تبليغاتX
كيونان
نوروز جشن باستانی ایرانیان، هیچ پیوندی با اسلام و دیگر ادیان ندارد
 

www.perdivar.com

http://foroharha.blogfa.com/

نوروز جشن باستانی ایرانیان، هیچ پیوندی با اسلام و دیگر ادیان ندارد

نوروز را ایرانیان گرامی می‌دارند و آئینی است کهن که گرچه طی هزاران سال دگرگونی یافته، اما هرگز از میان نرفته و از سوی اقوام و مذاهب مختلفی که در سرزمین ایران حضور پیدا کرده‌اند، مهر تائید خورده است. نوروز از دو جزء ترکیب یافته و به معنای روز نوین می باشد و نخستین روز از نخستین ماه سال خورشیدی آنگاه که آفتاب به برج حمل وارد می‌شود را شامل می‌گردد. اصل پهلوی این واژه« نوک روچ »یا« نوک روز» بوده است.

«بیرونی» در تعریف نوروز نقل می‌کند: «نخستین روز است از فروردین ماه و از این جهت روز نو نام کردند زیرا که پیشانی سال نو است و آنچه از پس اوست از این پنج روز همه جشن‌ است.» مورخین و محققان درباره جایگاه نوروز با هم اختلاف دارند، به نظر می‌رسد، آریایی‌ها پس از مهاجرت به فلات و هم مرز شدن با تمدن « میان رودان» سال را به دو قسمت تقسیم کردند که هر یک با انقلابی شروع می شد و دو جشن نوروز و مهرگان سرآغاز این دو انقلاب بودند.

نوروز یکی از قدیمی ترین اعیاد و جشن های آریایی و یادگار چند هزار سالۀ کشور باستانی ما می باشد. این جشن بزرگ ملی زمانی در سرزمین آریانا بر گزار گردید که بیداری و تجدد حیات در طبیعت آغاز گردید. تجدد حیات و بیداری هنگامی آغاز گردید که سردی زمستان پایان یافت ودر دامان کوهساران لاله و ریحان روئید.

***آورده اند که «نوروز» یادگار کیومرث میباشد. به گفته این راویان کیومرث نخستین انسان و نخستین شهریار روی زمین بود. آن روز که کیومرث (بابای نخستین انسانها) آفرینش یافت آنروز را نوروز نامیدند. برخی دیگر پیدایش نوروز را به جمشید نسبت داده می گویند: پس از آنکه جمشید دست بیداد گران را از بیدادگری کوتاه کرد و آیین زند گی را به مردم آموخت بر تختی گوهر نشان نشست و دیوان او را از «هامون به گردون» بردند. مردم بشکرانه این پیروزی جشن گرفتند و آن روز را «نوروز» خواندند.

بسیار گفته شده و می شود که نوروز، بزرگترین جشن ایرانیان، و دیگر مردمانی که دارای فرهنگ ایرانی می باشند، دارای ریشه های دینی است، و با ادیان ابراهیمی و بویژه دین اسلام پیوند دارد.

این سخنان نادرست و بی پایه ای می باشند، که در درازای سده ها، پس از دست یازی بیگانگان بر سرزمین های ایرانی، ساخته و پرداخته شده است، بگونه ای که امروز این جشن باستانی، نماد تاریخ و فرهنگ کهن مردمانی، که خود از پیشتازان گسترش دانش و تمدن در جهان می باشند، را با مشتی خرافه و رفتار ناسره در هم آمیخته اند.

پس از یورش سپاهیان اسلام به ایران و دیگر کشور ها بر پایه آيه 59 سوره الانعام کتاب قرآن وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ و نه هيچ تر و خشكى وجود دارد ، جز اينكه در كتاب مبین ثبت است‏.هر چه کتاب و ماندگار های علمی بود یا به آتش سوزانده و یا به آب افکنده شدند.

تاریخ نویسان نامدار اسلام می نویسند: در فتح مصر، وقتی عمروبن العاص، بر ذخائر علمی اسکندریه دست یافت، از عمر بن الخطاب خلیفه دوم مسلمین در باره آنها دستور خواست. پاسخ او چنین بود: اگر در آنها مطالبی موافق کتاب خداست با وجود آن (قرآن)استغنا حاصل است و اگر در آنها چیزی بر خلاف کتاب خداست حاجتی بدان نیست به نابود کردن آنها اقدام کن.

چون این فرمان به عمرو بن العاص رسید شروع به پخش کتابها میان گرمابه های اسکندریه کرد، گفته می شود که سوخت ششماه گرمابه ها از سوزاندن کتابها فراهم شد. در تازش به ایران نیز همین رویداد پیش آمد، و گذشته از گرداندن آسیابها با خون ایرانیان، سعد بن ابی وقاص سردار خلیفه، هنگامیکه از عمر خلیفه اسلام ، در باره کتاب های کتابخانه های ایران دستور می خواهد.
عمر بن الخطاب می نویسد: آنها را در آب افکن، زیرا اگر متضمن هدایت باشد، خداوند ما را با کتابی که راهنما تر از آنهاست هدایت کرده و اگر مایه گمراهی باشد خداوند ما را از آن بی نیاز ساخته است.

فرنود به آب افکندن نسک های ایرانیان ، بر این پایه بود که آنان بیشتر نوشته های خود را بر پوست جانوران، مانند گاو و آهو می نگاشتند، مانند کهن نامه اوستا، که گفته می شود درهنگام یورش اسکندر به ایران، بر روی دوازده هزار پوست گاو با خط زرین نوشته شده بود. سوزاندن نسک هایی که بر روی پوست نگاشته شده بودند ، با دود و بوی ناخوشایندی همراه بود، و از سویی با شستن پوست در آب، نوشته ها را پاک می کردند، و ازپوست جانوران که همواره با ارزش بود، دوباره بهره برداری می کردند.

درهمان هنگام نویسندگان و شاعران عرب، اندک نوشته هایی را که در آن سرزمین یافت می شد، بر روی چوب، برگ درختان، و استخوان جانوران می نوشتند، تا جاییکه قرآن کتاب دینی و مقدس مسلمانان نیز بر روی این چیز ها نوشته شده بود، و در زمان عثمان خلیفه سوم اسلام بود، که بفرمان وی این نوشتارها را گرد آوری، و پس ازبازبینی از سوی گروهی، که خلیفه به این کار گمارده بود، شمار بسیاری را از میان بردند، واز بجای مانده آنان کتاب قرآن را فراهم آوردند.

اخبار الحکما چاپ مصر ج 1 ص 33- مختصر الدول ابی افرج ملطی - تاریخ التمدن الاسلامی جرجی زیدان ج 3 ص 41 - کشف الظنون حاجی خلیفه چاپ ترکیه ج 1 ص 446 - معجم البلدان ج 5 ص 243  هدف آن فرمان های بر گرفته شده از کتاب قرآن، از میان بردن شناسه فرهنگی و تاریخی و علمی مردم ایران، و دیگر کشورهای شکست خورده بود ،دراین میان، بویژه ایرانیان بایستی به بردگان یا بگفته عربها ،موالیان بی هویتی تبدیل شوند.

شیخ عباس قمی، در صفحه 164، کتاب سفینه البحارو مدینه الاثار و الاحکام، این گفته حسین ابن علی، امام سوم شیعیان را می آورد: ما از تبار قریشیم دوستان ما عرب ها، و دشمنان ما ایرانیها هستند، روشن است هر عرب از هر ایرانی بر تر و بالاتر است، و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است. ایرانیها را باید دستگیر کرد به مدینه آورد، زنانشان را در بازار ها به کنیزی بفروش رساند، ومردانشان را به برده گی اعراب گماشت.

از سویی اشغالگران کوشیدند، که شاد زیوی را، که یکی از ویژگیهای فرهنگ کهن ایرانی می باشد، و در تار و پود این مردم نهادینه گشته است، را با از میان بردن نماد های آن، که جشن های ایرانی بودند نابود نماین.

ایرانیان مبارزنیزبرای پاسداری از فرهنگ نیاکانشان، دست از تلاش بر نمی داشتند ، ولی با همه کوششها و جانفشانی ها، برخی از این جشنها یا از میان رفتند، و یا به بوته فراموشی سپرده شدند ،و یا از رنگ و بو افتادند .

درمیان این جشنها ،نوروز از جایگاه ویژه ای در میان ایرانیان بر خوردار بود ه و می باشد، یکی از جشنهایی که هرگز دشمنان نتوانستند آنرا از میان بردارند، و یا از انجام آن جلوگیری نمایند ،همین نوروز باستانی و آغاز سال نو ایرانی بود ،که ایرانیان در سخت ترین ودشوار ترین برهه از زمان به انجام و پاسداری از آن پرداخته و می پردازند ، تا جاییکه سده ها پس از یورش سپاهیان اسلام و هنگامیکه دشمنان در این تلاش خود ناکام ماندند، دست به تحریف و مصادره آن زدند. در دربار برخی از خلفای اسلامی، سلاطین و حکمرانان، نیز به بر پایی این جشن می پرداختند، و به آن رنگ و بوی اسلامی دادند .

گفتند که نوروز در دین اسلام محترم شمرده شده است، و تنها جشن وآیین ملی است، که اسلام ومذهب تشیع آن را منسوخ نکرد، بلکه جلال وشکوه هدفداری نیز بدان بخشید وبارنگ وبوی مذهبی ودینی آراسته است .

البته در درازای سده ها، در جشن های نوروزی ایرانیان نیز، ناهنجاری ها و ناسازگاری با فرهنگ ایرانی وارد کردند، و کتاب قرآن ، که خود آیات آن پایه کتاب سوزان و از میان بردن علم و دانش و شناسه میهنی قرار گرفته بود، را بر سر سفره هفت سین آوردند، و یک جشن کهن ایرانی را با تصاویر خیالی محمد پیامبر اسلام، و علی داماد و خلیفه اش، و حسین فرزندش ، که خود هر یک در تازش به ایران، و از میان بردن فرهنگ والای ایرانی نقش بزرگی داشتند آراستند، و مردم را وادار کردند که بر خوان نوروزی، اورادی بزبان بیگانگان بخوانند، و نوروز را بیکدیگر شاد باش بگویند.

در دوره اسلامی نوروز را به سلیمان پیامبر نسبت داده اند وگفته اند که چون وی انگشتری خود را گم کرد، پادشاهی از دستش بیرون رفت وپس از چهل روز آن را باز یافت، و شکوه پیش به او بازگشت، وپادشاهان نزد او رفتند ومرغان بازگشتند وایرانیان گفتند (( نوروز آمد ))

این افسانه ها بر گرفته شده از تورات کتاب آسمانی و مقدس یهودیان است، که سپس به قرآن نیز در آمده و پایه و ستونهای دین اسلام را پی ریزی کرده است. ولی حتی در داستان سلیمان اشاره به تاریخ بر تخت نشستن دو باره وی نشده است، که بتوان در یافت که روز نوروز بوده است .

مجلسی در کتاب (( سماء والعالم )) از قول جعفرصادق امام ششم شیعیان، روایت کرده است که: روز اول فروردین حضرت آدم آفریده شده است.

بر پایه داستانهای تورات، خدا روز اول، نور و تاریکی را آفرید، وروز و شب را درست کرد، وروز دوم آسمان را آفرید، وروز سوم زمین و دریا را آفرید وگیاهان را، وروز چهارم ستارگان و فصلها را، وروز پنجم حیوانات بزرگ دریایی آبزیان و پرندگان را آفرید، وروز ششم و در پایان ،زمین انواع جانوران و حیوانات اهلی و وحشی و خزندگان را بوجودآورد، و سپس آدم را آفرید .
بنابر این خدا پنج روز پیش از نوروز، آغاز به آفرینش جهان نمود، و روز پایان که نوروز بود آدم را آفرید. در بالا می خوانیم که روز چهارم فصلها را آفرید، و اگراین افسانه را بپذیریم، و آغازآفرینش فصل ها را بهار یا نوروز قرار دهیم، باز هم حساب امام جعفر صادق صادق نیست، و آدم روزسوم فروردین آفریده شده، و نه روز یکم فروردین!.

در حدیث معلی بن خنیس یا حدیث نوروز، می خوانیم که جعفر بن صادق می فرمایند: ای معلی ، روز نوروز همان روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستند، واو را انبازی نگیرند. وبه پیامبران وحجج وامامان ایمان بیاورند، همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد وبادها وزیدن گرفت وزمین در آن شکوفا و درخشان شد .

اینجا امام جعفر می گوید، که نوروز همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد، و با حساب تورات روز نخست بود که خدا آفتاب را آفرید ، پس اگر امام در بالا فرمودند که نوروزروز آفرینش حضرت آدم بوده، باز حساب درست در نمی آید ، چون نمی توان در شش روز دو بار نوروز داشت. و دیگر اینکه نمی توان پنج روز پیش از نوروز را نوروز نامید.

مجلسی در کتاب ((زادالمعاد )) پس از ذکر فضایل نوروز، واین که نوروز، روز موافق با روز مبعث و (27) بیست و هفتم ماه رجب بود، ودر همان روز پیامبر به پیامبری مبعوث گردید.

بیست و هفتم (27) ماه رجب سال سیزده (13) پیش از هجرت، برابرمی شود با نهم (9) ژوئیه سال ششصد و نه (609) ترسایی، و برابر است با هفده ( 17) تیر ماه ایرانی، و باز هم حساب امام درست در نمی آید، و بعثت پیامبر اسلام روز نوروز نمی شود.

امام صادق می گوید : نوروزهمان روزی است، که کشتی نوح بر کوه جودی آرام گرفت .

بر پایه روایت های تورات ، سفر پیدایش سوره هفتم آیه های (10-11-12)، هنگامیکه نوح ششصد (600) سال داشت، در روز هفدهم ماه دوم (Iyyar)، سال هزار و پانصد و پنجاه و شش (1556) خلقت، برابر با ماه آوریل ترسایی، که برابر با اردیبهشت ایرانی می باشد، توفان آغاز شد.

در سفر پیدایش سوره هشتم آیه های (3و4)، آمده است که، صدو پنجاه (150) روز پس از توفان، کشتی روی کوه آرام گرفت. با این حساب در می یابیم که صدو پنجاه (150) روز بعد می شود، ماه(Tishri) عبری، وبرابر با ماه سپتامبر ترسایی، و آبان ماه ایرانی. پس روز نوروز نمی شود.

بر پایه این داستان ، پس از آن نیز صدو پنجاه (150) روز، نوح در کشتی ماند و سپس خارج شد ، که باز می شود ماه (Adar) عبری، و یا بهمن ماه و یا ژانویه ترسایی، و این هم روز نوروز نمی شود.

امام صادق می گوید : نوروزهمان روزی است، که پیامبر خدا ، امیرالمؤمنین علی (ع) را بر دوش خود برداشت، تا بتهای بیت الله الحرام (کعبه ) را به زیر افکند وبتان را خرد کند . چنانچه ابراهیم نیز چنین کاری را کرد .

تاریخ این رویداد هم در جایی نوشته نشده است تا بتوان آنرا حساب کرد.

امام صادق می گوید : همان روزی که پیامبر به یاران خود دستور داد، تا با علی (ع) به عنوان امیرالمؤمنین بیعت کنند.
اشاره به داستان غدیر خم است، که گفته می شود در روز هجدهم (18)ذیحجه سال دهم (10)هجری رخ داده است ، که برابر می شود با، نوزده (19 ) ماه مارس سال دهم ترسایی، و بیست و هشتم (28) اسفند ماه ایرانی، که باز هم روز نوروز نمی باشد.
امام صادق می گوید : همان روزی است که پیامبر (ص) ،علی (ع) را به وادی الجن (دره جنیان ) فرستاد تا ازآنان برای خود بیعت بگیرد.

