگان است.

ایرانیان و آریاییان هند که در روزگاران کهن زبان‌های آنان به یکدیگر بسیار نزدیک بود، خود را به این نام خوانده­‌اند.(سیمای ایران تألیف ایرج افشار، ص 67-68-69)

داریوش بزرگ در نوشته‌های نقش رستم و شوش از خود، چنین یاد می‌کند :



«منم داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه سرزمین‌های همه‌ زبان، شاه این بوم بزرگ پهناور، پسر ویشتاسب هخامنشی، پارسی، پسر یک پارسی، آریایی، از چهر آریایی (آریایی‌نژاد).»

(اومستد، ا.ت. تاریخ شاهنشاهی هخامنشی، ص 167)



اریه در نام «اریامنه»(ariyāramna) - اریامنه پدر اَرشام پدر ویشتاسب و ویشتاسب پدر داریوش است - و «ایریه» در واژه‌ی اوستایی «اَیرینَه وئجه»(airyna.vaējangh) ایران‌ویج (ایران‌ویج در دید زرتشتیان هنوز هم به معنای بهترین و مقدس‌ترین بخش ایران و جهان است) و «اَیریوخشوثه»(airyo.xshutha) - اَیریوخشوثه کوهی که آرش، تیر انداز نامی ایران در زمان منوچهر پیشدادی از بالای آن تیری به سوی مشرق انداخت - و «ایره‌یاوه»(airyāva)، ایرج (یاری کننده‌ی آریا) به‌کار رفته است.

در مورد کشورهای دیگر و اقوام آریائی که به اروپا مهاجرت کردند و نام ایران را نگاه داشتند، می‌توان «ایرلند» را نام برد (ایرلند = سرزمین ایرها = سرزمین آریاییان) و هم در آن‌جا است که هنوز معابد میترایی یعنی یادگار دوران فریدون از زیر خاک بدر می‌آید. (دکتر فریدون جنیدی کتاب زندگی و مهاجرت آریاییان ص - 175 176)

این واژه را در زبان ایرلندی که هم‌ریشه‌ی زبان ماست به شکل «aire» و «airech» و به همان معنی «آزاده» می‌بینیم.

بخش نخست نام کشور ایرلند که در خود زبان ایرلندی «eire» نامیده می‌شود نیز همین واژه است.
Eire; former name of the Republic of Ireland

اریه و ایریه رفته‌ رفته به شکل «ایر»(ēr) درآمد. ایرانیان در نوشته‌های پهلوی ساسانی، خود را به این نام و میهن خود را «ایران»(ērān) نامیدند. (ایرانیان در نوشته‌های پهلوی اشکانی «اَریان»، در ارمنی «اِران»(eran) یا «ایرانشتر»(ērān shathr) و در فارسی «ایرانشهر» نامیده می‌شدند.)
ایران در زبان پهلوی دو معنی داشت : یکی آریاییان یا ایرانیان و دیگر سرزمین ایران.

شکلی دیگری از ایران «اریان» است که در کتاب تاریخ پیامبران و شاهان از «حمزه اصفهانی»، دانشمند سده‌ی 4 آمده است. او یک‌بار از مملکت «اریان» و هم «فرس» و به بیان دیگر «اریان» نام میبرد و میگوید که ایشان پارسسیان‌اند.(اصفهانی، حمزه. تاریخ پیامبران و شاهان، ص2)
از این سخن پیداست که او اریان را در معنی جمع و به جای ایرانیان یا آریاییها بکار برده است.

شکل «اریان شهر» نیز به جای «ایران‌ شهر» در کتاب التنبیه و الاشراف، تألیف «ابوالحسن علی مسعودی»، مورخ سده‌ی 4 نیز دیده شده است.(مسعودی، ابولحسن علی.التنبیه و الاشراف، صص 38-39)
«شثر» (= شهر در فارسی) که در واژهی پهلوی «ایران شثر» آمده است در آن زبان به معنای کنونی «سرزمین» است.
در زبان پهلوی ساسانی به جای شهر (در معنی امروزی) شثرستان (= شهرستان در فارسی) بکاربرده می‌شد و کیشور (= کشور در فارسی) به معنی یک بخش از هفت بخش زمین بود که به تازی «اقلیم» خوانده شده است. در زبان پهلوی از واژه‌ی «ایرانشثر»، کشور ایرانیان، کشور آریاییان خواسته و دریافته می‌شد. (کیا، دکتر صادق. آریا مهر، ص 3-4)

