تبليغاتX
كيونان
کرمانشاه در یک نگاه

کرمانشاه در یک نگاه

استان کرمانشاه

موقعيت جغرافيايي و تقسيم سياسي استان
استان کرمانشاه با حدود 24434 کيلومتر مربع وسعت در ميانۀ ضلع غربي کشور، بين 33 درجه و 36 دقيقه تا 35 درجه و 15 دقيقه عرض شمالي و 45 درجه و 24 دقيقه تا 48 درجه و 30 دقيقه طول شرقي از نصف‌النهار گرينويچ قرار گرفته است. اين استان از شمال به استان کردستان، از جنوب به استان هاي لرستان و ايلام، از شرق به استان همدان و از غرب به کشور عراق محدود شده است.
استان کرمانشاه در سال 1375 داراي 11 شهرستان، 19 شهر، 24 بخش، 83 دهستان و 2793 آبادي داراي سکنه بوده است. شهر کرمانشاه مرکز شهرستان و استان کرمانشاه است. شهرستان هاي استان کرمانشاه عبارتند است: اسلام آباد غرب، پاوه، جوانرود، سرپل ذهاب، سنقر، صحنه، قصر شيرين، کرمانشاه، کنگاور، گيلان غرب و هرسين.

جغرافياي تاريخي استان

قدمت سکونت در محدودۀ استان فعلي کرمانشاه به هزاره هاي قبل از ميلاد مي‌رسد. در اثار سارگن – شاه اکد- که از سال 2048 تا 2030 قبل از ميلاد بر جنوب بين‌النهرين فرمان رانده، از مردم زاگرس به عنوان «آريزان ياغي» ياد شده است. به استناد کتيبه هاي بابل، آشور و عيلام، ساکنان دامنه هاي زاگرس طوايفي به نام هاي لولوبي، گوتي، مانايي، فايري، آمو و پارسوا بوده اند. در خصوص اصل و نژاد اين طوايف، نظرات متضادي ابراز شده است؛ طوايف آماد و پارسوا آريايي، و طوايف گوتي و کاسي نيز به احتمال زياد آريايي ثبت شده اند، ولي محققان در آريايي بودن لولوبي ها و مانايي ها‌ترديد دارند.
لولوبي ها يا لولها اجداد لرها هستند و درگذشتۀ دور در ذهاب کرمانشاه، شهر باستاني زور و سليمانيه زندگي مي‌کرده اند. درحدود سال 1200 قبل از ميلاد، شاه عيلام بر اين طايفه غلبه کرده است. لولوبي ها به استناد مندرجات کتيبه‌اي در ذهاب کرمانشاه، شهرياري مقتدر به نام "آنو باني ني" داشته اند.
در سال هاي 1115-1100 قبل از ميلاد، ارمنستان و حوالي درياچۀ وان توسط شاه آشور فتح شد و کوهستان اورامان به تصرف آشوريان درآمد. شلمانسر سوم در ناحيۀ سقز کنوني استحکاماتي ساخت، ولي به دليل شورش داخلي آشور، طوايف زاگرس از اطاعت وي سرباز زدند. تکلات پالاسر سوم (728-746 ق.م) براي سرکوبي عشاير ساکن زاگرس سپاهي تجهيز کرد. د رکتيب هاي آشوري اين دوره، به نام ولايت هايي مانند پارسوا، زکروتي، مادهاي توانا و سرزمين نيشابي اشاره شده است. نيشابي به اطراف کرمانشاه و ماهيدشت فعلي اطلاق مي‌شده که مراتع معروف آن براي پرورش ونگهداري اسب مشهور بوده است. دراسناد تاريخي اين دوره از شهري به نام "آلي پي" ذکر شده و برخي مورخان اين شهرستان را ولايتي بين کرمانشاه فعلي معرفي کرده‌اند که ساکنان آن از بقاياي قوم کاسي بوده اند.
نام ماد براي نخستين بار به صورت "آماده اي" در حملات آشوريان به نواحي کردستان فعلي ذکر شده است. بنابراين مي‌توان دريافت که از هزار سال قبل از ميلاد، قوم ماد در دامنه هاي زاگرس سکونت داشته است. علل سقوط نينوا و انقراض دولت آشور به دست هوخشتر، اسب هاي نيرومند سواره نظام ماد (که در نيشابي‌تربيت شده بودند) بيان شده است. گذشته از ماد، دو طايفۀ ديگر به نام پارس و کرد نيز جزء ساکنان دامنه هاي زاگرس ذکر شده است.
مورخان در دامنۀ کوه طاق بستان فعلي، شهري را گزارش کرده‌اند که نام يکي از محلات آن "گمبادنه" بوده است. در روزگار ساسانيان، نواحي غرب و خصوصاً کرمانشاه مورد توجه شهرياران ساساني بود و به علت نزديکي با تيسفون (پايتخت)، ايام تابستان (ييلاق) را در آن مي‌گذرانده اند. قباد اول و خسرو اول (انوشيروان) ساساني بدين ناحيه توجهي خاص داشته اند. در اخبار مورخان اسلامي به کرات آمده است که خسرو اول انوشيروان در نواحي طاق بستان، قصرهايي ساخته که در آنها از بزرگان چيني، هندي و قيصر روم و ديگر حکمرانان پذيرايي مي‌کرده است. خسرو دوم ملقب به پرويز نيز در اين منطقه باغ هاي زيبا احداث کرده بود که در آن قصرها و عمارات باشکوه وجود داشته است.