هیچ نشانی از تاریخ ماموریت علی درتماس با جنیان در جایی نیست که بتوان آنرا حساب کرد.
امام صادق می گوید : همان روزی که علی (ع) بر مردم نهروان (خوارج ) پیروز شد .

جنگ نهروان در روز نهم (9)صفر سال سی و هشت(38) هجری، برابر با بیستم(20) ژوییه سال ششصد و پنجاه و هشت (658) ترسایی، و بیست و نهم(29) تیر ماه سال سی و هفت(37) هجری شمسی رخداد ،و باز هم روز نوروز نمی شود.

نوروز جشن باستانی ایرانیان، هیچ پیوندی با اسلام، و دیگر ادیان ندارد.

 

نوروز همراه است با آتش افروزی، سفره های نوروزی، غذاهای نوروزی،هدایای نوروزی، خانه تکانی، دید و بازدید، مسابقات ورزشی، طبیعت گردی و  مراسم هایی که خاص آریایی ها می باشد.

 ... نوروز باستانی بر تمام اقوام آریایی شاد و پیروز ....

با تشکر از دوست و برادر عزیزم  یوسف کریمی - هومت

بر گرفته از :

www.perdivar.com

http://foroharha.blogfa.com/

منابع:

1. ابوالقاسم فردوسی. شاهنامه فردوسی. تهران بروخیم. جلد اول، ص. 15، 26، 27

2- فرامرز دادرس

3- محمدرضا مقدسی


|+|نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387 ساعت 11:45 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
نوروز ایرانیان - پیدایش آن، فلسفه و تاریخچه اش
نوروز ایرانیان - پیدایش آن، فلسفه و تاریخچه اش
نوروز و آیین های باشکوه آن، مسیری سه هزار ساله و پرپیچ و خم را پیموده تا به ما رسیده است. «نوروز» کهنسال ترین آیین ملی در جهان است که جاودانه مانده و یکی از عوامل تداوم فرهنگ ایرانیان (آرین های جنوبی) است.
نوروز و آیین های باشکوه آن، مسیری سه هزار ساله و پرپیچ و خم را پیموده تا به ما رسیده است. «نوروز» کهنسال ترین آیین ملی در جهان است که جاودانه مانده و یکی از عوامل تداوم فرهنگ ایرانیان (آرین های جنوبی) است.
آیین های برگزاری این جشن بزرگ در عصر حاضر با سه هزار سال پیش تفاوت چشمگیر نکرده و به همین دلیل عامل وحدت فرهنگی ساکنان ایران زمین به شمار می رود که آن را در هر گوشه از جهان که باشند، یکسان برگزار می کنند و بزرگ می دارند و به همین جهت است که اندیشمندان، «نوروز» را مظهر پایدار هویت و ناسیونالیسم ایرانی خوانده اند که مورخان در قوه محرکه این ناسیونالیسم تردید ندارند زیرا در طول تاریخ نیروی عظیم و کارایی های فراوان آن را درک و مشاهده کرده اند. نوروز ایرانی بر حسب سال مصادف است با یکی از این سه روز در تقویم تازه میلادی (گریگوری)؛ ۲۰ ، ۲۱ یا ۲۲ مارس (مارچ). جهان غرب هم تا چند قرن پیش سال تازه خود را با بهار آغاز می کرد که بعداً به یکم ژانویه انتقال یافته است.
«نوروز» روز ملی و جشن همه کسانی است که در فلات ایران (ایران زمین) خود یا نیاکان شان به دنیا آمده اند و تاریخ و فرهنگ مشترک دارند، از جمله تاجیکیان، افغان ها، کردها و... و ساکنان سرزمین هایی که در طول قرون و اعصار، امپراتوری ایران را تشکیل داده بودند غکه بیشترشان اینک در یک سازمان اقتصادی منطقه یی به نام اختصاری «اکو» گرد آمده اندف.در قرن نوزدهم امپراتوری ایران بر اثر توطئه های استعمارگران اروپایی تجزیه شده، اما فرهنگ مشترک و مدنیت غنی قوم ایرانی باقی مانده و نوروز همچنان روز ملی همه مردمی است که از کوه های پامیر و بدخشان تا انتهای کوه های کردستان سوریه و از شمال قفقاز تا دره سند و منطقه خلیج فارس سکونت دارند.
از آغاز سده ۲۱ تلاش های چشمگیر و تازه یی به منظور تحکیم ریشه های فرهنگی و خویشاوندی (مهر، همدلی، انس و الفت) ساکنان ایران زمین و به ویژه میان کشور ایران و کشورهای منطقه فرارود و آسیای جنوبی صورت می گیرد که اصحاب نظر آن را یک پدیده تازه جهانی دانسته اند زیرا مناسبات کشورها تاکنون در زمینه های اقتصادی، سیاسی و نظامی (مادی) بوده که باعث برانگیخته شدن رقابت دیگران، یارگیری سیاسی- نظامی و مسابقه های نامطلوب شده است.نوروز هدف از گرامیداشت آن و وقایعی که در طول قرون و اعصار در این روز روی داده است، درخور توجه فراوان است.
در بسیاری از آثار گذشته نگاران از جمله در تاریخ طبری، شاهنامه فردوسی و آثار بیرونی، نوروز به جمشید، شاه افسانه یی و در پاره یی دیگر به کیومرث نسبت داده شده و آن را به دلیل آغاز بهار، برابر شدن روز و شب و از سر گرفته شدن درخشش خورشید و اعتدال طبیعت، بهترین روز در سال دانسته اند.کوروش بزرگ موسس امپراتوری ایران که از مادر، «ماد» و از پدر، «پارس» بود، نخستین حکمران ایرانی بود که نوروز را عید رسمی اعلام داشت و در سال ۵۳۴ پیش از میلاد دستورالعملی برای اجرای مراسم دولتی آن تدوین کرد که شامل ترفیع نظامیان، ابلاغ انتصابات تازه، سان دیدن از سربازان، عفو مجرمان پشیمان، ایجاد فضای سبز و پاکسازی محیط زیست- از منازل شخصی گرفته تا اماکن عمومی- بود. چهار سال پیش از آن، کوروش پس از تصرف بابل، نوروز را در آنجا جشن گرفته بود و به این سبب برخی از مورخان، زمان اعلام رسمی و عمومی شدن نوروز به عنوان عید ملی را سال ۵۳۸ قبل از میلاد نوشته اند.
بابل در ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد به تصرف ایران درآمده بود.در دوران هخامنشیان، ۱۱ روز اول فروردین (فرورتیشن) ویژه انجام مراسم نوروز بود. شاه در نخستین روز سال نو روحانیون، بزرگان، مقامات دولتی و فرماندهان ارشد نظامی، دانشمندان و نمایندگان سرزمین های دیگر را می پذیرفت و ضمن سپاسگزاری از عنایات خداوند، گزارش کارهای سال کهنه و برنامه های دولت برای سال نو و نظر خویش را بیان می کرد که نصب العین قرار گیرد. این آیین تا همین اواخر با جزیی تفاوت رعایت می شد که دوباره دارد به تدریج ازسرگرفته می شود. شاه سپس پیشکش ها را دریافت می کرد که نمونه آن در کنده کاری های تخت جمشید دیده می شود.
آنگاه مراسم سان و رژه برگزار می شد و افسرانی که قهرمان دفاع از وطن شده بودند، ترفیع و پاداش می گرفتند و مقامات تازه و قضات نو معرفی می شدند. در نوروز مردم نخست به دیدن سالخوردگان خانواده، بیماران و ازکارافتادگان می رفتند و ادای احترام می کردند (احترام و رعایت احوال سالخوردگان و نسل بازنشسته، در میان ایرانیان همواره نهایت اهمیت را داشته است). سپس عیددیدنی آغاز می شد. پیش از دید و بازدیدها، در لحظه تحویل سال هر فرد از خدا می خواست در سال نو روان او را پاک و آرام نگه دارد. این مراسم پس از ۲۵ قرن به همین صورت ادامه دارد و باعث اعجاب ملل دیگر شده است. پس از تکمیل ساختمان عظیم و زیبای تخت جمشید در پارس و گشایش آن، آیین های رسمی نوروز، باشکوه بی مانندی در آنجا برگزار می شد. مراسم نخستین نوروز در تخت جمشید دو هفته طول کشید. مردم عادی در تالار صدستون و سران ایالات و مقامات طراز اول در تالارهای دیگر این کاخ حضور می یافتند...

نوشیروان کیهانی زاده
www.iranianshistoryonthisday.com

|+|نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387 ساعت 11:35 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
فلسفه ایران کهن؛ در ستایش انسان

فلسفه ایران کهن؛ در ستایش انسان

۱۳۸۷/۱۲/۲۳
در فلسفه ایران کهن، انسان مقامی بس ارجمند و والا دارد. انسان، علت غائی آفرینش مادی است و در کار گرداندن جهان، به نوعی با اورمزد سهیم است. در ترکیب وجود انسان، آنچه شریف‌تر است، بخشی است که از عالم مینوی فرود آمده و در ترکیب نیمه‌جسمانی و نیمه‌زمینی او جای‌گیر شده است. این بخش خدایی «فروهر» نام دارد. خود اورمزد و فرشتگانش نیز از نیروی فروهری برخوردارند. حتی گردش خورشید و ماه و ستارگان نیز بر اثر همین نیرو است.

همین نیرو است که به هنگام وجود یافتن انسان، از سوی اورمزد، به پیکر جسمانی کودک دمیده می شود و آنرا جاندار می‌سازد. هر انسان زنده جزیی از این نیروی بزرگ را در خویشتن دارد و اینرو خود انسان، بنا بر ترکیب وجودی خود، جزیی است از آفریننده بزرگ و اشراقی است از نور بزرگ ازلی.

علت آفرینش انسان، رواج نیکی محض، نه تنها در دنیای زمینی بلکه در همه کائنات است. بنابراین انسان ایرانی وظیفه بسیار سنگین بر عهده دارد و برای تامین آرامش جهانی، می‌بایستی پیوسته، بر ضد قوای بدی، در تلاش و کوشش باشد.

دنیای ناپایدار مادی یک گذرگاه است و انسان از عالم ازلی، به‌خاطر وظیفه‌ای که به او واگذاشته شده است، می‌بایستی از این گذرگاه بگذرد و به سوی ابدیت باز گردد. وظیفه او جنگ در برابر نیروهای اهریمنی است. انسان -بنا بر همان جزء خدایی که در وجود او است- یک تک‌سوار جنگ‌جو است.

واژه فروهر از نظر زبان‌شناسی به معنی گُرد نخستین است و روح انسان، یعنی همین فروهرهایی که به انسانها جان می‌بخشند، چیزی جز قوای جنگنده نیستند. وجود یافتن انسان به خاطر جنگ کیهانی بزرگی است که از آغاز آفرینش، میان نیروهای نیکی و بدی درپیوسته است.

عرصه این جدال، زمین و زندگانی مادی است. بنابراین اگر اهریمن و یاران و سپاهیانش وجود نداشتند، وجود انسان نیز در جهان مادی ضرورت نمی‌یافت و از این رو است که هرگاه علت این ضرورت یعنی وجود اهریمن از میان برود، دیگر نه انسان وجود خواهد داشت و نه جهان مادی.

بنا بر این فلسفه کهن، انسان یک سپاهی کیهانی است و انسانها در دوره جهان مادی که مدت آن ۹ هزار سال است، سپاهی بزرگ را تشکیل می‌دهند. این سپاه اگرچه از افرادی تشکیل شده که در طول مدتی قریب ۹ هزار سال، در پی هم برای جنگ بر زمین می آیند ولی در عین حال همه به یک‌دیگر پیوسته‌اند، وچون از یک سرچشمه فرو می‌آیند، مآلاً در تمام این کثرت، نوعی وحدت وجود دارد که در آخر زمان، همه نیروها را شامل می‌شود و انسان با این نیروی متمرکز می تواند قوی ترین ضربت جنگی خود را برای نابودی دشمن یعنی اهریمن وارد آورد.

|+|نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387 ساعت 10:39 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
کودک همراه مادران خود حبس می‌کشند

450 کودک همراه مادران خود حبس می‌کشند

 

بامدادخبر: کودکان دیگری هم در بند بودند. بزرگ‌ترین آنها دختر هفت ساله‌ای کوچک اندام و رنگ ‌و رو پریده بود. دیده بودم که او هم مثل بزرگ‌ترها کار می‌کرد؛ جارو می‌کشید، سفره غذا را پهن می‌کرد و حتی ظرف هم می‌شست. خیلی عصبی بود و فکر می‌کنم این حالت او از فضای زندان ناشی می‌شد. بچه‌های دیگر هم بازی می‌كردند‎؛ صف‌ می‌كشیدند و دنبال هم راه‌ می‌رفتندء گاهی هم با دنباله‌بازی به وجد می‌آمدند. بچه‌ها بازی می‌خواستند اما در زندان اسباب‌بازی در کار نبود.”

مریم 20 سال بیش از زندان آزاد شده اما هنوز هم از وضعیت بد زندان و کودکان در بند نسوان می‌گوید. ”تصور همه کودکان دربند از ماشین فقط مینی‌‌بوسی بود که فاصله بین زندان تا اتاق ملاقات را با آن طی می‌کردند.”
البته امروز با آن زمان فرق کرده و به نظر فعالان اجتماعی از آن روزگار تاکنون فضای زندان‌ها و وضعیت زنان و کودکان زندان بهبود یافته اما هنوز هم مشکلی به نام "کودکان زندان" وجود دارد و هنوز هم بچه‌های بی‌گناهی هستند كه به جرم داشتن مادری بزهکار حبس می‌کشند.

"کودکان زندان" اغلب کودکانی هستند که در دوران حبس مادر میان سایر زنان مجرم متولد و همان‌جا بزرگ می‌شوند. "کودکان زندان" از ابتدا فقط جرم و مجرم می‌بینند. عادی‌ترین مفاهیم برای آنها بیگانه است. کودکان زندان خیابان را نمی‌شناسند. از نظر آنان پارک وجود خارجی ندارد. کنجاویشان لابه‌لای میله‌های زندان محبوس می‌ماند، سرخورده می‌شود، می‌میرد. در زندان حتی لیوانی برای شكستن وجود ندارد تا بچه‌ها بفهمند كه شكستن چیست.

مددکاری می‌گفت که طی چند سال خدمت خود در مراکز نگهداری از کودکان بهزیستی، کودکانی را دیده‌است که پس از جدایی از مادر زندانی به این مراکز سپرده شده‌اند اما آنها در سن چهار ، پنج، شش سالگی و حتی بیشتر یک تفاوت عمده با سایر بچه‌ها داشتند؛ این کودکان در روزهای ابتدا آنقدر از محیط خارج از زندان شگفت‌زده بودند که در حالتی مشابه شوک به سر می‌بردند، حتی بعضی از آنها از دیدن خیابان و ماشین وحشت می‌کردند.

كودك‌آزاری در زندان

طبق آیین نامه سازمان زندان‌ها کودکان می‌توانند تا سن سه سالگی با مادرانشان در زندان بمانند اما بر اساس گزارش انجمن دفاع از حقوق زندانیان گاهی این وضع تا شش سالگی هم طول می‌کشد و طی این سال‌ها "کودکان زندان" با حداقل امکانات از کم‌ترین حقوق خود محروم می‌شوند. آنها در حالی صبح تا شب را با زنان مجرم می‌گذرانند که یکی از مشکلات کنونی زندان‌های ما کنار هم بودن مجرمان از انواع جرایم در یک بند است.