ایران هم‌چنین منسوب به‌محل آن، به‌نژاد «ایر» یا جایگاه آریاییان گفته می‌شده و هم‌اکنون نیز به همان نسبت خوانده می‌شود. بخشی از پیام کی‌خسرو به افراسیاب‌ را ببینید :

به ایران زن‌ و مرد لرزان به ‌خاک
خروشان ز تو پیش یزدان پاک


که در این بیت : ایران به‌معنی کشور آریاییان است، یا :

دریغ‌ است، ایران که ویران شود
کنام پلنگان ‌و شیران شود

ابوسعید ابوالخیر در این چهارپاره (رباعی) ایران را به معنی جمع ایر آورده است :

سبزی بهشت و نوبهار از توبرند
آنی که به خلد یادگار از تو برند

در چین وختن، نقش‌ونگار از تو برند
ایران همه فال روزگار از تو برند

|+|نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 ساعت 1:46 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
همه چیز در مورد نشان فروهر
همه چیز در مورد نشان فروهر




با توجه به این مسئله که امروزه جوانان و مردم ایران بعد از هزاره ای سیاه و بی خبری به خیلی از ارزشهای خود و نشان های ملی خود توجه خاصی میکند  و از آنجايي که هر کشور و ملتي نشانه و سمبولي ويژه از خود دارند ، برامدیم تا نوشتاری در مورد نشان فروهر که سمبلی ملی و بجاست را به ایران دوستان معرفی بنماییم .

با تشکر امیریان - کرمانشاه بتاریخ ۱۱/۰۲/۳۷۴۷ یکتایی

- ايرانيان يکي از کهن ترين مردماني هستند که سمبولي بسيارشگفت انگيز و سراشر از دانش و فرهنگ و خرد از خود به جاي گذاشته اند که با اندوه فراوان بسياري از ما ايرانيان از آن نا آگاه هستيم . اين نشان " فره وشي" يا " فروهر" نام دارد که قدمت آن بيش از 4000 سال تخمين زده شده است . تاريخچه فره وشي ي افروهر به پيش از زايش زرتشت بزرگوار اين پير و فيلسوف خرد و فرهنگ و دانش جهان باز ميگردد . سنگ نگاره هايشاهنشاهان هخامنشي در کاخهاي پرسپوليس و سنگ نگاره هاي شاهنشاهان ساساني همه حکايت از آن دارد . نکته بسيار شگفت انگيز اين نشان ملي ما ايرانيان آن است که تک تک اين نشان داراي مفهوم دانشي نهفته است . اينک به تشريح اين نشان ملي مي پردازيم :

1 -

قرار دادن چهره يک پيرمرد سالخورده در اين نگاره اشاره به شخص نيکوکاري و يکتا پرستي دارد که رفتار و ظاهر مرتب وپسنديده اش سرمشق و الگوي ديگر مردمان بوده است و ديگران تجربيات وي را ارج مي نهادند .



2 -

دست راست نگاره به سوي آسمان دراز شده است که اين اشاره به ستايش "دادار هستي اورمزد" خداي واحد ايرانيان دارد که زرتشت در 4000 سال پيش آنرا به جهان هديه نمود .



3 -

چنبره اي ( حلقه اي ) دردست چپ نگاره وجود دارد که نشان از عهد و پيماني است که بين انسان و اهورامزدا بسته ميشود و انسان بايد خداي واحد را ستايش کند و هميشه در همه امور وي را ناظر بر کارهاي خود بداند . مورخين حلقه هاي ازدواجي که بين جوانان رد و بدل مي شود را برگرفته شده از همين چنبره ميدانند و آنرا يک سنت ايراني ميدانند که به جهان صادر شده است . زيرا زن و شوهر نيز با دادن چنبره ( حلقه ) به يکديگر پيماني را با هم امضا نموده اند که هميشه به يکديگر وفادار بمانند .