گفته مي‌شود که نام کرمانشاه به بهرام، شاه ساساني منسوب است که در روزگاه پدر، فرمانروايي ايالات کرمان را داشت و بدين جهت به "کرمانشاه " قلب يافت. کرمانشاه پس از شکست ايرانيان در جنگ نهاوند به فتح عرب ها در آمد.
هارون‌الرشيد به اين سامان توجه خاص داشت. ابن فضلان در سال 309 ه. ق که از طرف المقتدر به مأموريت مي‌رفت در سفرنامۀ خود از کرمانشاه ياد کرده است. ابن حوقق و اصطخري نيز از اين شهر به عنوان منقطه‌اي زيبا با اشجار و آب فراوان ياد کرده است.
در قرن چهارم ه. ق سلسلۀ کوچکي از اکراد به نام حسنويه در ولايت غرب استقلال يافتند. مؤسس اين سلسله نزديک به 50 سال حکمفرمايي کرد و قلعۀ بزرگ "سرماج" را در مجاورت دينور مقر و محل دفاين و نفايس خود قرار داد. حکومت جانشينان حسنويه به علت اختلافات داخلي مدت زمان طولاني دوام نياورد. در سال 400 ه.ق، هلال نوادۀ حسنويه بر پدر خود عصيان نمود و پدر براي تنبيه فرزند از "ابوالفتح ابن عناز" –والي حلوان- ياري خواست. در سال 438 ه.ق مهلهل ابن محمد عناز شهر قرميس (کرمانشاه ) و دينور را فتح کرد. در سال 441 ه.ق سلطان طغرل سلجوقي با صدهزار سپاهي قلعۀ سرماج را تسخير کرد.
در قرن ششم هـ.ق، سلطان سنجر، کرمانشاه و توابع آن را درحوزۀ، حکمراني برادرزادۀ خود به نام سليمان شاه ملقب به ايوه قرار داد. در قرن هفتم اين نواحي از حمله و هجوم مغول در امان نماند و در جريان حمله هلاکو به بغداد صدمات فراوان ديد.
در قرن هشتم سپاه امير تيمور به اين ناحيه يورش آورد و در قرن نهم و اوايل قرن دهم هـ . ق کرمانشاه مورد تجاوز عثماني ها قرار گرفت.
همزمان با حملۀ افغان و سقوط اصفهان، اين منطقه نيز با تجاوز عثماني ها مواجه شد و رو به ويراني نهاد. نادرشاه به منظور آماده کردن شهر کرمانشاه در مقابل هجوم عثماني ها در عمران و آباداني آن کوشيد. به امر نادرشاه قلع، قديم کرمانشاه خراب و قلعۀ جديدي بنا گرديد.
در روزگار زنديه، خواني زنگنه و اهالي قلعه کرمانشاه نخست از گردن نهادن به حکومت وکيل الرعايا خودداري کردند و از اين رو کرمانشاه با محاصره و خرابي روبرو گرديد.
عمران و آبادي جدي و پيوسته اين نواحي به ويژه شهر کرمانشاه از دوران قاجار آغاز شده است. فتحعلي شاه قاجار در سال 1221 هـ . ق فرزند خود محمدعلي ميرزاي دولتشاه را به سمت سرحددار عراقين منصوب کرد و ايالت خوزستان را نيز در قلمرو او قرار داد و با بناي ديوانخانه، حمام و مساجد به توسعه و زيبايي آن پرداخت.
اما قلي ميرزاي عمادالدوله فرزند دولتشاه در دوران ناصري 25 سال در کرمانشاه حکومت کرد و اصلاحات پدر را در عمران و توسعه شهر پي گرفت. بناي بازارهاي مسقف فعلي و مسجد عمادالدوله يادگارهاي دوران حکومت اوست . کرمانشاه در جنگ جهاني اول و دوم به تصرف قواي بيگانه در آمد و پس از پايان جنگ تخليه شد. در دورۀ پهلوي به آباداني آن افزوده شد.
متأسفانه در طول مدت 8 سال جنگ تحميلي عراق عليه ايران، اين استان متحمل خسارت هاي فراواني شد که طي سال هاي بعد از جنگ مرمت و بازسازي شد.

 اشياء تاريخي

 بناهاي تاريخي
 محوطه هاي تاريخي
 باغ هاي تاريخي
 قلعه های تاریخی
 پل های تاریخی
 تپه های تاریخی


اشیاء تاریخی
 شير سنگي
 مجسمۀ هرکول
 فرهاد تراش
 نقش برجسته گودرز شاه در سرپل ذهاب
 نقش برجسته بلاش
 نقش برجسته گودرز در بيستون
 نقش برجسته مهرداد دوم
 نقش برجسته هرکول
 نقش برجسته و کتيبه داريوش اول
 نقش برجسته کتيبه‌دار
 نقش برجسته‌اي ديگر از لولوبي‌ها
 نقش برجسته‌اي ديگر از آنوباني‌ني
 نقش برجسته آنوباني‌ني
 سنگ‌نگاره دوره قاجار