زینب زن دیگری است که چند سالی از عمر خود را در زندان گذرانده، هما‌ن‌جا کودک خود را به دنیا آورده و تا سه سالگی در کنار خود نگه داشته است. زینب از مشکلات آن روزها می‌گوید و این که چه‌قدر کودکان در میان زنان مجرم در خطر بودند؛ ”گاهی مجادله‌های سختی بین زنان درمی‌گرفت. بند کوچک بود و همه ‌با هم در می‌آمیختند، خیلی اوقات زنان برای این‌ که طرف دعوا را بیشتر عذاب دهند، کودک او را کتک می‌زدند و در نهایت این کودکان بودند که قربانی درگیری‌های زندانیان می‌شدند.”

از نظر کارشناسان مسائل اجتماعی موضوع کودکان زندان از این رو به عنوان مشکل مطرح می‌شود که این کودکان حساس‌ترین زمان زندگی خود یعنی سال‌های نخست را در محیطی جدا از جامعه عادی و در کنار جرم و مجرمان سپری می‌کنند. اغلب زندان‌های ایران فاقد شیرخوارگاه و مهدکودک برای این بچه‌ها است و برخلاف بسیاری از کشورها کودکان زندان به ناچار از صبح تا شب زندانی‌اند و این همان چیزی است که موجب می‌شوند بسیاری از کودکان زندان آنچنان به این محیط عادت کنند که در بزرگسالی خود به عنوان مجرم دوباره به زندان بازگردند.

انجمن دفاع از حقوق زندانیان در سال پایان 86، گزارش را منتشر کرد که در آن نسبت به افزایش تعداد زندانیان از جمله زنان هشدار داده و اعلام کرده است که در این شرایط، با کاهش فضای فیزیکی زندانیان نه تنها وضعیت اقامت مجرمان در زندان مناسب نیست بلکه دیگر امکان اصلاح فرد خاطی وجود ندارد. بر اساس این گزارش در حال حاضر تعداد زندانیان پنج برابر گنجایش زندان‌های کشور است و این موجب افت چشمگیر خدمات به زندانیان و به دنبال آن كودكان همراه با زنان دربند شده‌است.

سعید مدنی، پژوهشگر مسائل اجتماعی نیز معتقد است که باید به وضعیت نگهداری کودکان در کنار مادران زندانی بیشتر توجه شود. او با استناد به آمار رسمی کشور اعلام می‌کند که طی هشت سال گذشته تعداد جمعیت زنان ندانی از چهار درصد کل جمعیت زندانیان به هشت درصد افزایش یافته و این در حالی است که 60 درصد این زنان 19 تا 29 ساله و بسیاری از آنها مادر‌اند.

آمار نداریم

مدنی می‌گوید: روی بدن بسیاری از کودکان زندان آثار اذیت و آزار دیده شده که این نشانگر نبود امنیت کافی در بند نسوان برای کودکان است اما با تمام این اوصاف مسئولان در برابر این سوال که تعداد کودکان در بند نسوان چند نفر است و وضعیت این کودکان چگونه است، پاسخ مشخصی نمی‌دهند.

علی اکبری، مدیرکل دفتر اقدامات تامینی و تربیتی سازمان زندان‌ها که مسوول مستقیم این موضوع است، در این رابطه توضیحات مختصری به خبرنگار ایلنا ارائه می‌دهد: از پنج، شش سال پیش تفاهمنامه ای با عنوان "سرای مهر" با سازمان بهزیستی برای ساماندهی کودکانی که همراه با مادر خود در زندان هستند، منعقد شد و بر اساس آن در زندان زندان مهدکودک برای این بچه ها احداث می شود.

او البته ازروند پیشرفت این برنامه اطلاعی ندارد و آن را قابل پیگیری می‌داند.

علی اکبری همچنین می‌گوید که برای مادران در زندان‌ها امکانات ویژه‌ای از جمله رژیم غذایی متفاوت و اتاق بهتر در نظر گرفته می شود و در كل به اعتقاد مدیرکل دفتر اقدامات تامینی و تربیتی سازمان زندان‌ها وضعیت "کودکان" زندان مناسب است اما این در حالی است که به گفته کارشناس مددکار همین اداره از سال 78 تاکنون که سازمان زندان‌ها در نامه‌ای به رییس سازمان بهزیستی وقت اعلام کرد که برخی کودکان با مادران خود در زندان زندگی می‌کنند، طرح سرای مهر به تایید هر دو سازمان رسید اما به دلایل نامشخص این طرح مسکوت مانده و در حال حاضر در سازمان زندان‌ها پیگیری نمی‌شود.

این کارشناس مددکار در اظهاراتی روشن‌تر از سایر مسئولان به صراحت می‌گوید که چند سالی است هیچ طرحی در این سازمان -متولی اصلی امور زندان‌ها در مورد "کودکان زندان" دنبال نمی‌شود و این موضوع دیگر در دفتر اقدامات تامینی سازمان زندان‌ها مطرح نیست.

بر اساس اظهارات فیضی در حال حاضر اغلب زندان‌ها شیرخوارگاه و مهدکودک ندارند و هر زندان در این مورد سلیقه‌ای رفتار می‌کند.

این کارشناس مددکار سازمان زندان‌ها نیز اعلام تعداد کودکان سازمان زندان‌ها را وظیفه خود نمی‌داند.

اما با این حال، بر اساس تحقیقات فرشید یزدانی یکی دیگر از پژوهشگران مسائل اجتماعی در حال حاضر دست کم 450 کودک همراه با مادران خود در زندان‌ها به سر می‌برند و هزار و 500 کودک زیر 15 سال به خاطر زندانی بودن مادرانشان در مراکز شبانه روزی بهزیستی زندگی می کنند. مراکزی که به اعتقاد یزدانی خود نوع دیگری از زندان برای این کودکان به حساب می آید و باید راهکار مناسب تری برای حفاظت از کودکان زنان زندانی به کار نبست.

طرح‌هایی كه ناتمام ماند

اما انگار راه‌حلی در کار نیست و "کودکان زندان" سال هاست که فراموش شده اند؛ چه به نظر می آید سازمان بهزیستی و سازمان زندان‌ها به عنوان دو نهاد مسوول در این زمینه چندان از برنامه‌های همدیگر اطلاع ندارند و همکاری مشخصی بین آنها وجود ندارد. البته حمیدرضا الوند، مدیر دفتر شبه خانواده بهزیستی که متولی رسیدگی به امور کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست است، تصریح می‌کند که طی چند سال گذشته سازمان زندان‌ها در این زمینه کمکی از بهزیستی نخواسته است. او به طرحی اشاره می‌کند که در سال 83 آغاز در همان مرحله آزمایش ناتمام ماند. ”در آن سال‌ها از چند زندان بازدید کردم و دیدم که مادرانی در زندان وضع حمل کرده‌اند اما سازمان زندان‌ها به این وضعیت توجه نکرده و کودک مادر دوران محکومیت را گذرانده است. به همین دلیل طرحی را به سازمان زندان‌ها ارائه کردم که بر اساس آن برای کودکان زنان زندانی، شیرخوارگاهی در زندان اما خارج از فضای بند احداث شود تا کودک در ارتباط با مادر اما به دور از مجرمان دیگر رشد کند و پس از دو یا سه سالگی به سرپرست با صلاحیت یا مراکز شبانه‌روزی بهزیستی سپرده شود.”

الوند می‌گوید اما این طرح در سال 81 در زندان گنبد گلستان به صورت آزمایشی اجرا شد اما در همان‌جا مسکوت ماند و به سایر زندان‌ها نرسید.

طرح سرای مهر هم که مدیرکل دفتر اقدامات تامینی و تربیتی به عنوان تفاهمنامه‌ای به بهزیستی از آن نام می‌برد، ظاهراً آنقدر به فراموشی سپرده شده است که مسئولان فعلی سازمان بهزیستی هیچ اطلاعی از آن ندارند و حتی اسم آن را هم نشنیده‌اند.
حمیدرضا الوند که معتقد است کودک زیر دو سال نباید به هیچ‌عنوان از مادر دور شود امید دارد که با مذاکرات بیشتر با سازمان زندان‌ها بتوان اقدامات موثری برای کودکان زندان انجام داد.

او می‌گوید: بر اساس قانون سازمان بهزیستی متولی ارائه خدمات به کوکان بدسرپرست یا بی‌سرپرست است اما باید مراجع قضایی عدم صلاحیت والدین را محرز و اجازه انتقال کودک به مراکز شبانه روزی بهزیستی را بدهند.

مدیرکل دفتر شبه خانواده بهزیستی نیز اطلاع دقیقی از تعداد وضعیت کودکان زندان ندارد اما آمار این سازمان از میزان انتقال کودکانی که به دلیل عدم صلاحیت یا زندانی شدن مادر و پدر به مراکز این سازمان شاهدی بر افزایش تعداد این کودکان است. از سال 83 تاکنون تعداد کودکانی که به این طریق به مراکز بهزیستی رفته‌اند از دو هزار و 300 به بیش از سه هزار نفر افزایش یافته و الوند می‌گوید که این افزایش زنگ خطری برای جامعه است.

او اگرچه معتقد است که برای مادران مجرم باید مجازات جایگزین زندان در نظر گرفته شود و یا زمان حبس آنها به پس از وضع حمل و رشد چند ماهگی کودک موکول شود اما در عین حال هم تاکید می‌کند که اگر سازمان زندان‌ها بخواهد‏ء فضاهایی در زندان وجود دارد که قابل تغییر کاربری به شیرخوارگاه یا مهدکودک باشند. این همان کاری است که سال هاست در بسیاری از کشورهای جهان انجام می‌شود. مثلا در چین زنان باردار و یا مادران تا یک سالگی کودک به زندان فرستاده نمی‌شوند. در برخی از ایالات آمریکا نوزادان مادران زندانی ظرف 24 تا 72 ساعت از فضای زندان دور می‌شوند و در ایالت‌های دیگر مهدکودک در این مراکز ساخته شده است. دولت اسکاتلند هم به زندان‌ها اجازه داده تا کودک را تا یک سالگی نگه دارند و پس از آن به مراکز نگهداری از کودکان بی‌سرپرست منتقل كنند.

البته در ایران هم از سال 79 بر اساس تفاهمنامه‌ای بین سازمان بهزیستی و زندان ها کودکان زندان پس از دو سالگی به شبانه‌روزی‌های بهزیستی یا اقوام سپرده می‌شوند اما اکنون اطلاعی از روند اجرای این تفاهمنامه در دست نیست و همانطور که مدیرکل دفتر شبه خانواده بهزیستی گفت بیم آن می‌رود که برخی از این بچه‌ها پنهان از دید مسئولان بیش از دو سال در زندان بمانند.

فرشید یزدانی، پژوهشگر مسائل اجتماعی و مدافع حقوق کودکان، از قوه قضائیه انتظار دارد که در مورد آمار و اطلاعات این کودکان اطلاع‌رسانی و با كمك سازمان‌های مردم نهاد از مجازات کودکان بی‌گناه به این شكل جلوگیری كند.

در كوچه ‌پس‌كوچه‌های محله اوین كودكان صبح تا شب را بی‌وقفه و یك نفس از سراشیبی بالا می‌دوند و پایین می‌آیند. زیر سایه درختان خستگی بازی را در می‌كنند و گاهی هم شاید از روی شیطنت زنگ خانه همسایه‌ای را زیر انگشتان كوچك خود می‌فشارند.

بچه‌های محله اوین هر روز در كوچه‌های طول و دراز شهر می‌دوند و سر به هر سوراخی می‌كشند و می‌دانند كه مادر همین نزدیكی‌هاست اما هیچ كس كودكانی را نمی‌بینند كه در پس میله‌های آهنی روزها را یك رنگ می‌گذرانند.

كودكان زندان بازی را نمی‌شناسند.


|+|نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 ساعت 1:54 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
گروه مخالفین محمود احمدی نژاد در فیس بوک
گروه مخالفین محمود احمدی نژاد در فیس بوک

http://www.facebook.com/group.php?gid=11977465345


گروهی در فیس بوک با عنوان "شرط می بندم من می تونم یک میلیون نفر پیدا کنم که از محمود احمدی نژاد خوششون نمیاد"! این گروه یک سازنده غیر ایرانی داره و اکثر اعضاش هم ایرانی نیستند... در حال حاضر این گروه بیش از 30 هزار عضو داره و با هدف رقابت با گروه مخالفین جورج بوش که به تازگی مرض یک میلیون عضو رو رد کرده، ساخته شده


|+|نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 ساعت 1:46 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
خرافات جنونی كه به جان ملت افتاده

خرافات

جنونی كه به جان ملت افتاده

Khor11.jpg?et=8qYAYxAATSlUROxsz2Yl3w&nmid=0

khor8.jpg?et=6+Ho2roDsFmlac5vkj5L6w&nmid=0

اخیرا تعدادی از موسسات فرهنگی با چاپ مطالبی در مورد علائم ظهور امام زمان این چنین نقل قول کرده اند که چندی قبل ایت الله بهجت درحین وضو گرفتن بیهوش می شوند که پس از بهوش آمدن علت را جویا می شوند که در جواب می فرمایند در همین لحظه قاتل امام زمان در اصفهان متولد شده است.
آگاهان گسترش خرافات و استفاده از اعتقادات مذهبی را حاصل استفاده های سیاسی از باورهای عمومی می دانند که هم به باورهای اعتقادی مردم لطمه زده و هم راهی در برابر شیادان باز کرده است
به این چند خرافه كه در مطبوعات داخل کشور در این چند سال انتشار یافته نگاهی بیاندازید
 

گوش كردن موسیقی

khor1.jpg?et=8Umq3QhMPmly6ZX1M7JnNw&nmid=0

دختر جوانی در هلند در زمان تلاوت قرآن توسط مادرش با صدای بلند به موسیقی گوشمی‌كرد. هنگامی كه با اعتراض مادرش مبنی بر كم كردن صدای موسیقی مواجه می‌شود به اوو كتاب قرآن اهانت می‌كند.این دختر هنگامی كه می‌بیند با وجود مخالفت او بازمادرش به خواندن قرآن با صدای بلند ادامه می‌دهد، قرآن را به زور از دست مادرشمی‌گیرد و آنرا پاره می‌كند كه در همان حال دختر جوان آتش گرفته و می‌سوزد. مادردختر برای خاموش كردن دخترش بر روی او پتو می‌اندازد و بعد از اینكه پتو را از روی او بر می‌دارد می‌بیند كه دختر او تغییر چهره داده و به صورت عكسی كه می‌بینید درآمده است
مدتی بعد مشخص می‌شود كه این خبر از اساس ساختگی بوده است. عكسمربوط به مجسمه‌ای ساخته  پاتریشیا پیچی‌نینی است كه از سیلیكون و كائوچو ساخته شده و طرحی در مورد مهندسی ژنتیك مربوط به تكامل حیوانات است و هیچ ارتباطی با موضوعات مذهبی ندارد
آن كه دسترسی به چنین خبری داشته و قطعا با اروپا و مطبوعات آن درتماس بوده و دسترسی داشته، نمی دانسته اصل ماجرا چیست؟ می‌دانسته، اما ماموریت برای داخل كشور اجرا می‌كرده است

ورود سگ به حرم امام رضا

khor6.jpg?et=QhXdBndu31epbZ2rjMik1g&nmid=0

قضیه ورود سگی گریان(!) به حرم امام رضا در مشهد كه عكس‌العمل‌های بسیاری برانگیخت از آن موضوعات جالب توجه است. بعد از خبر ورود سگی به حرم و عارضشدن در آنجا فیلم و خبر و كپی گزارش آن دست به دست می‌گشت و به فروش می‌رسید ومطبوعات نیز با كشیدن‌هاله‌ای از تقدس دور این موضوع امكان هر گونه تشكیك یا نقدموضوع را از همه گرفتند. سایت اینترنتی انتخاب نیز با آب و تاب و قطعاتی از فیلمویدیویی سگ مذكور به این قضیه بیشتر دامن می‌زد. سرانجام روزنامه جمهوری اسلامی بعداز چند روز واكنش نشان داد و نوشت
توطئه وارد ساختن یك سگ به حرم مقدس رضا و مطرح كردن خبر آن در پایگاه‌های اطلاع‌رسانی كه طی دو هفته اخیرشایعات زیادی را بر سر زبان‌ها به جریان انداخت، با كشف یك باند سودجو و دستگیری عوامل این باند، خنثی شد
اعضای این باند، یك شیاد و دو نفر از خادمان حرمبودند كه با همدستی همدیگر توانستند یك سگ را از قسمت مربوط به بانوان وارد حرمنمایند و تا نزدیكی ضریح مطهر ببرند و با فیلم ‌برداری و انتشار خبر آن و تهیه سی دی اقدام به سودجویی نمایند