4 -

بالهاي کشيده شده در دو طرف نگاره اشاره به تنديس پرواز به سوي پيشرفت و ترقي در ميان انسانهاست و در نهايت امر رسيدن به اورمزد دادار هستي خداي واحد ايرانيان است .



5 -

سه قسمتي که روي بالها به صورت طبقه بندي شده قرار گرفته است اشاره به سه دستور جاودانه پير خرد و دانش جهان "اشو زرتشت" دارد . که بي شک ميتوان گفت تا ميليون سال ديگر تا جهان در جهان باقي باشد اين سه فرمان پابرجاست و هميشه الگو و راهنماي مردمان جهان است . اين سه فرمان که روي بالهاي فروهر نقش بسته شده همان کردار نيک - گفتار نيک - پندار نيک ايرانيان است .



6 -

در ميان کمر پيرمرد ايراني يک چنبره ( حلقه ) بزرگ قرار گرفته شده است که اشاره به " دايره روزگار" و جهان هستي دارد که انسان در اين ميان قرار گرفته است و مردمان موظف شده اند در ميان اين چنبره روزگار روشي را براي زندگي برگزينند که پس از مرگ روحشان شاد و قرين رحمت و آمرزش الهي قرار بگيرد .



7 -

دو رشته از چنبره ( حلقه ) به پايين آويزان شده است که نشان از دو عنصر باستاني ايران دارد . يکي سوي راست و ديگري سوي چپ . نخست " سپنته مينو" که همان نيروي الهي اهورامزدا است و ديگري "انگره مينو" که نشان از نيروي شر و اهريمني است . انسان در ميان دو نيروي خير و شر قرار گرفته است که با کوچکترين لرزشي به تباهي کشيده مي شود و نابود خواهد شد . پس اگر از کردار نيک - گفتار نيک - پندار نيک پيروي کند هميشه نيروي سپنته مينو در کنار وي خواهد بود و او به کمال خواهد رسيد و هم در اين دنيا نيک زندگي خواهد کرد و هم در دنياي پسين روحش شاد و آمرزيده خواهد بود .



8 -

انتهاي لباس پيرمرد سالخورده باستاني ايران که قدمتي بيش از 4000 سال دارد به صورت سه طبقه بنا گذاشته شده است که اشاره به کردار نيک - گفتار نيک - پندار نيک دارد . پس تنها و زيباترين راه و روش نيک زندگي کردن و به کمال رسيدن از ديد اشو زرتشت همين سه فرمان است . که ديده مي شود امروز جهان تنها راه و روش انسان بودن را که همان پندارهاي زرتشت بوده است را براي خود برگزيده است و خرافات و عقايد پوچ را به دور ريخته است .

اين تنها گوشه اي از آثار نياکان گرامي ماست که امروز وظيفه ماست از آن پاسداري کنيم

. به اميد روزي که ايراني به هويت ملي خويش بازگردد . اينجا تنها اين آرزوي داريوش بزرگ که در سنگ نبشته هاي خود به جاي گذاشته است به حقيقت مي پيوندد


|+|نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 ساعت 1:43 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
روزجهاني كارگريادآوراتحاد