بناهای تاریخی
 کاخ شاهپور
 کاخ حوش کوري
 بقاياي کاخ ساساني (عمارت خسروي)
 گوردخمه برد عاشقان
 گوردخمه سان رستم
 گوردخمه روانسر
 گور دخمه ديره
 گوردخمه دکان داوود
 گوردخمه‌هاي دربند
 گوردخمه شمس‌آباد
 گوردخمه‌هاي اسحاق وند
 هرسين
 نيايشگاه مادي بيستون
 آتشکده چهارقاپي
 معبد آناهيتا
 طاق‌گرا
 بناي بيستون
 کاخ خسرو
 خانه خواجه باروخ
 خانه معين‌الکتاب
 بازارکرمانشاه
 حمام حاج اصغر خان
 حمام قلعه
 حمام حسن خان کنگاور
 حمام حسن خان کرمانشاه
 حمام شهبازخان
 کاروان‌سراي قصرشيرين
 کاروان‌سراي ماهيدشت
 کاروانسراي (شاه عباسي)بيستون
 کاروان‌سراي ايلخاني (بيستون )
 نمازخانه
 کليساي پنطي کاستي
 کليساي قلب مقدس مسيح
 حسينيه امام جمعه
 تکيه بيگلربيگي
 تکيه معاون‌الملک
 سر قبر آقا
 مقبره فاضل توني
 بقعه سيده فاطمه
 بقعه مالک
 مقبره احمد بن اسحاق
 مقبره حمزه قاري
 مقبره بابا يادگار
 مقبره ابودجانه


محوطه های تاریخی
 تپه چغاگاوانه
 تپه گودين
 تپه گنج دره
 تپه سراب
 تپه آسياب
 طاق بستان


باغ های تاریخی

قلعه های تاریخی
 ساير قلعه ها
 قلعه ساري اصلان
 قه لا هجير (قلعه هژير)
 قلعه يزد گرد
 قلعه سرماج
 قلعه سرخه ديزه
 قلعه مريم
 قلعه شاهين
 قلعه گه جيران


پل های تاریخی
 پل خسرو
 پل نوژي وران
 پل آجري ميان راهان
 پل خسروي

 پل آجري کوچه

مشاهیر

 مشاهير فرهنگي و ادبي

 مشاهير علمي
 مشاهير سياسي و تاريخي

 مشاهير هنري

 مشاهير ديني

صنایع دستی

 ابزارهاي فلزي
 قلم‌زني
 چيغ‌ بافي
 گيوه‌کشي
 نمدمالي
 قالي‌بافي
 جاجيم‌بافي
 پرده‌بافي
 موج‌بافي
 گليم‌بافي

 

بر گرفته از سایت تخصصی میراث فرهنگی


|+|نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388 ساعت 11:25 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
ليست روسای فاميلی دولت احمدی نژاد
ليست روسای فاميلی دولت احمدی نژاد

مهندس زریبافان (دبیر هیات دولت):

داوود مددی : رییس سازمان تامین اجتماعی => باجناق زریبافان

سیدمحسن نبوی : عضو هیات مدیره شركت سرمایه گذاری خارجی => داماد زریبافان

علیرضا مددی : مدیركل وزارتی وزارت تعاون => برادرزاده باجناق زریبافان

ناظمی اردكانی : وزیر تعاون => شوهر عمه داماد زریبافان

دانش جعفری : وزیر اقتصاد => پسر عمه پدر داماد زریبافان


هاشمی ثمره (مشاور عالی، رییس ستاد انتخابات کشور و همه کاره رییس جمهور):

مهندس مهدی هاشمی ثمره : مدیركل وزارتی وزیر نیرو => برادر هاشمی ثمره

خانم قند فروش : مشاور خانواده وزیر كشور => زن برادر هاشمی ثمره

عبدالحمید هاشمی ثمره : معاون وزیر صنایع => برادر هاشمی ثمره



محمود احمدی نژاد (رییس جمهور):

داوود احمدی نژاد : رییس بازرسی ریاست جمهوری => برادر احمدی نژاد

حسین شبیری : رییس صندوق مهر رضا => شوهر خواهر احمدی نژاد

پروین احمدی نژاد : معاون مركز امور زنان ریاست جمهوری => خواهر احمدی نژاد

علی اکبر محرابیان : وزیر صنایع => خواهرزاده احمدی نژاد


|+|نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 ساعت 10:3 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
مرزهای ایران بزرگ
مرزهای ایران بزرگ

  ایران این میهن پاک آریایی و  مهد راستین و پرشکوه تمدن خاوران است . ایرانی که امروزه جبر زمانه آن را محصور در مرزهای بشر ساخته ،کرده است بخشی کوچک از آن ایران پهناور و شکوهمند باستانی است.ایرانی که نخستین و بزرگترین امپراتوری شکوهمند در کل تاریخ یعنی هخامنشیان را به جهان عرضه کرد . نام سرزمینهای تابع امپراتوری هخامنشیان ، در کتیبه ای متعلق به آرامگاه داریوش که در نقش رستم می‌باشد ، به تفصیل این گونه آمده است
 ماد ، خووج (خوزستان) ، پرثوه (پارت) ، هریوا (هرات) ، باختر ، سغد ، خوارزم ، زرنگ ، آراخوزیا (رخج ، افغانستان جنوبی تا قندهار) ، ثته‌گوش (پنجاب) ، گنداره (گندهارا) (کابل ، پیشاور) ، هندوش (سند) ، سکاهوم ورکه (سکاهای ماورای جیحون) ، سگاتیگره خود (سکاهای تیز خود ، ماورای سیحون) ، بابل، آشور ، عربستان ، مودرایه (مصر) ، ارمینه (ارمن) ، کته‌په‌توک (کاپادوکیه ، بخش شرقی آسیای صغیر) ، سپرد (سارد ، لیدیه در مغرب آسیای صغیر) ، یئونه (ایونیا ، یونانیان آسیای صغیر)، سکایه تردریا (سکاهای آن سوی دریا : کریمه ، دانوب) ، سکودر (مقدونیه) ، یئونه‌تک‌برا (یونانیان سپردار: تراکیه ، تراس) ، پوتیه (سومالی) ، کوشیا (کوش ، حبشه) ، مکیه (طرابلس غرب ، برقه) ، کرخا (کارتاژ ، قرطاجنه یا کاریه در آسیای صغیر)