چاه عریضه و شیشه مقدس مسجدجمكران

khor4.jpg?et=AXEZDXEezV6TGOXRrj7Lcw&nmid=0

دوسال پیش در محراب مسجد جمكران شیشه‌ای نصب شد و چند لامپ سبز رنگ نیز به آن آویزانشد. كم‌كم این قسمت از مسجد به شكل یك جاذبه‌ی سیاحتی- زیارتی(!) درآمد و به تدریجبرای آن داستان‌ها و افسانه‌های شاخداری هم ساختند. زوار در پشت شیشه صف كشیده و آنمحل را زیارت می‌كردند. تا جایی كه آیت‌الله مكارم شیرازی در اعتراض به این عملگفت: «اخیراْ در محراب مسجد جمكران یك تشكیلات شیشه‌اى سبزرنگ و چراغ درست كرده‌اندكه كم‌كم به صورت امامزاده‌اى درآمده است. مردم براى بوسیدن این شیشه صف می‌كشند،كسانی هم هنگام دور شدن عقب عقب می‌روند مثل كارى كه در حرم امامان و امامزاده‌هامی‌كنند. بعضی‌ها هم فاتحه می‌خوانند، عده‌اى تعظیم می‌كنند، بعضی از عوام هممی‌گویند اینجا قبر حضرت ولیعصر(عج) است. حتما چند سال دیگر هم فردى پیدا می‌شود وكتابی می‌نویسد كه 70 نفر از اوتاد در اینجا دفن شده‌اند. هركس مرتكب این كار شدهاشتباه كرده است، این ضربه‌اى به مسجد جمكران است
پس از این اعتراض، بلافاصلهاین تشكیلات معجزه‌آسا و امامزاده‌ی جدیدالاحداث از محل محراب جمع‌آوری شد و البتهآب از آب هم تكان نخورد! اما ذهن خرافه‌ساز مؤمنین قلابی و دكانداران دین هم بیكارنماند و محلی را به نام «چاه عریضه» اختراع كردند و اظهار داشتند كه مردم می‌تواننداز طریق انداختن عریضه و دعاهای خود در این چاه از امام زمان بخواهند كه زودتر ظهورنماید. و البته این مدت نیز نه تنها عوام كه خواص بسیاری هم به این چاه پناهآورده‌اند و عریضه و دستورالعمل و بخش‌نامه و پیشنهاد انتصابات خود را داخل آن چاهمی‌ریزند
سران انجمن حجتیه نیز اخیراً در جزواتی پیشنهاد روز مخصوصی برای تحریك امام زمان  به فرج را در جزوه‌ای داده‌اند كه هزاران نسخه از آن تكثیر شدهاست. در این جزوه آمده است
یك روز خاص به عنوان انقلاب و اجتماع قلوب و دعای كل مردم ایران و سایر شیعیان در كشورهای مختلف تعیین و به طوری كه تمام مردم جهانمتوجه آن شوند، تبلیغ شود. سوگند به خدایی كه جان ما در اختیار اوست، اگر این روزمشخص شود و تمامی منتظران و شیعیان در اماكن مقدس جمع شوند و فرج را طلب نمایند واگر این روز معین، روز جمعه‌ای باشد، یقینا مولایمان روز شنبه (فردایش) ظهور خواهندفرمود». همچنین در این جزوه آمده:«دعا جهت تعجیل در فرج، مثل نمازهای واجب روزانهبر هر زن و مرد مسلمان و مؤمن واجب است و ترك آن مثل ترك نمازهای واجب، گناه كبیرهو موجب كفر است

گوسفند مقدس شیبان

khor3.jpg?et=T3gwNMu4tpWWdba3j1zY0Q&nmid=0

درماه محرم سال گذشته در شهر كوچك شیبان نزدیك اهواز گوسفندی پیدا می‌شود كه می‌گویندروی شاخ سمت چپ او شمشیر امام علی نقش بسته است. بلافاصله این موضوع دهان به دهانگشته و به یك افسانه‌ی مذهبی در منطقه مبدل شده و كم‌كم به رسانه‌های سراسری نیزكشیده می‌شود. مردم دسته دسته برای تماشای گوسفند مقدس به سمت شیبان هجوم می‌برند وبه تدریج شایعات عجیب و قوی‌تری در مورد این گوسفند زبان بسته و از همه‌جا بی‌خبرپدید آمد مثلاً این كه هیچ چاقوی گلویی او را نمی‌برد و با بعضی از خواص به طورخصوصی صحبت می‌كند و احتمالاً پشكل و ادرارش هم شفاست
از این قضیه مدت‌ها گذشتو ظاهراً تقدس گوسفند هم كمرنگ‌تر شد. برخی آن را شایعه‌‌ای ساخته‌ی صاحب گوسفندمی‌دانند كه به هر صورت درآمد خوبی از طریق نذورات مردم خرافی به پای این «گوساله‌ی سامری» به جیب زد

دیگ سمنوی مقدس در قم

khor2.jpg?et=xAQIrfhy7jcjGza2NyoMKg&nmid=0

سالگذشته نیز خبر می‌دهند در دیگی كه در روستای ونارج نزدیك قم در آن سمنو می‌پخته‌اندجای پایی ظاهر شده كه احتمالاً جای پای یكی از ائمه است! این خبر نیز مانند هر خبرخرافه‌آمیز دیگر به سرعت منتشر شده و دسته دسته مردم عقل باخته برای تماشای دیگسمنوی مقدس به روستای ونارج قم می‌روند و حتی هیأت‌های مذهبی در كنار آن به اجرای مراسم پرداختند و مبلغ هنگفتی برای ساخت جایگاهی ویژه برای آن جمع آوری می‌شود

زن ببرنمای قم

khor9.jpg?et=NdMZztyFKwch4uy2MCH1pg&nmid=0

دوسال پیش یك عكس تبلیغاتی از چهره‌ی زنی با صورت ببر كه توسط فتوشاپ ساخته شده،متعلق به یك موسسه تبلیغاتی در كرمانشاه در یكی از مطبوعات محلی چاپ می‌شود. بعد ازمدتی این عكس در قم كپی و تكثیر شده و شایعه‌ای پدید می‌آید كه زنی به مقدسات اهانتنموده و به این صورت درآمده و او را دستگیر كرده‌اند. قدرت تهییج و تحریك این شایعهچنان است كه به زودی مردم به سمت پاسگاه شیخ‌آباد در منطقه نیروگاه قم هجوم می‌برندو از عوامل انتظامی می‌خواهند تا زنی كه ادعا می‌شود به خاطر پاره كردن قرآن كریم وریختن آن در زباله‌دانی و تبدیل شدنش به صورت ببری كه نیمی از صورتش به شكل انساناست و مانند ببرها دم و سبیل دارد، را به آنها نشان دهند! شایعه می‌شود كه قرار استزن ببرنما را روز جمعه اعدام كنند. با فرا رسیدن بعداز ظهر روز جمعه و نزدیك شدن بهساعات اعدام زن ببرنما مردم این منطقه گروه گروه در میدان نبوت تجمع می‌كنند و ازآنجایی كه یك جرثقیل هم بر حسب تصادف در همان محل پارك بوده مردم گمان می‌كنند كهاحتمالاً با همین جرثقیل می‌خواهند زن را اعدام كنند و در واقع وجود این جرثقیل همبر اطمینان بیشتر مردم نسبت به این مسأله می‌افزاید وشایعه را باورپذیرتر می‌كند.این قضیه به تدریج به صورت یك شورش همگانی درمی‌آید و با شكستن شیشه بانك‌ها منطقهبه آشوب كشیده می‌شود و تعداد زیادی نیز دستگیر می‌شوند

دستخط امام زمان

khor5.jpg?et=Rcnvihd8y65hNw8ZiMVcFw&nmid=0

مدتی پیش تصویر اسكن شده‌ای از نامه‌ای منسوب به امام زمان( توجه كنید! به خط فارسی و نه عربی) در تهران و مسجد جمكرانتوزیع شد و در نشریه‌ی خورشید نیز به چاپ رسید و به تعداد زیاد در محافل مذهبی تكثیر و در سایت‌های اینترنتی نیز منتشرشد كه در آن اشاره شده این دستخط امام زماناست و خادم مسجد آن را پیدا كرده است. خادم مسجد نوشته
در تاریخ 12 محرم 1404 هجری قمری صندوق موقوفه مسجد را كه نذورات و كمك‌های مردمی در آن جمع و صرفاطعام به نام حضرت اباالفضل علیه السلام و عاشورا و مناسبت‌های دیگر دینی می‌شود،باز كردم و مشاهده نمودم به همراه پول‌های درون صندوق نامه‌ای در آن انداخته شده كهروی آن دو عدد شكلات تقریبا بزرگ قرار دارد در حالی كه همه می‌دانیم این شكلات‌هاهر قدر كوچك باشند ممكن نیست از روزنه باریك صندوق به درون آن وارد شده باشند».
این كه چرا امام زمان ناگزیر شده‌اند وجود خود را با انداختن دو شكلات در صندوقمسجدی اثبات كنند مشخص نیست. اما مشخص‌تر این است كه به مصداق هر چه دروغ بزرگ‌ترباورش آسان‌تر: «هر چه دروغ عوامانه ‌تر، عوام‌پذیرتر خواهد بود

نمونه‌ها

به پشت اتومبیل‌ها، روی شیشه تاكسی‌ها، كنار نمره عقب برخی اتومبیل‌های شخصی و دولتی نگاه كنید. از این نوع تابلوها كم نمی بینید، كه همگی به نوعی ترویج خرافات اند. حتی به بخش آگهی مطبوعات هم اگر مراجعه كنید، كم با چنین مضمونی كه این براحتی می‌توانید روی شیشه تاكسی‌های شهرهای مختلف ببینید روبرو نمی شوید

khor7.jpg?et=CvhqNJkAD5gDYL+5XkmdQw&nmid=0

دعانویسی، گشایش كار، بخت‌گشایی، باطل السحر

Line-Blue-ceazer.gif?et=4O7L5T1OR8GXXjS7v+gRrg&nmid=0

امام زمان پشت ناودان شهرک قدس

Khor10.jpg?et=z+Ocay4aTh77fRauY1eiFg&nmid=0

شهرک قدس در حاشیه پایتخت 12 میلیونی ایران. ناودان سوراخ بوده و آب از پشتش به دیوار راه یافته، ناودان را برای تعمیر از جا درآورده اند و زردآب پشت ناودان هویدا شده است. هو انداختند که سایه امام زمان روی دیوار افتاده و مردم دردمندی که غرق در مشکلات زیستی و معیشتی اند به امید علاج آنها دست به دامن این سایه شدند

تصاویر هجوم مردم شهریار برای دیدن شمایل حضرت امام زمان روی دیوار

Hazrat-e-Abbas-3.jpg?et=lCLnFhI+595n0gpo,L8F7Q&nmid=0

نمی دانم چه ارتباطی بین نم دیوار و یا چاه و... از این قبیل مکانها و ائمه اطهار وجود دارد؟

Hazrat-e-Abbas-2.jpg?et=xKGKg8fu0YKh5n4V3RRt6w&nmid=0

 

Hazrat-e-Abbas-1.jpg?et=8uKn0B,AQTKspShRQI0A3g&nmid=0

Hazrat-e-Abbas-.jpg?et=skKw01HDaLr2DhpAbsKGnA&nmid=0

Line-Blue-ceazer.gif?et=4O7L5T1OR8GXXjS7v+gRrg&nmid=0

و یک نمونه دیگر

khor12.jpg?et=y+LtZ0nnes2wLVz+VjtC8Q&nmid=0

تا ابله در جهان است مفلس در نمی ماند

چندان عجیب نیست اگر با دعا و رمل و استرلاب و پرداخت سهم آقایان از سد کنکور گذشت

Konkoor.jpg?et=bWqvoxTomwvLeOwT9qv0wA&nmid=0

Line-Blue-ceazer.gif?et=4O7L5T1OR8GXXjS7v+gRrg&nmid=0

و نمونه دیگر و دیگر و دیگر

 لنگه کفش خود را تقدیم امام زمان کنید شاید فرجی باشد

2ebx3lg.jpg?et=1Ym9scBRREPythfApjS2Jw&nmid=0

Line-Blue-ceazer.gif?et=4O7L5T1OR8GXXjS7v+gRrg&nmid=0

  • بر گرفته از وبلاگ دوست گرامی الهه در سایت کلوب ایرانیان

|+|نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 ساعت 0:14 قبل از ظهر توسط خيرالله اميريان |
زنده باد هشت مارس روز جهانی زن

زنده باد هشت مارس 2009 روز جهانی زن

سیروان پرتونوری

هشت مارس روز جهانی زن، بر تمامی زنان کارگر و ستمدیده گرامی باد! زنان ستمدیده ایران در شرائطی این روز را گرامی می دارند که حاکمیت سیاه رژیم جمهوری اسلامی وضعیت حیات و معاش آنها را در یکی از دهشتناکترین شرائط ممکن قرار داده است.  نگاهی به خود مطبوعات رژیم ارتجاعی اسلامی، گواه کوچکی از شرایط ظالمانه ای ست که رژیم  اسلامی برای زنان در کشور ما ایجاد نموده است. علاوه بر تمامی ستم ها و مصائب و سرکوب طاقت فرسائی که در نتیجه حاکمیت نظام سرمایه داری وابسته بر کل آحاد محروم جامعه صرف نظر از جنسیت آنان اعمال می شود، زنان ما از یک ستم مضاعف به دلیل زن بودن خویش در رنجند که برخی از جلوه های روشن آن را می توان در عرصه های اقتصادی و اجتماعی زیر برشمرد: حجاب اجباری، دستمزد نامساوی برای کار مساوی، عدم تساوی در دستیابی به فرصت های شغلی، بیکاری، پدیده روزافزون دختران خیابانی، تکدی، رشد سرسام آور تعداد زنان خودفروشی که برای زنده ماندن چاره ای جز فروش بدن خویش ندارند، خودکشی و بالاخره سیطره فرهنگ ارتجاعی مردسالارانه ای که از سوی سیستم ضد انسان موجود به طور روزمره تجلیات غیرانسانی خویش را با فشار هرچه بیشتری بر زندگی زنان وارد می کند.

 

چنین اوضاع طاقت فرسائی به طور طبیعی اعتراض و مقاومت زنان ستمدیده را دامن زده و روزی نیست که ما با شکلی از اشکال پر تنوع اعتراض و مبارزات زنان روبرو نشویم. از به مسخره گرفتن قوانین حجاب اجباری رژیم تا فرار از از قید و بندهای روابط پدرسالارانه و مردسالارانه حاکم بر محیط خانه، از خودکشی به خاطر استیصال تا شرکت در اعتراضات و تظاهرات ضدحکومتی همه و همه پرده از خشم و نفرتی برمی دارند که این شرایط استثمارگرانه در زنان محروم ما ایجاد کرده است و باعث آن شده که زنان تحت ستم و به ویژه زنان کارگر و زحمتکش هر روز به شیوه و شکلی قوانین و مقررات زن ستیزانه رژیم پ اسلامی را به مصاف بطلبند. خشم و نفرتی که هر آینه با آگاهی به دلایل واقعی این شرایط نکبت بار توأم گردد، به نیروئی بنیان برافکن در جهت درهم شکستن عامل اصلی ستم بر زنان یعنی نظام حاکم تبدیل می گردد.