روزجهاني كارگريادآوراتحاد وهبستگي كارگران سراسر جهان درمبارزه عليه ستم و استـــعمار و  استثمارجهاني ومبارزه براي احقاق حقــوق كارگـران    و زحمتكـــشان سراسرجــــهان ورفع ظلم وســتم وزورگوئي ورعايت اصول انساني وعدالت اجتماعي است. روز جهاني كارگر يادآورهمبستگي سراسر جهان عليه تبعيض،ناامني شغلي ، بي عدالتي وتضييع  كنندگان حقوق حقه ي زحمتكشان جهان است. روز جهاني كارگر يعني روز اتحاد وهبستگي در برابرقدرتهاي زورگو و استثمارگر فرصت طلب كه بدون داشتن مديريت صحيح وعادلانه وتنها ازطريق رابطه ها وپارتيها درمصــدر قدرت كارنشسته اند واقدام به انتصاب شخصيتهاي نالايق ترازخود در  امور زير مجـــموعه اشان نموده كه موجب خسران بزرگي درحق شايستگان وخلاقان خبره دستگاه   متبوعه مي باشد وباعث تضـييع حقوق متخصصان   لايق وباستعداد گرديده وپيروزي دربرابراينگونه فرصت طلبان زورگو.يازده ارديبهشت برابر با اول  ماه مه روزجهاني كارگررا به تمامي كارگران و زحمتكشان ايران و جهان تبريك عرض نموده و  اتحـاد و همبستگي آنان را درجهت پيشبرد اهداف انساندوســـتانه ، عدالت اجتماعي ،خارج شدن از    يوغ استــبداد و استثمار وتبعيـض ونابرابري در   جهان آرزومنديم وهمصدا باكارگران سراسر جهــان خواهان رفع  ستم ، حفظ امنيت شغلي ،استفاده از استعدادهاي شكوفا وخلاق بدون تبعيض ورابطه   بازيها واستفاده ازشايسـتگان حقيقي درمصدركليدي امورمربوطه ورفاه عمومي عاري ازهرگونه بهانه جوئي درمحروم نمودن كارگران جهان وحـقوق شرافتمندانه ي آنان مي باشيم به اميد روزي كه  ديگر شاهد بيدادگريها وزورگوئيها وخودمحوريها وخودخواهيها كه اساس اصــلي ستمــگريهاست ، نباشــيم ودر صلح وصفــاي جهـــاني با حـــفظ چهارچوب مليت خود زندگي كنيم .پس بيائيم راهي    را انتخاب كنيم كه با حفظ فرهنگ ومليت خود صلح جهاني را به جهانيان هديه نمائيم.به اميد آن روز.


|+|نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 ساعت 9:26 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
سرود انترناسیونال
 

یازده اردیبهشت روز جهانی کارگر بر تمام کارگران گرامی باد .!

سرود انترناسیونال

برخیز ای داغ لعنت خورده دنیای فقر و بندگی
شوریده خاطر ما را برده به جنگ مرگ و زندگی
باید از ریشه براندازیم کهنه جهان جور و بند
و آنگه نوین جهانی سازیم هیچ بودگان هرچیز گردند

روز قطعی جدال است آخرین رزم ما
انترناسیونال است نجات انسانها
روز قطعی جدال است آخرین رزم ما
انترناسیونال است نجات انسانها

برما نبخشند فتح و شادی نه بت، نه شه نه قهرمان
با دست خود گیریم آزادی در پیکارهای بی امان
تا ظلم از عالم بروبیم نعمت خود آریم به کف
دمیم آتش را و بکوبیم تا وقتیکه آهن گرم است

روز قطعی جدال است آخرین رزم ما
انترناسیونال است نجات انسانها
روز قطعی جدال است آخرین رزم ما
انترناسیونال است نجات انسانها

تنها ما توده جهانی, اردوی بیشمار کار
داریم حقوق جهانبانی نه که خونخواران غدار
غرد وقتی رعد مرگ آور بر رهزنان و دژخیمان
در این عالم بر ما سراسر تابد خورشید نور افشان

روز قطعی جدال است آخرین رزم ما
انترناسیونال است نجات انسانها
روز قطعی جدال است آخرین رزم ما
انترناسیونال است نجات انسانها

اوژن پوتيه
مترجم:ابوالقاسم لاهوتی


|+|نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 ساعت 9:20 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
آخرین نوشته ها
تریلیاردر حامی احمدی نژاد ، پشت پرده "تات"
کوروش بزرگ ذولقرنین نیست !!
کوتاهترین داستان دنیا
چگونه هدایای تبلیغاتی نفیس رایگان از شرکتهای بزرگ بین المللی دریافت کنید؟ کافیست ثبت نام نموده و تبل
بیانیه شماره 14 مهندس میرحسین موسوی در استانه 13 آبان
ورژن جدید الترا سورف نرم افزار عبور از فیلترینگ را از لینک های زیر دانلود کنید :
آزادی و بزرگداشت زنان در ایران باستان

حکم اعدام زنی که قصد دفاع از خود به هنگام تجاوز را داشت.
ترانه موسوی چهارم و اشتباه ناشیانه خبرگزاری فارس
آرشيو وبلاگ
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
بهمن 1386
دی 1386
موج سبز آزادی