http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/b/b3/Map_achaemenid_empire_en.png


تمامی این سرزمینها و سرزمینهای دیگری که در طول تاریخ به ایران ملحق شدند تاثیرات شگرفی از تمدن آریاییان گرفتند که اکنون و پس از هزاران سال این تاثیرات جاودانه و مشهود است. که همین موضوع سندی است بر تعلق فرهنگی و  جدایی ناپذیریشان از مام وطن "ایران" هر چند که این سرزمین ها در طول تاریخ ایالاتی از ایران بوده اند اما هنوز ریشه های خود را فراموش نکرده اند.تظاهرات و اجتماع گسترده مردم  آران ( جمهوری خود خوانده آذربایجان کنونی ) پس از فروپاشی شوروی در همین دو دهه پیش را کسی از یاد نبرده است. مردمی که با شوق و پس از دو قرن جدایی خواهان الحاق مجدد به ایران شدند . هر چند که به اشتیاق این مردمان بنا بر جبر زمانه پاسخ مناسب و مثبتی از سوی حکومت ایران داده نشد ولی این مردم همچنان در آرزوی پیوستن به ایران این مهد مادری اشان هستند .
استعمارگران غرب نیز بیکار ننشسته اند زیرا یک ایران بزرگ و شکوهمند می تواند آنان را حتی در سرزمینهایشان زمینگیر کند . کاری که هخامنشیان با یونانیان در قلب اروپا کردند و بعدها پارتیان و ساسانیان نیز به نبرد جانانه با رومیان در خود اروپا پرداختند . بنابراین استعمار برای تکرار نشدن این رویدادها دست به انجام کارهایی زد که برخی از این کارها تاکنون ادامه داشته است :
1-جدایی سرزمین ها و ایالات ایران در طول تاریخ
2-کمک و سازماندهی به گروههای تجریه طلب
3-خلق و ابداع تفکرات واپس گرایانه مذهبی چون وهابیت
4-خلق و ابداع گروهکهای قوم گرا چون پان ترک و پان عرب
5-جلوگیری از ورود فن آوریهای نوین چون انرژی هسته ای
و ....
استعمار و تجزیه طلبان ریزه خوار سفره اش چه بخواهند چه نخواهند ایران بزرگ شکل خواهد گرفت .ایرانی که از یک سوبا اروپا هم مرز است و از دیگر سوی با چین , از یک ...سوی با روسیه هم مرز است و از سوی دیگر با آفریقا.
پس با امید آن روز ...

برگرفته از تارنگار آریازمین


 اهورامزدا این سرزمین را از دروغ ، از گرسنگی و از جنگ بپاید

به امید آنکه با تلاش همه ی ما ، تک تک ما ، آتش مهر میهن همیشه روشن و پایدار بماند

|+|نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388 ساعت 10:4 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
قصه غضب خدا

قصه غضب خدا و قهر! اونو همه شنیدن , یه خاطره دارم از زلزله بم یادمه تلویزیون که صحنه های زلزله رو پخش میکرد و هر دقیقه دل هر هموطن و هر انسانی در این کره خاکی رو میلرزوند و غمی بقول ما کرمانشاهی ها به بزرگی بیستون بر روی دل ما میگذاشت یکی از بستگان ما, پیر مردی که سابقه سکته هم داشت با دیدن این تصاویر سکته کرد و بیچاره عمرشو داد به شما خلاصه وقتی مراسمی در مسجد برای ایشان برگزار شد یه روحانی طبق مرسومات اخر مجلس امد و من هم به مثال همیشه پا شدم که بیام بیرون که بر حسب اتفاق دم در یکی از دوستان که بخاطر من امده بود امد داخل و من هم دور از ادب دیدم که خارج شوم خلاصه اقای روحانی ( جسمانی نه ها ) نشستند و بعد از کلی حرف به اینجا رسید که چون مردم بم کمترین مردمی بودن که به حج رفتند و از الله دور شدند این بلا سرشون اومده و خلاصه هزار و یک دلیل اورد که تمام خشم خدا نثار شهرهایی میشه که از او دوری ( به تعبیر ایشان اگه کسی بره عربستان به خدا نزدیک میشه ) بکنند . البته من از دهان مبارک چند تن از روحانیون بلند پایه هم این مطلب رو شنیدم که از تلویزیون و روزنامه وغیره بیان داشته بودند شنیدم حال این سوال برام پیش امده چرا واقعا" چرا باید قم چرا باید قم سیل بیاد شهری که دارای یک قطب بزرگ حوزه علمیه و چاه جمکران و غیره میباشد و تقریبا" تمام بزرگان دینی معاصر از انجا برخواسته اند .