 

در طول تاریخ، ستم بر زن جزئی جدائی ناپذیر از نظم طبقاتی حاکم بوده و به همین دلیل هم رهایی واقعی زنان به لغو مالکیت خصوصی و نابودی جامعه طبقاتی وابسته است. و از آنجا که تاریخ رسالت نابودی متکامل ترین نظام طبقاتی یعنی سرمایه داری را بر دوش طبقه کارگر نهاده است، در نتیجه مبارزه برای رهایی زنان در پیوند ناگسستنی با مبارزه طبقه کارگر در جهت نابودی این سیستم ارتجاعی قرار می گیرد و تنها در بستر پیروزی این مبارزه و برقراری سوسیالیسم است که امکان واقعی جهت رهایی زنان مهیا می گردد. با درک این حقیقت است که زنان آگاه و مبارز باید ضمن پیشبرد مبارزات روزمره خویش بر علیه همه جلوه های فرهنگ زن ستیزانه و مردسالارانه ناشی از حاکمیت نظام سرمایه داری وابسته و رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی بکوشند تا این مبارزات حق خواهانه را در جهت نابودی قطعی نظام سرمایه داری حاکم کانالیزه نمایند.

 

اگر واقعیت این است که این مالکیت خصوصی بر ابزار تولید است که به تدریج زن را به "ابزار صرف تولید" تبدیل نموده، پس آزادی راستین و قطعی زنان نیز در شرایط نابودی عامل اصلی بردگی زنان یعنی مالکیت خصوصی و برقراری کمونیسم راستین شکل می گیرد. به همین دلیل هر مبارزه واقعی جهت رهایی زنان باید با مبارزه در جهت نابودی نظام سرمایه داری و الغای مالکیت خصوصی و مناسباتش قرار گیرد.

 

امروزه،زنان در سراسر جهان با فرارسیدن هشتم ماه مارس، باری دیگر بر مطالبات بر حق خود با راه انداختن راهپیمایی و جلسات سخنرانی تاکید می کنند. از آنجا که هشت مارس ریشه در مبارزات طبقاتی علیه سیستم سرمایه داری دارد،دولتمردان تلاش می کنند با راه انداختن مجالس و جشن های فرامایشی هدف اصلی مبارزه تاریخی زنان را به فراموشی بسپارند،اما با نگاهی به تظاهرات و گردهمایی زنان در بسیاری کشورها می توان بخوبی متوجه شد که آنان در این کار موفق نشده و نخواهند شد.

تاریخچه هشت مارس

هر سال هشت مارس،روز جهانی زن، یادآور تظاهرات زنان کارگر صنعت نساجی نیویورک در هشت مارس  1857 را متجلی می کند. در هشتم مارس 1857، زنان کارگر پارچه باف در آمریکا به مبارزه برخاستند. شرایط کار و زندگی کارگران زن وحشتناک بود.آنان از ساعات کار طولانی و کشنده، دستمزد اندک و محرومیت از هر گونه امکانات رفاهی محروم بودند،علاوه بر این آنها بار نگهداری و بزرگ کردن فرزندان و کار خانگی را نیز به دوش داشتند، پس به خیابانها ریختند و خواهان افزایش دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط کار شدند.  گرچه این تظاهرات به شکل خشونت آمیزی توسط پلیس از هم پاشیده شد اما در سال 1860،زنان کارگر با تشکیل اتحادیه ها یی خواستهایشان را در خصوص بهبود شرایط کار و درآمد مساوی تکرار کردند. هشت مارس در سال 1970،همراه با جهانی شدن جنبش سوسیالیستی و پدیدار شدن زنان سوسیالیست انقلابی که مبارزه برای رفع تبعیض جنسیتی و تبعیض طبقاتی را در پیوندی ارگانیک می دانستند و مساله مبارزه برای رهایی زن را در دستور کار قرار داده بودند، توسط زنان کارگر حرفه دوزندگی برای اولین بار بطور غیررسمی برگزار شد. این مراسم برای بزرگداشت هزاران زن،که در اعتصابهای کارگری بیشمار اوایل قرن بیستم در برخی از مراکز کارگری،از قبیل مونترال،شیکاگو،فیلادلفیا و نیویورک،شرکت کرده بودند برگزار شد. در این بزرگداشت،زنان برای حق رای،دستمزد عادلانه،خاتمه شرایط کار طاقتفرسا و خاتمه بیگاری گرفتن از کودکان،دست به اعتراض زدند.  سال 1910،در جریان "دومین کنفرانس زنان سوسیالیست" که زن سوسیالیست و انقلابی "کلارا زتکین" از رهبران آن بود پیشنهاد کرد که برای بزرگداشت مبارزات تاریخی زنان روزی انتخاب گردد. زنان سوسیالیست اتریشی قبلا روز "اول ماه مه" را پیشنهاد کرده بودند. اما اول ماه مه، جایگاه و مفهومی داشت که می توانست اهمیت و جایگاه مبارزه مشخص بر سر مسئله زن را تحت الشعاع قرار دهد. پیشنهاد کلارا زتکین در این کنفرانس توسط زنان هفده کشوری که در این کنفرانس حضور داشتند پذیرفته شد.  در سال 1910،خیابانهای آلمان، اتریش، سوئیس و دانمارک با مارش قدرتمند زنان بلرزه در آمد. تعداد زنان تظاهر کننده در اتریش به 30 هزار نفر می رسید. نیروهای پلیس به تظاهرات حمله برده، به ضرب و  شتم زنان پرداختند و گروهی را دستگیر کردند.

در 19 مارس 1911،در آلمان نخستین مراسم روز زن برگزار شد. علت انتخاب این روز،اهمیت تاریخی آن در مبارزات پرولتاریای آلمان بود. سال 1913 "دبیرخانه بین المللی زنان" (یکی از نهادهای انترناسیونال سوسیالیستی دوم)، هشتم مارس را با خاطره مبارزه زنان کارگر نساجی در آمریکا، بعنوان «روز جهانی زن»  انتخاب کرد. در همان سال، زنان زحمتکش آگاه و روشنفکر انقلابی در روسیه تزاری و در سراسر اروپا، مراسم هشت مارس را بشکل تظاهرات و میتینگ برگزار کردند. زنان در شهرهای سن پترزبورگ و مسکو جلسه های بحث و سخنرانی تشکیل داده و تصمیم به انتشار مجله به نام «زن کارگر» گرفتند.در سال 1914، سرمایه داری،جهان را با جنگ جهانی اول روبرو ساخت،جنگی که فقط منافع سرمایه داران را تامین می کرد. زنان انقلابی تلاش کردند تظاهرات 8 مارس 1915 و 1916 را تحت شعار مرکزی "علیه جنگ امپریالیستی" برگزار کنند. در کشورهای درگیر جنگ، اقشار و طبقات مختلف به موافقان و مخالفان جنگ تقسیم شده بودند. جنبش زنان نیز از تحولات عمومی و جهت گیریهای گوناگون سیاسی بر کنار نبود و نمی توانست باشد، چرا که این جنبش از دل همان جوامع و تضادهایش سر بلند کرده بود و از فضای سیاسی حاکم، جدا نبود. انشعاب در صفوف جنبش زنان، مانع از برگزاری سراسری و گسترده «روز جهانی زن» شد. در سال 1915، و همزمان با شروع جنگ جهانی اول،زنان تلاش کردند که روز هشتم مارس «روز تظاهرات زنان بر ضد جنگ» شناخته شود و در آن تظاهراتی در سطح بین المللی انجام پذیرد که تنها در کشور نروژ تظاهراتی بزرگ برگزار شد.

ستاره هشتم مارس بار دیگر در سال 1917 درخشیدن گرفت. تظاهرات زنان کارگر در پتروگراد روسیه علیه گرسنگی و جنگ و تزاریسم، بانک آغازین انقلاب بود. کارگران شهر در پشتیبانی از این تظاهرات، اعلام اعتصاب عمومی کردند. 8 مارس 1917 به یک روز فراموش نشدنی در تاریخ انقلاب روسیه تبدیل شد. به همین دلیل روز هشت مارس را «انقلاب فوریه» نیز می نامند. با پیروزی انقلاب اکتبر، زنان روسیه گامهای مهمی در راه کسب حقوق سیاسی و اجتماعی و اقتصادی خویش و رفع تبعیضات و ستمهای جنسی به پیش برداشتند.

سال 1921، "کنفرانس زنان انترناسیونال سوم کمونیستی" در مسکو برگزار شد. در آن کنفرانس، روز 8 مارس بعنوان «روز جهانی زن» بتصویب رسید. کنفرانس، زنان سراسر دنیا را به گسترش مبارزه علیه نظم موجود و برای تحقق خواسته هایشان فرا خواند.

از اواسط دهه 1930، دنیا یک بار دیگر بسوی یک جنگ جهانی جدید روان شد. برگزاری تظاهرات «روز جهانی زن» در کشورهایی که تحت سلطه فاشیسم بودند،غیر قانونی اعلام شد. علیرغم این ممنوعیت، در هشتم مارس 1936، زنان در برلین تظاهرات کردند. آنها از گرسنگی و فلاکت و بیکاری به تنگ آمده بودند. در همان روز، اسپانیای زخمی از فاشیسم شاهد تظاهرات هشتم مارس در مادرید بود. 30 هزار زن رزمنده کمونیست  ، شعار "آزادی و صلح" سر دادند.

در پی جنگ جهانی دوم، انقلابات و جنبشهای رهایی بخش در هر گوشه دنیا شکوفا شد. چین با شمار عظیم زنان و مردانش زنجیرهای کهنسال ستم و انقیاد را در هم شکست و در مدت زمانی کوتاه گامهای بزرگی در جهت رهایی زنان به پیش برداشت. در آن سالها، عمدتا دولتها و تشکیلات های مترقی و انقلابی بودند که در بر پایی «روز جهانی زن» می کوشیدند.

در دهه 1960، اوضاع سیاسی در گوشه و کنار دنیا پر التهاب و توفانی بود. در کشورهای آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین جنبشهای رهایی بخش بپا خاسته بود. در کشورهای سرمایه داری پیشرفته نیز جنبشها و مبارزات انقلابی و ترقیخواهانه بالا گرفته بود. بر بستر این اوضاع، جنبش رهایی زن نیز اوج و گسترشی چشمگیر یافت.

در آمریکا و اروپا، زنان علیه سنن و قیود و قوانین مردسالارانه و احکام اسارت بار کلیسایی بپا خواستند. در جنبش زنان موضوعاتی نظیر "حق طلاق"، "حق سقط جنین"، "تامین شغلی"، "منع آزار جنسی"، "ضدیت با هرزه نگاری"، "کاهش ساعات کار روزانه" و غیره مطرح شد. این جنبش موفق شد در برخی از این زمینه ها پیشروی کند. دستآوردهای آن مبارزات در برخی از کشورها ماندگار شد. در آن دوره نیز، جنبش رهایی زنان بدرستی از جنبش عمومی انقلابی در اروپا و آمریکا جدا نماند و نمی توانست بماند. یک نمونه این امر، تظاهرات هشتم مارس 1969 در آمریکا بود. زنان انقلابی و مبارز در دانشگاه برکلی گرد آمدند و علیه جنگ تجاوزکارانه علیه ویتنام تظاهرات کردند.

دولتهای سرمایه داری مجبور بودند در مقابل جنبش رهایی زنان به تدابیر و ترفندهایی تازه متوسل شوند. "سازمان ملل" پا پیش گذاشت و در سال 1975، هشتم مارس را بعنوان «روز جهانی زن» برسمیت شناخت. این یک حرکت آگاهانه برای خنثی کردن و از محتوا تهی کردن این روز مبارزاتی بود. آنها 8 مارس را برسمیت شناختند تا آنرا مهار کنند و تحت کنترل خود بگیرند. اما مراسم قلابی و فرمایشی «روز زن» و مجامع دیگری که از آن پس، توسط ستمگران در «حمایت» از زنان برگزار شده، هیچگاه نتوانسته اهمیت و جایگاه واقعی «هشتم مارس» را لوث کند.

 

بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم و بالاخص از اواخر دهه 1970، با توسعه سرمایه داری و هجوم سرمایه به کشورهای عقب مانده، بخشهای بزرگتری از زنان از خانه بیرون کشیده شد و درگیر کار و تحصیل گشتند. در عین حال، زنان همچنان در جامعه موقعیتی درجه دوم داشته و اسیر نظام مردسالار بودند. این تناقض، مسئله زن را حادتر و انفجاری تر کرد. موضوعات و مسائل مبارزاتی جدیدی به میان آمد، زمینه گسترش جنبش رهایی زنان فراهم شد.

زنده باد هشت مارس روز جهانی زن


|+|نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387 ساعت 10:14 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
مذهب از دیدگاه برخی بزرگان
http://static.astronomija.co.rs//knjige/sf/istorija/asimov.jpg

 

ایزاک آسیموف

اگر من یک بی دین نبودم، به خدایی ایمان می آوردم که انسان ها را برای تمام آنچه که هستند نجات می دهد نه برای به زبان آوردن کلمات تکراری که از یک الگو تبعیت می کنند (نماز). به نظرم چنین خدایی یک بی دین حقیقی و به دور از ریا را به آن کشیش های برنامه های تلویزیونی ترجیح می داد که تمام مدت تکرار می کنند خدا خدا خدا و تمام کاری که انجام می دهند این است: تحمیق تحمیق و تحمیق - ایساک آسیموف

 

جورج كارلین

جورج كارلین :
مذهب مردم را متقاعد كرده كه : مرد نامرئی در آسمانها زندگی میكند كه كه تمام رفتارهای تو را زیر نظر دارد ، لحظه به لحظه آن را . و این مرد نامرئی لیستی دارد از تمام كارهایی كه تو نباید آنها را انجام دهی و اگر یكی از این كارها را انجام دهی ، او تو را به جایی میفرستد كه پر از آتش و دود و سوختن و شكنجه شدن و ناراحتی است و باید تا ابد در آنجا زندگی كنی ، رنج بكشی ، بسوزی و فریاد و ناله كنی ... ولی او تو را دوست دارد !

مارك تواین
مارك تواین :

چیزی كه مرا آزار میدهد قسمتهایی از انجیل نیست كه متوجه نمیشوم بلكه قسمتهایی از آن است كه متوجه میشوم .
فرانك لوید رایت فرانك لوید رایت :

من بخدا اعتقاد دارم فقط آن را طبیعت مینامم .
آلبرت انیشتین

آلبرت انیشتین :

رفتار اخلاقی یك انسان باید بر اساس نوع دوستی ، تحصیلات و برابری اجتماعی باشد و هیچ پایه مذهبی لازم نیست . انسانی كه بخاطر ترس از مجازات یا امید گرفتن پاداش بعد از مرگ زندگی كند در مسیر اشتباهی گام بر میدارد .



ریچارد داوكینز

ریچارد داوكینز :

من بر علیه مذهب هستم زیرا كه مذهب به ما یاد میدهد كه بدون درك جهان متقاعد و خشنود باشیم .

ناشناس  ناشناس:

مذهب مانند قرص است ، نجویده فرو دهید .
فردریش نیچه

فردریش نیچه :

ایمان یعنی این كه نخواهی بدانی واقعیت چیست .



ناشناس

ناشناس :

دو دستی كه عمل میكند بهتر از هزاران دستی است كه برای دعا دراز شده است .

بنجامین فرانكلین

بنجامین فرانكلین :

فانوسهای دریایی از كلیساها امیدوار كننده تر هستند .

آرتور سی كلارك  آرتور سی كلارك :

یكی از بزرگترین تراژدی های بشریت این است كه اخلاقیات بوسیله دین دزدیده شده است .