و یک سوال دیگر اگر این سیل در شهر دیگر میامد باز روحانیون ( نه ما جسمانیون ) باز میگفتند که دوری از خدا باعث این بلا ها میشود

شایدهم حوزه و مردم قم انقدر از خدا دور شدند که ما نمیدانیم و این قهر خدا رو به جان خریدند امیدوارم اگر اینطور باشد مردم و روحانیون به خدا رو بیاورند و اگر هم اینطور نیست روحانیون ( اونهایی که همچنین ادعایی دارند ) دیگر به خود اجازه گفتن همچین حرفهای بی اساسی را به خود هرگز ندهند و کمی خردگرانه حرفهایشان را بیان کنند .

با تشکر امیریان

کرمانشاه بتاریخ 14/01/3747 یکتایی

و به قول دیگران

سیل قم: احمقانه‌ترین سیل در جهان!

تصاویری از احمقانه ترین سیل در جهان!


    تصاویری که از سیل روز 11 فروردین 1388 در شهرستان قم منتشر شده و بر روی بسیاری از سایت‌های خبری داخلی و بین‌المللی قابل مشاهده است؛ بیش از هر چیز یک واقعیت را نشان می‌دهد: این که مدیریت شهری ما تا چه اندازه به آموزه‌های آبخیزداری شهری بی‌تفاوت بوده و همچنان به نابخردانه‌ترین شکل ممکن، فقط تا نوک بینی خود را می‌بیند!


    همه‌ی افرادی که تاکنون گذرشان به شهر قم افتاده، لابد متوجه خشکه‌رود قم‌‌رود و عرض و عمق نسبتاً قابل توجه آن شده‌اند که چگونه از مرکز شهر عبور کرده و از کنار جوار مرقد حضرت معصومه (ع) و ساختمان حوزه علمیه قم می‌گذرد. آن معبر عریض و نسبتاً عمیق بیش از هر چیز یک واقعیت را نشان می‌دهد؛ واقعیتی که البته در شمار اصلی‌ترین قوانین حاکم بر مناطق خشک و بیابانی جهان است. این که حجم رخداد سیل‌های عظیم با میزان قابل توجهی از هرزآب در این مناطق بسیار چشم‌گیر است؛ هر چند که تعداد و فواصل زمانی وقوع رخداد سیل شاید کم و نسبتاً طولانی باشد. با این وجود، تقریباً تمامی مردم بومی ساکن در قم دست‌کم چند بار شاهد وقوع سیل و طغیان قم‌رود در طول زندگی‌شان بوده‌اند و یا از پدرانشان در این باره شنیده‌اند. نگارنده نیز خود به عینه تاکنون دوبار شاهد طغیان رودخانه قم‌رود و پرشدن ظرفیت این رودخانه که از مرکز شهر عبور می‌کند – حتا پیش از احداث سد 15 خرداد – بوده است.

چرا؟!


    این مقدمه را گفتم تا شگفتی خویش را از طرح موسوم به درآمدزایی شهرداری قم برای تبدیل حریم رودخانه قم به پارکینگ عمومی اعلام نمایم! شگفت‌آور‌‌تر و تأسف‌بارتر آن که مدیران شهر قم به این هم اکتفا نکرده و بخش دیگری از بستر رودخانه را هم به خیابان تبدیل کرده تا بدین‌ترتیب از گره‌های ترافیکی شهر بکاهند!


    سال گذشته در بازدیدی که به اتفاق همکاران مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان از منطقه داشتم، به صراحت به این موضوع پرداختم و چندین عکس هم از عملیات ساختمانی نابخردانه‌ای که در بستر این خشکه‌رود در جریان بود – آن هم برای زیباسازی منظر - گرفتم. نکته عبرت‌آموز این بود که ظاهراً اغلب کارشناسان امور آب استان هم با این اقدام شهرداری و استانداری قم مخالفت کرده و هشدار داده بودند که ممکن است، چنین سازه‌ها و موانع فیزیکی سبب افزایش خسارت ناشی از سیل را به بار آورد.

نگارنده خود، وقتی در پاییز سال گذشته با مسئول پارکینگ رودخانه قم! صحبت کرده و به او وقوع چنین روزی را هشدار می‌دادم، با این پاسخ حیرت‌انگیز مواجه شدم: «آقای مهندس! نگران نباش؛ آنقدر پول از محل پارکینگ درآورده‌ایم که اگر همه تأسیسات ما را هم آب ببرد، دوباره بتوانیم با بخشی از آن، مجدداً خسارت‌ها را جبران کنیم!» حالا آن روز فرارسیده و البته نه‌تنها تمامی تأسیسات شهرداری قم کاملاً نابوده شده است، بلکه دست‌کم دو نفر از هموطنان ما کشته و 4 نفر دیگر هم مفقود شده‌اند. امّا آیا کسی هست که بتواند به انبوهی از زائرین و مسافرانی که در سیل قم، عزیز خود را و یا اموالشان (اتومبیل و تمامی مدارک معتبر و باارزش‌شان) را از دست داده و بعضاً دچار جراحت و ناراحتی‌های روحی شدید شده‌اند، پاسخگو باشد؟! به راستی مقصر اصلی در بروز این احمقانه‌ترین سیل جهان کیست؟!

کارناوال سیل در قم!

    روز گذشته با آقای مهندس ادنانی مسئول منابع طبیعی مرکز تحقیقات استان قم صحبت می‌کردم، ایشان می‌گفت: به زودی گزارشی از این واقعه تهیه خواهند کرد و تصاویر مربوطه را برای نگارنده ارسال می‌کنند. همچنین آقای مهندس فتاحی، رییس بخش آبخیزداری همان اداره نیز گفتند که بعد از مشخص کردن دوره برگشت سیل، گزارشی را تنظیم و به ستاد خواهند فرستاد. شب گذشته نیز در گفتگو با آقای مهندس چنانه، مدیرکل روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور با خبر شدم که متأسفانه ابعاد خسارات وارده به استان بسیار چشم‌گیر و وحشتناک بوده و ایشان گفتند که این سیل سبب ناراحتی اغلب مدیران سازمان را فراهم آورده که چرا نباید به آموزه‌های آبخیزداری و به ویژه آبخیزداری شهری در مدیریت کلان‌شهر قم توجه شود؟ افزون بر آن، خسارات فراوانی به اراضی و سازه‌های کشاورزی استان وارد آمده که میزان آن در یک برآورد اولیه به بیش از 80 میلیارد تومان می‌رسد (16 برابر بودجه سالانه بزرگترین نهاد متولی تحقیقات در حوزه منابع طبیعی کشور) !

به علایم در بستر رودخانه قم رود توجه فرمایید!


    امید است این درس تلخ بتواند سبب خیر شده و از این پس عملاً و عمیقاً یادبگیریم و بپذیریم که برای حکومت بر طبیعت، باید از قوانین آن پیروی کرد و نه گردن‌کشی!


   شاید برگزاری همایش آبخیزداری شهری در بهار امسال در شهر تهران، بتواند فرصت خوبی برای تبیین این دانش و دلایل اهمیت آن را فراهم آورد.

۱۶ تصویر مربوط به عملیات زیباسازی و بلوار و پارکینگ سازی شهرداری قم در بستر قم رود - مربوط به پاییز ۱۳۸۷ - را اینجا ببینید.


    مؤخره 1
   در تاریخ آمده است که در سال 1352 هجری قمری، سیلی بزرگ در شهر قم رخ داد که منجر به نابودی سه هزار باب منزل مسکونی شد! عجیب است که پس از گذران نزذیک به 80 سال از آن زمان  و با وجود میلیاردها میلیارد هزینه برای این شهر و پیشرفت دانش مهندسی، همچنان خبرها حکایت از آن دارد که در سیل 11 فروردین 1388 هم دست کم به 3 هزار باب منزل مسکونی در مناطق یک و دو شهر قم خسارت وارد آمده و افزون بر آن، منازل بسیاری در شهرک پردیسان قم تخریب شده‌اند. افزون بر آن 4 هزار رأس دام تلف شده، 100 رشته کاریز کور شده، اراضی کشاورزی و گلخانه بزرگ کوثر نابود شده و چندین نفر هم کشته یا ناپدید شده‌اند! راستی چرا همزمان با پیشرفت فناوری و افزایش غنای علمی آدمیان، باید شاهد افزایش خسارت ناشی از سیل باشیم؟ و چرا نعمتی مانند سیل را باید به همین راحتی به نقمت بدل سازیم؟!


|+|نوشته شده در جمعه چهاردهم فروردین 1388 ساعت 12:47 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
انواع زنا در اسلام و حکم ان
انواع زنا در اسلام

زنا دارای موارد مختلفی است که برای هر کدام از آنها کیفرها و حدود جداگانه‌ای در اسلام وجود دارد .

  • زنای با محارم
  • زنای به عنف
  • زنای غیر محصنه
  • زنای محصنه
زنای با محارم

زنای با محارم به معنای آن است که مثلاً یک مرد با یکی از زنهایی که جزو محارم نسبی وی هستند و ازدواج کردن با آنان حرام است ، زنا کند . محارم نسبی مانند: مادر ، خواهر ، دختر ، دختر خواهر ، دختر برادر ، عمه و یا خاله .

مجازات زنای با محارم کیفر آن بنابر نظر بعضی از فقها اعدام است، ولی مفاد بعضی از روایات این است که با شمشیر یک ضربه به گردن او بزنند و اگر زنده ماند او را در حبس نگه دارند تا بمیرد، واحوط رعایت این دستور است . حکم اعدام در زنا با زنانی که بواسطه شیر خوردن محرم شده‌اند یا به سبب ازدواج محرم شده‌اند - مانند مادر زن - محل اشکال است، ولی نسبت به زن پدر جاری است . همچنین در این حکم فرقی نمی‌کند که مرد زنا کننده مجرد باشد و یا متاهل . در زنای با محارم در صورتی که زن به انجام عمل زنا راضی بوده ، آن زن نیز اعدام می‌شود .

زنای به عنف

زنای به عنف به معنای آن است که مثلاً زنی به عمل زنا راضی نباشد و مرد با زور و ارعاب و تهدید با او زنا کند (زور گیری)

مجازات زنای به عنفکیفر آن برای مرد زنا کننده اعدام است، هرچند احوط آن است که یک شمشیر به گردن او بزنند، گرچه نمیرد.