كارل ماركس كارل ماركس :

مذهب ، آه خلق ستمدیده است ، قلب دنیای بی قلب و روح شرایط بی روح . مذهب افیون توده هاست .
بنجامین دیزرائیلی بنجامین دیزرائیلی :

آنجا كه علم پایان می یابد ، مذهب آغاز میگردد .

|+|نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 ساعت 10:40 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
مکانهای گردشگری در کرمانشاه ( به بهانه نوروز )
استان كرمانشاه

 موقعیت جغرافیایی و تاریخی : استان كرمانشاه با وسعت 24361 كیلومتر مربع در میانه ضلع غربی كشور قرار گرفته است كه از شمال به استان كردستان ، از جنوب به استانهای لرستان و ایلام ، از شرق به استان همدان و از غرب به كشور عراق محدود شده است و با این كشور 330 كیلومتر مرز مشترك دارداستان كرمانشاه دارای 12 شهرستان ( كرمانشاه ، اسلام آباد غرب ، پاوه ، جوانرود ، سنقر، سرپل ذهاب كنگاور ، گیلانغرب ، هرسین و روانسر ) 24 بخش ، 20 شهر و 83 دهستان می باشدشهر كرمانشاه دارای اقلیم معتدل كوهستانی است ، اما استان كرمانشاه از ویژگیهای اقلیمی استثنایی برخودار است ، زیرا آب و هوای گرمسیری تا معتدل و سردسیر در این استان وجود دارد . ارتفاع متوسط استان 1200 متر از سطح دریاست و معدل میزان بارندگی در استان را می توان 500 - 400 میلیمتر در نظر گرفت كاوش و كشفیات در مناطق و محوطه های باستانی استان از جمله تپه گنج دره ، تپه سراب  وجود نخستین پایگاه های استقرار و سكونت بشری را در این منطقه ثابت كرده است و نشان داده كه شرایط اقلیمی خاص و خاك مساعد و آب بالنسبه فراوان این منطقه از خاك ایران ، سبب جلب و جذب گروه های انسانی به این منطقه شده است.

قدر مسلم كرمانشاه در دوران هخامنشی (330 تا 550 هـ.ق ) و سپس در ادوار بعد به ویژه در دوران ساسانی از مراكز مهم قدرت بوده كه سنگ نبشته و سنگ نگاره های بیستون و اثر ساسانی طاق بستان در جوار شهر كرمانشاه بهترین شاهد این مدعاست بر اساس روایات دوران اسلامی بنای شهر كرمانشاه كنونی به دست بهرام شاه ساسانی انجام گرفت زبان محلی عمده ساكنان استان را كردی تشكیل میدهد كه یكی از شاخه ها و گویش های زبانهای ایرانی است در استان كرمانشاه بیش از 180 اثر تاریخی وجود دارد كه برخی از مهم ترین آنها ذیلا اشاره می شود:

kermanshah.jpg

 

محوطه تاریخی طاق بستان

محوطه تاریخی طاق بستان در دامنه كوهی به همین نام و در كنار چشمه ای در شمال شرقی حاشیه كنونی شهر كرمانشاه واقع شده است دراین محوطه ، آثاری از دوره ساسانی وجود دارد كه شامل سنگ نگاره اردشیر دوم و دو ایوان سنگی بنام های ایوان كوچك و بزرگ است . ایوان كوچك د رسمت چپ سنگ نگاره ادشیر دوم و ایوان بزرگ در سمت راست ایوان كوچك قرار دارد .یاحان ، مورخین و جغرافی نویسان دوره اسلامی    اطلاعات بیشتر...bull2.gifpol--safavi-Bisotun1.jpg

پل آجری صفویبیستون

بالا دست پل بتونی کنونی که بر سر راه صحنه به کرمانشاه واقع است ، پل آجری عظیمی از بناهای عصر صفوی دیده می شود . این پل بر سر راهی است که در زمان صفویه از قزوین به همدان و کرمانشاه کشیده شده بود و به بغداد مستعمل می شد . این راه از قزوین به همدان از آنجا     اطلاعات بیشتر...bull2.gif

طاق گرا در گردنه پاتاق

patagh1.jpgدر گردنه پاتاق بر سر راه كرمانشاه به سرپل ذهاب و در كنار راه باستانی سنگفرشی بنا شده كه فلات ایران را به بین النهرین ارتباط می داده است . به علت تغییر مسیر ، این راه و بنای تاق گرا اكنون در شیب های پائین جاده آسفالته      اطلاعات بیشتر...bull2.gif

 

منطقه تاریخی  معروف به معبد آناهیتاAnahita-P.gif

این بنا بر روی تپه طبیعی با حداكثر ارتفاع 32 متر نسبت به سطح زمین های اطراف ساخته شده است . نقشه بنای كنگاور چهار ضلعی و به ابعاد 209*224 متر می باشد كه هر ضلع آن به شكل صفه ای به قطر 18 متر    اطلاعات بیشتر...bull2.gif

منطقه تاریخی بیستونjt.jpg

 

بیسُتون،بیسِتون،بیسْتون،بهیسْتون نام امروزی یک صخره برافراشته در شمال یک راه باستانیِ پر رفت و آمد که محل عبور کاروانها و نظامیان از بابل و بغداد به سوی کوههای زاگرس و همدان(اکباتانَ) بود،می باشد.بیستون در ۳۴ درجه و ۳۵ دقیقه شمال عرضِ جغرافیایی و ۴۵درجه و ۲۷ دقیقه شرقِ طول جغرافیایی در فاصله حدودا ۳۲ کیلومتری شرق شهر کرمانشاه قرار دارد. همچنین نام روستایی که در نزدیکی این صخره قرار دارد هم بیستون می باشد.نام پارسی باستان

     اطلاعات بیشتر...bull2.gif      

 

بنای تاریخی تکیه معاون الملکMoaven2s.gif

تكیه معاون الملك یكی از بناهای به جای مانده دوره قاجاریه در كرمانشاه می باشد كه كاشی های منحصر به فردش آن را از دیگر تكایای شهر متمایز می كند . این بنا در بافت قدیم شهر ، در محله آبشوران قدیم و در خیابان شهید حـداد عادل واقع شـده است . كه بـه دستور حسین خان معروف به معین الرعایا ساخته شده است       اطلاعات بیشتر...bull2.gif

     

 

نقش آنوبانی در سرپل ذهاب
نقش برجسته اشكانی در سرپل ذهاب
دخمه ای از دوران مادها در سرپل ذهاب
تصویری از سنگ نبشته به خط میخی بابلی در سرپل ذهاب

قلعه شیان - شاهین در سرپل ذهاب
تاق گرا ، پاتاق در سرپل ذهاب
چهار قاپو در قصر شیرین
كاخ ساسانی در قصر شیرین
نقش دخمه اول و دوم و مرد مادی در حال نیایش در روستای ده نو هرسین
نقش دخمه سوم در ده نو هرسین
تخت شیرین در هرسین
قلعه در هرسین
دخمه بزرگ در بند صحنه
كتیبه و نقش سوار نقره شده بر تخته سنگ بزرگ ، در بند صحنه
كوه بهستان ، بیستون
نقوش و كتیبه داریوش ، كتیبه بیستون
مجسمه هركول به همراه كتیبه‌ای به خط یونان قدیم در دامنه كوه بیستون
نقش برجسته میتریدات دوم اشكانی بر كوه بیستون
نقش برجسته و دلگش اشكانی بر كوه بیستون
فراتاش ، فرهاد تراش ، فرهاد تاش ، تخت فرهاد بر سینه كوه بیستون
كتیبه‌های اسلامی بیستون
نقش برجسته اردشیر دوم ، اهورامزدا و مهر طاق‌بستان ، كرمانشاه
نقش برجسته شاپور دوم و سوم در طاق‌ كوچك بستان ، كرمانشاه
نقش برجسته خسرو دوم و اسب معروفش شبدیز ، طاقبستان
نقش شكارگاه گراز بر بدنه سمت چپ و شكارگاه گوزن بر بدنه سمت راست طاقبستان
نقش محمدعلی میرزای دولتشاهی و فرزندانش به اتفاق آغا غنی خرابكار در طاقبستان
پل كهنه دوره صفوی بر رودخانه قره‌سو در مدخل كرمانشاه
تكیه بیگربیگی در كرمانشاه
معبد آناهیتا در كنگاور
قبور صخره‌ای اشكانی در شرق بنای ناهید كنگاور

آثار تاریخی

مساجد

 مسجد عبدالله بن عمر ، مسجد جامع پاوه ، مسجد عماد الدوله ، ‌مسجد جامع كرمانشاه ، مسجد دولتشاه ، مسجد شاهزاده ، مسجد حاج شهباز خان 

مقابر امامزاده ها

بقعه مالك ، كوسه هجیج ، مقبره حمزه قاری ، مقبره احمد بن اسحاق ، مقبره ابودجانه ، مقبره بابایادگار ، بقعه سید فاطمه ، مقبره فاضل تونی ، سر قبر آقا ، امامزاده ابراهیم كنگاور ، امامزاده سید جمال‌الدین ، امامزاده باقر گودین امامزاده دده‌بكتر ، امامزاده شیرخان

بافت و خانه های تاریخی

خانه معین‌الملك ، خانه خواجه باروخ ، خانه صمدی ، خانه خدیوی


حمام ها

حمام حسن خان كنگاور ، حمام قلعه ، حمام حاج اصغرخان كنگاور ، حمام حاج شهباز خان ، حمام حسن خان كرمانشاهی ، حمام سید نور 

پل ها

پل خسرو ( بیستون ) ، پل بیستون ، پل قوزیوند ، پل میان راهان ، پل نوژی وران ، پل كوچه ، پل كهنه بیستون ، پل ماهیدشت

كاروانسراها

كاروانسرا ایلخانی بیستون ، كاروانسرا صفوی بیستون ، كاروانسرا ماهیدشت ، كاروانسرای قصر شیرین

قلعه ها

قلعه یزدگرد ، قلعه گه ، قلعه شاهین ، قلعه مریم ، قلعه سرخه دیزه ، قلعه سرماج

بناهای حكومتی

كاخ خسرو ، بنای ساسانی بیستون

بنیایشگاه ها

معبد آناهیتا ، آتشكده چهار قاپی ، نیایشگاه مادی بیستون

گوردخمه ها

گوردخمه اسحاق وند ، گوردخمه شمس آباد ، گوردخمه های دربند صحنه ، گوردخمه برناج ، گوردخمه دكان داوود ، گوردخمه دیره ، گوردخمه روانسر ، گوردخمه سان رستم ، گوردخمه برد عاشقان

نقش برجسته ها

نقش برجسته آنوبانی‌نی ، نقش برجسته كتیبه دار ، نقش برجسته دیگری از لولوبی ها ، نقش برجسته و كتیبه داریوش یكم ، نقش برجسته هركول ، نقش برجسته مهرداد دوم ، نقش برجسته گودرز ، نقش برجسته بلاش ، نقش برجسته گودرز شاه ، طاق بستان ، فرهاد تراش ، نقش برجسته محمد علی میرزا

محوطه های باستان شناختی

غار مرخرل ، غار شكارچیان ، غار مردودر ، غار مرآفتاب، پناهگاه سنگی ورواسی ، تپه آسیاب ، تپه سراب ، تپه گنج دره ، تپه گودین ، چغاگاوانه ، هرسین

سراب ها 

سراب نیلوفر ، سراب بیستون ، سراب هرسین ، سراب قنبر ، سراب دربند و صحنه ، سراب خضر زند ، سراب یاوری ، سراب سنقر ، سراب روانسر

موزه ها و مراكز فرهنگی دیگر

موزه مردم شناسی كرمانشاه ، موزه تاریخ طبیعی ، موزه شهرداری كرمانشاه ، موزه دفاع مقدس

صنایع دستی و سوغاتی ها

استان كرمانشاه دارای صنایع دستی و مهم و مشهوری است كه از جمله می توان به گیوه بافی، پرده بافی، قلم زنی بر روی مس با استفاده از طرحهای متنوع موح باقی و قالی بافی اشاره كرد. شیرینی های محلی استان عباتند از نان برنجی، نان شكری از جمله سوغات هایی مورد توجه توریست های خارجی است.


آدرس جاذبه های گردشگری استان کرمانشاه

بیستون

کتیبه بیستون

طا قبستان

طا قبستان

خ حداد عادل

تکیه معاون الملک

1 کیلومتری شمال غرب کرمانشاه

سراب نیلوفر

جاده کرمانشاه - روانسر

سراب یاوری

شمال کرمانشاه - طاقبستان

سراب طاق بستان

شمال صحنه

مقبره صخره ای کیکاووس

دینور

امامزاده محمود

دینور

امامزاده عباسعلی

محمود آباد دینور

امامزاده پیر کتان

6 کیلومتری شمال کندوله

امامزاده سید جمال الدین

 پریان - کندوله

امامزاده سید ابراهیم

شهر صحنه

چشمه هندی آباد

شمال شرق کنگاور

چشمه صیفور

شمال شرق کنگاور

قلعه ساری اصلان

کنگاور

معبد آناهیتا

جنوب کرمانشاه

سراب قنبر

شمال کرمانشاه -کوه پراو

غار پراو

کرمانشاه

مسجد جامع

کرمانشاه

مسجد حاج شهباز خان

کرمانشاه

مسجد دولتشاه

کرمانشاه

مسجد شاهزاده

کرمانشاه

مسجد عماد الدوله

کرمانشاه

مسجد معتمد

کرمانشاه

مسجد فیض الله

کرمانشاه

مسجد معاون الملک

روستای میان راه راهان دینور

غار سید شهاب

گودین - بخش مرکزی

امامزاده باقر

روستای چم سر

امامزاده خلیل الله

15 کیلومتری جاده بیستون - کرمانشاه

سراب نوژی وران

بین سرپل ذهاب و  قصرشیرین

سراب گرم

طرفین بقایای  پل خسرو بیستون

جاده باستانی ساسانی

3 کیلومتری جنوب شرقی سرپل ذهاب

دکان داوود

اول جاده سرپل ذهاب

مقبره احمد بن اسحاق

قصرشیرین

عمارت خسروی

مسیر اسلام آباد - سرپل ذهاب

طاق گرا

پاوه

روستای هجیج

پاوه

آبشار بل

90 کیلومتری کرمانشاه

غار قوری قلعه

کرمانشاه - خیابان مدرس

بازار سنتی و سرپوشیده

کرمانشاه - خیابان مدرس

بازار کرمانشاه

کرمانشاه - خیابان مدرس

بازار یهودیان


|+|نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387 ساعت 1:24 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
مرگ اگر مرد است گو نزد من آید تا در آغوشش کشم ، تنگ تنگ.

یک سرگذشت
آقای بهمن عزتی

مشخصات

اصالتا" اهل  روستای کیوه نان

سن

ملیت ايراني

مذهب احتمال قوي اسلام

وضعیت خانوادگی

تحصیلات مدرک دانشگاهي

شغل تدريس

مرتبه و موقعیت

مؤسسه یا سازمان گروه مسلح


مورد حقوقی

تاریخ اعدام ۳۰ مرداد ۱۳۵۸

محل پاوه, ايران

نحوه اعدام تيرباران

اتهامات قیام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی; محاربه با خدا، رسول خدا و نايب امام زمان; مفسد في الارض

ملاحظات

خبر اعدام آقای بهمن عزتی و ٨ نفر دیگر در روزنامه کیهان مورخ ٣٠ مرداد ١٣٥٨ گزارش شد. اطلاعات این مورد توسط بنیاد برومند از کتاب "صحیفه امام" جلد ٩، کتاب "ایام انزوا" نوشته آیت‌الله خلخالی، روزنامه کیهان، مقاله "مرگ صادق خلخالی" نوشته منصور بلوری (سایت اخبار روز، ٩ آذر ١٣٨٢)، پرونده "قتل در میکونوس" چاپ مرکز اسناد حقوق بشر ایران، و فرم الکترونیکی فرستاده شده به این بنیاد اخذ شده است. آقای عزتی از حزب دمکرات کردستان ودارای لیسانس ادبیات از دانشگاه تهران بود و در دبیرستان تدریس می‌کرد.

اعدام آقای عزتی از موج اعدامهایی بود که برای مبارزه با "ضد انقلاب" در کردستان صورت گرفت. درپی مذاکرات حزب دمکرات کردستان ايران و مهدی بازرگان نخست وزير دولت موقت، درگیریهایی شدید و گاه مسلحانه بین سپاه پاسداران و پیشمرگان (قوای مسلح حزب دمکرات کردستان) به خصوص در شهرهای سنندج و پاوه رخ داد که به اختلافات بالاگیرنده بین دولت مرکزی شیعه و استان عمدتاً سنی نشین کردستان در مورد حقوق و نقش اقلیتها در تدوین قانون اساسی، تعیین مذهب شیعه به عنوان دین رسمی کشور، و مخصوصا مساله خودمختاری کردستان مربوط می‌شد.

به دنبال این درگیریها که به تلفاتی چند منجر شدند، آیت الله خمینی در فرمان ٢٧ مرداد ١٣٥٨ به نیروهای نظامی و انتظامی دستور داد "به سوی پاوه رفته و غائله را ختم کنند..." در همان فرمان وی برای تشویق به شدت عمل، قوای انتظامی را نیز تهدید کرد: "اگر با توپها و تانکها و قوای مجهز با ٢٤ ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود، من همه را مسئول می‌دانم... و در صورتی که تخلف از این دستور نمایند، با آنان عمل انقلابی می‌کنم" (کتاب "صحیفه امام" جلد ٩، صفحه ٢٨٥). روز ٢٨ مرداد، آیت الله خمینی حزب دمکرات کردستان را "غیر رسمی و غیر قانونی" اعلام کرد و آن را "حزب شیطان" خواند. وی اشاره کرد که برخی از این "مخالفان اسلام" با جمهوری اسلامی مخالفت کرده و رفراندم [١٢ فروردین] را تحریم کردند" (همان، صفحه ٣١١).

به دستورخمینی، آیت الله صادق خلخالی عازم غرب ایران شد و در مصاحبه‌ای با خبر نگار روزنامه اطلاعات اظهار داشت: "من به تمام مناطق کردستان سر خواهم زد و... تمام کسانی که در این توطئه خونین دست داشته‌اند را دستگیر و به سزای اعمالشان خواهم رساند" (کتاب "ایام انزوا" صفحه ٩٦). بر اساس گزارش منصور بلوری، حداقل ٥٨ شهروند کرد ظرف ١٠ روز توسط حجت الاسلام صادق خلخالی اعدام شدند. اعدامهای دسته جمعی و نبرد سخت مسلحانه تا ماه‌ها در منطقه ادامه داشت.

دستگیری و بازداشت

بر اساس نوشته های آیت الله خلخالی، آقای عزتی دراطراف بیمارستان پاوه توسط پاسداران دستگیر شده بود. این که آیا وی و دیگر قربانیان قبل از اعدام با خانواده‌شان ملاقاتی داشتند یا نه دانسته نیست. اما از اظهارات محمد علی رازی‌زاده، حاکم شرع کرمانشاه، این طور به نظر می‌رسد که مسئولین خانواده‌ها را از تلاش برای دیدن زندانیان منع می‌کردند: "از خانواده‌ها درخواست می‌کنم که مواظب رفتار و اعمال غیرانقلابی فرزندان خود باشند و این همه در تعقیب زندانیان و بازداشت شدگان نیایند و اجازه دهند دادگاه انقلابی کار خود را انجام دهد" (روزنامه کیهان، ١ شهریور ١٣٥٨، ص ٣).

دادگاه

به نوشته روزنامه کیهان: "آیت الله صادق خلخالی... پس از بازدید از کلیه مناطق خسارت دیده شهر از جمله بیمارستانی که توسط مهاجمین به وضع دلخراشی تخریب شده... به بررسی پرونده مجرمین این حادثه پرداخت و پس از ١٤ ساعت شور و رسیدگی" ٩ نفر را، از جمله آقای بهمن عزتی، به اعدام محکوم کرد (روزنامه کیهان ٣٠ مرداد ١٣٥٨، صفحه ٢). آیت الله خلخالی این جلسه را "یک دادگاه انقلابی صحرایی" نامید (کتاب "ایام انزوا" صفحه ٩٥). محمد علی رازی زاده، "شایعاتی در مورد اعدام بدون محاکمه چپی‌ها" را تکذیب کرد (روزنامه کیهان، ١ شهریور ١٣٥٨، ص ٣).

اتهامات

آیت الله خلخالی می‌نویسد که آقای بهمن عزتی یکی "از عوامل کشتار پاسداران در بیمارستان پاوه" بوده است (کتاب "ایام انزوا" صفحه ٩٦).

مدارک و شواهد

آیت الله خلخالی در کتاب خاطرات خود می نویسد: "کلیه اعدام شدگان... در بازجویی اعتراف کردند که در حمله مسلحانه به پاوه دست داشته اند" (کتاب "ایام انزوا" صفحه ٩٦). سازمانهای بین المللی حقوق بشر بارها دولت جمهوری اسلامی ایران را به خاطر اعمال سیستماتیک شکنجه‌های شدید و استفاده از سلولهای انفرادی جهت گرفتن اعتراف از زندانیان محکوم کرده اند و صحت اعترافاتی را، که تحت فشار از متهمان گرفته شده است، مورد پرسش قرار داده‌اند.

دفاعیات

طبق نوشته‌های آیت الله خلخالی، آقای بهمن عزتی تا "آخرین نفس نیز از مرام خود دفاع می‌کرد" (کتاب "ایام انزوا" صفحه ٩٦).

حکم

آیت الله خلخالی آقای بهمن عزتی را به مرگ محکوم کرد. وی آقای عزتی و دیگر زندانیان را "مفسدین فی الارض و محارب با خدا و رسول خدا" شناخت (روزنامه کیهان ٣٠ مرداد ١٣٥٨، صفحه ٢). بر اساس نوشته‌های آیت الله خلخالی، تعدادی از علما و مردم پاوه به نزد وی آمدند و درخواست کردند که دستور عفو صادر کند. وی پاسخ داد: "عفو فقط از رهبر انقلاب... باید صادر شود" (کتاب "ایام انزوا" صفحه ٩٧). آقای بهمن عزتی ساعت ٦ بامداد ٣٠ مرداد ١٣٥٨ در همان محل درگیری که پاسداران در آنجا کشته شده بودند، تیر باران شد.


|+|نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387 ساعت 8:46 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |

گفتار زنده یاد داریوش فروهر

در رابطه با وقایع قبل از کودتا و
بویژه روز کودتای 28 مرداد 1332


برای شنیدن قسمت اول این گفتار اینجا کلیک کنید 
برای شنیدن قسمت دوم این گفتار اینجا کلیک کنید        

با تشکر از دفتر اروپائی حزب ملت ایران
بخاطر در اختیار گذاشتن این گفتار
پاینده ایران
بر گرفته از http://www.mossadeq.com/
 

|+|نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387 ساعت 8:31 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
خاطرات خسرو سیف ( دبیر کل حزب ملت ) از کودتای 28 مرداد

خاطرات خسرو سیف ( دبیر کل حزب ملت )
از کودتای 28 مرداد


 
پاینده ایران

|+|نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387 ساعت 8:30 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
نطق تاريخی دکتر مصدق در دادگاه لاهه

نطق تاريخی دکتر مصدق در دادگاه لاهه


 

بیانات دکتر مصدق

آقای رییس، آقایان قضات، بشریت مدتی است به فکر افتاده که به جای توسل به زور و فشار، اختلافات خود را از طریق حق و عدالت و به وسیله ی دادگاههای دادگستری بین المللی حل و تصفیه نماید. منشا این فکر عالی و مقدس، تجربیات تلخ و خونینی است که در گذشته به انسان آموخت که هرگز زور و فشار از عکس العمل های تند و وحشت انگیز مصون نخواهد ماند. رشد عقلی و فکری بشریت، حکم می کند که اختلافات خود را منحصرا به وسایل مسالمت آمیز تصفیه نماید. یقین داشته باشید که آرزوی نیل به این آمال در اعماق قلوب ملت ایران که از روز اول به جامعه ملل و بعد از آن سازمان ملل متحد ملحق گردیده، ریشه گرفته است

قضات محترم این دیوان بین المللی، تصدیق می فرمایند وقتی ملتی می تواند سرنوشت خود را کاملا تسلیم حکم دستگاه های بین المللی کند که نه تنها به بی طرفی و استقلال تام کسانی که عهده دار این مقام عالی هستند، ایمان کامل داشته باشد، بلکه به وقوف آنها از جریان امور و همچنین به تجربه و به اصابت رای آنها نیز معتقد باشد. بنابراین اگر به این حقیقت اعتراف کنیم که هنوز چنین اعتماد وسیع و اعتقاد محکمی در هیچ نقطه دنیا وجود ندارد نباید آن را به منزله اهانتی نسبت به موسسات سازمان ملل متحد تلقی نمود، چه در تمام منشورها و مقاولات و پروتکل ها و هر قرارداد دیگری که راجع به موسسات بین المللی بسته شده، دول سعی کرده اند حدود اختیارات این مقامات جدید را تعیین و آنچه را که در نظرشان از مختصات اصلی حق حاکمیت آنها و اساس استقلال شان است، از حدود صلاحیت واسطه ی حکومت آن مقامات خارج سازند

در جایی که دول بزرگی چون کشورهای متحده ی آمریکا و فرانسه، احتیاط را به پایه یی برسانند که تعیین حدود صلاحیت ملی را موکول به تشخیص خود کرده باشند، بر ملت کوچکی مانند ایران چه بحثی خواهد بود اگر صلاحیت دیوان را در حدود منشور ملل متفق و اعلامیه خود محدود نموده، اجازه ندهند به هیچ عنوان به آن حدود تخطی شود

نباید از آقایان این حقیقت را پنهان کنم که در نزد ما ایرانیان، تشویش جلوگیری از هرگونه علمی که در حکم مداخله در صلاحیت ملی باشد، شدیدتر از سازمان ملل است و علت هم این است که ما ملل شرق، سالیان دراز مزه ی تلخ موسسات اختصاصی و استثنایی را که صرفا به منظور تامین بیگانگان به وجود آمده بوده، چشیده و به چشم خود دیده ایم که کشور ما میدان رقابت سیاست های استعماری بوده و ضمنا پی برده ایم که متاسفانه علی رغم آن همه امید و آرزو، جامعه ملل و سازمان ملل متحد نتوانسته اند به این وضع اسفناک که شرکت سابق نفت ایران و انگلیس در پنجاه سال اخیر مظهر برجسته ی آن بود، خاتمه دهند

ملت ایران از این وضع به ستوه آمده بود، در یک جنبش مردانه، با ملی ساختن صنایع نفت و قبول پرداخت غرامت، یک باره به سلطه ی بیگانگان خاتمه داد. در آن موقع، دولت انگلیس به یک سلسله عملیات تهدید و ارعاب متوسل شد. چتربازان خود را به مجاورت سر حدات ایران و ناوهای جنگی را به نزدیکی آب های ساحلی ما فرستاد. سپس دست به کار محاصره ی اقتصادی شد و خواست این منظور را با فشار اقتصادی و توقیف ارزهایی که در انگلستان داشتیم، عملی سازد. در داخله ی ایران، به کمک عمّال و ایادی خود، دسایسی علیه دولت و نهضت ملی برپا نمود و در امور اقتصادی و مالی و صنعتی ما کارشکنی را تشویق کرد. در خارج تبلیغاتی به راه انداخت تا در کشورهای دیگر و محافل بین المللی، موجبات بد نامی ما را فراهم سازد. در پایان، چون از این فعالیت های شوم نتیجه ای به دست نیاورد، قیافه ی مظلومانه به خود گرفت و به دستگاه های ملل متحد از قبیل دیوان بین المللی دادگستری و شورای امنیت شکایت نمود. شاید عدول دولت انگلستان از رویه ی سابق و توسل به موسسات بین المللی به صورت ظاهر پیشرفتی به نظر آید، ولی با سوابق ناگواری که از سیاست انگلیس در ایران وجود داشت، تاثیر این تغییر رویه در اذهان ملت ایران چنین شد که منظور انگلستان از عمل مزبور آن است با حیله ی توسل به وسایل قضایی و مسالمت آمیز دوباره همان رقیت سیاسی و اقتصادی را که به آن خاتمه داده بودیم، بر ما تحمیل کند و حال آن که ملت ایران به احیای وضع سابق هرگز تن در نخواهد داد

با کمال اعتمادی که به حقانیت خود داریم و مخصوصا برای این که اعتماد ما خلل ناپذیر است، نمی توانیم قضیه ای را که برای ما حیاتی ست، در معرض خطر رای نامساعدی، ولو این که آن خطر غیر محتمل هم باشد، قرار دهیم

با توجه به آن چه گفته شد، از آقایان تمنا دارم که بر این طرز تفکر ما خرده نگیرند و اگر ممکن است آن را تصدیق کنند و در هر حال لااقل طرز فکر ما را درک کنند. به همین منظور بود که با وجود نقاهت و ضعف مزاج که نتیجه ی کبرسن و مصایبی ست که در راه مبارزه برای آزادی متحمل شده ام و با وجود این که بار سنگین مسولیت مرا ناتوان ساخته است، از راه دور به این دیار آمده ام تا از طرفی با حضور خود حس احترام کامل ملت و دولت ایران رابه دستگاه های بین المللی ثابت کنم و از طرف دیگر به آقایان مدلل سازم که گذشته از ایرادات حقوقی که نسبت به صلاحیت دیوان داریم، اخلاقا و سیاستا در وضعی واقع شده ایم که دیگر نمی توانیم موضوع ملی شدن نفت را مورد بحث قرار دهیم

تاریخچه ی روابط ایران و انگلستان طولانی تر از آن است که بخواهیم در اینجا به تفصیل آن را بیان کنیم. همین قدر باید بگویم که در قرن نوزدهم، ایران میدان رقابت دو سیاست امپریالیستی روس و انگلیس بود. چندی بعد دو حریف با هم کنار آمدند ودر 1907 کشور ما را به دو منطقه ی نفوذ تقسیم نمودند. سپس هنگامی که امپراتوری تزاری واژگون گردید و اتحاد جماهیر شوروی گرفتار انقلاب داخلی شد، بریتانیای کبیر که از میدان جنگ فاتح بیرون آمده بود و در خاورمیانه بلامنازع و بی رقیب بود، از فرصت استفاده نمود و خواست با عقد قرارداد 1919 که عنان امور کشوری و لشکری را به دست افسران و کارشناسان انگلیسی می سپرد، ایران را منحصرا در تحت اختیار و تسلط سیاسی و اقتصادی خود قرار دهد. بالاخره چون آن قرارداد هم با مقاومت شدید آزادی خواهان و وطن پرستان مواجه گردید، دیپلماسی انگلیس برای این که نیات خود را به صورت دیگری عملی سازد، رژیم دیکتاتوری را که بیست سال از آن حمایت نمود، بر سر کار آورد. منظور اقتصادی سیاست انگلیس از تمهید این وسایل این بود که بالانحصار نفت کشور ما را تصاحب نماید. به این ترتیب، آن چه که می بایست موجب ثروت ملی ما بشود، منشا بلیات گوناگون و مصایب طاقت فرسای ما گردید. این سلطه به وسیله ی کمپانی صاحب امتیاز عملی می گردید، یعنی علاوه بر این که نفت ما را به سوی انگلستان می کشاند، به ضرر ایران فواید کثیر مالی عاید انگلستان می ساخت