زنای غیر محصنه

زنای غیر محصنه به زنایی گفته می‌شود که شخص زناکار (زن یا مرد) فاقد همسر و مجرد باشد و به اختیار خود زنا کرده باشد . به زبان ساده تر به زنای شخص مجرد ، زنای غیر محصنه گفته می‌شود .

مجازات زنای غیر محصنه در این نوع از زنا ، کیفر شخص زناکار درمرتبه اول یکصد ضربه شلاق است ، و اگر سه مرتبه زنا کند و در هر مرتبه حد خورده باشد، کیفر او در مرتبه چهارم اعدام است . مرد را در حالی شلاق میزنند که ایستاده باشد، و نباید ضربات شلاق بر سر و صورت و عورت او وارد شود . اگر مرد را هنگام زنا برهنه یافته‌اند ، جزعورت بقیه بدن او باید برهنه باشد و اگر با لباس یافته‌اند بنابراحتیاط به هر نحو که او را یافته‌اند شلاق خواهد خورد . زن را در حالی شلاق میزنند که نشسته باشد و بدن او با لباس پوشیده باشد، و از شلاق زدن به سر و صورت او خود داری نمایند.

زنای محصنه

زنای محصنه به معنای آن است که شخص زنا کننده دارای همسر دائمی باشد به گونه‌ای که هرگاه بخواهد با همسر خود نزدیکی کند مانعی در کار نباشد و با این حال تن به زنا داده باشد . به زبان ساده تر اگر یک فرد متاهل زنا کند ، به زنای آن شخص زنای محصنه گفته می‌شود .

مجازات زنای محصنهکیفر آن در مورد مرد زناکاری که متاهل است ، اگر پیرمرد است ابتدا یکصد ضربه شلاق و سپس سنگسار است، و اگر جوان است فقط او را سنگسار می‎کنند و بنابراحتیاط واجب شلاق نزنند، در مورد زن متاهل نیز همین حکم جاری است . اگر مردی که متاهل است و زن او در اختیار اوست اما هنوز با او سکس نکرده ، اگر این مرد با زنی زنا کند او را صد ضربه شلاق می‌زنند و سر او را هم می‌تراشند و به مدت یکسال او را از شهرش تبعید می‌کنند. ولی برای زن زنا کار حکم تراشیدن سر و تبعید جاری نیست .

راه‌های اثبات زنا در اسلام

در اسلام بطور کلی دو راه برای اثبات زنا وجود دارد ۱-اقرار طرفین ۲-شهادت چهار نفر شاهد .اگر چنانچه زنای محصنه یک شخص به‌وسیله هر یک از راه‌های فوق ثابت شود ، آنگاه مجازات سنگسار در حق شخص زنا کار ، با توجه به اینکه زنای وی به‌وسیله کدامیک از راههای فوق ثابت شده باشد متفاوت خواهد بود

  • ۱- اقرار طرفین زنا کننده که بالغ و عاقل و آزاد است در حال اختیار و بدون ارعاب و ترس چهار مرتبه و بنابراحتیاط در چهارجلسه اعتراف کند که زنا کرده‌است .
اگر زنای محصنه از راه اقرار شخص زنا کار ثابت شودو شخص زناکار هنگام سنگسار از گودال فرار کرد ، دیگر او را به گودال برنمیگردانند ، حتی بنابراحتیاط اگر یک سنگ هم به او نخورده باشدنباید او را بازگردانند .
  • ۲- شهادت چهار نفر شاهد چهار مرد عادل به دیدن عمل شهادت دهند، و اگر سه مرد و دو زن عادل یا دو مرد و چهار زن عادل هم شهادت دهند کافی است و زنا ثابت می‎شود .
اگر زنای محصنه از راه شهادت شهود ثابت شود ، آنگاه اگر هنگام سنگسار از گودال فرار کرد ، فرار وی فایده ندارد و او را باید به گودال برگردانند و آنقدر سنگسار شود تا بمیرد .

|+|نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 ساعت 9:19 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
نه شرقی، نه غربی، نه تازی شدن را , برای تو، ای بوم و بر دوست دارم
نه شرقی، نه غربی، نه تازی شدن را , برای تو، ای بوم و بر دوست دارم ,زنده ياد مهدی اخوان ثالث
  ز پوچ جهان اگر دوست دارم
ترا، ای کهن بوم و بر دوست دارم

ترا، ای کهن پير جاويد برنا
ترا دوست دارم، اگر دوست دارم

ترا، ای گرانمايه، ديرينه ايران
ترا ای گرامی گهر دوست دارم

ترا، ای کهن زاد بوم بزرگان
بزرگ آفرين نامور دوست دارم

هنروار انديشه ات رخشد و من
هم انديشه ات، هم هنر دوست دارم

اگر قول افسانه، يا متن تاريخ
وگر نقد و نقل سير دوست دارم

اگر خامه تيشه ست و خط نقر در سنگ
بر اوراق کوه و کمر دوست دارم

وگر ضبط دفتر ز مشکين مرکب
نئين خامه، يا کلک پر دوست دارم

گمان های تو چون يقين می ستايم
عيان های تو چون خبر دوست دارم

هم ارمزد و هم ايزدانت پرستم
هم آن فره و فروهر دوست دارم

بجان پاک پيغمبر باستانت
که پيری است روشن نگر دوست دارم

گرانمايه زردشت را من فزونتر
ز هر پير و پيغامبر دوست دارم

بشر بهتر از او نديد و نبيند
من آن بهترين از بشر دوست دارم

سه نيکش بهين رهنمای جهان ست
مفيدی چنين مختصر دوست دارم

ابر مرد ايرانئی راهبر بود
من ايرانی راهبر دوست دارم

نه کشت و نه دستور کشتن به کس داد
ازينروش هم معتبر دوست دارم

من آن راستين پير را، گرچه رفته ست
از افسانه آن سوی تر، دوست دارم

هم آن پور بيدار دل بامدادت
نشابوری هورفر دوست دارم

فری مزدک، آن هوش جاويد اعصار
که ش از هر نگاه و نظر دوست دارم

دليرانه جان باخت در جنگ بيداد
من آن شير دل دادگر دوست دارم

جهانگير و داد آفرين فکرتی داشت
فزونترش زين رهگذر دوست دارم

ستايش کنان مانی ارجمندت
چو نقاش و پيغامور دوست دارم

هم آن نقش پرداز ارواح برتر
هم ارژنگ آن نقشگر دوست دارم

همه کشتزارانت، از ديم و فاراب
همه دشت و در، جوی و جر دوست دارم

کويرت چو دريا و کوهت چو جنگل
همه بوم و بر، خشک و تر دوست دارم

شهيدان جانباز و فرزانه ات را
که بودند فخر بشر دوست دارم

به لطف نسيم سحر روحشان را
چنانچون ز آهن جگر دوست دارم

هم افکار پرشورشان را، که اعصار
از آن گشته زير و زبر دوست دارم

هم آثارشان را، چه پندو چه پيغام
و گر چند، سطری خبر دوست دارم

من آن جاودنياد مردان، که بودند
بهر قرن چندين نفر دوست دارم

همه شاعران تو و آثارشان را
بپاکی نسيم سحر دوست دارم

ز فردوسی، آن کاخ افسانه کافراخت
در آفاق فخر و ظفر دوست دارم

ز خيام، خشم و خروشی که جاويد
کند در دل و جان اثر دوست دارم

ز عطار، آن سوز و سودای پر درد
که انگيزد از جان شرر دوست دارم

وز آن شيفته شمس، شور و شراری
که جان را کند شعله ور دوست دارم

ز سعدی و از حافظ و از نظامی
همه شور و شعر و سمر دوست دارم

خوشا رشت و گرگان و مازندرانت
که شان همچو بحر خزر دوست دارم

خوشا حوزه شرب کارون و اهواز
که شيرينترينش از شکر دوست دارم

فری آذر آبادگان بزرگت
من آن پيشگام خطر دوست دارم

صفاهان نصف جهان ترا من
فزونتر ز نصف دگر دوست دارم

خوشا خطه نخبه زای خراسان
ز جان و دل آن پهنه ور دوست دارم

زهی شهر شيراز جنت طرازت
من آن مهد ذوق و هنر دوست دارم

بر و بوم کرد و بلوچ ترا چون
درخت نجابت ثمر دوست دارم

خوشا طرف کرمان و مرز جنوبت
که شان خشک و تر، بحر و بر دوست دارم

من افغان همريشه مان را که باغی ست
به چنگ بتر از تتر دوست دارم

کهن سغد و خوارزم را، با کويرش
که شان باخت دوده ی قجر دوست دارم

عراق و خليج تورا، چون ورازورد
که ديوار چين راست در دوست دارم

هم اران و قفقاز ديرينه مان را
چو پوری سرای پدر دوست دارم

چو ديروز افسانه، فردای رويات
بجان اين يک و آن دگر دوست دارم

هم افسانه ات را، که خوشتر ز طفلان
بروياندم بال و پر دوست دارم

هم آفاق رويائيت را؛ که جاويد
در آفاق رويا سفر دوست دارم

چو رويا و افسانه، ديروز و فردات
بجای خود اين هر دو سر دوست دارم

تو در اوج بودی، به معنا و صورت
من آن اوج قدر و خطر دوست دارم

دگر باره برشو به اوج معانی
که ت اين تازه رنگ و صور دوست دارم

نه شرقی، نه غربی، نه تازی شدن را
برای تو، ای بوم و بر دوست دارم

جهان تا جهانست، پيروز باشی
برومند و بيدار و بهروز باشی

زنده ياد مهدی اخوان ثالث (م. اميد)
کتاب ترا! ای کهن بوم و بر دوست دارم

|+|نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 ساعت 8:55 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
آخرین نوشته ها
پیوندهای حکومت اسلامی ( چپ و راست )
تریلیاردر حامی احمدی نژاد ، پشت پرده "تات"
کوروش بزرگ ذولقرنین نیست !!
کوتاهترین داستان دنیا
چگونه هدایای تبلیغاتی نفیس رایگان از شرکتهای بزرگ بین المللی دریافت کنید؟ کافیست ثبت نام نموده و تبل
بیانیه شماره 14 مهندس میرحسین موسوی در استانه 13 آبان
ورژن جدید الترا سورف نرم افزار عبور از فیلترینگ را از لینک های زیر دانلود کنید :
آزادی و بزرگداشت زنان در ایران باستان

حکم اعدام زنی که قصد دفاع از خود به هنگام تجاوز را داشت.
آرشيو وبلاگ
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
بهمن 1386
دی 1386
موج سبز آزادی