میزان این استفاده ها را نمی توان به طور تحقیق معلوم ساخت، چه ایران هیچ وقت نتوانست به اقلامی که در ترازنامه ی شرکت منظور شده بود، بررسی کند و نه از میزان و قیمت نفتی که به ثمن بخس و یا حتا به رایگان به بحریه ی انگلیس فروخته می شد، اطلاع حاصل نماید و هم چنین منافعی را که از راه انحصار حمل و نقل دریایی و معاف ساختن کالاهای وارده به ایران از پرداخت حقوق گمرکی به اقتصاد انگلیس رسیده بود، نمی توانست تشخیص دهد. چنان چه ارقام ترازنامه ی شرکت را حجت بدانیم، باز ملاحظه می کنیم که مثلا در طی سال 1948، از 61 میلیون لیره عواید خالص شرکت، دولت ایران از جمیع جهات فقط 9 میلیون لیره دریافت کرده، در صورتی که تنها از بابت مالیات بر درآمد 28 میلیون لیره عاید خزانه ی انگلیس شده است

علاوه بر خسارات مزبور، کارگران و مستخدمین ایرانی همیشه در مقابل کارمندان خارجی خفیف و در وضع نامساعدی بودند. ده ها هزار کارگر ایرانی را در مساکنی که بیشتر به آغل حیوانات شبیه بود، جا می دادند و ایرانیان را همواره از ترس آن که مبادا روزی برای اداره ی آن دستگاه آماده شود، از کلیه ی کارهای فنی بر کنار می داشتند. از طرف دیگر، شرکت به بهانه ی حفظ امنیت، پلیس مخفی واقعی به وجود آورده بود که با کمک « اینتلیجنس سرویس » نه تنها در خوزستان که حوزه ی استخراج نفت است، بلکه در کلیه ی نقاط کشور و در بین تمام طبقات رسوخ کند. ضمنا عملیات خود را در تمام شئون اجتماعی توسعه می داد. مطبوعات و افکار عمومی را تحت تاثیر قرار داده و عمّال انگلیسی را اعم از بازرگانان و نمایندگان سیاسی به دخالت در امور داخلی ایران تشویق می نمود. به این ترتیب، بدون این که از جانب مجلسی که نمایندگان آن بر اثر اعمال نفوذ سیاسی بریتانیا و دسایس خود شرکت انتخاب شده و دولتی که افراد آن را نیز خودشان تعیین کرده بودند، مقاومتی ببیند، شرکت نفت ایران و انگلیس که در حقیقت دولتی در داخل دولت تشکیل داده بود، مقدرات مملکت را در دست داشت و مدت سی سال کشور ما را در مقابل وطن پرستان که محکوم به سکوت بودند، گرفتار رقیت و فساد نموده و هیچ اعتنایی به آمال ملت ایران که شیفته ی آزادی است، نداشت

در 1951، با ملی ساختن صنایع نفت، یک باره به این وضع اسف بار خاتمه داده شد. توضیح آن چه چند سال قبل از آن، مجلس شورای ملی با تصویب قانون خاصی، دولت را مکلف ساخته بود که از طریق مذاکره ی استیفای حقوق ملت را از شرکت بکند. در 1949، برای جلوگیری از خطر قریب الوقوع کمپانی حاضر شد که سهم دولت ایران را از بابت حق الامتیاز افزایش دهد و روی همین زمینه پیشنهادی به مجلس داده شد، ولی مجلس از تصویب آن خودداری کرد. این پیشنهاد هم دیر داده شده بود و هم کافی نبود و موضوع مالی آن هم اثر مهمی نداشت که رضایت ملت ایران را فراهم کند و لذا جز ملی ساختن صنعت نفت چاره ای دیگر نمانده بود. امروز می خواهند آن عمل را به قضاوت و بررسی شما واگذار کنند. به چه حق؟

اصل ملی کردن از حقوق مسلمه ی هر ملتی ست که تاکنون بسیاری از دول شرق و غرب از آن استفاده نموده اند. اصرار و ادعای انگلستان به این که ما را اسیر قرارداد خصوصی کند، آن هم قراردادی که در بی اعتباری آن شک و تردید نیست، جای بسی تعجب است چه علاوه بر این که ایران حاضر به پرداخت غرامات شده، دولت انگلیس هم ملی شدن صنایع نفت را در یک سند رسمی که به « فرمول هریمن » معروف شده و متن آن به استحضار دیوان رسیده است، شناخته و مطابق این سند دولت انگلستان به نام خود و به وکالت از طرف شرکت، اصل ملی شدن را که مطابق قانون تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهره برداری باید در دست دولت ایران باشد، شناخته شد

این شناسایی را سر گلادوین جب، نماینده ی انگلیس هم در جلسه ی 15 اکتبر 1951 شورای امنیت به مضمون ذیل صریحا تایید نمود: « تا آن جا که من از اظهارات آقای دکتر مصدق فهمیدم، مثل این بود که می خواهند بگویند که دولت انگلستان اصل ملی شدن را قبول ننموده و حال آن که همه می دانند ما آن را قبول کردیم.» بنابراین در حال حاضر دیگر برای شرکت سابق و دولت انگلستان ممکن نیست که از شناسایی اصل ملی شدن صنایع نفت به طریقی که در فرمول هریمن پیش بینی شده، طفره زند و عدول نماید. در چنین موردی، فقط موضوع پرداخت غرامت است که می تواند محل اختلاف واقع شود و چنان که خواهیم دید، در این باب هم از طرف ما هیچ اشکال و ابهامی باقی نمانده است

قانون ملی شدن، دولت را به طور صریح موظف ساخته که به دعاوی حقه ی شرکت برسد. در این زمینه لازم می دانم توضیح دهم که به موجب همان قانون تا 25 در صد از عواید در صورتی که شرکت آن را تقاضا کند، باید در بانک مرضی الطرفین بودیعه گزارده شود. بر طبق قانون، راه توافق راجع به تعیین غرامت برای شرکت مسدود نیست و بر فرض عدم توافق در محاکم ایران به روی شرکت سابق باز خواهد بود. بنابراین استنکاف از احقاق حق که به ما نسبت می دهند، مورد ندارد. با این مقدمات، آیا کدام شخص منصفی ست که پیشنهادهای ما را به حرف واهی تعبیر کند؟

در 19 سپتامبر 1951، دولت ایران راجع به تعیین غرامات، پیشنهادی به دولت انگلیس داد که متن آن را ذیلا نقل می کنم
«اول، دولت ایران حاضر است به یکی از طرق سه گانه ی ذیل، دعاوی و مطالبات حقه ی شرکت سابق نفت را با رعایت دعاوی و مطالبات دولت ایران، تسویق نماید:
الف - از روی قیمت سهام شرکت سابق نفت (به قیمت قبل از قانون ملی شدن صنعت نفت)؛
ب - بر طبق قوانین و قواعدی که در مورد ملی کردن صنایع در هر یک از کشورها به موقع اجرا گذاشته شده و شرکت سابق نفت آن را به نفع خود بداند؛
ج - به هر طریق دیگری که مورد توافق طرفین واقع شود


ضمنا برای این که وسیله ی پرداخت غرامات هم تامین شده باشد، در همان پیشنهاد قید شده که
دوم، دولت ایران حاضر است مقدار نفتی را که دولت و ملت انگلیس سابقا خریداری می کرده اید، در آینده نیز به قیمت عادلانه ی بین المللی در هر سال تحویل بندر ایران (فوب) به دولت مذکور بر طبق قرارداد طویل المدت به فروش برساند. دولت انگلیس می تواند با برداشت نصف بهای نفت خریداری خود، غرامات موضوع بند یک این نامه را استهلاک نماید.» اگر این پیشنهادها مورد قبول دولت انگلیس واقع نگردید، از این جهت بود که مساعی دولت مزبور متوجه امر دیگری غیر از غرامات بود و به بهانه ی این که تا بهره برداری به طرز مفیدی اداره نشود دولت ایران نخواهد توانست غرامات را بپردازد، سعی داشت دولت ایران را مجددا در مقابل یک شرکت جدید انگلیسی که بهره برداری نفت را خواه از جهت صنعتی و خواه از جنبه ی تجاری عهده دار شود، متعهد سازد

برای من جای تردید نیست که مقصود از مراجعه به شورای امنیت و دیوان بین المللی، آن است که باز از ما تعهدات مشابهی تحصیل کنند و حال آن که یادگاری های تلخ و اجحافات امتیاز 1933، هنوز از خاطره ها محو نشده و اگر بنا بود اداره ی صنایع ملی شده را دوباره تسلیم بیگانگان کنیم، اساسا چه حاجتی به ملی کردن صنعت نفت داشتیم؟

رویه ی دولت و ملت ایران در این قضیه مولمه به شرحی بود که توضیح دادم و انصافا باید تصدیق کرد که رویه ی ما معتدل و منصفانه بوده. برای من درک این نکته دشوار است که چرا موضوع ادعای اشخاص راجع به خسارات ناشی از ملی شدن صنایع در مورد کشور ایران این همه محل گفت و گو قرا گرفته و حال در بسیاری از کشورهای دیگر از جمله انگلستان که صنایع خود را ملی ساخته، چنین اشکالی پیش نیامده است. ما این طور منصفانه عمل کرده ایم، مع ذلک با کمال تاسف ملاحظه می کنیم که تراست های بین المللی ما را مورد حمله و بایکوت خود قرار داده و از این راه خسارات عظیمی به کشور ما وارد می آورند

آقایان قضات، من یقین دارم اگر رسیدگی به اصل موضوع به شما محول شده بود، حقانیت ما را تصدیق می فرمودید و پیشنهادهایی که به شرکت ایران و انگلیس داده ایم، عادلانه تلقی می نمودید، ولی به طوری که در ابتدای بیانات خود توضیح دادم، این امر به قدری در نظر ما حیاتی و مقدس است که به هیچ صورت نمی توانیم آن را در معرض خطر رسیدگی بیگانه قرار دهیم، ولو آن که آن خطر هم صرف تصور باشد. تصمیم ملی شدن صنعت نفت، نتیجه ی اراده ی سیاسی یک ملت مستقل و آزاد است. تمنا دارم به این نکته توجه بفرمایید که در خواست ما از شما این است که به اتکای مقررات منشور ملل متحد، از دخالت در موضوع خودداری فرمایید

آقای رییس، موقعی که از تهران حرکت کردم، امیدوار بودم مظالمی که به ایران وارد شده، به طور کامل به عرض آقایان برسانم و می خواستم مدارک بیشماری که در این زمینه دارم و فقط بعضی از آن ها را سابقا به استحضار شورای امنیت رسانده بودم، به شما ارایه دهم تا به مداخلات شدید شرکت نفت ایران و انگلیس در امور داخلی ما بهتر پی ببرید، ولی چون مرا محدود ساختید که از حدود مطالب مربوط به عدم صلاحیت خارج نشوم، ناچارم که از خواسته های شما تبعیت کنم و از ارایه ی اسنادی که در دست دارم، خودداری نمایم. عرایض خود را به همین جا خاتمه می دهم و اگر نتوانستم حقانیت و مظلومیت ایران را کاملا به معرض افکار عمومی مردم دنیا بگذارم، امیدوارم که لااقل حقانیت ما به دیوان ثابت شده باشد

کفیل ریاست: طبق اطلاع من، آقای پروفسور رولن به بیان دعوای ایران ادامه خواهد داد. آقای رولن آماده اید که بیانات خود را شروع کنید؟

پروفسور رولن: تصور می کنم بهتر باشد امروز بعدازظهر شروع کنم. امّا اگر دیوان موافقت کند، از آقای سلوزنی تقاضا می کنم استنتاجاتی را که تهیه کرده ایم و در حقیقت خط مشی مرا در نطق امروز بعدازظهر نشان می دهد قرائت کند

کفیل ریاست: آیا می خواهید استنتاجات را اکنون قرائت کنید؟

پروفسور رولن: بلی آقای رییس. اگر موافقت فرمایید

کفیل ریاست: بفرمایید
بر گرفته از http://www.mossadeq.com

|+|نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387 ساعت 8:27 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
افشاگری کرمانشاه نیوز از اقدامات مهرورزانه معاون استاندار کرمانشاه
افشاگری کرمانشاه نیوز از اقدامات مهرورزانه معاون استاندار کرمانشاه
اقتصادي | ۰۳ مرداد ۱۳۸۷
Vam_Zodbazdehكوردنيوز :: آژانس خبري مناطق كردنشين یک پایگاه خبری معاون استاندار کرمانشاه را متهم کرد که با ثبت شرکت و با نفوذ خود در دستگاههای مسئول توانسته است وام کلانی را برای خود اختصاص دهد. این مقام پیشتر از مقامات ارشد شورای نگهبان در کرمانشاه بود. آنگونه که این پایگاه خبری نوشته او بیش از بیست میلیارد ریال وام اخذ کرده است.
کرمانشاه نیوز نوشته است براساس اخبار رسیده معصومی لاری معاون پشتیبانی استانداری کرمانشاه اخیرا با ثبت شرکتی با نام تخت شیرین ( در زمینه گلخانه) توانسته است با نفوذ خود مبالغ کلانی وام زودبازده را از دو بانک صادرات و کشاورزی استان کرمانشاه دریافت نماید.
براساس این گزارش وی مبلغ یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان از بانک صادرات کرمانشاه و همچنین ۳۰۰ میلیون تومان دیگر از بانک کشاورزی کرمانشاه برای شرکت خود ( تخت شیرین ) اخذ نموده است .
کرمانشاه نیوز انتقاد کرده که چرا"صدها طرح متقاضیان طرحهای زودبازده استان کرمانشاه در مبالغ بسیار ریز ماههاست در بانکهای عامل استان کرمانشاه بدلیل نداشتن نقدینگی این بانکها همچنان معطل مانده است اما معاون محترم استاندار عدالت محور!! براحتی بیش از دومیلیارد تومان تسهیلات برای خود اخذ می نماید!!"
همچنین این پایگاه در خبر دیگري آورده است: دکتر سهراب دل انگیزان استاد اقتصاد و عضو هیات علمی دانشگاه رازی کرمانشاه در گفتگویی با هفته نامه نقدحال گفته است : من وقتی به میلیاردها تومانی که صرف بنگاههای زودبازده در استان شد فکر می کنم به یاد داستان پینوکیو می افتم که سکه هایش را دفن کرد تا از آن درخت سکه بروید! و ما هم ۱۱ میلیارد تومان پول در استان دفن کرده ایم و به انتظار روئیدن درخت سکه نشسته ایم ! و باید سوال کرد که آیا سعی شد با این پول زنجیره ارزش ایجاد شود؟

|+|نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387 ساعت 8:25 بعد از ظهر توسط خيرالله اميريان |
آخرین نوشته ها
تریلیاردر حامی احمدی نژاد ، پشت پرده "تات"
کوروش بزرگ ذولقرنین نیست !!
کوتاهترین داستان دنیا
چگونه هدایای تبلیغاتی نفیس رایگان از شرکتهای بزرگ بین المللی دریافت کنید؟ کافیست ثبت نام نموده و تبل
بیانیه شماره 14 مهندس میرحسین موسوی در استانه 13 آبان
ورژن جدید الترا سورف نرم افزار عبور از فیلترینگ را از لینک های زیر دانلود کنید :
آزادی و بزرگداشت زنان در ایران باستان

حکم اعدام زنی که قصد دفاع از خود به هنگام تجاوز را داشت.
ترانه موسوی چهارم و اشتباه ناشیانه خبرگزاری فارس
آرشيو وبلاگ
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
بهمن 1386
دی 1386
موج سبز آزادی